بار دیگر نگاهی به تو می کنم، تو در خواب عمیقی فرو رفته ای، من از جای خود بلند می شوم، می روم تا گشتی بزنم، ببینم چه خبر است. مقداری راه که می روم، در نور مهتاب، آقایی را می بینم که کنار خیمه خود نشسته است. جلو می روم، سلام می کنم، جواب می شنوم، خدای من! این صدا چقدر آشناست، او حضرت علی(علیه السلام) است.
نمی دانم چه شده است که او این وقت از خیمه بیرون آمده است، کاش می شد از او سؤل می پرسیدم، او اکنون نگاهی به من می کند و چنین می گوید: «امشب خوابی دیده ام. در خواب حضرت خضر(علیه السلام) را دیدم، حتماً می دانی که او یکی از پیامبران خداست. من از او خواستم تا دعایی را به من بیاموزد، دعایی که فردا آن را بخوانم و بر دشمنان پیروز شوم. او این دعا را به من یاد داد: یا هُو! یا مَنْ لا هُو إلاّ هُو».




نقل قول
