صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70

موضوع: سر نینوا زینب کبری سلام الله علیها

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    2- درماندگان بنی هاشم به او پناه می‌برند و در پیشگاه او در نعمت و سعادتند؛
    3- روشن چهره‌ای است که ابرها به خاطر او می‌بارند، او فریادرس یتیمان و پناه بیوه‌زنان است؛
    4- او میزان حق است که یک جو تخلف نمی‌کند، و وزن کننده درستکاری است که توزین او بیم اشتباه ندارد.
    ابوطالب در قصیده‌ای دیگر چنین گفته است:
    ألم تعلموا أنا وجدنا محمداً نبیاً کموسی خط فی أول الکتب
    أفیقوا أفیقوا قبل أن تحفر الزبی و یصبح من لم یجن ذنبا کذی ذنب
    ألیس أبونا هاشم شد أزره و أوصی بنیه بالطعان و بالضرب (2)1- بدانید که ما محمد را همچون موسی یافته‌ایم، پیامبری که در کتب پیشینیان نام او ذکر شده است؛
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 35،ص 166
    2- همان،ص 92
    ص: 105
    2- قبل از آن‌که کار بر شما سخت شود و بی‌گناهانتان نزد ما همچون گناه‌کاران شوند، از غفلت به‌درآیید؛
    3- پدر ما هاشم است که پایمرد و جنگاور بود و فرزندانش را به نیزه و شمشیر وصیت کرده است.
    او در قصیده‌ای دیگر خطاب به پیامبر اسلام (ص) می‌گوید:
    انت النبی محمد قرم اغر مسود
    لمسودین اکارم طابوا وطاب المولد و قد عهدتکصادقا بالقول لا تتزید
    ما زلت تنطق بالصوا ب و أنت طفل أمرد
    أنی تضام و لم أمت و أنا الشجاع العربد (1) 1- تو محمد پیغمبری که سید و بزرگ سادات و بزرگانی؛ (2)
    ________________________________________
    1- بحار الانوار، ج 35،ص 164
    2- پیغمبر اکرمص به جمعی از قریش عبور کرد که شتری برای بتان نحر کرده بودند، بر ایشان سلام نکرده گذشت، جمعیت گفتند: یتیم ابوطالب بر ما می‌گذرد و سلام نمی‌کند! کیست که برود نمازش را تباه سازد؟ عبدالله زبعری برخاست و مقداری از کثافات شکمبه و خون‌های ریخته شده را گرفت و به مسجد آمد. هنگامی که حضرت رسول در سجده بود، لباسش را آلوده ساخت. پیغمبر به خانه آمد و هنگامی که ابوطالب برگشت، رسول خدا پرسید من کیستم؟ ابوطالب گفت: فرزند برادرم چه شده؟ داستان را شرح داد، ابوطالب آواز برداشت: ای فرزندان عبدالمطلب! فرزندان هاشم! فرزندان عبدمناف! از هر طرف او را جواب داده اجتماع کردند، پرسید چند نفرید؟ گفتند: چهل نفر، فرمود: اسلحه خود را برگیرید و همراه من بیایید. آمدند تا در ابطح با جماعت قریش روبرو شدند، مردم خواستند فرار کنند. گفت به پروردگار کعبه قسم، هر یک از شما حرکت کند او را از دم شمشیر می‌گذرانم، سپس نزدیک سنگ بزرگی که در ابطح بود آمد، سه بار شمشیر را بر آن سنگ فرود آورد و در هر بار قطعه بزرگی از آنرا جدا ساخت، آنگاه رو به حضرت رسول نموده گفت: پرسیدی من کیستم؟ اینک بشنو تو کیستی: و در ادامه اشعار فوق را سرود، و بینی عبدالله را با خون و کثافات شتر آلوده ساخت!
    ص: 106
    2- آن ساداتی که بزرگوار و از نسل‌های پاک می‌باشند؛
    3- از پیش با تو پیمانی سخت برای حفاظت از تو بسته‌ام؛
    4- تو همواره راست گفته‌ای حتی در زمان طفولیتت؛
    5- در پناه من، هیچ گاه مورد ستم واقع نمی‌شوی؛ چرا که من شجاع و همچون افعی هستم.





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    ابوطالب آشکارا چنین گفته است:

    یا شاهد الله علی فاشهد أنّی علی دین النبی أحمد من شکّ فی الدین فإنّی مهتدی (1) 1- خدایا! شاهد باش که من بر دین پیامبرت احمد می‌باشم.
    2- هر که آیین مرا نمی‌داند، آگاه باشد که من [با دین او] هدایت یافته‌ام.
    او از این دست، اشعار متعددی دارد که بیان‌گر جایگاه والایش در ایمان و حمایت همه جانبه‌اش از پیامبر اسلام (ص) است.
    مادر بزرگ مادری حضرت زینب: فاطمه بنت اسد بن عبد مناف ابن هاشم، همسر ابوطالب، عموی پیامبر اسلام (ص) است
    این زن، اولین زنی است که از بنی‌هاشم بود و هاشمی به دنیا آورد.
    ________________________________________
    1- بحارالأنوار، ج 34،ص 409
    ص: 107
    از اولین کسانی بود که اسلام آورد و دین‌داری‌اش نیکو بود. در دم مرگ وصایای خود را به پیامبر نمود. پیامبر نیز ضمن قبول وصیتش، او را با پیراهن خود کفن کرد و بر پیکرش نماز خواند، وارد قبرش شد و در قبر خوابید. یکی از اصحاب از حضرت پرسید: ندیده بودیم در حقّ کسی چنین کاری کنید؟ پیامبر (ص) فرمود:
    «إنه لم یکن أحدٌ بعدَ أبی‌طالب (ع) أبرَّ بی مِنها، إنما ألبَسْتُها قمیصی لتکسی مِن حُللِ الجنه، واضْطَجَعْتُ معها فی قبرِها لیَهونَ علیها»؛ (1) «پس از ابوطالب هیچ کس برای من نیکوکارتر از او نبود. پیراهنم را کفنش کردم تا از لباس‌های بهشتی بپوشد و در قبرش خوابیدم تا در قبر آرام گیرد و [احوالات پس از مرگ] بر وی سهل شود.»
    مواردی که گذشت، نسب (دودمان) حضرت زینب کبری (علیها السلام) است؛ اما از حیث حسب (افتخارات) دارای فضیلت‌هایی است که با اصل و نسب او برابری می‌کند. به فرموده خداوند متعال:
    ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ (2) «فرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر، و خدا (به اقوال و احوال همه) شنوا و داناست.»
    ________________________________________
    1- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1،ص 14
    2- آل عمران: 34
    ص: 108
    او در سال ششم هجری متولد شده است. (1) سالی کهصلح حدیبیه اتفاق افتاد و در راه بازگشتِ پیامبر (ص) به سوی مدینه، سوره فتح بر حضرتش نازل گردید.
    همچون مادرش از زنان بنی‌هاشم است و دارای حکمت و عصمت!
    کسی در اخلاق گرامی‌تر از او و در فطرت باشرافت‌تر از او، در خلقت پاک‌تر از او، و در ذات خالص‌تر از او نیست مگر پدر بزرگش و پدر و مادرش!
    هیچ گاه درخشم، خود را با تندخویی خوار نکرد و هنگام غضب، کاری نکرد که از قدر و ارجش کاسته شود و هیچ اتفاقی،صبر و بردباری او را نربود. در تیزبینی و تیزفهمی، پاکی نفس، لطافت حس، قدرت باطنی و ثبات اندیشه، نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند بود.
    در عالی‌ترین درجات شجاعت و عزت نفس و اقتدار بود. در اثبات این مدعا، ذکر عملکرد او در مقابل عبیدالله بن زیاد کافی است.
    تمامی موضع‌گیری‌های عقیله خاندان وحی و نبوت،صبر و گذشت او را به نمایش می‌گذارد. مصیبت‌هایی که با درگذشت پیامبر اسلام (ص) آغاز می‌شود و پس از آن پی‌درپی بر خاندان آن حضرت نازل می‌شود. از جمله آن‌ها، وفات حضرت زهرا (علیها السلام) است که تیری در چشم و خاری در گلوی اهل بیت (علیها السلام) بود. همچنین شهادت امام علی (ع) در
    ________________________________________
    1- در شهر مدینه، پنجم جمادی الاولی‌
    ص: 109
    حالی که پیکرش آغشته به خون سر مقدسش بود و شهادت امام حسن (ع) در اثر مسمومیت، که در مقابل حضرت زینب کبری (علیها السلام) لخته‌های خون داخل طشت ریخته شد و ستمگران اجازه ندادند که در کنار جدش به خاک سپرده شود در حالی که یکی از دو نوه و نورچشم حضرت و یکی از دو گل بهشتی او و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت بود. (1)




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    اما درباره مصیبت‌های امام حسین (ع) نمی‌توانم سخن بگویم! او مصیبت‌هایی را چشیده است که سنگینی آن فاصله زمین و آسمان را پرمی‌کند. این مصیبت به قدری هولناک است که همانند آن در تاریخ بشر چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی مشاهده نمی‌شود.
    قهرمان کربلا، زینب کبری (علیها السلام) در تمامی این مصیبت‌ها، دلیرانه و با عزمی راسخ، با آن امامان معصوم شریک بود و این سختی‌ها هیچ‌گاه نتوانست او را از پای درآورد یاصبرش را برباید.
    او در فرهنگ آزادگی (اسارت) جایگاهی ارزشمند دارد که موجب افتخار اوست. اسارت زینب او را به قله‌های شرف و افتخار رساند و منزلتی بس والا نزد خداوند بدو بخشید. او در جریان اسارتش، بانوان حرم پیامبر را که مردانشان به شهادت رسیده بودند رهبری کرد و از
    ________________________________________
    1- عبارت‌های فوق همگی اشاره به روایات مشهور وصحیحی دارد که پیامبر اسلامص در آن‌ها، امام حسن و امام حسین ع را« ریحانتای» و« سیدا شباب اهل الجنه» خطاب فرموده است- مترجم‌
    ص: 110
    ی
    تیمان آل محمد که پدرانشان شهید شده بودند پاسداری نمود.
    در راه حمایت از یادگار برادرش، بیمار کاروان کربلا، امام زین‌العابدین (ع) جان خود را به خطر افکند و هنگامی که ابن زیاد قصد کرد امام (ع) را به شهادت برساند، از قتل امام توسط ابن زیاد جلوگیری نمود و بدین وسیله سلسله امامت حفظ گردید!
    او در اسارت خود را وقف خدمت به کودکان و تسلّی دادن به بانوان حرم گردانید و در برابر سختی‌ها چونان کوهی استوار مقاومت کرد.
    درود و سلام خداوند بر او و بر پدر و مادر و برادر و جدّ او و تمامی ائمه هدی (علیهم السلام) و سروران امت رسول خدا (ص)؛ آنان که خود را در راه تربیت و امامت امت به سختی افکندند.
    ص: 111




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    فصل سوم: زینب کبری قافله سالار کاروان خورشید

    مقدمه‌

    در فصل‌های قبلی کتاب حاضر، با زندگی حضرت زینب (علیها السلام) در ادوار مختلف عمر شریفش از جمله کودکی ایشان در مدینه، حوادث عاشورا در کربلا، نهضت ایشان در کوفه، شام و بازگشت ایشان به مدینه آشنا شدیم.
    آن‌چه گذشته است، مهم‌ترین مقاطع زندگی حضرت زینب (علیها السلام) است که در اکثر کتبی که در شرح‌حال آن بانوی مخدره، تألیف شده است به چشم می‌خورد.
    در این فصل مقاطعی دیگر از تاریخ زندگانی زینب کبری (علیها السلام) تقدیم خوانندگان عزیز خواهد شد.
    از آن‌جا که هدف، تألیف کتاب یا فصلی مستقل در بیان کامل شرح حال و زندگی آن علیا مخدره نبوده؛ بلکه تکمیل سرگذشت و فضائل آن بانو بوده است، مطالب بهصورت ذکر قسمت‌هایی پراکنده از تاریخ زندگی آن بانوی مکرم خواهد بود؛ و این در حالی است که سعی شده سیر تاریخی مطالب حفظ شود.






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    فرازهایی از تاریخ زندگانی زینب (علیها السلام)

    فاطمه و زینب (علیها السلام) «1»

    زینب، فاطمه کربلاست و تجلی فاطمه در زینب، عاشوراست.
    در کربلا، زینب، رسول فاطمه است. خلیفه تام فاطمه است. پیام فاطمه را می‌خواند. حضور فاطمه را فریاد می‌کشد. با هر جنازه‌ای که بر سر دست می‌گیرد قطره‌ای از جامصبر فاطمه را مزمزه می‌کند. در بارگاه یزید، زینب به تداعی خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه می‌خواند.
    در کربلا زینب محبت مادر را در جان برادر می‌ریزد. زینب یادگار مادر را پاس می‌دارد.
    در شام، فاطمه است که بر ترحّم، زهرخند می‌زند وصدقه را خشم می‌کند و بر پای دشمنان برادر، زنجیر لعن می‌افکند. و همچنان که جسارت را بر علی تحمل کرده بود بر فرزندان خویش به جان می‌خرد.
    ________________________________________
    1- به خامه زیبای استاد سید مهدی شجاعی
    ص: 116
    چشمان زینب در زیر دست‌های محجوب فاطمه به خواب رفته است. زینب با بوسه محبت فاطمه، چشم از خواب گشوده است.
    فرازهایی از تاریخ زندگانی زینب (علیها السلام)
    پیش‌تر گفتیم که زینب کبری (علیها السلام) به نام و یاد زینب، دختر پیامبر گرامی اسلام (ص) که وفات کرده بود، «زینب» نام‌گذاری شده است. از آن‌جا که بسیاری از مردم با زندگی «زینب بنت النبی» آشنا نیستند، مختصری از شرح حال ایشان را ذکر می‌کنیم: (1)
    زینب، به نقلی بزرگ‌ترین دختران پیامبر اسلام و به نقلی دیگر ربیبه آن حضرت بود که پیش‌از بعثت به همسری خاله‌زاده‌اش ابوالعاص ابن ربیع بن عبدالعزی بن عبدشمس درآمده بود.
    پس از بعثت، زینب اسلام آورد وابوالعاص مسلمان نشد، ولی هم‌چنان یار ودوست‌دار همسر نازنین خود بود، و در برابر قریش، که اورا وادار به جدایی ازهمسرش می‌کردند، پایداری کرد. بر خلاف پسران ابولهب (2)» که‌همسران‌خود رقیه‌و ام‌کلثوم دختران پیغمبر راترک‌گفتند.
    دیگر دختر پیامبر اسلام (ص) که قبل از بعثت آن حضرت، ازدواج کرده بود، «رقیه» بود که با «عتبه» پسر ابولهب (عموی پیامبر) ازدواج
    ________________________________________
    1- شرح کامل داستان در:« بحارالانوار، ج 19،ص 348- 355
    2- دانشمندان، در این که این سه خواهر، دختران پیغمبر بودند یا ربیبه‌های آن حضرت، اختلاف‌دارند و همان‌گونه که قبلًا اشاره شد در خصوص همسران عثمان به نظر می‌رسد فرزندخوانده‌های پیامبر و دختران خواهر خدیجه یعنی« هاله» بودند
    ص: 117
    کرده بود. «معتب» دیگر پسر ابولهب نیز شوهر «ام‌کلثوم» دختر دیگر پیامبر (ص) بود.
    شوهر زینب، ابوالعاص بن ربیع، فرزند خواهر حضرت خدیجه (علیها السلام) و یکی از افراد معتمد شهر مکه در تجارت، امانت و مال و اموال بود. وی شدیداً مورد علاقه حضرت خدیجه (علیها السلام) بود و حتی گفته شده است که برای او همچون فرزند بود.
    هنگامی که پیامبر اسلام (ص) به نبوت مبعوث شد و تبلیغ اسلام را آغاز نمود، تمامی خانواده پیامبر از جمله این سه دختر مسلمان شدند. مشرکان مکه به این نتیجه رسیدند که با طلاق دادن دختران پیامبر، موجبات اذیت روحی و مالی او را فراهم آورند. بنابراین نزد پسران ابولهب رفتند و به آن‌ها گفتند که دختران پیامبر را طلاق دهید در عوض، دختر هر که را بخواهید به عقد شما در می‌آوریم.
    پسران ابولهب نیز با قبول کردن مسأله، همسران خود را ترک گفتند. جالب آن‌که عتبه شوهر «رقیه»، هنوز با رقیه نزدیکی نکرده بود و این جدایی خود باعث کرامت «رقیه» و خواری «عتبه» بود. بعدها این دو دختر را عثمان بن عفان یکی پس‌از دیگری به همسری خود درآورد و هر دو در خانه عثمان جان سپردند. « قابل ذکر است که« ام کلثوم» قبل از نزدیکی عثمان با او، از دنیا رفت؛ بنابراین عثمان دیگری، دختر حضرت را به همسری خود درآورد»
    ابوالعاص سخن مشرکان را نپذیرفت و اعلام کرد، هرگز
    ص: 118
    حاضر نیست از همسر خود «زینب دختر پیامبر» جدا شود و هیچ زن دیگری را به جای او نخواهد پذیرفت.
    اما اسلام میان زینب و ابوالعاص جدایی انداخته بود، گرچه به سبب اوضاع آن روز مکه، پیامبر نمی‌توانست آن‌ها را از هم جدا کند و دخترش را نزد خود آورد.
    پیامبر به مدینه هجرت فرمود و در آن‌جا اقامت گزید و مدتی بعد، غزوه بدر فرا رسید وابوالعاص در زمره کسانی بود که به دست سپاهیان اسلام اسیر شدند.
    پیامبر اسلام ضمن مشورت با اصحابش، مقرر داشت که اسیران را نکشند و در عوض، با گرفتن فدیه، آنان را آزاد کنند؛ بنابراین مکیان با فرستادن فدیه (فدایی) اسرا را یکی پس از دیگری آزاد می‌کردند.
    زینب که شوهر خود را چون جان شیرین دوست می‌داشت و هنوز درمکه به‌سر می‌برد، گردن‌بندی را که مادرش خدیجه هنگام عروسی به او داده بود، به عنوان فدای شوهرش به مدینه فرستاد. همین‌که چشم رسول خدا (ص) به‌گردن‌بند خدیجه افتاد، منقلب و پریشان شد. آن‌گاه یاران مسلمان خود را مخاطب قرار داده، چنین فرمود:
    «اگرصلاح می‌دانید اسیر زینب را آزاد کرده وگردن‌بند او را به خودش بازگردانید.»
    گفتند: آری یا رسول‌الله!
    ص: 119
    پیغمبر، اسیر خود را آزاد کرد، بدین شرط که او، زینب را به مدینه بفرستد.
    زینب از خانه ابوالعاص خارج شد، و اسلام میان این دو همسر جدایی انداخت. زینب به مدینه رفت ولی دلش آکنده از غم واندوه بود، و ابوالعاص در مکه ماند، ولی‌در آتش هجران همسر خود می‌سوخت.
    پس از چندی، ابوالعاص برای تجارت، سفری به شام کرد. هنگام بازگشت، کاروان و کاروانیان به دست سپاهیان اسلام اسیر شدند، ابوالعاص گریخت وشبانه وارد مدینه شد و به جست‌وجوی همسر خود پرداخت. هنگامی‌که به خانه زینب رسید، به او پناه برد و زینب وی را پناه داد و مطمئنش کرد.
    زینبصبر کرد تا رسول خدا (ص) نمازصبح را بجای آورد، آن گاه باصدای بلند بانگ برداشت:
    «ای مسلمانان! من ابوالعاص بن ربیع را پناه دادم.»
    صدای زینب به گوش پدر رسید و در دلش اثر کرد و روی به اطرافیان کرده پرسید:
    «آیا شنیدید آن چه من شنیدم؟!»
    گفتند: آری.
    فرمود: «به کسی‌که جانم در دست اوست، من از این مطلب آگاه نبودم تا شما شنیدید آن چه را من شنیدم.»
    ص: 120
    پس اندکی خاموش شد، آن گاه بر زبان آورد آن چه را خود قانون‌گذاری کرده بود:
    «یجیر علی المسلمین ادناهم؛
    پست‌ترین مسلمان‌ها حق دارد که پناه بدهد.»
    سپس برخاست و با آرامش و وقار به راه افتاد تا داخل خانه زینب شد.
    زینب نشسته و منتظر بود و گویی گوش می‌داد که انعکاس فریادش را بداند.
    پدر به‌وی گفت:
    «از ابوالعاص نیکو پذیرایی کن، ولی دست‌به سوی تو دراز نکند؛ زیرا تو بر اوحلال نیستی.»
    زینب که از خشنودی می‌لرزید گفت:
    «به خدا اطاعت می‌کنم؛ ولی آیا مالش را پس نمی‌دهید؟!»
    پدر جوابی نگفت و به سوی یاران خود بازگشت، ومردانی که کاروان قریش را گرفته بودند فرا خواند و چنین گفت:
    «نسبت این مرد را با ما می‌دانید و مالی از او به شما رسیده، و آن مالی است که خدای به شما بخشیده، من دوست می‌دارم که شما نیکی کنید و مال او را پس دهید، و اگر هم نخواهید حق دارید و شما به این مال سزاوارترید.»
    ص: 121
    گفتند: پس می‌دهیم.
    ابوالعاص با زنی که زمانی همسرش بود، وداع گفت و مردی را که با او دوست و شوهر خاله‌اش بود ستایش کرد و به سوی مکه جهت انجام کاری رهسپار شد.
    در آن جا آن چه امانت از مردم نزد او بود، بهصاحبانش برگردانید، سپس پرسید: آیا کسی نزد من مالی دارد؟
    گفتند: نه.
    گفت: پس بدانید که من مسلمان شدم.
    و به سوی مدینه شد تا با پیغمبر بیعت کرده و بار دوم با زینب ازدواج کند. (1)زینب عمر چندانی نکرد، و در اثر حادثه‌ای که برای او پس‌از غزوه بدر، موقع هجرت از مکه به مدینه، رخ داده بود، از جهان رخت بربست. حادثه چنین بود که کافری زینب را در راه مدینه بدید و به شکم او در حالی که باردار بود، حربه‌ای زد، زینب جنین خود را سقط کرد.
    زینب از دنیا رفت و پدر در آتش غم می‌سوخت، تا هنگامی که خواهر زینب، زهرا، نخستین دختر را آورد. رسول خدا، نامش را زینب گذاشت.
    در روایتی می‌خوانیم:
    ________________________________________
    1- پس‌از مسلمان شدن ابوالعاص و هجرتش به مدینه، رسول خداصلی الله علیه وآله همسرش زینب را به او برگردانید. مدت جدایی این دوهمسر، دوسال بود. مسند احمد، ج 1،ص 351
    ص: 122
    «کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَسَأَلَهُ رَجُلٌ مِنَ الْقُمِّیِّینَ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! تُصَلِّی النِّسَاءُ عَلَی الْجَنَائِزِ؟ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): إِنَّ زَیْنَبَ بِنْتَ النَّبِیِّ تُوُفِّیَتْ وَ إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) خَرَجَتْ فِی نِسَائِهَا فَصَلَّتْ عَلَی أُخْتِهَا»؛ (1) «نزد امامصادق (ع) نشسته بودم، مردی از اهل قم از حضرتش سؤال کرد: آیا زنان می‌توانند بر جنازه نماز بخوانند؟ حضرت در پاسخ فرمودند:
    آری! زینب دختر پیامبر (ص) وفات یافت و فاطمه زهرا (علیها السلام) با تعدادی از زنان رفتند و بر جنازه او نماز گزاردند.»
    حاصل ازدواج زینب دختر پیامبر با ابوالعاص، پسری به نام «علی» است که در عصر حکومت عمر وفات یافت و دختری به نام «امامه» است که خواهر زاده حضرت زهرا (علیها السلام) و دختر خاله امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) می‌باشد.
    «فَبَقِیَتْ فَاطِمَةُ (علیها السلام) بَعْدَ أَبِیهَا أَرْبَعِینَ لَیْلَةً فَلَمَّا اشْتَدَّ بِهَا الْأَمْرُ دَعَتْ عَلِیّاً (ع) وَ قَالَتْ یَا ابْنَ عَمِّ مَا أَرَانِی إِلَّا لِمَا بِی وَ أَنَا أُوصِیکَ بِأَنْ تَتَزَوَّجَ بِأُمَامَةَ بِنْتِ أُخْتِی زَیْنَبَ تَکُونُ لِوُلْدِی مِثْلِی وَ أَنْ تَتَّخِذَ لِی نَعْشاً فَإِنِّی رَأَیْتُ الْمَلَائِکَةَ یَصِفُونَهُ لِی وَ أَنْ لَا یَشْهَدَ أَحَدٌ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ جِنَازَتِی وَ لَا دَفْنِی وَ لَا الصَّلَاةَ عَلَیَّ»؛ (2)
    ________________________________________
    1- تهذیب الاحکام، ج 3،ص 334
    2- مستدرک الوسائل، ج 2،ص 360
    ص: 123
    «حضرت زهرا (علیها السلام) چهل روز پس از وفات پدرش زنده ماند. هنگامی که وفاتش نزدیک شد، امام علی (ع) را نزد خود خواند و به او گفت: پسر عم! وصیت می‌کنم که پس از من با «امامه» دختر خواهرم ازدواج کنی که برای فرزندانم همچون من مهربان خواهد بود و جنازه مرا در تابوتی- که ملائکه آن را به من یاد داده‌اند- حمل کنی و اجازه ندهی که هیچ کدام از دشمنان خداوند در تشییع جنازه، دفن و نماز من حاضرشوند.»
    و چنین بود که أمامه، دختر زینب بنت پیامبر، مادر ناتنی «زینب بنت علی» و همسر امام علی (ع) گردید. وی در سال پنجاه هجری چشم از جهان فرو بست. (1)





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    نام زنان امام علی (ع) پس از حضرت زهرا (علیها السلام)

    پس از فاطمه (علیها السلام)، زنان دیگری به خانه علی بن ابی‌طالب (ع) قدم نهادند. طبیعتاً برخی از این بانوان، متکفل تربیت و پرستاری از حضرت زینب (علیها السلام) در کودکی او بوده‌اند و برخی دیگر پس از ازدواج او با عبدالله بن جعفر به خانه امام علی (ع) راه یافته‌اند و برای زینب، تنها حکم «زن پدر» را داشته‌اند.
    ام‌البنین دختر حزام که برای امام علی (ع)، عباس، جعفر، عبدالله و عثمان را بیاورد، چهار پسری که در واقعه کربلا شهید شدند و نوحه‌سرایی ام‌البنین برای آنان و مولایشان حسین (ع) مشهور است.
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 21،ص 183
    ص: 124
    لیلا دختر مسعود بن خالد نهشلی تمیمی که برای حضرت علی (ع)، عبیدالله و ابوبکر را بیاورد.
    و اسماء دختر عمیس که برای علی (ع)، محمداصغر و یحیی را بیاورد.
    وصهباء دختر ربیعه تغلبی که برای او عمر و رقیه را بیاورد.
    و امامه دختر ابی‌العاص بن ربیع که مادرش زینب دختر رسول (ص) است. این‌بانو برای حضرت، محمد اوسط را بیاورد.
    و خوله دختر جعفر حنفی که برای او محمد اکبر معروف به ابن حنفیه را بیاورد.
    وام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی که برای علی (ع)، ام‌الحسن و رمله کبری را بیاورد.
    فحباه دختر امرأ القیس بن عدی کلبی که برای او دختری آورد که در همان کودکی از دنیا رفت. (1)
    تفکیک حکومت، از وفات پیامبر (ص) تا وفات زینب (علیها السلام)
    از سال 11 هجری که پیامبر اسلام رحلت نمود تا سال 64 هجری که حضرت زینب (علیها السلام) وفات کرد 53 سال طول کشید. این سال‌ها به تفکیک حاکمیت به این شرح است:
    1- سال 11 هجری رحلت پیامبر اسلام؛
    ________________________________________
    1- عائشه بنت الشاطی،« بانوی کربلا، زینب»
    ص: 125
    2- سال 13 هجری فوت ابابکر، مدت خلافت: 2 سال و 3 ماه و 10 روز؛
    3- سال 23 هجری قتل عمر، مدت خلافت: 10 سال و 6 ماه و 4 روز؛
    4- سال 35 هجری قتل عثمان، مدت خلافت: 12 سال و 4 ماه؛
    5- سال 40 هجری شهادت علی (ع)، مدت ظاهری حکومت: 4 سال و 9 ماه و 8 روز یا 5 سال و 3 ماه و 7 روز؛
    6- سال 41 هجریصلح امام حسن (ع) با معاویه و بیعت مردم با معاویه در همان سال در بیت المقدس؛
    7- سال 60 هجری فوت معاویه، مدت حکومت: 19 سال و 8 ماه؛
    8- سال 61 هجری شهادت امام حسین (ع) در حکومت یزید.





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    آیا زینب (علیها السلام) معصوم بود

    «علم و عصمت موهبتی» به عنوان پایه است و معصومان با اراده خویش و با سعی، تلاش، عبادت و دعایی که به درگاه خداوند دارند، به مقامات عالی تری از علم و عصمت دست می‌یابند؛ چنان که در قرآن مجید از زبان پیامبر (ص) می‌خوانیم: (وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا)؛ (1) «و بگو پروردگارا بردانشم بیفزای!»
    همین عبادت‌ها وصبر و جهاد بیشتر است که با اختیار و اراده انجام می‌شود و موجب برتری برخی از پیامبران بر پیامبران دیگر می‌گردد؛ تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ؛ « (1) برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری بخشیدیم».
    بنا بر آن چه گفته شد، علم و عصمت موهبتی امامان، به جهت مسؤولیتی است که برای هدایت جامعه بر عهده آنان گذاشته شده است و این یک اصل عمومی و یک سنت الهی است نه تبعیض. رسیدن به مقام امامت، همراه با دارا شدن برخی‌مقامات ویژه معنوی است.
    این نشانه همان علم موهبتی ویژه است که در زمان تصدی امامت، ظهور بیشتری پیدا می‌کند.
    اما دست‌رسی به مقام عصمت و راه‌یابی به مقامات علمی و معنوی، اختصاص به پیامبران و امامان ندارد؛ بلکه برای همگان میسر است. چنان که حضرت زینب (علیها السلام) تا مرز عصمت پیش رفت و حضرت عباس (ع) به مقامات عالی معنوی دست یافت و برخی از علما و اولیا به مرز «تالی تلو معصوم» (نزدیک به مرز عصمت) رسیده‌اند. (2)





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    القاب حضرت زینب (علیها السلام)

    ________________________________________
    1- بقره: 253
    2- نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها،« نشریه پرسمان»، شماره 24
    ص: 127
    4- نائبة الزهراء (جانشین حضرت زهرا (علیها السلام))؛
    5- نائبة الحسین (جانشین امام حسین (ع))؛
    6- ملیکة النساء (شهبانوی زنان)؛
    7- عقیلة النساء (خردمند بانوان)؛
    8- عدیلة الخامس من اهل الکساء (همتای پنجمین عضو اهل کساء)؛
    9- شریکة الشهداء (شریک شهدا)؛
    10- ناموس رواق العظمه (ناموس حریم عظمت)؛
    11- کفیلة السجاد (سرپرست امام سجاد (ع))؛
    12- سیدة العقایل (بانوی بانوان خردمند)؛
    13- سرّ ابیها (راز پدر)؛
    14- سلالة الولایه (فشرده ولایت)؛
    15- شقیقة الحسن (غم‌خوار امام حسن (ع))؛
    16- عقیله خدر الرساله (خردمند پرده‌نشینان پیامبر)؛
    17- ولیدة الفصاحه (زاده فصاحت)؛
    18- رضیعة الولایه (شیرخوار ولایت)؛
    19- البلیغه؛
    20- الفصیحه؛
    21- الکامله؛
    22- عابدة آل علی؛
    23-صدیقهصغری؛
    24- موثقه (مورد اعتماد)؛
    25- عقیلة الطالبین (خردمند فرزندان ابوطالب)؛
    26- فاضله؛
    27- شمسه قلاده جلاله (خورشید منظومه شکوه)؛
    28- عقیله وحی؛
    29- نجمه سماء نباله (ستاره آسمان شرف)؛
    30- معصومهصغری؛
    31- قرینة النوایب (همدم ناگواری‌ها)؛
    32- محبوبه مصطفی؛
    33- قرة عین المرتضی (نور چشم مرتضی)؛
    34-صابره محتسبه (صبر کننده برای خداوند)؛
    35- ربّه خدرالقدس (تربیت‌شده پرده نشینان مقدس)؛
    36- قبلة الرزایا (قبله رنج‌ها)؛
    37- رضیعة الوحی؛
    38- باب حطة الخطایا (دروازه آمرزش گناهان)؛
    39- خفره علی و فاطمه (تربیت شده علی و فاطمه (علیهما السلام))؛
    40- ربیبة الفضل (تربیت شده فضیلت)؛
    41- شریکة الحسین؛
    42- بطلة کربلا (قهرمان کربلا)؛
    ص: 129
    43- عظیمه بلواها (دارای امتحان بزرگ)؛
    44- عقیلة القریش؛
    45- باکیه؛
    46- سلیلة الزهرا (چکیده حضرت زهرا (علیها السلام))؛
    47- امین الله؛
    48- آیة من آیات الله (نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند)؛
    49- عارفه؛
    50- اهل التقی؛
    51- لبیبة جَزلة عاقله؛
    52- عقیلة جلیله؛
    53- امرأة عاقله (بانوی خردمند)؛
    54- محدثه؛
    55- ناموس کبریا؛
    56- راضیة بالقدر و القضاء؛
    57- وحیده؛
    58- شجاعه؛
    59- زاهده؛
    60- عامله (اهل عمل [به نیکی‌ها])؛
    61- مخبره (1)
    62- لبؤة هاشمیه (شیر زن هاشمی)؛
    63- مظلومة وحیده (ستم‌دیده بی‌کس)؛
    64- ملیکة الدنیا (شهبانوی جهان).






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-10-2018 در ساعت 01:28
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    حضرت زینب و امام سجاد (علیهما السلام)


    زینب (علیها السلام) در موارد عدیده‌ای جان امام سجاد (ع) را از خطر مرگ حتمی نجات داد. در هیچ شرایطی از امام غافل نشد و مراقب حضرت (ع) بود.
    الف: در روز عاشورا؛ هنگامی که امام حسین (ع) برای اتمام حجت، درخواست یاری نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین (ع) روانه میدان شد. زینب با سرعت حرکت کرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین (ع) به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او کشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می‌گردد. (1)
    ب: در روز عاشورا، وقتی لشکر ابن سعدملعون برای غارتگری به خمیه‌ها ریختند و خواستند آن حضرت را به قتل برسانند، زینب (علیها السلام) رو به دشمنان کرده و فرمود: «به خدا قسم نمی‌گذارم او را بکشید، مگر این که اول مرا بکشید.»
    خواسته امویان پلید آن بود که ذرّیه علی (ع) را نابود کنند و از نسل او کسی باقی نگذارند تا همه آثار امام (ع) را از هستی ساقط سازند.
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 45،ص 46
    ص: 131
    بهترین دلیل این سخن، گفته شمربن ذی‌الجوشن است که گفت: «فرمان امیر عبیدالله بر اینصادر شده است که همه اولاد حسین کشته شوند.»
    شمر این سخن را وقتی گفت که برای کشتن امام زین‌العابدین (ع) شمشیر برکشیده بود. همان هنگام، زینب، عمّه امام سجاد (ع)، در میان آنان قرار گرفت و گفت: «کشته نخواهد شد مگر این که من نیز کشته شوم.»
    از این سخن شمر می‌توان دانست که چرا حتی طفل شیرخوار حسین (ع) را نیز به قتل رساندند. امویان دو سرور اهل بهشت، حسن و حسین (علیهما السلام) را به قتل رسانیدند و فرزندان حسین (ع) را نابود ساختند و از میان آنان جز زین‌العابدین (ع) از چنگال مرگ نجات نیافت. نخستین فضیلت در خلاصی امام چهارم (ع) از آن زینب است؛ زیرا زینب بود که در کربلا و کوفه تیغ شمر و ابن‌زیاد را از او دور ساخت. آن گاه که به سختی دامان زین‌العابدین (ع) را چسبید و گفت:
    «سوگند به پروردگار او را مفارقت نخواهم کرد؛ اگر او را می‌کشی مرا هم با او بکش.» «- بحارالأنوار، ج 45،ص 61»
    ج: روز یازدهم محرم، امام سجاد (ع) را به جهت بیماری روی شتر بستند. وقتی ازکنار پیکر شهدا می‌گذشت، بغض سنگینی، راه گلویش را بست؛ تا آن‌جا که دیگران گمان کردند ایشان جان به جان آفرین تسلیم می‌کند، در همین لحظه زینب (علیها السلام) سراسیمه خود را به او رساند و فرمود:
    ص: 132
    «ای پسر برادر! شیطان تو را دور نکند ازصبر و تحملِ آن چه که می‌بینی. بدان که این عهدیست از جانب خدا که با جد، پدر و عمویت منعقد شده است. خداوند عهد و پیمان گرفته از اشخاصی از این امت که متکبران و حیله‌گران این عالم، آنان را نمی‌شناسند.»
    امام (ع) پرسید: ای عمه! این عهد و پیمان که می‌گویی، کدام است؟ زینب (علیها السلام) به وعده‌ای که جبرائیل بر حضور اهل بیت پیامبر (ص) و شیعیان امیرمؤمنان (ع) در بهشت به پیامبر (ص) داده بود، اشاره کرد.
    د: مجلس ابن زیاد: همان‌گونه که در فصول قبلی کتاب گذشت، ابن زیاد دستور قتل امام راصادر کرد. زینب (علیها السلام) امام سجاد (ع) را در آغوش گرفت و با خشم فریاد زد: ای پسر زیاد! خون‌ریزی بس است. دست از کشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنی معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم کرد؛ اگر می‌خواهی او را بکشی مرا نیز با او بکش.»
    ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندی، که دوست دارد من او را با علی بن الحسین بکشم، او را واگذارید.
    البته ابن زیاد کوچک‌تر از آن است که بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندی نیست؛ بلکه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مسأله فامیلی و خویشاوندی بود، باید زینب (علیها السلام) جان فرزندان خویش را حفظ می‌کرد و آن‌ها را به میدان جنگ اعزام نمی‌کرد؛ اما
    ص: 133
    هنگامی که هدف دفاع از ولایت و امام زمان است، زینب نه تنها از جگرگوشه‌هایش بلکه از همه هستی خود می‌گذرد و خم به ابرو نمی‌آورد.
    ه-: امام (ع) در مجلس یزید و در حضور یزید، آیه 22 سوره حدید (1)
    » را تلاوت کرد. او نیز عصبانی شد و دستور داد حضرت (ع) را به قتل برسانند. بار دیگر فریاد زینب بلند شد: «ای یزید آیا آن‌چه خونریزی کردی و کشتی، کافی نیست. به خدا سوگند اگر خواستی او را بکشی، همه ما را نیز با او به قتل برسان.»





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,460
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    محل قبر حضرت زینب (علیها السلام)

    راجع به محل دفن حضرت زینب (علیها السلام) سه نظر وجود دارد:
    الف: مدینه منوره، کنار قبور خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) یعنی بقیع.
    ب: قاهره مصر.
    ج: مقام معروف و مشهوردر قریه راویه، واقع در منطقه غوطه دمشق.
    قول اول: ظاهراً هیچ مدرکی به جز حدس و تخمین وجود ندارد، و مبتنی بر این نظریه احتمالی است که چون حضرت زینب (علیها السلام) پس از
    ________________________________________
    1- ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَه فِی الأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یسِیرٌ؛ هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفسْهای شما] به شما[ نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. این] کار[ بر خدا آسان است.
    ص: 134
    حادثه کربلا به مدینه مراجعت کرده است، چنانچه رویداد تازه‌ای پیش نیامده باشد، به طور طبیعی در مدینه از دنیا رحلت کرده و نیز به طور طبیعی در بقیع آرامگاه خاندان پیغمبر (ص) دفن شده است!
    در مورد قول دوم باید توجه داشت که مردم مصر علاقه زیادی به امام حسین (ع) و زینب کبری (علیها السلام) دارند. در وسط شهر قاهره و در نزدیکی دانشگاه «الأزهر» مسجد بزرگ «رأس الحسین» قرار دارد.
    اما در تأیید این سخن که قبر آن بانوی گرامی در مصر باشد، مدرک درستی در دست نیست.
    با تضعیف اقوال فوق، اعتبار قول سوم ثابت می‌شود که قبر حضرت زینب (علیها السلام) را در قریه راویه از منطقه غوطه شام، واقع در هفت کیلومتری جنوب شرقی دمشق، می‌دانند. در آن جا بارگاه و مرقد بسیار باشکوهی به نام حضرت زینب (علیها السلام) دختر امیرالمؤمنین (ع) وجود دارد که همواره مزار دوستان اهل بیت و شیعیان و حتی غیر شیعیان بوده است. آنچه از تاریخ به دست می‌آید، قدمت زیاد بنای این مزار است که حتی در قرن دوم نیز موجود بوده است؛ زیرا بانوی بزرگوار سیده نفیسه، همسر اسحاق مؤتمن فرزند امام جعفرصادق (ع) به زیارت این مرقد مطهر آمده است. ظهور کرامات عدیده از این مقبره مطهره و مکاشفاتی که علمای بزرگ شیعه در طول تاریخ داشته‌اند، می‌تواند مؤیدی بر این قول باشد؛- که در ادامه کتاب برخی از آنها ذکر خواهد شد- بنابراین برخی از بزرگان نیز این مطلب را تأیید کرده‌اند؛ به عنوان مثال آیت الله العظمی خوئی
    ص: 135
    می‌فرماید: «مشهور آن است که ایشان در شام دفن شده‌اند». (1)
    قریه‌ای که حضرت زینب (علیها السلام) در آن مدفون هستند در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع می‌باشد. (2)
    درباره زیارت «مفجعه»
    همان‌گونه که در «مفاتیح الجنان» آمده است، مرحوم شیخ عباس قمی، زیارت مشهور به «مفجعه» را جعلی و غیرمأثور می‌داند. با عنایت به آن‌که یکی از راه‌های پی بردن به اعتبار یک روایت، دعا یا زیارت، وجود آن در کتب معتبر علمای شیعه می‌باشد، بیش از شصت کتاب که در رابطه با ادعیه و زیارات و آداب آنها به قلم بزرگان شیعه نوشته یا جمع‌آوری گردیده، از طریق نرم‌افزارهای رایانه‌ای، مورد جستجو و بررسی قرار گرفت و زیارت «مفجعه» در آن‌ها یافت نشد.
    برخی از این کتب عبارتند از:
    1. مکارم الاخلاق، نوشته حسن بن فضل طبرسی.
    2- 3 و 4، مهج الدعوات، فلاح السائل و الإقبال که هر سه کتاب به قلم سید بن طاووس می‌باشند.
    ________________________________________
    1- منیة السائل،ص 224
    2- قائدان اصغر، اماکن زیارتی و سیاحتی دمشق‌
    ص: 136
    5. کامل الزیارات: ابن قولویه قمی.
    6. عُدة الداعی: ابن فهد حلّی.
    7. المحجة البیضاء: ملامحسن فیض کاشانی.
    8. جامع السعادات: ملامحمد مهدی نراقی.
    9. معراج السعادة، ملااحمد نراقی.
    10. مفتاح الفلاح: شیخ بهایی.
    11. مصباح المتهجّد: شیخ طوسی.
    بنابراین؛ به جهت عدم وجود زیارت مزبور، در منابع زیارتی علمای بزرگ شیعه، جعلی بودن آن زیارت مشخص می‌گردد؛ و این در حالی است که کتب محتوای این زیارت در بین علاقمندان به وفور موجود است و حتی در حرم آن بانوی مکرمه نیز بهصورت ترجمه شده، مورد استفاده زائران می‌باشد و اخیراً در جلسات مختلف کشور عزیزمان نیز قرائت آن مرسوم گشته است.
    از سوی دیگر، عنایت به متن زیارت، خود نشان‌گر مأثور نبودن زیارت است. فلذا از آوردن آن در این بخش خودداری گردید. امید است تمامی مسلمین ضمن توجه به این نکته، با استفاده از زیارت‌های مأثور و دارای سند، بهره‌های معنوی کامل وصحیحی از فرصت‌های دعا و زیارت ببرند و شاهد حذف مظاهر خرافات در مراسمات معنوی و دینی، و بالندگی هر چه بیشتر معرفت دینی در پرتو ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) باشیم- ان‌شاءالله.
    ص: 137





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi