مواظب باش با توجّه به زمین و میل های زمینی این تُنگ عطر نیفتد. تنگ عطری که از نسیمش صدگلزار را معطّر می کند، تمام احوالات و خلوت های تو را به حال و نشاط می کشاند.
میل تو سوی مغیلان است وریگ
تاچه گل چینی زخارمُردگی
همان طور که شتر از خار مغیلان و ریگِ بیابان، گل سرسبز نمی تواند به دست آرد. تو هم با نان و غذا نمی توانی نسیم روحانی روحت را به دست بیاوری.
ای بگشته زین طلب ازکوبه کو
چند گویی کین گلستان کُووکُو
گلستان پیش تو است با توجه بیش از حد به نان، آن گلستان گم شده است. اوّل باید خود را از حاکمیت نان آزاد کنی.
پیش ازآن کین خارِپا بیرون کنید
چشم تاریک است جولان چون کنید
حالا هرچه درس تفسیر بیاییم و نماز بخوانیم، تا این جان را از میل های فاسدِ حاکم بر روح، آزاد نکنیم، هرچه بدویم فایده ای ندارد، این خار وقتی کف پای جان آدمی هست، هرچه بدود بیشتر فرو می رود.
ص: 62
بیش از آن کین خارِ پا بیرون کنید
چشم تاریک است جولان چون کنید
پس اول باید خودتان را از این میل های بدنی آزاد کنید، آن وقت باور کنید غذا هم که می خورید نور می دهد. در روایت داریم که: «مؤمن وقتی غذا بر او حاکم نبود، افطارش نورانیش می کند».
بعد مولوی یک نکته خیلی بیدار کننده ای را مطرح می کند که چگونه وجود مجرّدِ نامحدود انسان، محدود به یک لقمه نان می شود و این با این که خیلی عجیب است ولی واقعیت دارد.
آدمی کو می نگنجددرجهان
درسَرخاری همی گرددنهان
ملاحظه می کنید از یک طرف تمام دنیا برای انسان کم است، همه دنیا نمی تواند شما را قانع کند ولی یک وقت هم در یک لقمه نان گُم می شویم. اسیر یک لقمه نان می شویم، چه طور شده است که انسان اسیر می شود، آدمیت او گم می شود؟ این حرف اصلی ما است، در این ماه بیایید آن وسعت آسمانی خود را از گم شدن در محدوده دنیا، نجات دهیم، بقیه اش هم به امید دعاها و ذکرها. و این که زیارت
ص: 63
اباعبدالله (علیه السلام) را شروع ماه رجب قرار بدهید، چون خواستند ما به همه چیز برسیم، راه معاشقه با اباعبدالله (علیه السلام) را برای ما باز کردند، که شروع خوبی برای ورود به ماه رجب است.



نقل قول

