صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 83

موضوع: ویژه نامه اربعینی حسینی{ رسیدم از سفر ای برادر جان... }

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    سلام بر حسين و اربعينش،
    سلام بر زينب و اندوه جانکاهش
    سلام بر اشکهاي غريبانه سيد الساجدينش
    سلام بر اربعين و زائرانش!
    سلام بر کاروانيان به سوگ نشسته
    كه به سوغات بر مزار كشتگان،
    عشق بردند
    واندوه را به مويه نشستند.
    يا ثار الله و ابن ثاره
    به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت،
    اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم،



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #32

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    اي ساربان! اي ساربان! محمل نگهدار
    آمد بـه منزل کاروان، منزل نگهدار

    محمل مران، محمل مران، شهر دل اینجاست
    این کاروان خسته دل را منزل اینجاست

    این جا بهار بی خزانِ من خزان شد
    از برگﹾ برگ لاله هایم خون روان شد

    این جا همه ی دار و ندارم را گرفتند
    باغ و گل و عشق و بهارم را گرفتند

    این جا بـه خاک افتاده بودو هست عباس
    هم مشک خالی، هم علم، همدست عباس

    این جا ز هم پیشانی اکبر جدا شد
    بابا تماشا کرد و فرزندش فدا شد

    این جا ز آل الله منع آب کردند
    با تیر طفل شیر را سیراب کردند

    این جا صدای العطش بیداد می‌کرد
    بر تشنه کامان آب هم فریاد می‌کرد

    این جا همه ی از آل پیغمبر بریدند
    ریحانه ی خیر البشر را سر بریدند

    این جا ظلم بر عترت و بر آل گردید
    قرآن بـه زیر دست و پا پامال گردید

    این جا بـه خون غلطید یک گردون ستاره
    این جا کشید از گوش، دشمنﹾ گوشواره

    این جا زدند آل علی را ظالمانه
    شد یاس ها نیلوفری از تازیانه

    این جا چو از خانه بـه دوشان خانه می سوخت
    دامان طفلان چون پر پروانه می سوخت

    این جا بـه گردون رفت دود آه زینب
    حَلقِ بریده شد زیارتگاه زینب

    این جا عدو بر زخم پیغمبر نمک زد
    هر برگ گل را مُهری از غصب فدک زد

    این جا زگریه ناقه ها در گِل نشستند
    دُردانه هاي‌ وحی در محمل نشستند

    اي کربلا! گل هاي‌ سرخ یاس من کو؟
    اي وادی خون! اکبر و عباس من کو؟

    با غنچه ی نشکفته ی پرپر چه کردی؟
    با حنجر خشک علی اصغر چه کردی؟

    خون جگر از دیده ام بر چهره جاریست
    پیراهن آوردم بـه همره، یوسفم نیست

    تصویر درد و داغ در آیینه دارم
    چون آفتابﹾ آتش درون سینه دارم

    خاموش ودر دل گفت و گو با یار دارم
    در سینه داغ هیجده دلدار دارم

    بعد از حسین از عمر خود آزرده بودم
    اي کاش من با ان سه ساله مرده بودم

    اشکم بـه رخ آهم بـه دل سوزم بـه سینه
    بی تو چگونه من روم سوی مدینه

    اي کاش چون تو پیکرم صدچاک می شد
    اي کاش جسمم در کنارت خاک می شد

    گیرم کـه زنده راه یثرب را بپویم
    زهرا اگر پرسد حسینم کو چه گویم؟

    بگذار تا سوز دلم مخفی بماند
    این صفحه با سوز خود میثم بخواند





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #33

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    رفتم و بازگشتم،
    این چهل شبانه روز بى سر و سامان را؛
    این لحظه هاى دلتنگ یتیم،
    این مسیر عطشناک
    آبله پایى که پاره پاره هاى تو را پشت سر داشت
    و لب هاى از نیزه روییده ات را پیش رو.

    مرا به یاد بیاور؛
    مرا که پیرتر از تمام عمر خویش،
    اینک شناختنى نیستم.

    من همان هروله آتش به دامانم که چهل روز پیش،
    در این صحرا، هنوز جوان بود
    و تمام قافله به جا مانده از تو را
    به دوش گرفت و ره سپار شد.

    منم؛ همان صبر از کف رفته اى
    که تمام میراث حیدرى اش را
    از حلقوم فاطمى فریاد سر داد
    و کاخ ظلم را زیر و زبر کرد،
    اما در خلوت تنهایى اش،
    سر بر کجاوه کوبید
    و لرزش شانه هایش را تنها خدا دانست.

    بعد از تو، سوختم و خطبه خواندم
    بعد از آن غروب که با فاصله هاى از من تا تو پر شد
    و انحناى ناگهان قامتم را رقم زد؛
    پس از آن قرآن پاره پاره اى که
    زیر لگدکوب اسب هاى ستم از هم گسیخت،
    من ماندم و جاده هاى پیش رو... .

    من ماندم و کاروان بى تو،
    با قبیله به تاراج رفته؛
    من به سفر ناگزیر بودم.

    آه! خون همیشه جارى در رگ هاى روزگار!
    رداى ولایتت را بر شانه گرفتم
    و لواى ستم سوزى قیامت را بر بلنداى تاریخ برافراشتم.

    آنچه از تو در من بود،
    آنچه دیده بودم و جز من کسى ندید،
    در گوش هاى کر روزگار فریاد کردم
    و راویانه، تمام خطبه هاى از تو گفتن را سرودم
    و حنجره اى مدام شدم؛
    حنجره اى کبود که عطش هاى هفتاد و دو پروانه را
    میراث دار بود و زخم زبان چهل روز اسارت را
    براى همه پرستوهاى قافله سپر مى شد
    و در خویش مچاله مى کرد.

    اینک به تو بازگشته ام؛
    خسته از تمام هستى.
    دیگر حوصله اى به ادامه روزگار ندارم.
    آه از این کوله بار فرسوده در راه!
    آه از پر ریختنِ پروانه ها
    در جاده هاى سرد و بى شمع!
    سودابه مهیجى




    امضاء



  5. Top | #34

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    در آغوش مزار جدّش

    وقتى به مدینه النبى رسیدیم،
    مبادا کسى جلوى قافله
    اسراى کربلا، گوسفندى را سر ببرد!

    این کاروان، از سفر چهل روزه
    با سرهاى بریده بر بالاى نى مى آید.

    نگذار هیچ لاله اى را
    در رثاى شهدایمان پرپر کنند!

    سراسر خاک کربلا،
    پر بود از گلبرگ هاى خونین
    و پاره اى که از هر سو مرا صدا مى زدند:
    «اُخَىَّ اُخَىّ».

    اجازه نده کسى بر سر و رویش خاک بریزد؛
    هنوز باد، گرد و خاک کوچه هاى کوفه
    و شام را از سر و روى زنان و کودکان
    عزادار نربوده است.

    این صورت هاى کبود و دست هاى سوخته،
    نیازى به گلاب افشانى ندارند؛

    هنوز اربعین گل هایى که با تشنه کامى
    بر خاک و خون افتادند، نگذشته است.

    بگو پاى برهنه به استقبال مان نیایند؛
    این کاروان پر است از کودکانى که پاى پرآبله دارند.

    سفارش کن شهر را شلوغ نکنند
    و دور و برمان را نگیرند،
    ما از ازدحام نگاه هاى نامحرم و بیگانه بازگشته ایم.

    بگذار آسوده ات کنم بشیر!
    دل زینب علیهاالسلام براى خلوت
    مزار جدش پر مى کشد تا به دور از
    چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد علیه السلام
    و این کاروان داغدار، پیراهن کهنه

    و خونین حسین علیه السلام را
    بر سر و روى خویش بنهد

    و گریه هاى فرو خورده چهل روزه اش را
    یک سره رها سازد.




    امضاء



  6. Top | #35

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ای زینب! تو جز مصیبت چیزی ندیدی.
    به ما دیگر نگو «ما رایت الا جمیلا».
    ما از دل تو خبر داریم. ما می‌دانیم
    معنای فراق را.

    این داغ را به ما نیز چشانده‌اند.

    ما مزه زخم زبان را چشیده‌ایم.
    طعم تلخ نیش و کنایه‌ها را دیده‌ایم.

    ما نیز به همان جرم تو محکومیم ای مظهر صبر.
    ما نیز متهمیم به ولایتمداری‌ ای ام‌المصائب.

    ما نیز در عاشورا صدای هلهله شنیده‌ایم.
    ما نیز در خیمه عباس، شعله آتش دیده‌ایم.
    اینجا شمر، بیداد می‌کند.

    ما اینجا دنبال قرآنی هستیم به خط علی.
    ما را به همان جرم تو محکوم کرده‌اند.

    ما چون تو شیعه بودن جرم‌مان است
    و با هم در سلول تنگ و تاریک تاریخ، هم‌بندیم.

    غصه قصه‌ ما ای بانوی مهربان، یکی است.
    عباس‌های ما نیز در «فکه»
    با لب تشنه به شهادت رسیدند.

    در هویزه، شنی تانک‌ها به جان تن تنها و غریب برادران ما افتادند
    و علم‌الهدی و کج‌کلاه را قطعه‌ـ‌قطعه کردند.

    ای پرستار کودکان حسین! ما با تو همدردیم...
    از آن آشوب عاشورای‌ 61،
    هنوز بر تن ما لباس مشکی است.

    ما اما جز برای حسین تو، اشک نریخته‌ایم.
    جز برای برادرت عباس شیون نکرده‌ایم.
    جز برای علی‌اکبرت نگریسته‌ایم.
    جز برای «بنت‌ الحسین»
    بر سر و روی خود خاک غم نریخته‌ایم.

    ما ای زینب صبور!
    روزهای‌مان، جملگی عاشوراست
    و شب‌های ما چیزی جز شام غریبان نیست.

    ای زینب! سر بر در کدام خانه بگذاریم؛
    جز تو کسی محرم راز ما و مرهم زخم ما نیست؛
    ما از کودکان حسین، تنهاتریم.
    خانه ما نیز در خرابه غربت است...




    امضاء



  7. Top | #36

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    من، همان صبر دیروزم

    رفتم و بازگشتم، این چهل شبانه روز بى سر و سامان را؛
    این لحظه هاى دلتنگ یتیم، این مسیر عطشناک آبله پایى
    که پاره پاره هاى تو را پشت سر داشت
    و لب هاى از نیزه روییده ات را پیش رو.

    مرا به یاد بیاور؛
    مرا که پیرتر از تمام عمر خویش،
    اینک شناختنى نیستم.

    من همان هروله آتش به دامانم که
    چهل روز پیش، در این صحرا،
    هنوز جوان بود و تمام قافله
    به جا مانده از تو را به دوش گرفت
    و ره سپار شد.

    منم؛ همان صبر از کف رفته اى
    که تمام میراث حیدرى اش را از حلقوم فاطمى
    فریاد سر داد و کاخ ظلم را زیر و زبر کرد،

    اما در خلوت تنهایى اش، سر بر کجاوه کوبید
    و لرزش شانه هایش را تنها خدا دانست.

    بعد از تو، سوختم و خطبه خواندم
    بعد از آن غروب که با فاصله هاى
    از من تا تو پر شد و انحناى ناگهان قامتم
    را رقم زد؛ پس از آن قرآن

    پاره پاره اى که زیر لگدکوب
    اسب هاى ستم از هم گسیخت،
    من ماندم و جاده هاى پیش رو... .

    من ماندم و کاروان بى تو،
    با قبیله به تاراج رفته؛
    من به سفر ناگزیر بودم.

    آه! خون همیشه جارى در رگ هاى روزگار!
    رداى ولایتت را بر شانه گرفتم
    و لواى ستم سوزى قیامت را
    بر بلنداى تاریخ برافراشتم.

    آنچه از تو در من بود، آنچه دیده بودم
    و جز من کسى ندید،
    در گوش هاى کر روزگار فریاد کردم

    و راویانه، تمام خطبه هاى از تو گفتن را سرودم
    و حنجره اى مدام شدم؛ حنجره اى کبود
    که عطش هاى هفتاد و دو پروانه را
    میراث دار بود و زخم زبان چهل روز اسارت را
    براى همه پرستوهاى قافله سپر مى شد
    و در خویش مچاله مى کرد.

    اینک به تو بازگشته ام؛ خسته از تمام هستى.
    دیگر حوصله اى به ادامه روزگار ندارم.
    آه از این کوله بار فرسوده در راه!
    آه از پر ریختنِ پروانه ها در جاده هاى
    سرد و بى شمع!

    سودابه مهیجى





    امضاء



  8. Top | #37

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    آسمان چه خون رنگ است!
    زمین چه بى تابانه چونان گهواره کودکى گریان،
    زیر پایمان تکان مى خورد و مى لرزد!

    اینک، هنگامه اى شگرف است.
    ندیده بودیم مرغان هوایى را
    که این گونه دردمندانه در این آسمان سرخ،
    پر و بال بزنند و ناله شان به گوش همه تاریخ برسد.

    فریادى بلند از فراسوى زمان به گوش مى رسد.
    کسى انگار بر مرگ فرزند آدم مى گرید...!
    بمان تا ابد!

    نینوا! هم دردى کن با کودکانى ناآرام؛
    با زنانى که به خود مى پیچند از درد فراق؛

    با زینب علیهاالسلام ، که در این چهل روز،
    مرگ را هزار باره، با چشم خود دید و صبورى پیشه کرد

    نینوا! امانت دارى کن.
    خون مقدسى از شاهرگ هستى،
    بر خاک تو ریخته است.

    بدن مقدسى از عرشى ترین پاکان،
    بر خاک تو، زیر سم سنگى اسبان، لگدمال شده است.

    امانت دارى کن و مگذار طوفان
    فراموشى و مرگ، خاطراتت را برباید!

    نینوا! فریادت را آزاد کن؛
    بگذار همه آدمیان بدانند این، کاروان
    حسین علیه السلام است که پس از چهل روز،
    آمده است به زیارت مولا؛ آمده است
    تا شکایت خود را در گوش تو زمزمه کند.

    نینوا! از این پس تو خاک خونین
    و رمزآلودى هستى که پرچم جاودانگى را
    بر آن نصب کرده اند... بمان تا ابد!


    سیده زهرا برقعى





    امضاء



  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    زیارت اربعیــــن


    اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَ حَبیبِهِ؛

    سلام بر ولى خدا و دوست او


    اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَ نَجیبِهِ ؛


    سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او

    اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

    سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش


    اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ


    سلام بر حسین مظلوم و شهید


    اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْكُرُباتِ وَ قَتیلِ الْعَبَراتِ


    سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاری‌ها اسیر بود و كشته اشكِ روان گردید


    اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّكَ وَابْنُ وَلِیِّكَ وَ صَفِیُّكَ وَابْنُ صَفِیِّكَ الْفاَّئِزُ

    خدایا من به راستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو
    و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود كه كامیاب شد


    بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ

    به بزرگداشت تو، گرامیش كردى به وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاكزادى


    وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَ ذآئِداً مِنْ الْذادَةِ


    و قرارش دادى یكى از آقایان (بزرگ) و از رهروان پیشرو و یكى از كسانى كه از حق دفاع كردند


    وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ الاَْوْصِیاَّءِ

    و میراث‌هاى پیمبران را به او دادى و از اوصیائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى


    فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیكَ

    او نیز در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌اى (براى كسى) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد


    لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى؛


    تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى
    و چنان شدكه همدست شدند بر علیه آن حضرت كسانى كه دنیا فریبشان داد.


    وَ شَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاَْوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدّى فى هَواهُ

    و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى
    و بداد آخرتش را در مقابل بهائى اندك و بى مقدار و بزرگى كردند
    و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند،


    وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّكَ


    و تو و پیامبرت را به خشم آوردند


    وَ اَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَ حَمَلَةَ الاَْوْزارِ


    و پیروى كردند از میان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند
    و كسانى را كه بارهاى سنگین گناه به دوش مى‌كشیدند


    الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیكَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِكَ فى طاعَتِكَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

    و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان دید)
    با شكیبائى و پاداش جوئى با آنها جهاد كرد تا خونش
    در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شكسته شد


    اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً


    خدایا آنان را لعنت كن به لعنتى وبال دار و عذابشان كن به عذابى دردناك


    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاَّءِ

    سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء


    اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَ مَضَیْتَ


    گواهى دهم كه به راستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت‌‌ دار اویى
    سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى


    حَمیداً وَ مُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ

    و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم
    كه خدا به راستى وفا كند بدان وعده‌اى كه به تو داده،


    وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ


    و به هلاكت رساند هر كه را كه دست از یاریت برداشت و عذاب كند
    كسى كه تو را كشت و گواهی دهم كه تو به خوبى وفا كردى به عهد خدا،


    وَ جاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَكَ،


    و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت


    وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِیَتْ بِهِ


    و خدا لعنت كند كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند
    مردمى كه شنیدند جریان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند،


    اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.


    خدایا من تو را گواه مى‌گیرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد
    و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا.


    اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ،

    گواهى دهم كه تو به راستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحم‌هایى پاكیزه


    لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها،


    كه آلوده‌ات نكرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نكرد از لباس‌هاى چركینش


    وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَ اَرْكانِ الْمُسْلِمینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ،

    و گواهى دهم كه به راستى تو از پایه‌هاى دین و ستون‌هاى محكم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمان هستی



    وَ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ،


    و گواهى دهم كه تو به راستى پیشواى نیكوكار با تقوا و پسندیده و پاكیزه و راهنماى راه یافته‌اى


    وَ اَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَ اَعْلامُ الْهُدى

    و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوا و نشانه‌هاى هدایت


    وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَ اَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ

    و رشته‌هاى محكم (حق و فضیلت) و حجت‌هایى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم كه من به شما ایمان دارم


    وَ بِاِیابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَ خَواتیمِ عَمَلى وَ قَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،

    و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب كردارم و دلم تسلیم دل شما است


    وَ اَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،


    و كارم پیرو كار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آن كه خدا در ظهورتان اجازه دهد


    فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَرْواحِكُمْ،


    پس با شمایم نه با دشمنان شما، درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما


    وَ اَجْسادِكُمْ وَ شاهِدِكُمْ وَ غاَّئِبِكُمْ وَ ظاهِرِكُمْ وَ باطِنِكُمْ.


    و پیكرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان.


    آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.


    آمین اى پروردگار جهانیان.







    امضاء



  10. Top | #39

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بازگشت به سجده گاه عشق


    کاروان خاطرات، بازگشته است

    از جایی که چهل روز گذشته است

    از ماتم‏های سرخ،

    از عطش‏های پرپر شده.

    این آتشیادها،

    چهل روز چون اسبان تاخته‏اند بر پیکر صبر آنان.

    بازماندگانِ حادثه تیغ و تاول،

    رسیده‏اند به نقطه‏ای از آغاز؛

    به نگاه‏های در خون شناور،

    به گلوهای بریده شده در دلِ تشنگیِ دشت.

    کاروانِ اربعین، با خطبه‏های گریه،

    از شام رسوا برگشته است

    و تصاویر جراحت،

    در سوزنده ‏ترین بیان قاب می‏شود

    و در سوزنده‏ترین بیابان.

    بغل بغل شعله ریخته می‏شود در صحرا.

    دوبیتی ‏های پرلهیب،

    سطح مصیبت‏زده دشت را گلگون‏تر می‏کند.

    اکنون چهل روز از آن سیل عطش، سپری شده است.

    قافله ‏ای زخم خورده،

    وارد سرزمین چهلمین روز می‏شود.

    اینان اربعین را با خود آورده‏اند؛

    با نقل خاطرات قطعه قطعه شده.

    دنیای ادب نیز گل و ستاره آورده است

    که به پای سربلندی‏شان بریزد.

    سلام بر استواری غیرقابل ترسیم شما!

    سلام بر آن گام ‏های شکیباتان

    که جاده‏های دراز شام را خسته کرد!

    هر سال، چشمان غم بار اربعین که می‏آید،

    اطراف ما پر می‏شود از هیئت‏های مذهبی التماس

    و دسته دسته گل‏های اشک.

    هر سال اربعین،

    از لابه‏لای واژه‏های مذاب مداحان،

    دل‏های آسمانی شما دیده می‏شود

    و علم‏های ما از هوش می‏روند.

    لباس‏های مشکی تقویم،

    بوی قتلگاه می‏گیرند.

    اربعین! به یاد روشنیِ شما شمع‏گونه می‏سوزیم

    و گریه سر می‏دهیم

    برای فاصله‏های خود و زجرهای شما.

    خوشا زندگی در این گریستن و مردن‏های پیاپی!

    خوشا گریستن برای داغ‏های زینب علیهاالسلام ،

    برای مصیبت‏های سجاد علیه‏السلام ،

    برای بی‏تابی بچه ‏های آسمان!

    سلام بر اربعین که عاشورایی دیگر

    از گریه را برای ما به راه می‏اندازد!

    من برای گریستن، به آغوشت محتاجم






    امضاء



  11. Top | #40

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,689
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,440 در 1,366
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    باز دلم خون شد و چشمم گریست
    آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

    بــاز دگــر بــاره رســیــد اربــعــیــن
    جـــوش زنــد خـون حـسـیـن از زمـیــن

    غـرق تـلاطـم شـده بـحـر مـحـیــط
    یــک سـره درد اسـت بـسـاط بـَسـیـط

    شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن
    جــان جــهــان بـــاد فـــدای حــسـیــن

    محمدشریف صادقی (وفا)



    امضاء



صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

aza, emamhosien, imam hossein pbuh, karbala, moharram & safar cermony, muharram, osaraeahlebet, safar, sayyedoshohada, مقالات پیرامون اربعین, متن فارسی و عربی زیارت اربعین, مجلس عزای سیّدالشّهدا (ع), مجموعه فعالیتهای فرهنگی آیه های انتظار در ماه محرم, محرم و صفر, مراسم های عزاداری, چهل منزل عاشقی, نهضت حسینی, ویژه نامه اربعین حسینی, ویژه نامه اربعین سال 89, ویژه نامه اربعین سال 90, ویرایش برچسب ها arbaien, یک عمربود هجرتو یک اربعین نبود, گام به گام تا اربعین شهیدان, گریه بر حضرت ابا عبدالله (ع), پیامک های تسلیت اربعین حسینی, پیاده روی اربعین اعلام آمادگی برای یاری امام عصر(ع), zyenab, اباعبدالله الحسین (ع), اربعین حسینی و اسراء کربلا, اربعین در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام, اربعین در شعر شاعران, اربعین، ستون عصاره عترت, اس ام اس تسلیت فرار رسیدن اربعین, اشعار اربعین, برنامه هیئت‌های مذهبی به مناسبت اربعین, تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی, تصاویر ویژه اربعین ، اربعین در قاب تصویر, حضرت زینب (س), روایت عشق و شهادت, زیارت نامه اربعین, شرحی بر زیارت اربعین, عزای اربعین حسینی, عزاداری ها

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi