صفحه 4 از 15 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 146

موضوع: اشعار و پیامک های شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها(1401)

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    صدف چشم من از داغ تو گوهر بارست
    چه کنم؟! کار علی بی تو به عالم، زارست!


    اشتیاق تو مرا می‏کشد از خانه برون
    ور نه از خانه برون آمدنم، دشوارست!

    موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم
    دیده‏ی زینب تو مات در و دیوارست!


    به گواهی شب و، زمزمه‏ی مرغ سحر
    اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدارست

    روز در خانه، پرستار حسین و حسنم
    کمکم کن! که نگهداری شان دشوارست!


    یاد آن روز که با زینب تو می‏گفتم:
    دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمارست!

    چاه داند که به من، عمر چه ِسان می‏گذرد
    قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیارست


    بشنو از شاعر (ژولیده)، تو راز دل من
    صدف چشم من از داغ تو، گوهر بارست

    ژوليده نيشابوري




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************








  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    میان دود وآتش زند ناله زنی زار
    بیا فضه مدد کن شده زهرا گرفتار

    در بیت پیمبر به ضرب کین شکستند
    شدم آزرده پهلو میان درب ودیوار


    خدایا کودک من در این غوغا فدا شد
    گل نشکفته من شده پرپر به گلزار

    علی را دست بسته به مسجد می کشانند
    نگاه شرمگینش بمانده بر من زار


    مگر رفته پیمبر زیاد اهل یثرب
    که تنها یادگارش دهند اینگونه آزار

    چه رسمی باشد اینجا، که بعد مرگ بابا
    اسیر ظلم دونان شود دخت عزادار


    بود مرگم دعایم خدایا کن اجابت
    که هستم بعد بابا زدنیا سیر وبیزار

    شاعر : اسماعیل تقوایی




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    فاطمه، فاطمه، فاطمه

    مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری
    کدامین کوچه دارد داغ مـرگ مادری
    مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه
    کـــجا گــــشـته خـــزان، بـهار فاطمه

    فاطمه، فاطمه، فاطمه

    مدینه کوچه هایت بــوی زهرا می دهد
    نشان از غربت شبهای مـولا می دهد
    مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه
    کـــجـا گــشتـه خـــزان، بــهار فاطمه

    فاطمه، فاطمه، فاطمه

    مــدینه در کدامین کوچه زهرا را زدند
    کجا در پیش طفلان یار مولا را زدند
    مـــگر آنــجا علی، دو دستش بسته بود
    کــه زهـــرا نـــالــه دلــش آهسته بود

    فاطمه، فاطمه، فاطمه

    سکوتت ای مدینه می زند بر جان شَرر
    سخن بــا ما بگو از قصه دیوار و در
    بـــــگو از غــــربت امـــــــیر المومنین
    بـــگـو شــد فــاطـمـه کجا نقش زمین

    فاطمه، فاطمه، فاطمه

    مـــــــدینه ای گـــــواهِ اشک پنهان علی
    به دامانت نهان شد دستـه گلهای علی
    مــــــــدینه کــــــــو بلال، بگوید تا اذان
    شـــده وقـــت نــماز، پیمبر را بخوان

    فاطمه، فاطمه، فاطمه


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    March 2011
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    31,866
    صلوات
    3655
    دلنوشته
    20
    3
    تشکر
    54,378
    مورد تشکر
    92,614 در 31,346
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
    کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

    نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...
    نوشت نام تو را، نام آشنایی که -


    پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
    و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

    نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
    نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد


    نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
    دلیل خلق زمین و زمان معین شد

    نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
    غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است


    نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
    ز درک خاک مقام فراتری دارد

    خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
    درون خانه بهشت معطری دارد


    پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
    برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

    چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
    و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست


    و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
    و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

    خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
    گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را


    که گرد چادر تو آسمان طواف کند
    و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

    ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
    که این شکوه جهان را پر از عفاف کند


    کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
    مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

    در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
    و وصف مردمش الهاکم‌التکاثر بود


    درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
    شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

    بهشت عالم بالا برایت آماده است
    حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است


    به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
    علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

    چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
    به نان خشک علی ساختی، به جان علی


    از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
    اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم-

    به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
    کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم


    شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
    و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

    به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
    و مادری کن و این بار هم اجازه بده

    به افتخار بگوییم از تبار توایم
    هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم

    اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
    کنار حضرت معصومه[س] در کنار توایم


    فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست
    "کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست"


    حمید رضا برقعی



    امضاء

    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را
    با گریه می بینم غروب آخرت را


    من التماس لحظه های درد هستم
    آیا نگاهی می کنی دور و برت را؟

    دست مرا بستند و پشتم را شکستند
    می بینی آیا حال و روز حیدرت را؟


    حالا که روی پای من از حال رفتی
    فهمیده ام اوضاع و احوال سرت را!

    پروانه حرف عشق را هرگز نمی زد
    می دید اگر یک مشت از خاکسترت را


    افتاده ام پشت درِ قفل نگاهت
    واکن دوباره چشمهای نوبرت را

    بر زانوی تنهایی خود سر گذارم
    وقتی ندارم بر سر زانو سرت را



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. تشكر


  8. Top | #36

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    گذشته نیمه اى از شب، دریغا
    رسیده جانِ شب بر لب، دریغا


    چراغ خانه مولاست، خاموش
    که شمع انجمن آراست خاموش


    فغان تا عالم لاهوت مى رفت
    به روى شانه ها، تابوت مى رفت


    على زین غم چنان مات ست و مبهوت
    که دستش را گرفته دست تابوت!


    شگفتا! از على، با آن دلیرى
    کند تابوت زهرا، دستگیرى!


    به مژگان ترش یاقوت مى سُفت
    سرشک از دیده مى بارید و مى گفت


    که: اى گل نیستى تا بوت بویم
    مگر بوى تو از تابوت بویم


    جدا از تو دل، آرامى ندارد
    على بى تو دلارامى ندارد


    چنان در ماتمش از خویش مى رفت
    که خون از چشم غیر و خویش مى رفت


    که دیده در دل شب، بلبلى را
    که زیرِ گل نهان سازد گلى را


    ز بیتابى، گریبان چاک مى کرد
    جهانى را به زیر خاک مى کرد


    على با دست خود، خشت لحد چید
    بساط ماتم خود تا ابد چید


    دل خود را به غم دمساز مى کرد
    کفن از روى زهرا باز مى کرد


    تو گویى ز آن رخ گردیده نیلى
    به رخسار على مى خورد سیلى!


    از آن دامان خود پر لاله مى کرد
    که چون نى، بندبندش ناله مى کرد


    على، در خاک زهرا را نهان کرد
    نهان در قطره، بحر بى کران کرد


    گُل خود را به زیر گِل نهان دید
    بهار زندگانى را، خزان دید


    شد از سوز درون، شمع مزارش
    على با آب و آتش بود کارش!


    چنان از سوز دل، بیتاب مى شد
    که شمع هستىِ او، آب مى شد


    غم پروانه اش، بیتاب مى کرد
    على را قطره قطره آب مى کرد

    چو بر خاک مزارش دیده مى دوخت
    سراپا در میان شعله مى سوخت


    مگر او گیرد از دست خدا، دست
    که دشمن بعد او، دست على بست

    استادمجاهدی




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. تشكر


  10. Top | #37

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    شد حرمت بیت خدا شکسته
    خاکم به سر ، این در چرا شکسته

    آل کسا در این سرا چو جمعند
    شد حرمت آل کسا شکسته

    مرآت حق نماست قلب آنان
    سنگ جفا ، آئینه ها شکسته

    این در چو قبله گاه جبرئیل است
    باب حریم کبریا شکسته

    اینجا ملک اذن ورود گیرد
    از چیست باب این سرا شکسته؟

    چون خانه ی مولود کعبه اینجاست
    شد حرمت بیت خدا شکسته

    این خانه بیت رحمت الهی ست
    دشمن چرا این باب را شکسته

    مابین این دیوار و در خدایا
    آئینه احمد نما شکسته

    زهرا بُوَد چون بضعه ی پیمبر
    زین ضربه صدر مصطفی شکسته

    از کشتن ششماهه محسن او
    قلب علیّ مرتضی شکسته

    بر سینه دست غم چگونه کوبد؟
    چون سینه ی صاحب عزا شکسته




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. تشكر


  12. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدير ارشد انجمن چند رسانه ای
    تاریخ عضویت
    August 2014
    شماره عضویت
    7103
    نوشته
    7,709
    صلوات
    5000
    دلنوشته
    24
    طـاقتم طاق شـــــد و از تو نیامــــــد خبری...
    تشکر
    26,141
    مورد تشکر
    15,182 در 6,458
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شیشه ی عطر خدا خورد به دیوار شکست
    عرش لرزید و ترک خورد و ... دل یار شکست !

    ناگهان صاعقه زد ، همهمه در باغ افتاد
    شاپرک خم شد و در سینه ی او خار شکست !

    کوثر ی سرخ تر از زخمی دردش جوشید

    سوره ی نور میان در و دیوار شکست

    آفتابی کف آن کوچه زمین افتاد و
    بغض این پنجره در لحظه ی دیدار شکست

    چه کسی دیده که خورشید به تاراج رود ؟
    آسمان زخمی و توفانی و تبدار شکست

    آه ... این ماه به پیشانی شب آه کشید
    دست آیینه که از کینه ی زنگار شکست

    باز هم آب به پهنای جهان بی تاب است

    قلب شب از تپش گریه ی « آبار » شکست

    « محرم یک حرم و از همه بیگانه شد و ... »
    « هر که شد محرم دل در حرم یار »
    .
    .
    .

    شکست !!


    فخرالسادات موسوی



    امضاء
    .
    .



    اللهمّ عجّل لولیّک الفرج


    .

  13. Top | #39

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    دود بود و دود بود و دودبود
    گل ميان آتش نمرود بود

    شعله مي پيچيد برگرد بهار
    خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار

    يك طرف گلبرگ اما بي سپر
    يك طرف ديوار بود و ميخ در

    ميخ ياد صحبت جبريل بود
    شاهد هر رخصت جبريل بود

    قلب آهن را محبت نرم كرد
    ميخ از چشمان زينب شرم كرد

    شعله تا از داغ غربت سرخ شد
    ميخ كم كم از خجالت سرخ شد

    گفت با در رحم كن سويش مرو
    غنچه دارد سوي پهلويش مرو

    حمله طوفان سوي دود شمع كرد
    هرچه قوت داشت دشمن جمع كرد

    روز رنگ تيره ي شب را گرفت
    مجتبي چشمان زينب را گرفت

    پاي ليلي چشم مجنون مي گريست
    ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست

    جوي خون نه تا به مسجد رود بود
    دود بود ودود بود و دود بود

    سروده حسن لطفي





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  14. Top | #40

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,459
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب
    تـمــام غـصــه عـالم نشسته در محراب

    نگـــاه کــن کــه بـبـیـنـی چگـــونه مــی‌بارد
    مـصـیـبــت از در و دیــوار خـــانــه اربــاب

    بــرای غسل شــب قـــدر آمــده امـــشب
    فـقـط خــدا و رسولـش به منـزل مهتاب

    بــنــای زنــدگـی اش را بــه آب مــی‌شــوید
    الهی صبــر علـــی را بـه فاطمـه دریاب

    بـه قـطره قـطره سرشکش دخیل می‌بندد
    بر آن ضریح کبود و شکسته و بــی‌تاب

    چـه آبــها کــه سراسیمه غسل می‌کردند
    بـرای آن کـه نـمانـد در آن بـدن خـوناب

    چــه مــی‌رسد بــه علی از مرور خاطره‌ها
    که ناله‌های صبورش ندارد امشب تاب

    رحمان نوازنی


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 4 از 15 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi