و - با فلسفه و تفکّر عقلی، نفس انسان کامل می شود و متخلّق به اخلاق خدا می گردد و زندگی او از زندگی حیوانی جدا می گردد. می تواند با روح، زنده و با نشاط باشد. می تواند خوشبین، رؤوف و مهربان و... باشد.(39)
«صدرالمتألهین» می گوید: «فرموده پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم: «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللَّه»، و استدعای ابراهیم خلیل علیه السلام که گفت:«وَاَلْحِقْنی بِالصّالِحین»، و «عَمِلُوا الصّالِحاتِ» در قرآن کریم، همه مبیّن همین ثمره عملی فلسفه وحکمت است(40).
یکی از نقشهای فلسفه، می تواند تعیین پایه و اساس روابط افراد، معیارهای اخلاقی و ارزشی، چگونگی زندگی اجتماعی و... باشد.
تفکری که فلسفه از جهان و انسان به معلم می دهد، در تعلیم و تربیت او برای دانش آموزان، تأثیر دارد؛ مثلاً اگر در فلسفه، «رئالیستی» فکر کند، در تعلیم و تربیت، توجه به امور عملی و عینی را اهمیت می دهد. و اگر «ایده آلیستی» فکر کند، توجه به تصورات ذهنی را ضروری می داند. اصولاً تعلیمات مدرسه و بررسی تئوریها، بیشتر به منظور ایجاد طرز فکر صحیح در شاگردان است و این، نقش کمی نیست که فلسفه در تعلیم و تربیت دارد.
معلمی که با فلسفه و نقش آن در تعیین ارزشها آشنا باشد، می تواند فعالیتهای خود و شاگردان را با ارزشهای والای فردی و اجتماعی به دست آمده از فلسفه، وفق دهد و دانش آموزان را به سوی این ارزشها هدایت کند.



نقل قول
