9 - عبادت رسول الله (صلى الله عليه و آله )
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) اولين كسى است كه به حق ، معرفت كامل پيدا كرده و در درگاه الهى ، پيشانى فروتنى بر خاك بندگى ساييده است . ايشان فرموده است :
كنت اول من اقر بربى جل جلاله و اول من اجاب (149).
من اولين كسى بودم كه مبداء را شناختم و به توحيد اقرار كردم و اولين كسى بودم كه دعوت معبود را اجابت كردم .
نماز كه كمال خضوع بندگان در برابر پروردگار است ، نور چشم رسول الله (صلى الله عليه و آله ) است . هم ايشان مى فرمايد: قرة عينى فى الصلوة ؛ ((نماز نور چشم من است (150))).
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) شب تا صبح را به طور متناوب به عبادت و شب زنده دارى مشغول بود و چنين نبود كه تمام شب را استراحت كند. امام صادق (عليه السلام) درباره اين سيره نبوى مى فرمايد:
رسول الله (صلى الله عليه و آله ) هنگامى كه نماز عشا را مى خواند، آب وضو و مسواك را بالاى سرش مى نهاد. روى آن را مى پوشاند. قدرى مى خوابيد، سپس بيدار مى شد و مسواك مى كرد و وضو مى گرفت . چهار ركعت نماز مى خواند و آن گاه مى خوابيد. دوباره بر مى خاست و مسواك مى كرد و وضو مى گرفت . چهار ركعت ديگر نماز مى خواند. باز مى خوابيد و آن گاه نماز((وتر))را مى خواند(151).
آن وجود نازنين چه نيكو به اين كريمه قرآنى عمل مى كرد: و من الليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا.(انسان : 26)
خداوند از بندگان خاص مى خواهد كه بخشى از شب را به تسبيح معشوق بپردازند و پاسى از شب طولانى را سر بر سجده تواضع نهند و براى معبود خود نيايش كنند.
حضرت در نماز چنان خلوصى داشت كه هنگام نماز از همه تعلق ها مى بريد و تنها توجهش به سوى خداوند بود:
كان اذا حضر الصلوه فكانه لم يعرفنا و لم نعرفه اشتغالا بعظمه الله (152).
هنگامى كه وقتى نماز مى رسيد، آن قدر متوجه خدا بود، مثل اينكه او ما را نمى شناخت و ما او را نمى شناسيم .
دگرگونى حالت حضرت هنگام راز و نياز، نشان دهنده اوج بندگى و خاكسارى ايشان در برابر پروردگار بود:
اذا قام الى الصلوه تربد وجهه خوفا من الله (153).
هنگامى كه به نماز مى ايستاد، صورت حضرت از بيم خدا دگرگون مى شد.
ايشان از نظر ادب نيز آنقدر مؤ دب و خاضعانه در برابر حق قرار مى گرفت كه گويى مانند لباسى است كه كنارى افتاده باشد: اذا قام الى الصلوه كانه ثوب ملقى (154).
پيامبر گرامى اسلام ، لذت بخش ترين كارها را ارتباط با معبود و راز و نياز با خدا مى دانست . بى شك ، اظهار بندگى و راز و نياز با خداوند، چنان شوقى در دلها پديد مى آورد كه محبت غير خدا در آن جاى ندارد. با بندگى خدا، آدمى در خود احساس آرامش مى كند. حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:
كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) لا يؤ ثر على الصلوه عشاء و لا غيره و كان اذا دخل وقتها كانه لا يعرف اهلا و لا حميما(155).
رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هيچ چيز را (از شام و غير آن ) بر نماز مقدم نمى داشت و چون وقت نماز مى شد، گويا هيچ يك از اهل و عيال ، قوم و خويش و دوست خود را نمى شناخت .
همچنين وارد شده است كه شبى پيامبر در خانه يكى از همسرانش (ام سلمه ) بود. اندكى از شب نگذشته بود كه ام سلمه ديد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در بستر نيست . برخاست و دنبال او گشت . ناگهان متوجه شد كه حضرت كنار اتاق ايستاده ، دست ها را بلند كرده و اشك از ديدگانش جارى است و چنين با خدا راز و نياز مى كند:
خدايا! نيكى هايى كه به من عطا فرموده اى از من مگير. خدايا! دشمنان و حسودان مرا شاد مگردان . خدايا! مرا به بدى هايى كه از آنها نجاتم دادى ، باز مگردان . خدايا! يك لحظه مرا به خودم وا مگذار.
در اين هنگام ، ام سلمه گريست . پيامبر فرمود: ام سلمه ! چرا مى گريى ؟ گفت : پدر و مادرم فدايت چرا گريه نكنم ؟ تو با آن مقام بلندى كه دارى و با آنكه خداوند گناه گذشته و آينده ات را بخشيده است ، چنين با خدا راز و نياز مى كنى (ما به ترس از خدا و گريه سزاوارتريم ). پيامبر فرمود: چگونه در امان باشم ، حال آنكه خداوند يك لحظه ، يونس پيامبر را به خودش واگذاشت و بر سرش آمد، آنچه آمد(156).
در حديثى از پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) آمده است :
افضل الناس من عشق العباده فعانقها و اءحبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها، فهو لا يبالى على ما اءصبح من الدنيا: على عسر اءم على يسر(157).
برترين مردم كسى است كه عاشق عبادت شود. پس دست در گردن آن آويزد و از صميم دل دوستش بدارد و با پيكر خود با آن درآميزد و خويشتن را وقف آن گرداند و او را باكى نباشد كه دنيايش به سختى بگذرد يا به آسانى .



نقل قول









