





| ❤ |
آنان که گرد حلقه باطل بگشتند
پس مانده های فتنه هشتاد و هشتند
با رنگ سبزی از ریا خطی نوشتند
از خط قرمزهای اسلامی گذشتند
ضد نظام مردمی طغیان نمودند
هم پیروی از فتنه شیطان نمودند
آمالشان بیچاره ها گرد هوا شد
چون خطشان از انقلابیون جدا شد
چون راهشان را با ولایت کج نمودند
با مردم و با رهبری هم لج نمودند
آنان که سبز جلبک قورباغه بودند
اندر پی پی کردن یک ناقه بودند
رهبر ز دلسوزی بفرمودی نصیحت
اما جواب آن منافق ها لجاجت
تا روز عاشورا که ملت در عزا شد
ماهیت آنها به مردم برملا شد
تاپیش ازاین شال مقدس بسته بودند
مردم از این رنگ ریایی خسته بودند
وقتی دل مردم پر از یاد خدا شد
آن نقشه دشمن همه باد هوا شد
دیگر تحمل بر جسارت ها نکردند
یا نه تحمل بر خیانت ها نکردند
روز نه دی آمدند اندر خیابان
بهر دفاع از انقلاب خود شتابان
از رهبر و اسلام و از راه ولایت
از جان و از دل جملگی کردند حمایت
با غیرت دینی و خشم انقلابی
بر فتنه جویان پاسخی دادند حسابی
آن فتنه جویان را بجای خود نشاندند
آشوبگر ها را تمام از صحنه راندند
دیگر مشخص شد صفوف مرد و نامرد
آن اغتشاش سبز شد خاموش و هم سرد!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*خادمه رقیه خاتون(س)* (28-12-2016)






| ❤ |
ای دریغا سالها از حق چه دور افتاده ام
کاروان حق برفت من از ستور افتاده ام
فتنه گرها آنقدر در گوش من وز وز کنان
چون شیاطین یاوه گفتند کر و کور افتاده ام
رهبری گفتا که این دسته منافق پیشه اند
چشم و گوشم بسته بود از کوه نور افتاده ام
ای دریغا سالها عمری که کردم شد تباه
حامی باطل شدم اندر تنور افتاده ام
راستش ای دوستان در فتنه هشتاد وهشت
با سیاسی کاری و با حرف زور افتاده ام
خواب دیدم یک شبی در چاه ویل و آتشم
در عذاب حق گرفتارم به گور افتاده ام
چون شدم بیدار با وحشت دلم لرزید و من
توبه کردم یا علی گفتم صبور افتاده ام
ای شهیدان ، اهل ایمان ، رهبر آزاده ام
از شما شرمنده ام من از غرور افتاده ام
شاعران گفتند که این راهت به سوی کعبه نیست
سمت کفرستان برفتم از شعور افتاده ام
آن خبرهایی که می گفتیم کلاً شد دروغ !
من بدنبال بسی فرد شرور افتاده ام
من پشیمانم پشیمان از همه نادانیم
شکر حق گویم که در وادی نور افتاده ام
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*خادمه رقیه خاتون(س)* (28-12-2016)



| ❤ |
![]()
نهم دی را باید حماسه بصیرت و شعور مردمی دانست که با گذشت
سی و اندی سال از انقلاب اسلامی و با تمام فراز و نشیب ها،
دشمنی ها، توطئه ها و مشکلات، در دفاع از ارزش ها همچنان
با صلابت ایستاده اندو با ایمان به وعده نصرت الهی
در یاری دین خدا، هیچ سستی به خود راه نداده اند.
به راستی چنین مردمی در طول تاریخ، بی نظیر و شایسته
ستایشند و امام بزرگوار چه زیبا این مردم را شناخت که فرمود:
من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر
حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول صلی الله علیه وآله و
کوفه و عراق در عهد امیر المؤمنین [علیه السلام] و
حسن بن علی علیهماالسلام می باشند. ..
اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده و
ما مفتخریم که در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی می باشیم.
.
.
اللهمّ عجّل لولیّک الفرج
.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (29-12-2016)






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
چندی است که در شهر صدا پیچیده
انگار فضای شهرمان نورانی است
از رعد طنین یا ابا عبدالله
و از برق نگاهمان زمین بارانی است
از لقمه پاک پدران ممنونیم
در سینه محبت خدا آورده
احسنت به شیر و اشک مادرهامان
درس ادب و عشق و وفا آورده
یک عمر اگر سیاه بر تن کردیم
بر سینه مان ولای حق تابیده است
از جوشش چاه زمزم صورتمان
پیداست که کوثر علی باریده است
شکرانه این نعمت بی حد خــدا
تا آخر عمر سینه زن می مانیم
در سایه سید علی خامنه ای
حامی ولایت و وطن می مانیم
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
روز نهم از ماه ده و... یخبندان
ده روز ولی بود که جان ها می سوخت
نه روز اگر چه در زمستان... اما
از هرم عزاش استخوان ها می سوخت
آن روز تمام خلق در شیون بود
جن و ملک و حور و پری و انسان
آن روز مسیحی و کلیمی حتی
پشت سر هیئت حسینی گریان
یک باره تمام مشت ها وا شد و بعد
تاریکی تاریخ هویدا می شد
یک عده فریب خورده و دنیا دوست
. . . انگار دوباره کوفه بر پا می شد
انگار غروب و عصر عاشورا بود
پر گشت تمام شهر از آتش و دود
با هلهله و سوت و کف و شادی و رقص
شیطان به امید انتقام آمده بود... !
تاریخ پس از کرب و بلا را خواندیم
احوال یکایک امم را ... تنها
... از نسل بنی امیه بر می آید
آتش بزند پرچم عاشورا را
ای کاش که منتقم ز ره باز آید
تا پاره کند خرقه سالوس و ریا
در باورمان هست که بر می گردد
تا باز ســتـاند انــتقام ما را
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)