انسان و ایمان ص 50
حواس و ادراكات حسی او .
گفتيم كه انسان كارهای تدبيری خويش را با نيروی عقل و اراده انجام میدهد ، برخلاف كارهای لتذاذی كه به حكم احساس و ميل صورت میگيرد معنی اينكه به حكم عقل انجام میگيرد اين است كه نيروی حسابگر عقل ، خير و كمال و يا لذتی را در دور دست میبيند و راه وصول به آن را كه احيانا صعبالعبور است كشف میكند و طرح وصول به آن را میريزد و معنی اينكه با نيروی اراده انجام میگيرد اين است كه در انسان قوه وابسته به قوه عقل وجود دارد كه نقش اجرا كننده مصوبات عقل را دارد و احيانا برخلاف همه ميلها و همه جاذبهها و كششهای طبيعی مصوبات عقلانی و طرحهای فكری را به مرحله عمل در میآورد .
يك دانشجو ، طبيعت جوانيش او را به سوی خواب و خوراك و آسايش و شهوترانی و بازيگوشی میخواند ، اما عقل حسابگرش كه از يك طرف به مال و بال آور اين كارها ، و از طرف ديگر به عاقبت عافيت آفرين سختكوشيها و بی خوابیها و چشم از شهوت و لذت پوشيدنها میانديشد ، به حكم مصلحت به او فرمان میدهد كه شق دوم را انتخاب كند در اين هنگام انسان حكم عقل را كه مصلحت است بر حكم طبيعت كه لذت است ترجيح میدهد همچنين يك بيمار از دوا نفرت دارد ، از نوشيدن دوای تلخ و بدمزه رنج میبرد ، اما به حكم عقل مصلحت انديش و با نيروی اراده حاكم بر ميلها ، دوای تلخ بدمزه را میخورد .
عقل و اراده هر اندازه نيرومندتر باشند فرمان خود را بهتر بر طبيعت - علی رغم تمايلاتش - تحميل مینمايند .
انسان و ایمان ص 51
انسان در فعاليتهای تدبيری خود همواره يك طرح و نقشه و يك تئوری را در مرحله عمل پياده میكند انسان هر اندازه از ناحيه عقل و اراده تكامل يافتهتر باشد ، فعاليتهايش بيشتر تدبيری است تا التذاذی ، و هر اندازه به افق حيوانيت نزديكتر باشد فعاليتهايش بيشتر التذاذی است تا تدبيری ، زيرا فعاليت حيوان همه التذاذی است در حيوان احيانا فعاليتهايی كه نشان میدهد برای هدفها و نتيجههای دور دست است ديده میشود از قبيل لانه ساختنها ، مهاجرتها ، جفتگيريها و توليد نسلها ، ولی هيچيك از آنها آگاهانه و از روی وقوف به هدف و از روی تفكر برای پيدا كردن راه وصول و انتخاب وسيله صورت نمیگيرد بلكه با نوعی الهام جبری و غريزی از ماوراء ، صورت میگيرد انسان از نظر فعاليتهای تدبيری تا آنجا دايره فعاليتش
گسترش میيابد كه فعاليتهای التذاذيش را هم در بر میگيرد ، يعنی برنامه ريزيهای مصلحتی تا آنجا ممكن است به دقت پی ريزی شود كه لذتها در كادر مصلحتها قرار گيرد و هر لذتی در عين اينكه لذت است مصلحت هم باشد و هر فعاليت طبيعی در همان حال كه پاسخگويی به دعوت طبيعت است ، اطاعت فرمان عقل نيز باشد اگر فعاليت تدبيری ، فعاليتهای التذاذی را زير پوشش خود قرار دهد ، و اگر فعاليتهای التذاذی ، بخشی از طرح كلی برنامه عام تدبيری زندگی قرار گيرد ، طبيعت با عقل ، و ميل با اراده ، انطباق میيابند .
فعاليت تدبيری به حكم آنكه بر محور يك سلسله غايات و اهداف دوردست میگردد ، خواهناخواه نيازمند به طرح و برنامه و روش و انتخاب وسيله برای وصول به مقصد است ، و تا آنجا كه جنبه فردی دارد ، يعنی يك فرد ، خود برای خود تدبير میكند ، طراح و
انسان و ایمان ص 52
برنامهريز و تئوريسين و تعيين كننده راه و روش و وسيله ، عقل فردی است كه البته با ميزان معلومات و اطلاعات و آموختهها و نيرومندی قضاوت او بستگی دارد .
فعاليت تدبيری ، فرضا به اوج كمال خود برسد ، برای انسانی شدن فعاليتهای انسان كافی نيست فعاليت تدبيری انسان ، شرط لازم انسانيت است ، زيرا نيمی از انسانيت انسان را عقل و علم و آگاهی و تدبير او تشكيل میدهد ، اما شرط كافی نيست فعاليت انسانی آنگاه انسانی است كه علاوه بر عقلانی بودن و ارادی بودن ، در جهت گرايشهای عالی انسانيت باشد و لااقل با گرايشهای عالی در تضاد نباشد ، والا جنايت آميزترين فعاليتهای بشری احيانا با تدبيرها و تيزهوشیها و مال انديشیها و طرح ريزیها و تئوری سازیها صورت میگيرد نقشههای شيطانی استعماری بهترين شاهد مدعا است در اصطلاحات دينی اسلامی ، نيروی تدبير ، آنجا كه از گرايشهای انسانی و ايمانی جدا میشود و در خدمت اهداف مادی و حيوانی قرار میگيرد " نكرا " و " شيطنت " ناميده شده است بگذريم از اين جهت كه فعاليت تدبيری ، لزوما انسانی نيست ، بلكه اگر بر محور هدفهای حيوانی باشد ، از فعاليتهای التذاذی حيوانی بسی خطرناكتر است مثلا حيوانی به خاطر پر كردن شكم خود حيوانی يا انسانی را میدرد ، ولی انسان تدبيرگر حسابگر برای مقصودی در همين حد ، شهرهايی را ويران و صدها هزار نفر نفوس بيگناه را به آتش میكشد آری ، بگذريم از اين جهت ، آيا اهداف عقل از نظر مجموع مصالح فردی كافی است ؟ به عبارت ديگر : حد كارآيی عقل فردی از نظر ارائه مصالح فردی چيست ؟