صفحه 4 از 12 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 118

موضوع: دوازده مادر: نگاهی به زندگی مادران اهل‌بیت علیهم السلام

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دومين مادر: فاطمه بنت اَسَد(عليها السلام) - مادر حضرت على(عليه السلام)
    اى فاطمه بنت اَسَد! اى مادر على(عليه السلام)! عشق على(عليه السلام) در سينه من است، من به او عشق مىورزم، چگونه مى شود من از عشق او دم بزنم امّا ياد و نام تو را كه مادر او هستى از ياد ببرم، اى مادر همه خوبى ها! اى مادر همه زيبايى ها!
    تو از نسل حضرت ابراهيم(عليه السلام) هستى (از خاندان قريش مى باشى)، شوهر تو ابوطالب است. ابوطالب عموىِ محمّد(صلى الله عليه وآله)است، او كسى است كه سرپرستى محمّد(صلى الله عليه وآله) را به عهده گرفته است.
    آرى، وقتى پيامبر به دنيا آمد، پدرش از دنيا رفته بود، براى همين پدربزرگش عبدالمطّلب سرپرستى او را به عهده گرفت، وقتى كه پيامبر به
    ص: 35
    سن هشت سالگى رسيد، عبد المطلب از دنيا رفت، پيامبر كه نه پدر داشت و نه مادر، پس ابوطالب سرپرستى او را به عهده گرفت و او را به خانه خود برد و تا زنده بود دست از حمايت او برنداشت.
    اى فاطمه بنت اسد! محمّد(صلى الله عليه وآله) هشت ساله بود كه به خانه تو آمد، او تو را «مادر» خطاب مى كرد، تو همراه با شوهرت (ابوطالب) اين يتيم را سرپرستى كرديد، شما كارى كرديد تا درد فقدان پدر و مادر بر او سخت نيايد، براى او پدر و مادرى كرديد، تو با اين كه پسران ديگرى در خانه داشتى ولى محمّد(صلى الله عليه وآله) را بيش از همه احترام مى گرفتى، تو ايمان داشتى كه او آينده اى درخشان دارد و به زودى خدا او را به پيامبرى برخواهد انگيخت.
    اكنون سال ها گذشته است، محمّد(صلى الله عليه وآله) ديگر جوانى رشيد شده و ديگر وقت آن است كه ازدواج كند، پس او با «خديجه» ازدواج مى كند و زندگى مشترك خود را آغاز مى كند، با اين حال هنوز هم تو در حق او مادرى مى كنى، مهر و عطوفت تو مثال زدنى است.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 28-09-2023 در ساعت 18:06
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پنج سال از زمانى كه محمّد(صلى الله عليه وآله) ازدواج كرده است مى گذرد، اكنون او به سن سى سالگى رسيده است، تو آرزو داشتى كه خدا فرزندى به تو بدهد تا بيش از ديگران، يارى محمّد(صلى الله عليه وآله) را بنمايد، براى همين تو بار ديگر حامله مى شوى.تو براى طواف كعبه به سوى مسجد الحرام مى روى، تو زنى مؤمن و يكتاپرست هستى، كعبه خانه اى است كه ابراهيم(عليه السلام) آن را بنا كرده است، تو كعبه را طواف مى كنى تا به همه نشان بدهى كه پيرو آيين ابراهيم(عليه السلام) هستى
    ص: 36
    و از بت پرستى بيزارى.
    در حال طواف هستى ناگهان دردِ زايمان تو را فرا مى گيرد، اين سخت ترين لحظه براى يك زن است، اكنون در اطراف كعبه مردان نامحرم هستند، اكنون تو بايد چه كنى؟ فرصت ندارى به خانه برگردى، پس با خدا چنين سخن مى گويى: «خدايا! خودت مى دانى كه من به تو ايمان دارم، من به رسالت جدم ابراهيم باور دارم و مى دانم اين كعبه را او بنا كرده است، پس تو را سوگند مى دهم به ابراهيم و به اين خانه تا به من رحم كنى، خدايا! تو را به اين فرزندى كه در راه دارم و با من سخن مى گويد، سوگند مى دهم كه مرا يارى كنى».
    ناگهان ديوار كعبه شكافته مى شود، صدايى به گوش تو مى رسد كه تو را به داخل كعبه دعوت مى كند، تو وارد خانه خدا مى شوى، شكاف ديوار بسته مى شود، عدّه اى كه در آن اطراف بودند با ديدن اين صحنه متعجّب مى شوند، فورى به كليددار كعبه خبر مى دهند، او سراسيمه مى آيد، هر كارى مى كند نمى تواند درِ كعبه را باز كند، اينجاست كه همه مى فهمند رازى در كار است.
    فرزند تو به دنيا مى آيد، صدايى به گوش تو مى رسد كه از تو مى خواهد نام فرزندت را «على» بگذارى! اكنون كعبه خوشحال است و به خود مى بالد كه امروز ميزبان تو و پسر توست، به زودى پسر تو همه بت ها و سياهى ها و پليدى ها را از اطراف كعبه از بين خواهد برد.
    تو سه روز در كعبه مى مانى، فرشتگان براى تو غذاى بهشتى مى آورند،
    ص: 37
    آرى، خدا نام على(عليه السلام) را براى پسرت برگزيد و اين گونه از او پذيرايى كرد، مريم(عليها السلام) مادر عيسى بود، او در بيت المقدس زندگى مى كرد، ولى وقتى كه زمان زايمان او فرا رسيد به او امر شد كه از بيت المقدس كه مسجدى باشكوه است خارج شود، زيرا مسجد نمى تواند زايشگاه عيسى(عليه السلام)باشد، امّا حكايت على(عليه السلام) چيز ديگرى است، على(عليه السلام) آن قدر نزد خدا مقام دارد كه خدا ديوار سنگى كعبه را به خاطر او مى شكافد و فرشتگان تو را به داخل كعبه دعوت مى كنند، اين فضيلتى است كه فقط و فقط براى على(عليه السلام) اتّفاق افتاده است.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 09-10-2023 در ساعت 20:41
    امضاء


  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به راستى چه رمز و رازى در ميان است؟ خدا رحمت كند استاد مرا كه براى من چنين مثال مى زد: كعبه خانه خداست و خيلى احترام دارد، ولى باطن آن ولايت اهل بيت(عليهم السلام) است، براى همين اگر كسى سال هاى سال كنار كعبه نماز بخواند و آن خانه را طواف كند امّا ولايت را قبول نداشتهباشد، خدا به او نظر رحمت نمى كند، زيرا او راه را گم كرده است، تولد على(عليه السلام) در كعبه اشاره اى است تا ما بدانيم حقيقت كعبه چيزى جز ولايت على(عليه السلام) نيست.
    * * *
    بعد از سه روز ديوار كعبه شكافته مى شود، تو همراه با فرزندت از كعبه بيرون مى آيى، وقتى ابوطالب فرزندش را مى بيند، بسيار خوشحال مى شود، محمّد(صلى الله عليه وآله) هم براى ديدن تو مى آيد، او مى داند خدا بهترين ياور او را برايش فرستاده است...
    ص: 38

    امضاء


  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    * * *
    سال ها مى گذرد، فرزندت على(عليه السلام) بزرگ و بزرگ تر مى شود، محمّد(صلى الله عليه وآله) به غار حرا رفته است، على(عليه السلام) هم همراه اوست، شبى از شب ها نورى همه جا را روشن مى كند، جبرئيل بر پيامبر نازل مى شود و آيه هاى قرآن را براى او مى خواند، اين آغاز رسالت محمّد(صلى الله عليه وآله) است، خدا او را به پيامبرى برگزيده است، او آمده است تا مردم جهان را از جهل و نادانى نجات بدهد...
    على(عليه السلام) اولين مردى است كه به او ايمان مى آورد و اين افتخار بزرگى براى اوست، وقتى تو و شوهرت ابوطالب، ماجراى نازل شدن قرآن بر پيامبر را مى شنويد به او ايمان مى آوريد و به حمايت هاى خود از پيامبر ادامه مى دهيد، اين روزها بت پرستان كه منافعشان به خطر افتاده است با پيامبر دشمنى زيادى مى كنند ولى شما بر حمايت هاى خود مى افزاييد...
    (1)

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 15-10-2023 در ساعت 19:09
    امضاء


  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    * * *
    ده سال از زمانى كه محمّد(صلى الله عليه وآله) به پيامبرى رسيد مى گذرد، همسرت ابوطالب بيمار مى شود، كم كم حال او وخيم مى شود، تو در كنار بستر او هستى، او در آخرين لحظات هم به فكر حمايت پيامبر است، جوانان بنى هاشم را فرا مى خواند و از آنان مى خواهد كه هرگز دست از حمايت پيامبر برندارند. ابوطالب بعد از اين وصيت از دنيا مى رود و چشم تو در عزاى او گريان مى شود.
    * * *
    دشمنان اسلام دشمنى خود را آشكارتر مى كنند و پيامبر را در سختى هاى
    ص: 39

    1- . اسلمت وهاجرت مع النبى و كانت من السابقات الى الايمان بمنزلة الام من النبى: الفصول المهمة فى معرفة الائمة ج 1 ص 177.
    بيشمارى قرار مى دهند، پيامبر تصميم مى گيرد تا به يثرب (مدينه) مهاجرت كند، او مقدمات كار مهاجرت را فراهم مى كند و در فرصت مناسب به مدينه هجرت مى كند تو هم همراه فرزندت على(عليه السلام) به آنجا هجرت مى كنى و در آنجا با فرزندت زندگى مى كنى.ديگر وقت آن است كه فرزندت (على(عليه السلام)) ازدواج كند، مقدمات ازدواج او با فاطمه(عليها السلام) دختر پيامبر فراهم مى شود و تو چقدر خوشحال هستى كه فاطمه(عليها السلام) عروسِ تو مى شود، تو از خوشحالى در پوست خود نمى گنجى. مراسم ازدواج برگزار مى شود... بعد از مدّتى على(عليه السلام)همسر خود را به خانه اش مى آورد، مدّتى مى گذرد، خدا به او حسن(عليه السلام)و سپس حسين(عليه السلام) را عطا مى كند، دل تو از ديدن اين دو نوه خود، غرق شادمانى مى شود.
    سال چهارم هجرى فرا مى رسد، تو بيمار مى شوى و در بستر قرار مى گيرى، پيامبر بارها به عيادت تو مى آيد، يك روز كه پيامبر در مسجد است، على(عليه السلام) به نزد او مى آيد و در حالى كه بسيار اندوهگين است چنين مى گويد: «اِنّا لله و اِنّا اِليه راجِعون». پيامبر از او مى پرسد:
    -- على جان! چه شده است؟
    -- مادرم از دنيا رفت.
    -- على جان! او فقط مادر تو نبود، بلكه او مادر من هم بود.
    اينجا است كه صداى گريه پيامبر بلند مى شود و چندين بار چنين مى گويد: «واى مادرم!». اين سخن، نشان از شدّت غصّه و اندوه پيامبر دارد. پيامبر به خانه تو مى آيد و مى گويد: «مادرجان! خدا تو را رحمت كند كه به اندازه مادر
    ص: 40
    در حق من مهربانى كردى».
    پيامبر دستور مى دهد تا پيكر تو را غسل و كفن كنند، مردم براى تشييع جنازه تو مى آيند، پيامبر كفش هاى خود را از پا درمى آورد، او با پاى برهنه در مراسم تشييع جنازه تو شركت مى كند و به آرامى قدم برمى دارد، عدّه اى از اين كار پيامبر تعجّب مى كنند، پيامبر رو به آنان مى كند و مى گويد: «در تشييع جنازه فاطمه بنت أسد گروه بيشمارى از فرشتگان حاضر شده اند».
    (1)
    من در اينجا لحظه اى به فكر فرو مى روم، اين سنّت پيامبر است كه در تشييع جنازه مؤمن با پاى برهنه حاضر مى شود، اين سنّت چقدر باشكوه است، كار علماى شيعه ريشه در سنّت واقعى پيامبر دارد، بى دليل نيست كه آنان با پاى برهنه به حرم امام حسين(عليه السلام) يا حرم امام رضا(عليه السلام) مى روند، در روز عاشورا و ايّام فاطميّه و مراسم اربعين و دسته هاى عزادارى، كفش از پا در مى آورند و با پاى برهنه در آن مراسم شركت مى كنند، به راستى كه آنان پيروان واقعى پيامبر هستند.

    امضاء


  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    * * *
    مراسم تشييع جنازه تو آغاز مى شود، پيكر تو را به سوى قبرستان بقيع مى برند، اكنون قبر تو آماده شده است، ديگر وقت آن است كه پيامبر بر پيكر تو نماز بخواند، وقتى بر مرده اى نماز مى خوانند واجب است پنج بار «الله اكبر» بگويند، ولى پيامبر بر پيكر تو، هفتاد بار «الله اكبر» مى خواند.
    (2) مردم راز اين كار را سؤال مى كنند، پيامبر در پاسخ چنين مى گويد: «وقتى مى خواستم بر پيكر فاطمه بنت اسد نماز بخوانم ديدم كه فرشتگان در هفتاد
    ص: 41

    1- . ثم نهض فاخذ جهازها و كفنها بقميصه و كان فى حال التشيع جنازتها يرفع قدما و يتأنّى فى رفع آخر و هو حافى القدم: الفضائل لابن شاذان ص 102، بحار الانوار ج 6 ص 241، عن أبي عبد الله(ع): قال: إن فاطمة بنت أسد أم أمير المؤمنين كانت أول امرأة هاجرت إلى رسول الله صلى الله عليه وآله من مكة إلى المدينة على قدميها...: الكافى ج 1 ص 452
    2- . فلما صلى عليها كبّر سبعين تكبيرة ثلم لحدها فى قبرها بيده الكريمه: الفضلئل لابن شاذان ص 102، بحار الانوار ج 6 ص 241.
    صف ايستاده اند و مى خواهند بر پيكر او نماز بخوانند».

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 19-10-2023 در ساعت 20:13
    امضاء


  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آرى، با حضور فرشتگان در تشييع جنازه تو، همه مى فهمند كه تو نزد خدا مقامى بس بزرگ دارى.
    اكنون على(عليه السلام) پيكر تو را داخل قبر مى گذارد، سپس پيامبر چنين مى گويد: «اى فاطمه! من محمّد هستم كه با تو سخن مى گويم، فرشتگان از تو سؤال خواهند كرد كه خداى تو كيست؟ پيامبر تو كيست؟ امام تو كيست؟ در پاسخ چنين بگو: الله خداى من است، محمّد پيامبر من است، فرزندم على امام من است».
    مدّتى مى گذرد، مراسم ديگر تمام شده است، ديگر مردم مى خواهند به خانه هاى خود بازگردند، پيامبر كنار قبر تو مى ايستد و دست به دعا برمى دارد و چنين مى گويد: «خدايا! از تو مى خواهم تا مادرم فاطمه را مورد بخشش و رحمت خود قرار بدهى كه تو ارحم الراحمين هستى..».
    (1)
    ص: 42

    1- . اللهم اغفر لأمى فاطمة بنت اسد و لقّنها حجتها ووسّع عليها مدخلها...: الفصول المهمة فى معرفة الائمة ج 1 ص 177.

    امضاء


  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سومين مادر: خديجه(عليها السلام) - مادر حضرت فاطمه(عليها السلام)
    مى خواهم از تو سخن بگويم اى بانوى بزرگ! اى همراه و همسر پيامبر! اى مادر كوثر! اى خديجه!
    تو در روزگارى زندگى مى كنى كه سياهى ها همه جا را گرفته است، عصر جاهليّت است، هنوز پيامبر به رسالت برگزيده نشده است، (پانزده سال ديگر او به پيامبرى مبعوث خواهد شد)، تو در اين روزگار پاكدامن هستى و بر آيين ابراهيم(عليه السلام) هستى. (تو از نسل حضرت ابراهيم(عليه السلام) هستى).
    مردم به تو لقب «طاهره» داده اند، در زبان عربى به زنى كه پاكدامن باشد، طاهره مى گويند. تو ثروت زيادى دارى، چند سال قبل، پدرِ تو از دنيا رفت، او ثروت زيادى براى تو گذاشت، شهر مكّه شهرى تجارى است و بين راه
    ص: 43
    يمن و شام قرار گرفته است. تو وارد تجارت مى شوى، افرادى امين پيدا مى كنى و به آنان دستور مى دهى تا به يمن بروند و عطر، نقره و طلا را بخرند و در شام بفروشند و در شام هم ابريشم، شمشير، روغن و گندم خريدارى كنند و در يمن بفروشند. با هوش تجارى كه تو دارى روز به روز بر ثروت تو افزوده مى شود.
    (1)

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 30-10-2023 در ساعت 19:15
    امضاء


  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    * * *
    پادشاه يمن گروهى را به مكّه فرستاده است، آنان آمده اند تا تو را براى او خواستگارى كنند، به راستى در اين زمان، تو چند سال دارى؟ وقتى تحقيق مى كنم مى بينم كه دو نويسنده به نام «ابن كثير» و «بيهقى» در كتاب هاى خود، اشاره كرده اند كه تو هنگام ازدواج با پيامبر، بيست و پنج سال داشته اى. اين دو نويسنده از نويسندگان بزرگ اهل سنّت مى باشند.
    (2)خيلى ها آرزو دارند ملكه يمن بشوند، تو اين پيشنهاد را قبول نمى كنى، شنيده ام كه ابوسفيان، ابوجهل و ديگران نيز به خواستگارى تو آمده اند و تو به هيچ كدام از آنها روى خوش نشان نداده اى.(3)
    تو شنيده اى كه به زودى مردى در اين سرزمين به پيامبرى مبعوث خواهد شد، تو به اين باور رسيده اى كه به زودى آخرين و كامل ترين دين خدا به دست محمّد(صلى الله عليه وآله) آشكار خواهد شد، تو در انتظار نور هستى، در انتظار روزى كه اين دين خدا آشكار شود، تو دعا مى كنى كه هر چه زودتر وعده خدا فرا برسد.
    * * *
    ص: 44

    1- . لأنّه كان معاشهم من الرحلتين; رحلة في الشتاء إلى اليمن، ورحلة في الصيف إلى الشام، وكانوا يحملون من مكّة الأدم واللباس وما يقع من ناحية البحر من الفلفل وغيره، فيشترون بالشام الثياب والدرمك والحبوب، وكانوا يتألّفون في طريقهم: تفسير القمّي ج 2 ص 444، التفسير الأصفى ج 2 ص 1479، التفسير الصافي ج 5 ص 379، تفسير نور الثقلين ج 5 ص 676، وكانت قريش إذا رحلت عيرها في الرحلتين (يعني رحلة الشتاء والصيف) كانت طائفة من العير لخديجة، وكانت أكثر قريش مالاً، وكان9 ينفق منه ما شاء: الأمالي للطوسي ص 468.
    2- . عمر خديجة حين الزواج: ويلاحظ هنا مدى الاختلاف والتفاوت في عمر خديجة حين اقترانها بالرسول الأكرم(ص)، وهي تتراوح ما بين 25 سنة إلى 46 سنة، وهي على النحو الآتي: ألف) 25 سنة وصحّحه البيهقي. ب) 28 سنة هو ما رجّحه كثيرون. ج) 30 سنة. د) 35 سنة. ه-) 40 سنة. ز) 44 سنة. ح) 46 سنة. وقد تقدّم أنّ الكثيرين قد رجّحوا القول الثاني، كما ذكره ابن العماد. أمّا البيهقي فقد صحّح القول الأوّل، حيث قال: «بلغت خديجة خمساً وستّين سنة، ويقال: خمسين سنة، وهو أصحّ»، فإذا كانت رحمها الله قد تزوّجت برسول الله قبل البعثة بخمس عشرة سنة كما جزم به البيهقي نفسه، فإنّ ذلك معناه أنّ عمرها حين زواجها كان خمساً وعشرين سنة. ورجّح هذا القول غير البيهقي أيضاً: الصحيح من سيرة النبي الأعظم(ص) ج 2 ص 114. قال أحمدبن الحسن البيهقى: «مات القاسم وهو أول ميت من ولده مات بمكة ثم مات عبد الله ثم بلغت خديجة خمسا وستين سنة ويقال خمسين سنة وهو أصح»، و راجع دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ج 1 ص 71.
    3- . خطبها عقبة بن أبي معيط، والصلت بن أبي يهاب، وكان لكلّ واحد منهما أربعمئة عبد وأمة، وخطبها أبو جهل بن هشام وأبو سفيان، وخديجة لا ترغب في واحد منهم: بحار الأنوار ج 16 ص 22.


    امضاء


  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,223
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,198
    مورد تشکر
    11,297 در 3,039
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    محمّد(صلى الله عليه وآله) به سن بيست و پنج سالگى رسيده است، ابوطالب عموى او بزرگ خاندان اوست، او نزد تو مى آيد و به تو مى گويد:
    -- محمّد، پسر برادرم را حتماً مى شناسى.
    -- آرى، او را مى شناسم. در امانت دارى زبانزد همه است.
    -- تقاضاى من اين است كه به او در كاروان تجارى خود كارى بدهيد.
    -- باشد! به او بگوييد خود را براى سفر شام آماده كند. من دو برابر حقوقى كه به ديگران مى دهم به او حقوق خواهم داد.
    (1)
    * * *

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 14-11-2023 در ساعت 16:06
    امضاء


صفحه 4 از 12 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi