صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 94

موضوع: شادی و نشاط

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    در عالم محبت و یگانگی

    کسی که اخم می کند، یا از قضا و قدر خدا ناراحت است، یا از چیزهایی که خدا به او داده، یا نداده است پکر است. چرا باید پکر باشد؟ از چیزهایی که خداوند به او عنایت فرموده است، باید خوشحال باشد.
    قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَلْیَفْرحُوا؛(1) به فضل و رحمت خداوند است که اهل ایمان باید شاد شوند.
    امام های ما مظهر فضل و رحمت الهی هستند، باید به آن ها، به ولایت و ارتباط با آن ها شادمان بود. اصحاب امام حسین علیه السلام چقدر شاد و بانشاط بودند. با یکدیگر شوخی می کردند. امیرالمؤمنین علیه السلام گاهی با سلمان شوخی می کردند، پیامبر خدا با امیرالمؤمنین علیه السلام و اصحاب شوخی می کردند. اصحاب هم با پیامبر شوخی می کردند. عالم محبت و یگانگی، نشاط و شادابی می آورد.





    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    قدر نعمت های الهی

    کسانی که با دستگاه خداوند و اهل بیت علیهم السلام ارتباط و آشنایی دارند و نعمت های خداوند را قدر می دانند، به آنچه خداوند به آنان عنایت فرموده است، شادمان اند.
    ما چنین خدایی داریم. چرا شادمان نباشیم؟! خدایی که «ارحم الرحمین؛ مهربان ترین مهربانان» است، خدایی که «اجود الاجودین؛ بخشنده ترین بخشنده ها» است، خدایی که «اکرم الاکریم؛ کریم ترین کریم ها» است، خدایی
    ص: 53
    ________________________________________
    1- 1. سوره یونس، آیه 58.
    که «غفار الذُّنوب؛ بخشنده گناهان» است، خدایی که «ستار العیوب؛ پوشاننده عیب ها» است، خدایی که «ملجأ الهاربین؛ پناه گریزندگان» است. آیا این با وجود این خدا، نباید شاداب و بانشاط باشیم؟!
    وقتی انسان چنین خدایی دارد، چرا شاد نباشد! با وجود پیامبری که «رحمه للعالمین؛ رحمت برای همه جهانیان» است، چرا شاد نباشیم. این است که خداوند فرموده است:
    اَلا اِنَّ اَوْلیاءَ اللهِ لاخَوْفٌ عَلَیْهِم وَلا هُمْ یَحْزنونَ؛(1) آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند.
    اندوه در دوستان خدا راه ندارد. جز نشاط و شادی و خرمی در وجودشان چیزی نمی یابی. چون با سرچشمه همه خوبی ها ارتباط و اتصال دارند، نه اندوهی دارند و نه خوف و ترسی.



    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    غم و شادی اهل دنیا

    ارتباط با اهل بیت علیهم السلام و حضور در مجالس آنان نیز شادی بخش است. شما دعای کمیل می خوانی، گریه می کنی، ولی بعد از آن احساس سبکی و فرح و شادی می کنید. حاج آقای دولابی می فرمودند: اهل دنیا غمشان غم است و شادی آن ها هم غم است. یعنی غم و اندوه در آن نهفته است. کسانی که به دنبال پول و مقام و شهرت اند، به دنبال دنیای صرف اند، شادی شان غم است، چون شادی آن ها اساس ندارد و پایدار نیست، بلکه همیشه در معرض آفت و تمام شدن است.
    اگر پول گیر بیاورد، غصه می خورد که چرا کم است. اگر به مقامی دست
    ص: 54
    ________________________________________
    1- 1. سوره یونس، آیه 62.
    پیدا می کند، نگران است که به آن آفت نخورد و آن را از دست ندهد.
    یکی از اساتید می گفت: در نجف اشرف در کنار حرم امیرالمؤمنین علیه السلام درس می خواندیم و خوش بودیم. در کنار قبر آن حضرت شادی و سرور خوابیده است. حرم حضرت امیر علیه السلام همه سرور و بهجت است.
    یک روز یک تاجر ایرانی به دیدن ما آمد. ما هم غذای بسیار ساده ای داشتیم. به من گفت: حاج آقا، من به حال شما غبطه می خورم. شما در اینجا یک زندگی دارید و با غذای بسیار ساده گذران می کنید، ولی خوش و خرم هستید و من با این که پول و ثروت فراوان دارم و همه امکانات رفاهی در اختیار من است، بدبختم. یک نمونه آن این است که من در تهران تجارت مفصلی دارم.
    یک روز شخصی به من زنگ زد که صد تن پنبه دارم، شما نمی خواهید؟ گفتم: صد تن خیلی زیاد است. ده تن آن را می خواهم. با یک تلفن ده تن پنبه خریدم. بعد از چند روز قیمت پنبه دو برابر شد. از این اتفاق شب خوابم نبرد و تا صبح قدم می زدم. می گفتم: چرا نود تن بقیه را نخریدم؟!
    نمی گوید در ده تن چقدر سود کرده است. اصلاً اعتنا و توجهی به آن ندارد. دنبال بقیه آن است. می گوید: چرا بیشتر از این پول گیرم نیامده است.
    غم اهل دنیا غم است، شادی¬شان هم غم است. اگر سود کرده است، باز به سرش می زند که چرا بیشتر سود نکرده است. ظاهرشان فریبنده است. در باطنِ کارشان که فرو روی، می دانی چه غم های سنگینی سرِ دلشان هست.



    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    غم و شادی اهل آخرت

    اما اهل آخرت برای امام حسین علیه السلام گریه می کنند. و بعد از گریه احساس سرور و فرح می کنند. این ها اختیاری نیست. گریه برای امام حسین علیه السلام گناهان را شست و شو می دهد و انسان را سبک و روح را آزاد می کند.
    ارتباط با اهل بیت علیهم السلام موجب سرور و شادی است. همه مجالس اهل بیت شادی آفرین است. در مجالس سرورشان شادی است و در مجالس عزایشان نیز شادی نهفته است.
    یکی از خاصیت های زیارت امام حسین علیه السلام هم این است که انسان پس از زیارت با دلی شاد به وطن خویش باز می گردد. و این خاصیت ارتباط با اهل بیت علیهم السلام است.
    خود امام حسین علیه السلام فرمودند:
    اَنَا قَتیلُ الْعَبَرهٍ قُتِلْتُ مَکْرُوباً وَ حَقیقٌ عَلَیَّ اَنْ لا یَأتینی مَکروبٌ قَطُّ اِلّا رَدَّهُ اللهُ وَ اَقْلَبَهُ اِلی اَهْلِهِ مُسْ_روراً؛(1) من کشته گریه ام، در اندوه به شهادت رسیدم و سزاوار و شایسته خداوند است که هر اندوهگینی را که به زیارت من می آید، با دلی شاد و خوشحال به اهلش باز گرداند.
    خاصیت اشک بر حضرت سید الشهدا علیه السلام و زیارت آن حضرت سرور و شادی است. خداوند چنین خواسته است.



    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    پیک خدا


    اهل آخرت در غمشان هم شادی نهفته است. به قول حافظ:
    چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
    م_ا ب_ه امید غم_ت خ_اطر ش_ادی داریم
    دل هایی که از دنیا و گناه کنده شده است، شاد است. غمی که ما را به خدا برساند، پیک خداست. می آید دل ما را جمع کند تا ببرد. آن خاطری که
    ص: 56
    ________________________________________
    1- 1. کامل الزیارات، ص 109؛ ثواب الاعمال، ص 98؛ بحارالانوار، ج 44، ص 279.
    از دنیا و پول و مقام بیرون می آید، شاد است. فیض کاشانی چه زیبا سروده است:
    گفتم مرا غم تو بهتر ز شادمانی استگفتا که در ره ما غم نیز شادمان است
    در غم خدا و امام زمان هزاران شادی خوابیده است. در غم آخرت شادی خوابیده است. این همان غمی است که امیرالمؤمنین علیه السلام زیبنده عاقلان دانسته است. فرمود:
    العاقِلُ مَهْمُومٌ مَغمومٌ؛(1) انسان خردمند همواره اندوهناک و غمگین است.
    یعنی همیشه نگران آخرت و به فکر حیات ابدی خویش است. آن دور دست ها را نگاه می کند و در فکر ساختن آینده جاودان خویشتن است. این غم، ممدوح و پسندید و سازنده و کمال بخش است؛ در این غم هزاران شادی نهفته است.
    اگر کسی اهل آخرت شد، در غم او هم شادی است. چون غمش زیربنای یک شادی ابدی و همیشگی است. یک شادی که نظیر آن را در دنیا نمی توان یافت. اگر گناه کرده ام و از گناه خود غمگین هستم، این غم شادی بخش است.
    از این که از گناه ناراحت و غمگین می شوم، باید خوشحال باشم. گناه شادی ندارد. اگر از گناه کردن خوشحال باشم، این علامت سقوط من است.
    می گویند: حجاج جوان های هاشمی را می کشت و از آن لذت می برد. اما دوست اهل بیت علیهم السلام از گناه ناراحت می شود و از این که از گناه ناراحت و
    ص: 57
    ________________________________________
    1- 1. عیون الحکم و المواعظ، ص 31؛ تصنیف غرر الحکم، ص 53.
    غمگین می شود، خوشحال است. غم هایی که جهت خدایی دارد، در آن کمال و شادی است.




    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نهی از شادمانی در قرآن

    ممکن است کسی بگوید: در برخی از آیات قرآن آمده است که خوشحال و شادمان نباشید، یا این که کمتر بخندید و بیشتر گریه کنید. و این با مبنای اصالت فرح و شادی سازگار نیست. چنان که در سوره قصص چنین آمده است:
    لا تَفْرَحْ اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ؛(1) شادمان مباش که خداوند شادی کنندگان را دوست نمی دارد.
    در پاسخ باید گفت: این آیه در باره قارون و خطاب به اوست. قارون پول و ثروت نامشروع فراوانی به دست آورده بود و به آن می بالید و آن را مایه فخر فروشی به دیگران و فساد در روی زمین قرار داده بود.
    اطرافیان و قومش به او گفتند: «لاتفرح»، یعنی به این ثروت نامشروع خود که مایه هلاک و فساد توست، دلخوش نباش؛ که خداوند کسانی را که به دنیا و ثروت های نامشروعشان دلخوش دارند، دوست ندارد.
    البته انسان نباید به پول و مقام و ریاست حلال دنیا دلخوش باشد، چه رسد به این که همه این ها نامشروع و مایه فساد و هلاکت او باشد. چون دنیا و همه تعلقات دنیوی از شهرت و ریاست و پست و مقام، همه از بین رفتنی است، مگر این که پلی برای ثواب آخرت باشد.
    این آیه می گوید: به دنیا و مظاهر دنیوی شادمان نباشید، چون یک روز
    ص: 58
    ________________________________________
    1- 1. سوره قصص، آیه 76.
    همه را از شما می گیرند. اگر همه دنیا را هم داشته باشید، بالاخره یک روز باید بگذارید و بروید و جای دلخوش داشتن به آن نیست.
    بنابراین، آیه مربوط به قارون و به خاطر شادمان بودنش به ثروت های نامشروع است.
    در آیه ای دیگری چنین آمده است:
    فَلْیَضْحَکُوا قَلیلاً وَلْیَبْکُوا کَثیراً؛(1) پس باید کم بخندند و بسیار بگریند.
    این آیه نیز درباره منافقین است که به مخالفت با رسول خدا بر آمدند و نه تنها خودشان در جهاد شرکت نمی کردند، بلکه مردم را تشویق می کردند که پیامبر خدا را در جنگ ها همراهی نکنند. می گفتند: «در این گرما بیرون نروید.» خداوند در پاسخ به آنان به پیامبرش می فرماید:
    قُلْ نارُ جَهَنَّمَ اَشَدُّ حَرّاً لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ فَلْیَضْحَکُو قَلیلاً وَلْیَبْکُوا کَثیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ؛(2) بگو: اگر دریابند، آتش جهنم سوزان تر است. از این پس به جزای آنچه به دست می آورند، کم بخندند و بسیار بگریند.
    اگر خداوند می گوید کم بخندند و زیاد گریه کنند، این درباره منافقین است و به خاطر رفتار نفاق افکنانه آنان و آتش سوزان جهنمی است که در انتظار آنان است.
    مرحوم شهید بهشتی نقل می کنند که ما در جوانی بانشاط و سرحال بودیم. استادی داشتیم که یک مقدار خشکه مقدس بود. یک روز آمد دید ما در حال شوخی و خنده و خوش و بشیم. به ما نهیب زد که چرا می خندید؟
    ص: 59
    ________________________________________
    1- 1. سوره توبه، آیه 82.
    2- 2. همان، آیه 81 و 82.
    مگر خدا نگفته است که «فَلْیَضْحَکوا قَلیلاً وَلْیَبکوا کَثیراً؛(1) باید کم بخندند و زیاد گریه کنند».
    گفت: ما جا خوردیم که خدا در قرآن به ما فرموده است کم بخندید؟! این شد که اولین تحقیقم را در آیات قرآن و روایات روی همین موضوع شروع کردم. دیدم این آیه درباره جهنمی هاست که باید زیاد گریه کنند و کم بخندند. کسانی که در جنگ تخلف کرده بودند و خداوند به آنان وعده آتش داده بود.
    بنابراین، اندوه پدیده ای مذموم است و باید آن را بر طرف ساخت و جای آن را به شادی سپرد. اگر غم و اندوه چیز خوبی بود، برای زدودن آن این همه ارزش گذاری نمی شد.
    ص: 60
    ________________________________________
    1- 1. سوره توبه، آیه 82.





    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گفتار سوم: اندوه سازنده

    اشاره

    اِنَّ اللهَ تعالی اطَّلَعَ اِلَی الاَرْضِ فَاخْتارنا وَاخْتارَ لَنا شیعَهً یَنْ_صُرونَنا وَ یَفْرَحونَ لِفَرَحِنا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا و یَبْذُلُونَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَموالَه_ُمْ فینا فَاُولِئکَ مِنّا وَ اِلَینا؛(1) به درستی که خداوند بلند مرتبه توجهی به زمین کرد و ما را برگزید و برای ما نیز پیروانی برگزید که ما را یاد می کنند و برای شادی ما شاد، و برای اندوه ما اندوهگین می شوند و جان ها و مال های خودشان را در راه ما نثار می کنند. آنان از ما و به سوی ما هستند.
    عطای بزرگ تر
    یکی از برتری های پیامبر خاتم بر سایر انبیا، ذکر صلوات است که خداوند به پیامبر اسلام اختصاص داده است.
    از امام موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده است که یک نفر یهودی به محضر مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام رسید و درباره فضیلت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم بر سایر انبیا علیهم السلام پرسید و گفت: حق تعالی فرشتگان را به سجده آدم علیه السلام امر کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
    ص: 63
    ________________________________________
    1- 1. الخصال، ج 2، ص 635؛ شرح آقا جمال خوانساری بر غرر الحکم، ج 2، ص 668؛ بحارالانوار، ج 65، ص 18.
    وَ قَدْ اَعْطَی اللهُ مُحَمَّداً صَلَّی الله علیه و آله اَفْضَلَ مِنْ ذلکَ وَ هُوَ اَنّ الله صَلّی عَلَیه وَ اَمَرَ ملائِکَتَهُ اَنْ یُصَلُّوا عَلَیهِ وَ تَعَبَّدَ جَمیعَ خَلْقِهِ بِالصَّلاهِ عَلَیهِ اِلی یَومِ القیامَهِ؛ خداوند برتر از آن را به محمد صلی الله علیه و آله و سلم کرامت نمود؛ زیرا که خود بر او صلوات فرستاد و به فرشتگان امر فرمود که بر او صلوات فرستند و عبادت عبادت کنندگان را تا روز قیامت، در صلوات بر آن حضرت قرار داد و فرمود: اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبی یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا صَلُّوا عَلَیه و سَلِّمُوا تَسْلیماً؛(1) خدا و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید.
    و هر کس در حال حیات یا بعد از وفات آن حضرت، بر او صلوات فرستد، حق تعالی به هر صلواتی ده صلوات بر آن کس می فرستد و ده حسنه به او عطا می فرماید.
    و هر کس بعد از وفات آن حضرت بر او صلوات بفرستد، آن حضرت بر او مطلع می شود و بر آن کس صلوات و سلام می فرستد، مثل صلواتی که فرستاده است.
    و حق سبحانه و تعالی، دعای امت او را، در هر چه از پروردگار درخواست نمایند، موقوف می دارد و به اجابت نمی رساند، تا آن که بر آن حضرت صلوات فرستند.
    فهذا اَکْبَرُ وَ اَعْظَمُ مِمّا اَعْطَی اللهُ آدَمَ؛ و این بزرگ تر و عظیم تر است از آنچه خداوند به آدم علیه السلام عطا فرمود.(2)
    ص: 64
    ________________________________________
    1- 1. سوره احزاب، آیه 56.
    2- 2. بحارالانوار، ج 91، ص 69؛ مستدرک الوسائل، ج 5، ص 333.





    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    گونه های اندوه

    همانگونه که برخی از شادی¬ها پسندیده و به¬جاست و برخی ناپسند و نابه جاست حزن و اندوه نیز چنین است.
    اگر انسان مؤمن گاهی به اندوه مبتلا می شود، این عارضی و گذراست و زمینه و بستری برای شادی های ماندگار است.
    اگر انسان گناهی مرتکب شده است و به خاطر ارتکاب گناه محزون است، این حزن برای او سازنده است و او را از تکرار گناه باز می دارد. یا اگر کسی مصیبتی دیده است، طبیعی است که غصه دار شود. یا محزون بودن در ایام حزن اهل بیت علیهم السلام بسیار ارزشمند است و نشانه پیوند و ارتباط با اهل بیت علیهم السلام است. اندوه برای آخرت هم زمینه ای برای تلاش بیشتر برای نایل آمدن به سعادت جاویدان و شادمانی همیشگی است.
    بنابراین، میتوان حزن و اندوه راه به حزن و اندوه ممدوح و سازنده و حزن غیر ممدوح و ویرانگر تقسیم نمود و به آن پرداخت.




    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اندوه سازنده

    1) اندوه برای آخرت

    عاقبت اندیشی یکی از رموز سعادت و نیک فرجامی است. کسی که نگران فرجام کار خویش است، در اعمال و رفتار و سیره و سلوک خود مراقبت می کند. از هر عملی که اسباب سقوط و انحراف او را فراهم می کند و او را از دستیابی به سعادت ابدی باز می دارد، پرهیز و دوری می کند. به خاطر از دست دادن فرصت های گرانبهایی که داشته و می توانسته است آن را ذخیره آخرت خود گرداند و از آن بهره نبرده است، تأسف می خورد و
    ص: 65
    این تأسف و اندوه او را بر آن می دارد که از فرصت های آتی بیشترین بهره را برده و در صدد جبران گذشته بر آید.
    از این رو اندوه برای از دست دادن فرصت ها را می توان اندوهی پسندیده انگاشت و آن را سبب رشد و کمال دانست. این است که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
    فَلْیَکُنْ سُرورکَ بِمانِلْتُ مِنْ آخِرَتِکَ وَلْیَکُنْ اَسَفُکَ عَلی ما فاتَکَ مِنها؛(1) خوشحالی تو باید از چیزی باشد که در طریق آخرت نائل شده ای و تأسف و اندوه تو باید در اموری باشد که مربوط به آخرت است و از دست داده ای.
    اگر می بینیم در روایات یکی از ویژگی های مؤمن حزن بر شمرده شده است، همین حزن سازنده و تعالی بخش است. این حزن است که او را به صلاح و سداد وا می دارد. امام باقر علیه السلام فرمودند: در کتاب علی علیه السلام چنین خواندم:
    اِنَّ المُؤْمِنَ یُمسی حَزیناً وَ یُصْبِحُ حَزیناً وَلا یَصْلَحُ لَهُ اِلّا ذلِکَ؛(2) اهل ایمان با حزن و اندوه شب را سپری می کنند و با حزن و اندوه روز را به پایان می آورند و چیزی صالح و سازنده تر از این برای آن ها نیست.
    البته این حزن یک حزن درونی و قلبی است و در چهره و رفتار جز نشاط و شادی آشکار نخواهد شد، که امیرالمؤمنین علیه السلام در شمار نشانه های اهل ایمان فرمودند:
    اَلمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ؛(3) شادمانی مؤمن در رخسار اوست و اندوهش در دل است.
    ص: 66
    ________________________________________
    1- 1. تحف العقول، ص 200؛ نهج البلاغه، نامۀ 22
    2- 2. التمحیص، ص 44؛ بحارالانوار، ج 69، ص 71.
    3- 3. الکافی، ج 2، ص 226؛ نهج البلاغه، حکمت 333.




    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    2) اندوه در برابر گناه


    یکی دیگر از اندوه های پسندیده و کمال بخش انسان، اندوه بر گناه است. گناه از عواملی است که انسان را از خدا دور می سازد و از مقصد منحرف می کند. عکس العمل انسان در برابر گناه باید یک عکس العمل فوری و فراگیر باشد. اگر انسان در برابر گناه واکنش نشان ندهد، به تدریج همۀ وجود او را فرا می گیرد.
    بنابراین، اگر کسی ناخواسته مرتکب گناهی شد، باید فوراً آن را با توبه و استغفار تدارک کند و بر انجام آن تأسف بخورد و اندوهگین شود. همین پشیمانی و تأسف و اندوه، عامل بسیار مهم بازدارنده گناه است.
    انسان هنگامی که دچار بحران گناه می¬شود، باید محزون باشد. اینجا جای شادی نیست. باید غمگین باشد تا از قلمرو گناه بیرون بیاید. اصلاً یکی از نشانه هایی که انسان می فهمد هنوز نور ایمان در دلش روشن است، این است که از گناه پکر شود. امام صادق علیه السلام و همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    مَنْ سُرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وَ ساءَتْهُ سَیِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤمِنٌ؛(1) هر کس نیکی اش او را خوشحال کند و بدی هایش ناراحتش نماید، مؤمن است.
    کسی که خوبی هایش او را شادمان کند و بدی هایش او را ناراحت سازد، می تواند بفهمد که ایمان در دلش برقرار و زنده است.
    در گناه و معصیت انسان باید زانوی غم در بغل بگیرد. باید از این که گناه کرده است، ظلم و خیانت کرده است، دروغ گفته است، غیبت کرده است،
    ص: 67
    ________________________________________
    1- 1. الکافی، ج 2، ص 232؛ الخصال، ج 1، ص 47؛ بحارالانوار، ج 64، ص 302.
    غصه بخورد تا غم واندوه، دلش را شست و شو بدهد. تا پشیمان گردد و توبه کند و موجبات خشنودی خداوند را فراهم سازد. چنان که در روایات آمده است که کفاره برخی از گناهان غم و اندوه در زندگی است و تا انسان اندوهِ معیشت و زندگی را نخورد، گناهش بخشوده نمی شود. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین نقل شده است:
    اِنَّ مِنَ الذُّنوبِ ذُنوباً لا یُکَفِّرُها صَلاهٌ وَلا صَدَقَهٌ قیلَ یا رَسُولَ اللهِ فَما یُکَفِّرُها قالَ الهُمُومُ فِی طَلَبِ المَعیشَهِ؛(1) پاره ای از گناهان است که هیچ نماز و صدقه ای کفاره آن نمی شود. پرسیدند: ای پیامبر خدا، پس کفاره آن ها چیست؟ فرمود: غم و اندوه خوردن در طلب معیشت.
    شادی و خرسندی اهل ایمان به اطاعت و پیروی از فرامین خدای متعال است و غم و اندوهشان بر گناه و نافرمانی خداست. و این، جان کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است:
    سُرورُ المُؤْمِنِ بِطاعَهِ رَبِّهِ وَ حُزْنُهُ عَلی ذَنْبِهِ؛(2) سرور و شادمانی مؤمن به اطاعت پروردگار خویش است و حزن و اندوه او بر گناهش.
    یعنی اگر انسان در برابر گناه پکر و ناراحت شد، معلوم می شود هنوز نور ایمان در وجودش تلألؤ دارد. ولی اگر در برابر گناه بی تفاوت ماند، در سرازیری سقوط قرار خواهد گرفت.
    هرچقدر انسان در برابر گناه حساس تر و اندوهگین تر باشد، او را از گناه بیشتر محافظت می کند. در حقیقت اندوه بر گناه سد محکمی در برابر ارتکاب گناه است و این خود وسیلۀ کمال و رسیدن به سعادت جاویدان و
    ص: 68
    ________________________________________
    1- 1. بحارالانوار، ج 70، ص 175.
    2- 2. عیون الحکم،ص 286؛ غررالحکم، ص 400.
    سرور و شادمانی بی پایان است. که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
    کَمْ مِنْ حَزینٍ وَفَدَ بِهِ حُزْنُهُ عَلی سُرورِ الْاَبَدِ؛(1) چه بسیارند انسان های حزین و اندوهناکی که به خاطر این حزن و اندوه، به سرور و شادمانی جاویدان دست یافتند.





    امضاء


صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi