نقش مادر در سوء تربيت فرزند:
داستانى را ملك الشعراى بهار در اين زمينه به نظم در آورده كه براى همه ، خاصه مادران پندپذير، بسيار آموزنده و عبرت انگيز است ، وى مى گويد:
والدين اربه روى فرزندان
نگشايند از فضائل در
ضرر اين جنايت آخر كار
باز گردد به مادر و به پدر
ملك الشعراء در اين داستان ، پسرى را كه از سوء تربيت مادر، راه دزدى سرقت را آموخته بود و كارش به جايى رسيده كه سرانجام به اعدام و به دار آويختن محكوم شده بود چنين بيان مى كند:
پسرش دست بازيده
هيبت مرگ بر دلش خنجر
خواننده قاضى زنامه عملش
دزدى اسب و شتر و استر
چوبه دار گفت كيفر اوست
بهر آسايش گروه بشر
در پاى دار جوان ، مادرش بر سر و سينه زنان به ميدان تاخت و پسرش را دست بسته و آماده اعدام ديد، گريبان چاك زد و فرياد برآورد، واى ، جوانم !!
جوان گفت : مادر زبانت را در دهانم بگذار تا بمكم و آرام گيرم .
مادر پير چانه پيش آورد
به دهانش زبان نمود اندر
پور بدبخت نيشها بفشرد
بر زبان عجو ز خاك بر سر
زير دندان زبان مادر كند
ريخت خون از دهان هر دو نفر
مادر از هوش رفت و فرزندش
گفت با مردم اى مهين معشر
جوان در خطاب به مردم گفت : به دشنام من لب مگشاييد كه شرح حالم را با مادرم بگويم : پدر من نوكر خانه اى بود با همه مهربانى خانواده اش را تاءمين مى كرد، دو ساله بودم كه پدرم مرد، مادرم با دو طفل صغير ماند، در دو سالگى اندك اندك تا دم دكان محله رفتم ، تخم مرغى از دكان دزديدم ، مادر چون ديد بر رخم خنده زد:
مادرم ديد و بر رخم خنديد
نه به من زد طپانچه و نه تشر
نه به من گفت اين عمل دزديست
شاخ دزدى فضاحت آرد بر
خنده مادر و خوشى او
پسرش را ز راه برد بدر
تا به اينجا كشيد بيضه دزد
كه شتر دزد گشت و غارتگر
لاجرم من زبان مادر را
قطع كردم چون اره شاخه تر
زانكه هست اين زبان بى معنى
قاتل من به معنى ديگر
اگر او عيب كار دزدى را
به من آموخته بود گاه صغر
كى به اين كار مى نهادم پاى
كى به اين دار مى كشيدم سر؟!
سوء تربيت مادر در دوران كودكى و اهميت ندادن به دزدى و سرقت هاى كوچك و بزرگ ، پسر را به آنجا كشاند كه شتر دزد شد و سرش به پاى دار رفت و آن بدنامى و غائله فراموش نشدنى را براى خود و خانواده اش به وجود آورد.
مادر موظف است اثر بدو واكنش كارهاى زشت و ناهنجار را به رخ كودكان بكشد و به آنها بفهماند كه در زندگى ناسالم و كارهاى خلاف و خطا بالاخره سر به رسوائى مى زند و فضاحت و وقاحت به بار مى آورد. در اسلام براى كودك در مقابل كارهاى زشتش تكليف شرعى مثل حد و تازيانه نيست ، ولى تاءديب و تنبيه مقرر شده است .
امام اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود:
لا حد على الاطفال ولكن يؤ دبون ادبا بليغا(41)
حد و حدود شرعى درباره اطفال بزهكار و گناهكار جارى نمى گردد، ولى بايد مجازات تاءديبى شوند. و با تنبيه و تهديد آنانرا از كارهاى زشت برحذر دارند. پدر، مادر، هرگونه بزهكاريها و برنامه هاى زشت من فرزند، از سوء تربيت و نادانيهاى اخلاقى و اعتقادى شما بوده است
