63 - الهى انّك تعلم انّى و ان لم تدم الطّاعة منّى فعلا جزما فقد دامت محبة و عزما.
((لطيف پروردگارا! تو مى دانى اگر چه حالت توجه و نيايشم دوامى ندارد، ولى محبت و اشتياق توجه به سوى تو را هميشه در نهانخانه دل مى پرورانم .))
زبانم هميشه گوياى حمد و ثناى تو نيست ، ولى آنگاه كه با سوز و گداز به مقام شامخ ربوبى ات متوجه گشته و چند كلمه از اعماق جانم به عنوان ستايشت برمى آورم ، مانند اين است كه در همه حال و در همه لحظات زندگى ، درى غير از در بارگاه تو نزده ام و سخنى با غير از تو نگفته ام .موجهاى بى كران محبتت در درونم به حركت در مى آيد و با نوسان ها بر غوغاى تمايلات و آرزوهاى حيوانى ام ، سينه به سينه به مبارزه برمى خيزد.
من ناظر اين پيكارم ؛ چه پيكار جدى و چه رو در رو ايستادن وحشتناكى ! من پيروزى موج هاى محبتت را با حسرت جانكاه آرزو مى كنم . مى خواهم اين موج ها را با حسرت جانكاه آرزو مى كنم ، مى خواهم اين موج ها تا آخرين نفس در درونم از وزش نسيم هاى مهر و محبتت به حركت در آيند، اما نمى دانم چرا و به چه علت دوباره اين موجهاى الهى به تدريج رو به سكوت و خاموشى وحشت انگيز گراييده ، جاى خود را براى توهمات و خيالات پوچ و بى اساس خالى مى كنند
اينك ، پيروزى آن هيجان هاى الهى ام را از تو مى خواهم ، نجات اين هماى سعادت ابدى را كه در زير پنجه هاى نيرومند كركس هاى تمايلاتم دست و پا مى زند، از تو مى جويم .
آخر اى خداى مهربانم ! چه مى شود اگر روزى فرا رسد، پيش از آنكه چشمه سار دائم الجريان روحم به خشكى گرايد، و پيش از آنكه كوشش هاى جدى ام براى دريافت كشش به سوى تو بى نتيجه بماند، نسيمى از ابديت به اقيانوس مضطرب روحم بوزد و ببينم يك موج نهايى از وزش اين نسيم سر كشيده و:
64 - الهى كيف اعزم و انت القاهر و كيف لا اعزم و انت الامر؟
مى رود بى بانگ و بى تكرارها
تحتها الانهار تا گلزارها
((خداى من ! چگونه تصميم قاطعانه بگيرم ؟ در حالى كه تو پيروز مطلقى ، چگونه تصميم نگيرم ؟ در حالى كه خود دستور به تصميم داده اى ؟))
نيت ها و تصميم هاى ما درباره هر كارى كه مى خواهيم انجام بدهيم ، اگر غفلت از حقيقت امور داشته باشيم ، به استقلال و خودپرستى مى انجامد، در صورتى كه :
((عنان تمام امور به دست قدرت اوست و همه حوادث و موجودات از او كمك مى گيرند.))
ازمّة الامور طرّا بيده
و الكلّ مستمدّة من مدده
و لا تقولنّ لشى ء انى فاعل ذلك غدا الا ان يشآء الله .
((درباره هيچ چيز مگو كه من آن را فردا انجام خواهم داد، مگر اين كه آن را به مشيت خداوندى مربوط بسازى .))
اگر هيچ گونه تصميمى به كار نبنديم و هيچ كارى را اراده نكنيم ، بدون شك خلاف مشيت و دستور او خوهد بود. زيرا او خود فرموده است :
و ان ليس للانسان الا ما سعى و انّ سعيه سوف يرى
((هيچ چيز براى انسان به جز كوشش او وجود ندارد و او نتيجه كوشش خود را به طور حتم خواهد ديد.))
پروردگارا، اگر ((من )) بگويم ، مخالفت قيوميت و پيروزى مطلق تو است و اگر ((تو)) بگويم ، مسؤ وليت را منكر شده ام .
خداوندا، لطف و عنايتت را شامل حال ما فرما و آن قدرت را به ما ارزانى كن كه درك كنيم تويى قادر مطلق ، و تويى بخشنده قدرت ها، و ماييم موجودى كه در بهره بردارى از آن نيروها بايد بكوشيم و از آنها حداكثر بهره بردارى را انجام بدهيم .





نقل قول
