موسم
و اکنون هنگام در رسیده است،
لحظه دیدار است،
ذی حجه است،
ماه حج،
ماه حرمت. جنگیدن، کینه ورزیدن و ترس.
زمین را، مهلت صلح، پرستش و امنیت دادهاند،
خلق با خدا وعده دیدار دارند،
صدای ابراهیم را بر پشت زمین نمیشنوی؟
و او در خانهاش ترا به فریاد میخواند،
دعوتش را لبیک گوی!
پس اکنون که در "دار عمل" هستی خود را برای رحلت به " دار حساب " آماده کن،
مردن را تمرین کن، پیش از آنکه بمیری، بمیر.
حج کن!
به میقات رو،
و با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری.
سکونت!
سکون!
حج نفی سکون.
چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ.
حج: جاری شو!
هجرت از "خانه خویش " به " خانه خدا"،"
خانه مردم"!