آیت الله امجد:
از آداب اسلام فاصله گرفتیم، به آداب اسلام برگردیم
ما باید خیرخواه کفار هم باشیم
ما می خواهیم امام زمان بیاید و به میل ما رفتار کند
در اختلافات زوجین ، اقوام به جای آتش فشانی ، آتش نشانی کنند
امجد تلاش برای بهتر شدن را وظیفه تمامی انسان ها دانست و گفت: تواضع این است که انسان در برابر حق خاضع باشد. انسان خوب انسانی است که خاضع و متواضع باشد و نگوید من بهترین هستم. ولی در عین حال می گوید خدایا من می خواهم بهترین شوم. «واجعلنا للمتقین اماما» می خواهم برای کل بشر سرآمد بشوم. کل بشر وظیفه دارند که سرآمد بشوند. خدایا من می خواهم بهترین شوم. اما تو هستی که می توانی مرا به آن جایی ببری که جبرئیل هم نمی تواند بیاید.
این استاد اخلاق با تذکر این که ما از آداب اسلام فاصله گرفتیم، در مورد حفظ رابطه با دوستان گفت: اگر من که رفیق تو هستم، رفتم کافر شدم، تو نباید رابطه ات را با من قطع کنی. چون اگر تو رابطه ات را با من ادامه دادی، ممکن است من برگردم.
وی شکل گیری برخی کارهای تازه را خوب دانست و متذکر شد نباید این کارها را اگر چه خوب هستند به شرع نسبت داد.
این استاد اخلاق با تذکر به نماز گفت: اگر این هفده رکعت را داشته باشی، همه چیز را داری. همین هفده رکعت انسان را به اوج انسانیت می رساند. انسانیتی که ملائکه آن جا پا نمی گذارند.
وی اضافه کرد: اگر دنیا می خواهید، نماز شب بخوانید. اگر آخرت هم می خواهید، نماز شب بخوانید. سه رکعت است. دو دقیقه طول می کشد. سیصد تا العفو هم نمی خواهد بگویید.
امجد بررسی زندگی علماء را به جهت فهم روش اخلاقی ایشان مفید دانست و گفت: زندگی نویسی علماء خوب است. اما در زندگی نویسی علماء مهم این نیست که آن عالم چند سالش بوده و کجا زندگی می کرده است. مهم این است که چه اخلاقی داشته.
در ذیل به برخی نکات که وی در جریان جلسه دیشب خود آن را بیان داشت، اشاره می رود:
*من وقتی عدالت خواه هستم که اگر حق دیگری را از من گرفتند و به او دادند، من خوشحال باشم. ما عدالت خواه نیستیم و اگر نه امام زمان می آمد. امام زمان می خواهد عدل را برقرار کند. ما می خواهیم امام زمان بیاید و به میل ما رفتار کند.
*هیچ جرعه ای شیرین تر از فرو بردن غیظ برای اهلش شیرین تر نیست. اگر غضبش را نمی تواند کنترل کند، جابجا شود، اگر نشسته است، بلند شود، اگر ایستاده، بنشیند. برود وضوء بگیرد، دو رکعت نماز بخواند.
*سلام در اسلام به این معنی است که ناموسش و جانش در امن است.
*اگر زن و شوهری با هم مشکل دارند، فامیل ها به جای آن که آنتش فشانی کنند، آتش نشانی کنند.
*خوبی ها را پخش کنیم و بدی ها را بپوشانیم.
*اخلاق اسلام این ها است:نرمخو باشیم. فروتن باشیم. انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق این هاست.
*شرح سید علی خان کبیر بر سجادیه غوغا است.
*خلق و خوی ما با مردم طیب باشد. لقاءالخلیل شفاءالعلیل.
* در فضیلت بر یکدیگر سبقت بگیریم.
*با دیگران با تفضل و کرامت برخورد کنیم و دیگران را سرزنش نکنیم.
*کسی را سرزنش نکنیم. از سنتت های خدا این است که اگر کسی دیگری را به خاطر انجام کاری سرزنش کند، خدا او را به همان کار گرفتار می کند.
*حق را بگوییم؛ اگرهم سخت باشد.
*کار خوب را کم بدانم.
*تمام زندگی ما باید با قرآن باشد. باید در دل ما قرآن باشد.
*تمام پیغمبر ها حرفشان یک کلمه است که ما بدی نکنیم. یک بدی، خرمن زندگی انسان را می سوزاند.
*کار تازه را نسبت به شرع ندهیم. اما کار تازه خوب است. اگر کسی بدعت خوبی گذاشت اشکال ندارد. اما نباید آن را به دین نسبت داد.
*اگر دنیا می خواهید، نماز شب بخوانید. اگر آخرت هم می خواهید، نماز شب بخوانید. سه رکعت است. دو دقیقه طول می کشد. سیصد تا العفو هم نمی خواهد بگویید.
*قول می دهم اگر کسی همین سه رکعت را بخواند، [به جایی می رسد که] در قنوت نماز وتر، دعای ابوحمزه ثمالی خواهد خواند. آقای بهجت می گفت پنجاه نفر در حرم بودند که در قنوت وترشان ابوحمزه می خواندند.
*اگر این هفده رکعت را داشته باشی، همه چیز را داری. همین هفده رکعت انسان را به اوج انسانیت می رساند. انسانیتی که ملائکه آن جا پا نمی گذارند. ما خودمان نمی خواهیم. ما خودمان نمی خواهیم در این کوچه برویم. بعضی هفت شهر عشق را گشته اند و ما هنوز در این کوچه نرفتیم.
*منبر همه اش ذکر است.
*خدایا؛ خلاف محبت تو انجام ندهم. کاری که تو خوشت نمی آید انجام ندهم. جایی که تو خوشت نمی آید نروم.
*خدایا؛ با کسانی که از تو فاصله گرفته اند، رفاقت نکنم.
*اگر من که رفیق تو هستم، رفتم کافر شدم، تو نباید رابطه را با من قطع کنی. چون اگر تو رابطه را با من ادامه دادی، ممکن است من برگردم.
*ملاقات با دوستان خوب است. به شرطی که غیبت و تهمت نشود.
*از آداب اسلام فاصله گرفتیم. به آداب اسلام و دین و حقیقت برگردیم.
*عجیب است. کسانی که اهل دعا کردن هستند، در مشکلات هم دست به دعا دارند. اما کسانی که اهل دعا کردن نیستند، در مشکلات هم دعا نمی کنند.
پس عادت کنیم به دعا که در وقت اضطرار هم دعا کنیم. در وقت ضرورت به غیر خدا متوجه نشویم.
*آخوند ملا حسین قلی یک بچه چوپان بود که در اثر اطاعت خدا به جایی رسید که سیصد انسان کامل تربیت کرد. انسان هایی که یکی از آن ها، آشیخ محد بهاری بود و یکی دیگر آسید احمد کربلایی-استاد آقای قاضی- بود.
*آقای طباطبایی وقتی اسم آقای قاضی را می آورد، حال به حال می شد.