صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70

موضوع: ويژه نامه شهادت مظلومانه امام هادی علیه السلام {خورشید هدايت }

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    فراتر از ادراکی




    تو در ذهن این مردم نمی گنجی. تو بزرگی؛
    خیلی بزرگ تر از آنچه مردم می گویند، خیلی بزرگ تر از بزرگ.

    تو زودتر از زمان خودت آمدی.
    تو را نمی شناسند و نخواهند شناخت.


    شهادت، بهانه خوبی بود تا تو را از این مردم بگیرد؛
    از مردمی که همیشه پشت به خورشید می کنند و جلوتر از او راه می روند.

    لباس شهادت، برازنده قامت آسمانی ات بود.
    تو فراتر از ادراکی و این مردم تو را درک نمی کنند و نمی فهمند.

    تو عرشی هستی و این مردم فرشی اند.
    تو را نمی شود فهمید؛ نمی شود فهمید!

    مرگ پایان کبوتر نیست:
    تو را نمی شود با این کلمات و واژه های سربی بی روح، نوشت؛
    اما می شود عطش دل را فرونشاند و کمی نوشت.


    تو با مرگ سرخ، پایان نمی گیری، بلکه تازه تر می شوی؛
    تازه تر از پیش. «مرگ که پایان کبوتر نیست».

    مگر غیر از هدایت این مردم، حُرم دیگری هم داشتی؟!
    نه؛ هرگز! هرگز!

    رسم این قوم فقط این است که پاکی آسمان را متهم کنند.
    تو درختی بودی که سایه از سر تبرها هم برنمی داشتی.

    اما افسوس، تبرها زبان درخت را نمی دانند!
    قانون تاریکی ها این است که نور را بمکند.


    تو هیچ وقت پایان نمی گیری.




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************








  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    هادی امت



    «خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌هاست.
    امام هادى(علیه السلام)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود.



    فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار
    و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان
    افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی
    می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛

    نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
    سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش
    حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند.

    او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند
    و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل
    عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.

    آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر
    خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی
    به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.


    سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش
    و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه
    یک عمر تهجد و شب‌زنده‌داری‌اش بود».

    سید محمدصادق میرقیصرى






    امضاء




  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ستاره‌ای در پس ستاره و آفتابی در پی آفتاب است.
    زمین هیچ‌گاه با ظلمات تنها گذاشته نشد.
    همیشه خورشیدی شروع به تابیدن کرده است
    و این بار،صریا، مشرق خورشید ولایت شد.


    امام هادى(ع)، هدیه پروردگار بود در روزگار نقاب و حباب.
    در برهه نفس‌گیر بحث‌های انحرافى،
    خورشید وجودش آن‌چنان تابید که هیچ جا از نور بی‌نصیب نماند.

    ابرهای سیاه کوششی بی‌دریغ داشتند،
    ولی او فراتر از آن بود که به غل و زنجیر کشیده شود.


    او از میان عسکر می‌تابید و تمام محیط را روشن می‌کرد.

    سایه بلند مردی عربی هنوز در خاطره دیوارهای سامرا مانده است.

    تاریخ چیزی در این شعر جا گذاشته است؛
    نامی بزرگ به بلندای علی و انگار هنوز جمعیتی ایستاده‌اند
    و صدا می‌زنند ابوالحسن.


    مدینه هنوز داغ فراقش را در دل دارد
    و هیچ‌گاه خاطره تلخ تبعید را از یاد نخواهد بُرد.

    مدینه دستی به سمت توس و دستی به سمت بغداد دارد.
    مدینه دلی در سامرا جا گذاشته است و گنجی در عراق.


    حال کدام فراق را مویه کند، کدام غم را شکوه کند، با که بگوید
    که اگر می‌شد، با تمام کوچه‌ها و آجرهایش، با تمام نخل‌هایش،
    فرزند ابن‌الرضا را در آغوش می‌کشید و اجازه رفتن نمی‌داد.

    ستاره‌ای در پس ستاره و آفتابی در پی آفتاب است.
    زمین هیچ‌گاه یخ‌بندان نخواهد شد.

    هنوز مردی بوی هدایت می‌دهد؛
    مردی که
    مدینه را، سامرا و بغداد و توس را تسلی داده است؛
    مردی از همان نسل؛ از سلاله نور، فرزند حسن و علی همانانی که
    سالیانی کوشیدند تا آخرالزمان گوهر پنهان خود را قدر بداند.


    هنوز در هوایی ابری خورشیدی می‌تابد
    و سایه مردی عربی روی دیوارهای جهان افتاده است.




    امضاء




  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خورشید ادعیه، گرم از نگاه تو، در لحظه های اُنس می تابید.

    تو، پنجره های پر از نگاه را به سوی «زیارت جامعه کبیره» گشودی.


    امروز، هر که در رثای تو بیشتر اشک بریزد، آسمان عشق را، بزرگی
    نور را، وسعت معنویت را بهتر دریافته است.

    دستمال های خیس از جامعه کبیره، مأنوس چشم های سوگمندند.
    زائران بغض آلود آمده اند و در محضر عباراتی که آورده ای
    خطاب به تو آن را اشک می ریزند.


    جامعه کبیره، یادگاری است که کوچ خونرگ امروز تو را تداعی می کند.

    با جامعه کبیره، لحظه های گمراه، به سوی واژه های
    خوش طینتآفرینش هدایت شدند.


    امروز، غروبی غمگین در رگ های کلمات جامعه کبیره جریان دارد.








    امضاء




  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیرارشد انجمن فن آوری و انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    8676
    نوشته
    28,716
    صلوات
    71109
    دلنوشته
    466
    میلادامام کاظم برشیعیانش مبارک باد🌸🌸🌸اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد🌸وَعَجِّل‌فَرج
    تشکر
    25,016
    مورد تشکر
    19,306 در 11,629
    وبلاگ
    37
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    #تسلیت_یابن‌الحسن

    ما سامرا نرفتہ گداے تو مےشويم
    اے مهربان امام فداےتو مےشويم

    هادےِ خلق،ڪورے چشمان گمرهان
    پروانگان شمع عزاے تو مےشويم

    #شهادت_امام_هادی (ع)تسلیت باد
    امضاء




  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    در سوگ امام


    بازتاب خبر شهادت پيشواى شيعيان، قلب مردم ستمدیده را جريحه دار كرد.

    در روز شهادت امام، جماعت بسيارى از بنى هاشم، بنى ابى‏طالب و بنى عباس در منزل امام جمع شده بودند و شيون و زارى، سراسر خانه را آكنده بود.
    مردم به صورت‏هاى خود سيلى مى‏زدند و گونه‏هاى خود را مى‏خراشيدند و فرياد مى‏زدند: «واى بر ما از بى كسى و بى يارى! واى بر مستمندان و يتيمان از تنهايى!»
    شهر يك‌پارچه در سوگ آموزگارى بلند اختر و پدرى مهربان براى مستمندان و يتيمان نشست.
    شیعیان بدن مطهر امام هادى‏(ع) را بر دوش گرفتند و از خانه ايشان بيرون بردند و از جلوى خانه موسى بن بغا گذشتند.
    وقتى معتمد عباسى آنان را ديد، تصميم گرفت براى عوام فريبى، بر بدن امام نماز بگزارد.
    از اين رو، به دستور او بدن مطهر حضرت را بر زمين گذاشتند و او بر جنازه ایشان نماز خواند؛ در حالی که امام حسن عسكرى‏(ع) پيش از تشييع بدن مطهر پدرش، به اتفاق شيعيان نماز را خوانده بودند.
    بدن پاکیزه حضرت را در يكى از خانه‌هايى كه در آن زندانى بود، به خاك سپردند.
    ازدحام جمعيت به قدرى بود كه حركت كردن در بين آن همه جمعيت براى امام حسن عسكرى‏(ع) مشكل بود؛ در اين هنگام، جوانى مركبى براى امام آورد و مردم، امام را تا خانه بدرقه كردند.
    ابو هاشم جعفرى كه از نزديكان امام هادى‏(ع) بود، قصيده‏اى در رثاى امام خود با اين مضامين سرود:
    «آن هنگام كه شنيدم بيمار شده‏ اى، تب و اضطراب سراسر وجودم را فرا گرفت و زمين به لرزه در آمد.
    به من گفت: پيشواى تو، بيمار و نزار شده است.
    در پاسخ گفتم: سر و جان من فداى او باد! اينك دين، بيمار شده و ستارگان آسمان، در اندوه فرو رفته‏ اند.
    اى سرور من! شگفتا كه تو به درد و رنج مبتلا شده‏ اى؛ حال آنكه تو خود، طبيب همه دردهايى و همه دردها را مداوا مى‏ كنى و مردگان را زنده مى‏ كنى...».


    . منتهى الآمال، ج 2، ص 684.
    . وفيات الائمه ، ص 386.
    . برگرفته از: منتهى الآمال، ج 2، ص683و686.
    . همان.




    امضاء

  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نور نامت برده هادی رونق مهتاب را
    سوز قرآن خواندنت می گیرد از سر خواب را

    آسمان نزدیک نزدیک است و می بیند زمین
    معجزاتی روشن از آن گوهر نایاب را

    چشم می بندی.شب است و سامرا بی نور و سرد
    چشم را بگشای تا روشن کنی سرداب را

    می شناسی مردمان بی مروت را تو خوب
    دیده ای با چشم خود صد جعفر کذاب را

    یا نقی سلطان مظلومان! نقی مولای صبر
    بعد ازین با نام تو پر می کنم هر قاب را

    بزم خفاشان مجال نام پر نور تو نیست
    شیر کرنش می کند خورشید عالمتاب را!

    نغمه مستشارنظامی




    امضاء

  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    غروب سامرا


    گویی غروب نابهنگام «سامرا» فرا رسیده است!
    نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.
    تشویشی سنگین، بر شهر حکمفرماست.

    غروب نابهنگام سامرا فرا رسیده است
    و آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید؛
    میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت،
    آرام و مطمئن، به سمت عرش الهی گام برمی دارد،

    میهمانی که از قامت دلارای علوی اش،
    عطر حضرت رسول صلی الله علیه و آله می آید؛
    عطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرّا!


    آه، چه کردند سیاه جامگان
    با این هدیه الهی، با این بهار سبزپوش جاودانه!


    چه کردند با یادگار رسول الله صلی الله علیه و آله ؛
    یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان حقیقت بود
    و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.


    چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
    آنجا که «شیرها» با تمام درندگی، رام حریم حرمت نامش گشتند.

    آنجا که «تیرها» به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
    آنجا که «شعرها» برابر قامت آسمانی اش، قافیه باختند.

    آنجا که دیوارهای «سامرا» نتوانست مانع از
    انعکاس پرتو جمال علوی اش در جهان شود.


    و آخرین آزمون، چه آزمونی تلخ، امّا شیرین بود؛
    به شیرینی شهادت، به شیرینی وصال!


    ... و چقدر مظلوم، چقدر غریب،
    چقدر نابهنگام، دل به عروج واپسین سپرد!







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    نوری بر منبر قلب ها

    همه می دانستند که از تو تا تولد صاحب آن دولت کریمه
    که در آخرالزمان به وقوع می پیوندد، فاصله ای نیست،
    مگر به اندازه صُلبی که نور تو را به او انتقال دهد.


    از این رو، جامه عمر تو را با خنجر قساوتشان پاره کردند
    شاید آن حلقه اتصال مهدوی گسسته شود و بطن امامت عقیم
    گردد و ولایت اهل بیت معصوم، اَبْتَر بماند.

    آنان گمان می کردند که اگر ولایت ظاهری و مُلکی تو
    را در پُشت میله های زندان اسارت و تحت محاصره
    مأموران، به تسخیر و استیلای خود بکشانند
    می توانند نور امامتت را خاموش کنند؛


    غافل از آن که ولایت باطنی و ملکوتی تو، انسان ها را
    چون شب پره هایی که گرداگرد نور جمع می شوند
    در مدار جاذبه هدایت تو می کشاند.

    کوشش های آنان فقط به آن جا رسیده بود که توانسته بودند
    خلافت و منبر ظاهری را از تو بستانند و تو رادر گوشه عزلت
    قرار دهند، اما تو بر منبر و قلب های شیعیانت خطابه عشق
    می خواندی و حکومت می کردی و از راه دل،
    با دو دستانت مراوده و حشر و نشر داشتی.

    تو می دانستی که مقدّر شده است تا ظهور آن ولی اعظم علیه السلام
    که حق مغصوبتان را بطلبد، شما باید در نهان و
    باطن، بر عالم هستی ولایت داشته باشید.

    امشب که دنیای حقیر و سخیف را برای اهلش وا می گذاری
    و به سوی پروردگار خویش رجعت می کنی و فرشته
    مرگ را اذن می دهی تا روح تو را استیفای کامل کند،


    می دانی که از خود، هیچ به جا نگذاشته ای، جز فرزندی که
    ازاو ناجی عالم تولد خواهد یافت؛

    همان امام منصوری که با یک دست بر عالم مُلک و خاک نشینان،
    ولایت می کند و با دست دیگر، بر عالم باطن و اهل دل!

    و خداوند با ظهور او، دعاهای خفیّه امامت را از علی مظلوم علیه السلام
    تا حسن عسکری علیه السلام که بعد از تو، چهره در نقاب میله های
    زندان می بندد، به اجابت می رساند و حجّت خویش
    را بر عالم هستی تمامیّت می بخشد

    نزهت بادی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    هوای ملکوتی

    جاده ها، اندوه رفتنت را از مدینه تا سامرا ضجه می زنند.
    دنیا، زانوی غم در بغل، پشت در خانه تو، آینده یتیمی خود را عزادار است.


    ناگهان، غروب غم انگیزت، نفس دقایق را می برد. لحظه ها، سر در گریبان
    ناباوری، حزن و ماتمی جانکاه را مرور می کنند.

    چه زود آفتاب زندگی ات، حجله نشین غروبی تلخ شده است!
    این واپسین دقایق تنفس عاشقانه سامراست، در هوای ملکوتی حضورت.


    بعد از تو، سرگردانی عشق، دوباره آغاز می شود.
    «ولایت»، سی و سه سال در خنکای سایه ات آرامش را به تجربه نشسته بود.

    تمام جاده های هدایت، سر بر زانوی ولایت تو داشتند. چگونه شیران قفس،
    سر به خاک تواضع نسایند در برابر بزرگی ات که کائنات، در
    حضورت پیشانی به سجده، فرود می آورند؟!


    هنوز روزگار، طعم خوش «توکل» در خفقان حضور «متوکل»ها را در
    هوای حضور تو به خاطر دارد. ای جریان نور خداوند در زمین!

    هرگز مباد خاموشی ات؛ که بی فانوسی روشن نگاهت، بی حجت ملکوتی
    چشمانت، دنیا در تاریکی جهالت خویش غوطه ور خواهد شد.


    ادامه کرامتت را بریده می خواهند سلاله شیطان. ادامه نورت را
    ابتر، وسلاله امامت را عقیم می خواهند؛

    تا حکایت منجی مدفون شود در خاطرات گم شده تاریخ... .
    چقدر هوایت هوای پرواز است.

    مصیبت جانکاهت را به جان های سوخته «تشیع» بخشیدی. سخاوت
    دستانت را هم به تمام دشت ها. زلالی نگاهت را امانت سپردی به
    آبشارها وغریبانه لحظه هایت را به محزونی آواز قناری های در قفس.

    وسعت اندیشه ات را به کهکشان ها و تمام مهربانی ات را به فرزندت
    «حسن» سپردی تا چاره ای باشد برای دلتنگی شیعه و ماتم همیشه ات را به
    سامرا بخشیدی تا برای همیشه، مرثیه خوان سوگ غم انگیزت باشد


    اما هنوز سخن کوبنده گفتارت، لرزه می افکند به کنگره های
    قصر «متوکل ها».... و نظم می بخشد به بند بند شعرهایی
    که از دهان حقیقت سروده می شود.

    خدیچه پنجی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلش های ویژه شهادت امام هادی, فروغی از دانش امام هادی, فضائل علی النقی الهادی, مداحی و مراثی ویژه شهادت امام هادی, مشعلدار هدایت, چهل حدیث برگزیده ازپیشوای دهم, چگونگی شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی سالهای قبل, ویژگی های اخلاقی امام هادی, کاغذ دیواری شهادت دهمین پیشوا, کرامات دهمین پیشوا, گالری تصاویر شهادت امام هادی, گزیده ای از احادیت امام هادی, پیامک های تسلیت هادی الامم, امام هادی و فرهنگ دعا و زیارت, امام هادی و حوزه حدیثی قم, امام هادی و زنان پاکدامن, اس ام اس های شهادت امام هادی, اشعار شهادت امام هادی, اعلام انزجار از شاهین نجفی و هتاکین به امام هادی, به روزگار نباید ناسزا گفت, بسوی دوست, تصاویر ویژه شهادت امام هادی, حرکت امام هادی ع به سامراء و بعضی از ستمها به ایشان, دهمین لاله بوستان امامت, دهه بزرگداشت امام هادی, دانستنی های امام هادی, در سوگ خورشید, روشهای تربیت از نگاه امام هادی, راه سبک سازی مصیبت ازنگاه امام هادی, سیری در زندگی امام هادی, شناخت مختصری از امام هادی, غریب سامرا؛ خور شید غریب

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi