صفحه 32 از 50 نخستنخست ... 2228293031323334353642 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 491

موضوع: سلامتى تن و روان

  1. Top | #311

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رضا

    رضایت و راضی بودن ، معنای روشنی دارد ، و آن این که هر چه به حکم مدبر حکیم ، اقتضا و تدبیر شده ، بنده بر آن تسلیم و رضا داشته باشد و شاید رضا مقامی برتر از صبر باشد; چرا که صبر ، تحمل بر مشکلات است ، اما رضا ، تسلیم و خشنودی است .
    رضا مثل دیگر صفات پسندیده ، از اسمای حُسنای پروردگار متعال است; چنان که در جوشن کبیر می خوانیم :
    «یا ذا العفو والرّضا!»
    (= ای صاحب بخشایش ورضا) و باز
    در همین دعا داریم «یا رضیّ!»
    (= ای راضی ترین) .
    از این رو ، ما که همه تلاشمان این است که در جهت اسمای او حرکت کنیم و محلّ تجلّی اسمای او قرار گیریم ، باید تلاش در جهت رسیدن به صفت رضا داشته باشیم ، تا محلّ تجلّی اسم رضا قرار گیریم .
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 14-08-2023 در ساعت 19:09
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #312

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    انسانِ خدا می داند که هرچه واقع می شود ، از مشیّت و اراده حق تعالی است و از روی علم و مصلحت اوست ، نه این که می داند ، بلکه می بیند :
    بی رضا او نیافتد ، هیچ برگ
    بی قضای او نیاید هیچ مرگ
    بی مراد او نجنبد هیچ رگ
    در جهان ز اوج ثریا تا سمک
    از دهان لقمه نشد سوی گلو
    تا نگوید لقمه را حق کادخلوا
    در زمینها ، آسمانها ، ذره ای
    پر نجنباند نگردد پره ای
    جز به فرمان قدیم نافذش
    شرح نتوان کرد و جلدی نیست خوش
    رضا ، مراتبی دارد :
    مرتبه اوّل :
    انسان به آنچه وارد شده ، ناخوش است ، اما به امید اجر خدا ، صبر می کند و این مرتبه ، مراتبی از صبر است .
    مرتبه دوم :
    انسان به آنچه وارد شده ، راضی است; زیرا آن را از حکم مدبر حکیم می داند .
    در بلا هم میچشم لذات او
    مات اویم مات اویم مات او
    مرتبه سوم :
    دراین مرتبه ، شخص به علت فزونی عشق و محبت به حق تعالی ، اصلا درک الم و مصیبت و بلا را نمی کند و حتی آن را نمی بیند ، و چون در مقام بی خودی است و با چشمی که از پروردگار وام گرفته (رسیدن به اسم رضا) به امور نگاه می
    کند .
    بنابراین ، خودی در میان نیست .
    میل خود را او همان دم سوخته است
    که چراغ عشق حق افروخته است
    دوزخ اوصاف او عشق است و او
    سوخت مر اوصاف را او مو به مو
    امضاء


  4. Top | #313

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و این مرحله عالی از رضا ، همان فناء فی الله است و در این مقام ، که مقام اولیای خداست ، او به اسم رضا رسیده است :
    چون قضای حق ، رضای بنده شد
    حکم او را بنده و خواهنده شد
    بی تکلف نی پی مزد و ثواب
    بلکه طبع او چنین شد مستطاب
    زندگی خود نخواهد بهر خود
    بلکه خواهد از پی حکم احد
    می گویند که انس بن مالک ده سال با پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) محشور بوده است .
    بعد از رحلت پیامبر ، از او پرسیدند درباره رسول الله .
    انس گفت :
    «کاری را که انجام دادم ، هرگز نفرمود چرا انجام دادی و کاری را که انجام ندادم ، نفرمود چرا به جا نیاوردی ، و آنچه بود ، نفرمود کاش نبود ، و آنچه نبود ، نفرمود کاش می بود و فقط می فرمود اگر مقدّر می بود ، می بود . »
    شکر
    شکر ، در لغت به معنی ثنا گفتن و تلافی کردن نعمت منعم ، با نیّت ، زبان و عمل است .
    شکر با نیّت :
    یعنی قصد تعظیم و بزرگداشت و ستایش صاحب نعمت ، و لازمه آن ، شناخت و علم به علل نعمت منعم است .
    شکر با زبان :
    اظهار این امر به زبان به گونه ای که با مقام منعم و مقدار نعمت او مناسب باشد .
    شکر در عمل :
    یعنی نعمت را در همان راهی که منظور
    نظر منعم است ، به کاربردن و در راه خلاف رضای منعم ، به کار نگرفتن .
    آنچه گفتیم ، قانون کلّی شکرگزاری است ، امّا شکرگزاری خدا ، با به کارگیری همه نعمتهای او میسّر خواهد بود .

    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 19-08-2023 در ساعت 18:23
    امضاء


  5. Top | #314

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در باره شکر نیز مثل دیگر صفات حسنه ، لازم به ذکر است که یکی از اسمای حُسنای خداوند متعال ، اسم «شکور» است; یعنی خدای متعال ، خود ، شاکر نفس خود است ، چرا که در واقع اوست فاعل خیرات .
    پس ، به اعتبار آن که احسان خود ذکر می کند ، شاکر است .
    و از طرفی ، چون هر عمل خیری ، به حول و قوّه اوست ، خداوند ، مشکور است (= شکر گفته شده) و شاید همین علّت آن باشد که به صیغه مبالغه ذکر شده است; یعنی شکور (= بسیار شکر کننده) و قرار شد که تلاش ما ، همه در رسیدن به آن اسمای خدا باشد ، و لذا جایگاه شکر را در رابطه با اسمای خدا به خوبی متوجه می شویم .
    به جای آوردن شکر خدا ، خود شکر است و این شکر ، شکری دیگر می طلبد ، و لذا در نهایت از شکر خدا عاجز هستیم ، و همین است که خداوند به موسی(علیه السلام) فرمود :
    «ای موسی! شکر به جای آور . »
    موسی عرض کرد :
    «پروردگارا! چگونه حق شکر تو را به جای آورم ، در حالی که هرگاه شکر تو را به جای می آورم ، این خود نعمتی است که شکری می طلبد؟!» خداوند فرمود :
    «با این معرفت ، شکر مرا به جای آوردی .
    »
    امضاء


  6. Top | #315

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و همین است که در قرآن کریم آمده است :
    (وإِن تعدّوا نعمت الله لا تُحصوها)
    واگر نعمت خدا را شماره کنید ، نمی توانید آن را به شمار درآورید .
    و همین است که حضرت علی(علیه السلام) در شروع نهج البلاغه می فرماید :
    ولا یُحصی نعمائه العادّون .
    و حسابگران هرگز نتوانند نعمت هایش را شماره کنند .
    و به همین دلیل است که خداوند در قرآن کریم می فرماید :
    (وقلیل من عبادی الشّکور)
    و اندکند بندگان شکرگزار من .
    هر بن موی من ار گردد دهان
    هر دهانش را بدی هفتصد زبان
    کی توان آیم برون از چند و چون
    آیم از یک عهده شکرت برون
    نشانه شکر این است که انسان ، نعمتهای بدنی و دنیوی ، که در اختیار دارد ، نسبت به آنها امانتدار باشد و تکلیف الهی خود را نسبت به آنها درست انجام دهد ، و این می شود شکر نعمت و اگر غیر از این عمل کند ، می شود کفران نعمت :
    (لئن شکرتم لأزیدنّکم ولئن کفرتم إنّ عذابی لشدید)
    اگر واقعاً سپاسگزاری کنید ، [ نعمت ] شما را افزون خواهم کرد ، و اگر ناسپاسی نمایید ، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود ،
    امضاء


  7. Top | #316

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    قناعت

    «اقتناء» عبارت است از اعتدال در مصرف مال و خرج کردن آن .
    این حالت ، حد وسط بین افراط و تفریط است .
    و با قناعت ، همین حالت حد وسط و اقتصاد ، مترادف است .
    قرآن کریم ضمن معرفی بندگان خوب خدا ، یکی از ویژگی های آنان را چنین بیان می فرماید :
    (والّذین إذا أنفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواماً)
    و کسانی اند که چون انفاق کنند ، نه ولخرجی
    می کنند و نه تنگ می گیرند ، و میان این دو [ روش ] حد وسط را برمی گزینند .
    قناعت را چنین نیز می توان بیان کرد که به آنچه داریم ، قانع و راضی باشیم و ضد قناعت حریص بودن است .
    سالک الی الله باید در روش زندگی خود ، به زندگی اولیای خدا و برگزیدگانش نگاه کند ، نه به روشهای دنیازدگان و زیاده طلبان در دنیا .
    کسی که به آنچه خدا داده ، خشنود است ، خود این صفت غنی بودن او خواهد بود ، و گفته اند :
    «عزّ من قنع وذلّ من طمع . »
    (= در قناعت عزت و در حرص ، ذلت است . )زندگی ماشینی عصر حاضر به گونه ای است که نیازها بسیار است ، و نیاز ، یعنی فقر ، و این یک فقر واقعی نیست; فقری است که در اثر نداشتن صفات خوب مثل قناعت ایجاد می شود و ما خود آن را به وجود می آوریم .



    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 26-08-2023 در ساعت 18:44
    امضاء


  8. Top | #317

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    توکّل

    توکل در لغت به معنای واگذار کردن کار به دیگران است و در اصطلاح شرع ، عبارت است از اعتماد کردن بر خداوند متعال در جمیع امور و تکیه بر اراده او و اعتقاد بر این که ، او مسبّب الأسباب است .
    البته ، این امر به معنای آن نیست که گمان کنیم وسایل ظاهری و طبیعی سببیّت ندارند ، بلکه این امر بدان معناست که ضمن توجه و امید خود به خدای متعال ، در تکلیف الهی خود هم نهایت کوشش و سعی را داشته باشیم و به مقدّرات الهی ینیز کام راضی باشیم .
    در قرآن کریم آیات متعددی در باره توکل داریم که به بعضی اشاره می شود :
    (وعلی الله فلیتوکّل المؤمنون)
    و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند .
    «إنّ الله یحبّ المتوکّلون»
    خداوند متوکلان را دوست دارد .
    (وأفوّض أمری إلی الله . . . فوقیه الله سیّئات ما مکروا)
    . . . پس خداوند او را عواقب سوء آنچه نیرنگ می کردند حمایت فرمود .
    (ومن یتوکّل علی الله فهو حسبه)
    وهر کس از خدا پروا کند ، [ خدا ] برای او راه بیرون شدنی قرار می دهد .
    در حقیقت ، در توکل سالک الی الله به فضای اسمای وکیل ، قیّوم وخیر الناصرین ، توجه دارد ، و آن کس که محلّ تجلّی اسمای خدا قرار گیرد ، به اصل توکل رسیده است که آن را می بیند که (کفی بالله ولیّاً)
    و(یوکفی بالله وکی)
    و (فهو حسبه) .
    یتوکل ، مکمّل تکلیف الهی ماست که ضمن این که در تکلیف الهی خود کام کوشا هستیم ، تضمین این تکلیف و آنچه در اختیار ما نیست ، در توکل تکمیل می شود .

    امضاء


  9. Top | #318

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    زهد

    زهد در لغت عبارت است از ترک و دوری کردن از چیزی .
    منظور از زهد در شرع مقدس عبارت است از :
    ملکه دوری از دنیا ، و عدم وابستگی قلب و بی اعتنایی به آن هر چند موارد حلال آن .
    زهد دو مرتبه دارد :
    اوّل :
    روی گرداندن از حرام و آنچه مورد نهی خداوند است .
    دوم :
    پرهیز از چیزهای حلال و مباح و جایز ، که خارج از حدّ منطقی و شرع و عقل باشد .
    و خلاصه ، زاهد کسی است که قلب خود را با دنیا گره نزند و
    علامت آن این است که هرگاه چیزی را از دست دهد ، یا چیزی به دست آورد ، هر دو را ابزار امتحان پروردگار خود می داند ، و در محنت ، شکر نعمت و در مشکلات ، اجر صبر را مواظب باشد ، نه خود آنها را هدف بداند ، بلکه بداند که آنها ابزاری بیش نیستند .
    در قرآن کریم درباره زهد داریم :
    (ولا تمدّنّ عینیک إلی مامتّعنا به أزواجاً منهم)
    و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [ و فقط ] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم ، دیدگان خود مدوز .
    منظور از این آیه ، نگاه توأم با گره زدن قلب است که ضد زهد می باشد و ترک این نوع نگاه ، زهد است .
    البته ، یادمان باشد که زهد ، قطع علاقه و مفتون نشدن است به دنیا ، در عین حال که در دنیا هستیم .
    زاهدی در لباس و موئی نیست
    زاهد پاک باش و اطلس پوش
    بنابراین ، ابزار را برای بهتر بندگی کردن ، به کار گرفتن ، نه تنها جایز و مطلوب است ، بلکه ترک کامل آنها با زندگی مطلوب این دنیا سازگار نیست و مذمّت شده است .
    فقط یادمان باشد که ابزار و وسایل ، اعتباریات هستند ، و وسیله امتحان ما و نزد ما امانتند ، خوب استفاده کردن و در حد منطق و عقل داشتن آنها ، بسیار خوب است; چرا که قرار است که با نردبان این دنیا ، به آن دنیا برسیم و در نهایت ، ابزار ، روزی از دست ما گرفته می
    شوند .
    پس ، قلب خود را به آنها گره نمی زنیم و آنها را هدف نمی کنیم .
    آیه 23 سوره حدید بر همین مبناست که می فرماید :
    (لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم)
    تا بر آنچه از دست شما رفته ، اندوهگین نشوید و به [ سبب ] آنچه به شما داده است ، شادمانی نکنید .
    ،
    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 29-08-2023 در ساعت 15:54
    امضاء


  10. Top | #319

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خوف و رجا
    معمولا سه نوع خوف داریم :
    اوّل _ خوف معمولی _ خوف از امری که به وقوع می پیوندد و دفع آن در توان ما نیست .
    باید با تلاش و صبر و توکل ، با آن برخورد کنیم .
    _ خوف از احتمالات ، که خلاف عقل است .
    _ خوف از پیشامدهایی که علت آن ، مربوط به خود ماست و در این مورد ، باید خود ما نهایت مراقبت را داشته باشیم که از وقوع آن با صحّت عمل خود پیشگیری کنیم .
    _ خوف بیجا ، که مربوط به وهم و خیال است و با کمک عقل و تفکّر برین ، باید از این نوع خوف رهایی یابیم .
    دوم _ خوف از گناهاناین نوع خوف ، از پی آمدهایی است که پس از انجام گناه ، چه در این دنیا و یا در آن دنیا ، گریبان ما را می گیرد .
    این نیز مربوط به خود ماست که با دوری از گناهان و دوری از اخلاق رذیله و با صحّت عمل می توانیم از این خوف نیز پیشگیری کنیم .
    سوم _ خوف از خداخوف از خدا ، که تحت نام «خشیّت» می آید ، با تفکر در عظمت پروردگار ، به انسان دست می دهد و منظور
    از خوف و رجا ، همین بحث است .
    اگر انسان در مقابل اسم جلال و قاهر و عادل خدا قرار گیرد ، حتماً حالت خوف ، که در قرآن «خشیّت» نامیده می شود ، به او دست می دهد .
    صفت خائف ، از صفات اولیای خداست و البته در عین خائف بودن به صفت رجا نیز می رسند ، و در حالت خوف و رجا ، توأم ، به سر می برند .
    رجا عبارت است از امیدواری و انبساطی که در دل به جهت امیداوری به خدا و قرارگرفتن در مقابل اسمای غفور و باسط و رحمن و رحیم حاصل می شود و عوامل این امیدواری تهذیب نفس ، اعمال نیکو و عبودیّت ماست .
    نتیجه این که ، انسانِ خدا باید در عین خائف بودن ، رجا نیز داشته باشد و همیشه باید در دل بنده مؤمن خدا ، موازنه بین خوف و جا باشد .
    خوف از خدای متعال ، بدون رجا ، و رجا بدون خوف هر دو مذمت شده است و همین است که در قرآن کریم می فرماید :
    (ویرجون رحمته ویخافون عذابه)
    و به رحمت وی امیدوارند و از عذابش می ترسند .

    امضاء


  11. Top | #320

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در روایتی از پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که خوف ، نگهبان قلب ، و رجا ، شفیع نفس است .
    کسی که خدا را بشناسد ، از او می ترسد و به او امیدوار است .
    کلام و سکوت
    خداوند در سوره الرحمن می فرماید :
    (خلق الانسان علَّمه البیان)
    انسان را آفرید ، به او بیان آموخت .
    «بیان» ، از مهمترین ابزاری است که انسان در اختیار دارد و باید مواظب باشد که
    از گفتار حرام دوری کند و گفتار بی فایده نیز نگوید .
    اما یادمان باشد که اصولا کلام زیاد ، وقتی رونق می گیرد که دل و ایمان به خاموشی می نشیند; زیرا اگر منِ مجازی سخن بگوید (که زیاد مایل است سخن بگوید) پُر می گوید و مخرّب ، و گاهی کلام ، جوشش باطن و منِ اصلی است .
    در این صورت ، بیشتر به دل و عمل می پردازد و با زبان میانه ای ندارد .
    کم گوی و گزیده گوی چون در
    تا ز اندک تو جهان شود پر
    و در منِ اصلی ، حالت انسان تحت فرمان عقل و تفکر بر من است و بیان ، بیان الهی است .
    ای خدا بنمای جان را آن مقام
    تا در او بی حرف می گوید کلام
    در این صورت ، بنده به جایی می رسد که خدا زبان او می شود یا با زبان وام گرفته از خدا سخن می گوید .

    ویرایش توسط مریم منتظر*خادمه مولای منتظران* : 04-09-2023 در ساعت 20:44
    امضاء


صفحه 32 از 50 نخستنخست ... 2228293031323334353642 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi