.:: بِسمِ اللهِ الَّذی شَاء اَن یَراهُ قَتیلاً ::.
نقــاشـــی خـــدا
خدا اراده كرده بود كه عشقُ نقاشی كنه
میخواست به زخم عاشقا باز هم نمك پاشی كنه
برای بوم نقاشیش كرب و بلا رو آفرید
با قلم موی قدرتش یه نقش دلربا كشید
اول نقاشی زدش نقشی به رنگ شور و شین
اولِ از همه كشید رو نیزهها سر حسین
برا نماد دلبری صورت اكبرُ كشید
نشون اوج بی كسی گلوی اصغرُ كشید
زد قلم مو رو توی خون یه گوش پاره رو كشید
تو دست قاتل حسین سر بریده رو كشید
نقشی زدش به بوم خود ز اوج غربت نبی
به رنگ تیره ی غروب رنگ كبود زینبی
با چشمای رباب خود معنی اشك و گریه رو
صفحه آخرم كشید قد خم رقیه رو
خدا تو بوم نقاشی عطر گل یاسُ كشید
برای امضا زدنش صورت عباسُ كشید
عباس علمدار حسین

















