صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 115

موضوع: اسرار موفقیت( جلد اول)

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    6استفاده از وقت

    انسان با محدودیّتی که دارد، در برابر جهانی پهناور از اسرار و علوم و اطلاعات قرار دارد. ذهن محدود ما، چگونه می‌تواند همه امور را اعمّ از مسائل حیاتی و ارزشمند و موضوعات واهی و بی اساس، در خود جای دهد؟! پس چون گنجایش فکر ما محدود است، باید متوجّه باشیم به دلیل ظرفیّت محدودی که داریم، به امور مهم و حیاتی بپردازیم و ذهن خود را متوجّه به مسائل بی‌ارزش و بی‌محتوا نکنیم.
    تفریحات بیجا، خواندن کتابهای بی‌ارزش، معتاد شدن به برنامه‌های گوناگون رادیو و تلویزیون، به آسانی فکر و ذهن را اشغال می‌کند و از پرداختن به امور مهم و حیاتی باز می‌دارد.
    برای دستیابی به هدفهای عالی، باید از این گونه امور چشم پوشی کنید و ذهن خود را از آنها فارغ نمائید؛ تا وقت و فرصت برای رسیدن به امور مهم داشته باشید.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    اِحْذِرُوا ضِیاعَ الْاَعْمارِ فِیما لایَبْقی لَکُمْ فَفائِتُها لایَعُودُ.(73)
    از ضایع کردن عمرهای خود در آنچه برای شما باقی نمی‌ماند، دوری گزینید؛ زیرا عمرهای از دست رفته باز نمی‌گردند.
    هم اکنون تصمیم بگیرید آینده شما نسبت به گذشته شما، از کیفیّتی برتر برخوردار باشد و اگر اینک از گذشته خود پشیمان هستید، کاری نکنید که در آینده افسوس این زمان را بخورید. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَکوُنَ غُصَّةً.(74)
    از فرصتها استفاده کن؛ قبل از آن که مایه افسوس شود.
    از هر جای ضرر که برگردید، به نفع شما است. پس در هر موقعیّتی که هستید، سعی کنید آینده‌ای بهتر از گذشته داشته باشید. از فرصتی که دارید استفاده کنید و تا مهلت دارید از لحظات عمر خود بهترین استفاده را بدست آورید.





    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نظم، نشانه عدم تضادّ و برطرف کننده آشفتگی است

    در صورتی که شما در امور و کارهای خود دارای نظم و برنامه باشید و با اراده قوی به آن عمل کنید؛ از بسیاری از تضادّهای درونی و اندیشه‌های بی‌حاصل و بیمارگونه نجات می‌یابید.
    نظم و برنامه بهترین دلیل بر عدم تضادّ و اختلاف در اندیشه‌ها و آراء افراد است. اختلاف در برنامه حکومتها و یا ادارات، دلیل بر عدم وجود نظم در نظام حکومتی و اداری آنهاست. در هر اجتماع بزرگ و یا کوچکی که اختلاف وجود داشته باشد، نظم وجود ندارد و قدرت حاکمه، توانایی پیاده کردن برنامه‌های منظم را دارا نمی‌باشد.
    نظم در هر جا وجود داشته باشد، گواه بر وجود قدرتِ تدبیر در آنجاست. نظمی که در عالم خلقت وجود دارد، دلیل بر آنست که نظام عالم بر اساس تدبیر اداره می‌شود. در نظمِ جهان دقّت کنید تا ببینید همان گونه که در ذرّات کوچک جهان نظم و برنامه وجود دارد، در کهکشانها نیز وجود دارد.
    در نیمه دوّم قرن نوزدهم و در نیمه اوّل قرن بیستم، بشر راجع به دنیای »ذرّه« اطّلاعاتی بدست آورد و دریافت در درون ذرّه، نظم و قانونی حکومت می‌کند که هرگز تعطیل نمی‌شود.
    الکترون درون اتم، در هر ثانیه سه کاتریلیون (3000/000/000/000/000) مرتبه در اطراف هسته اتم گردش می‌نماید، و هیچ جریانی این گردش را متوقّف نمی‌کند.
    در یک ذرّه آهن، الکترون در هر ثانیه سه کاتریلیون مرتبه، اطراف هسته مرکزی می‌گردد. اگر آن را ذوب نمایند، باز در آهن مذاب، گردش الکترون اطراف هسته اتم در هر ثانیه سه کاتریلیون مرتبه است.
    هرگاه آهن را آن قدر حرارت بدهند که مبدّل به گاز شود، باز الکترون، ثانیه‌ای سه کاتریلیون مرتبه اطراف هسته اتم می‌گردد.
    فقط به یک ترتیب ممکن است که این حرکت دائمی و شگرف مختلّ شود، و آن در صورتی است که اتم را بشکافند؛ که در آن صورت الکترون از هسته دور می‌گردد؛ اما نه برای این که دیگر حرکت نکند، بلکه برای این که اطراف هسته دیگر به حرکت درآید.
    همان نظم و قانونی که حکم می‌کند الکترون با آن سرعت به اطراف هسته اتم گردش نماید؛ حکم می‌کند زمین، اطراف خورشید، و خورشید، اطراف مجموعه ستارگان موسوم به »الجائی علی رکبتیه، یا هرکول« - و این مجموعه در اطراف کهکشان و کهکشان در اطراف چیز دیگری که از آن آگاه نیستیم، ولی تردید نداریم که به سوی آن می‌رود - گردش کند.(65)
    نظم عجیب جهان دلیل بر آنست که در امر خلقت هیچ گونه آشفتگی وجود ندارد؛ زیرا اگر تضادّ و آشفتگی وجود می‌داشت، نظم جهان از هم می‌پاشید.
    امام صادق‌علیه السلام به مفضّل می‌فرمایند:
    وَالتَّضادُّ لایَأْتی بِالنِّظامِ.(66)
    تضّاد، نظم آور نیست.
    همان گونه که نظم در خلقت جهان، دلیل بر آنست که اختلافی در تدبیر عالم نیست؛ همین گونه نظم در اجتماعات بزرگ و کوچک دلیل بر عدم اختلاف در آنها است. پس نه تنها در مسئله خلقت، بلکه در هر موردی که احتیاج به اداره نمودن شخص باتدبیری وجود دارد، تضادّ و اختلاف دلیل بر آنست که اداره آنجا بر اساس تدبیری که دارای نظم باشد، نیست.
    بر این اساس برای رفع تضادّ و اختلافات باید با سامان دادن و نظم بخشیدن به برنامه‌های عملی، اختلاف را در زندگیهای اجتماعی و فردی ریشه‌کن ساخت.
    نه تنها در برنامه‌های اجتماعی و خانوادگی نظم دلیل بر عدم تضادّ افکار است؛ بلکه در برنامه‌های شخصی نیز وجود نظم دلالت می‌کند که انسان دارای تضادّ و آشفتگی نیست و از برنامه منظّمی پیروی می‌کند؛ زیرا همان گونه که می‌دانیم نفس انسان، مجمع اضداد است. اندیشه‌ها، افکار گوناگون و هواهای نفسانی با دستورات عقلی او برخورد نموده و در درون انسان ایجاد تضادّ می‌کند.
    مشوّش بودن و آشفتگی افکار در موارد بسیاری، به خاطر همین تضادّهاست. این گونه تضادّها گاهی باعث می‌شود انسان دست از کار کشیده و آینده خود را به دست حوادث بسپارد.
    نوجوانان را در نظم کمک کنید
    نظم و برنامه به این گونه تضادّها و اضطرابات پایان بخشیده و تشویش افکار و تخیّلات را بسوی برنامه‌ای صحیح سوق می‌دهد و با مرور زمان اندیشه‌های مضطرب در تحت برنامه‌ای صحیح، سامان می‌یابد.
    نوجوانان را در نظم و برنامه صحیح کمک کنید
    به دلیل وجود اندیشه‌ها و تخیّلات گوناگون، نوجوانان نوعاً قدرت کامل برای برنامه ریزی، نظم و سامان دادن به امور لازم را ندارند. اولیاء آنان باید آنها را در منظم ساختن برنامه‌های روزانه کمک کنند؛ تا با رشد سنّی، قدرت و توانایی نظم بخشیدن به کارها را بدست آورند.
    تضادّ درونی و تحریک قوه شهوانی در جوانان آن گاه که به مرز سی و پنج سالگی وارد می‌شوند، رو به افول می‌گذارد و نوعی آرامش نسبی جایگزین تحریکات جنسی و تضادّ نفسانی می‌شود؛ از این رو، برنامه ریزی و پیروی از نظم صحیح برای انسان در این دوره آسانتر می‌شود.
    گفتاری را که اینک از حضرت امام رضاعلیه السلام می‌آوریم، تشریح کیفیّت تأثیر حالاتِ جسمانی انسان بر امور نفسانی اوست:
    قالَ مَوْلانا الرِّضا صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فی الرِّسالَةِ الذَّهَبِیَّةِ ... ثُمَّ یَدْخُلُ فِی الْحالَةِ الثالِثَةِ اِلی اَنْ تَتَکامَلَ مُدَّةَ الْعُمْرِ سِتّینَ سَنَةٍ فَیَکُونُ فی سُلْطانِ الْمِرَّةِ السَّوْداءِ وَهِیَ سِنُّ الحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ وَالْمَعْرِفَةِ وَالدِرایَةِ، وَانْتِظامِ الْاُمُورِ، وَصِحَّةِ النَّظَرِ فِی الْعَواقِبِ، وَصِدْقِ الرَّأْیِ.(67)
    ... سپس انسان در حالت سوّم یعنی سی و پنج سالگی وارد شده تا آن که عمر به شصت سال برسد، در این دوران سوداء بر انسان سلطنت دارد و دوره حکمت، موعظه، معرفت و درایت است و همچنین زمان نظم و سامان گرفتن امور و زمان صحیح بودن دوراندیشیهای انسان و درستی رأی اوست.
    بنابراین انسان قبل از ورود به حالت سوّم زندگی، نیاز بیشتری به نظم و برنامه صحیح وجود دارد؛ تا بر اثر تحریکات ناخوشایند این دوران، از وقوع مسائل انحرافی جلوگیری شود و شور و شوق جوانان و نوجوانان بسوی مسائل حیاتی راهنمایی و هدایت شود.
    حضرت امام رضاعلیه السلام دوره سوّم عمر را تا سنین شصت سالگی، دوران انتظام امور می‌دانند و آن را زمان کسب معارف و بدست آوردن حکمت و درایت می‌نامند. بنا به فرمایش آن حضرت، در این زمان باید انسان بگونه‌ای رفتار کند که درباره آینده کارهای خود بتواند بصورت صحیح پیش‌بینی کند و رأی و عقیده‌اش درست باشد.





    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    بهره‌گیری علّامه مجلسی از عمر خویش

    شخصیّتهای بزرگ و مردان نامیِ تاریخ ما، با رفتار و کردار نیک و خدا پسندانه خود، از فرصتها بهترین استفاده‌ها را نمودند و نام نیکشان را جاودانه ساختند. شما نیز لحظات زندگی خود را ارج نهید و با اعمال شایسته و پرثمر، نتیجه‌ای جاویدان و همیشگی بدست آورید.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    اَلْاَیَّامُ صَحائِفُ آجالِکُمْ، فَخَلِّدُوها اَحْسَنَ اَعْمالِکُمْ.(75)
    روزها، صفحه‌های اجلهای شما است؛ پس با اعمال نیک آن را جاویدان سازید.
    علاّمه مجلسی شخصیّت بی‌نظیری است که این گونه عمل کرد و نام خود را جاویدان ساخت. او از عمر گرانبهای خود بهترین استفاده‌ها را برد و از فرصتی که برایش پیش آمد، به بهترین وجه بهره‌برداری نمود.
    باید علاّمه مجلسی را حامی دین اسلام و مجدّد شرایع و سنن رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم و زنده کننده آثار اهل بیت‌علیهم السلام دانست. او اسلام و مسلمین را رهین قلم خود نمود. از مرحوم علاّمه بحرالعلوم نقل شده است که آرزو می‌فرمود همه تألیفاتش در دیوان عمل مجلسی درج شود و در عوض آن، یکی از کتابهای فارسی او را - که ترجمه متون اخبار اهل بیت‌علیهم السلام و در جمیع اقطار عالم شایع است - در دیوان عمل او بنویسند.
    آری کتب فارسی علّامه مجلسی در قلوب فارسی زبانان، دارای تأثیرات فراوان است.
    روزی صاحب جواهر در جلسه درس فرمود: دیشب خواب دیدم گویا در مجلس بزرگی وارد شدم که در آن گروهی از علماء جمع شده‌اند و دربانی بر در ایستاده بود با اجازه او وارد مجلس شدم. دیدم علماء متقدّم و متأخّر در آن محضر نشسته‌اند و در صدر مجلس علاّمه مجلسی قرار گرفته است. تعجّب کردم! و از دربان علّت تقدّم او را بر سایر علماء، پرسش نمودم. گفت: زیرا مجلسی نزد ائمّه‌علیهم السلام، به باب العلماء معروف است.
    شاگردان مجلسی بالغ بر هزار نفر بوده‌اند. مجلسی به سال 1037 تولّد یافته و در شب بیست و هفتم ماه رمضان 1110 از دنیا رحلت نمود و قبر شریفش در مسجد جامع اصفهان نزدیک قبر والدش واقع است و مزار مردم می‌باشد.(76)
    آری علاّمه مجلسی با استفاده و بهره‌گیری از »صحائف آجالِ« خویش، »احسن اعمال« را با نوشتن بهترین کتابها در ترویج از مکتب اهل بیت‌علیهم السلام انجام داد. او به این گونه نام خود را در جهان، درخشان و جاویدان ساخت.



    امضاء


  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    وقت و فرصت را از دست ندهید

    انسان، محدود به حدود و قیودی است که یکی از آنها قید زمان است. همه بزرگان ما آنچه را که وسیله پیشرفت و برتری آنان شده است، در محدوده‌ای از زمان انجام داده‌اند. اگر در گذشته رفتار ما همچون آنان نبوده است، باید قدر مهلت باقی مانده را بدانیم و به ارزش آن توجّه داشته باشیم.
    فرصت غنیمت است حریفان در این چمن
    فرداست همچو گل همه بر باد رفته‌ایم
    ساعات زندگی و لحظاتی را که می‌گذرانیم، مهلت‌هایی است که کم‌کم از دست می‌دهیم. شخص خردمند و زیرک کسی است که فرصتی را که دارد، غنیمت شمارد و از آن به بهترین وجه استفاده کند.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    لَوْ صَحَّ الْعَقْلُ لَاغْتَنَمَ کُلُّ امْرَءٍ مَهَلَه.(77)
    اگر عقل سالم باشد، هر شخصی مهلتی را که دارد، غنیمت می‌شمارد.
    ما باید توجّه داشته باشیم که وقت ما، بزرگترین سرمایه وجود و هستی ماست. این حقیقتی است که عقل و خرد بر آن شهادت می‌دهد. از این روی هر انسانی باید مهلتی را که دارد، غنیمت شمرده و مهلت موجود را از دست ندهد. این واقعیّتی است که عقل و خرد پذیرای آنست.
    آنچه ندارد عوض ای هوشیار
    عمر عزیز است غنیمت شمار
    آری اهل بیت عصمت‌علیهم السلام درباره ارزش وقت و قیمت آن سخنان فراوانی بیان نموده‌اند و با نکاتی که در بیانات خود ذکر فرموده‌اند، به ما هشدار داده‌اند که مواظب لحظات عمر خود باشیم و ساعتی از ساعات زندگی را بدون بهره‌مند شدن از آن، از دست ندهیم و توجّه داشته باشیم هر لحظه‌ای که از وقت ما می‌گذرد، همان مقدار از عمر ما کم می‌شود.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    اَلْعُمْرُ تُفْنیهِ اللَّحَظاتُ.(78)
    عمر را لحظاتی که می‌گذرد، فانی می‌سازد.
    ما با هر نفسی که می‌کشیم و با هر لحظه‌ای که می‌گذرانیم، مقداری از عمر خود را از دست می‌دهیم.
    روز را رایگان زدست مده
    نیست امید آن که باز رسد
    آنان که شبانه‌روزِ خود را به انجام کارهای نیک و پسندیده می‌گذرانند و از وقت گذرانی و اتلاف عمر پرهیز می‌کنند؛ صفحات درخشانی را در صحیفه اعمال خود به جای می‌گذراند و نتیجه‌ای ابدی و جاویدان بدست می‌آورند. آیا بهتر نیست ما نیز از این گونه افراد باشیم؟





    امضاء


  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نتیجه بیکاری

    شخص‌بیکار، هدف و مقصدی‌ندارد، تا برای رسیدن به آن همّت نماید؛ از این جهت بیکار می‌نشیند و به خیالات و توهّمات یا گفتگوهای بی‌فایده و حرام می‌پردازد و قلب خود را مجمع شیاطین قرار می‌دهد. انسانِ باایمان، هیچ گاه نباید بیکار بنشیند؛ تا قلب او جایگاه شیطانها و مغزش مرکز افکار پست و زشت قرار نگیرد.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام در کلمات قصار خود می‌فرمایند:
    اَلْمُؤْمِنُ ... مَشْغُولٌ وَقْتُهُ.(79)
    انسان مؤمن، وقتش پر است.
    زیرا یا به کارهای مادّی اشتغال دارد و ضروریات زندگی را فراهم می‌کند و یا به عبادت و ذکر خداوند می‌پردازد و جهان آخرت را آباد می‌سازد. بر اثر اشتغالات گوناگون و فراوانی که دارد، فراغتی ندارد تا فرصت انجام اعمال ناشایست را داشته باشد.
    بیشتر افرادی که مرتکب رفتار زشت و اشتباه می‌شوند، بر اثر بیکاری و فرصتی است که دارند. جوانان - مخصوصاً - هیچ گاه نباید بیکار باشند؛ تا زمینه انجام اشتباهات برای آنان فراهم نباشد. در روایات وارد شده است:
    اِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الشَّابَّ الْفارِغِ.
    خداوند، دشمن جوانی می‌باشد که بیکار است و فراغت دارد.





    امضاء


  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اتلاف وقت یا خودکشی تدریجی!

    بنابر آنچه گفتیم، نکته بسیار مهمّی که باید به آن توجّه داشته باشیم، مسئله عمر و ارزش آنست. وقت گذرانی و تأخیر انداختن برنامه‌های ضروری و امروز و فردا کردن، باعث محرومیّتهای فراوان برای انسانها است.
    باید بدانیم آینده ما ثمره امروز و دیروز ما است. آینده ما شاخه و برگ گذشته و امروز ما است. و گذشته و حال ما، ریشه درخت زندگی آینده ما را تشکیل می‌دهد.
    مکن در کارها زنهار تأخیر
    که در تأخیر آفتهاست جانسوز
    بفردا افکنی امروز کارت
    زکُندیهای طبع حیلت آموز
    قیاس امروز گیر از کار فردا
    که هست امروز تو فردای دیروز
    با اتلاف عمر نه تنها از گذشته خود بهره‌ای نمی‌برید؛ بلکه آینده خود را نیز بی‌ثمر می‌سازید و در واقع، اتلاف وقت را باید خودکشی تدریجی بدانیم.



    امضاء


  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    از گذشته خود عبرت بگیرید

    عبرت گرفتن از سرد و گرم دنیا از صفات مردان بزرگ است. آنها از بررسی حالات دیگران و نیز با دقّت در امور گذشته خود، درسهای بزرگی می‌آموزند و بر اساس همین آموزشها، آینده خود را می‌سازند و با عبرت گرفتن از گذشته خود و دیگران، آینده خویش را درخشان می‌نمایند.
    عبرت گرفتن از وقتها و فرصتهای فراوانی که در گذشته از دست رفته، قیمت و ارزش باقی مانده عمر را روشن می‌کند و انسان را وادار می‌نماید آینده را همچون گذشته به تباهی نکشد و از باقی مانده عمر نتیجه‌ای که جبران کننده گذشته باشد، بدست آورد. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    لَوِ اعْتَبَرْتَ بِما اَضَعْتَ مِنْ ماضِی عُمْرِکَ لَحَفِظْتَ ما بَقِیَ.(80)
    اگر از آنچه از عمر گذشته خود که آن را ضایع ساخته‌ای عبرت بیاموزی، باقی مانده عمر خود را حفظ خواهی کرد.
    اگر تاکنون بسیاری از ساعات زندگی خود را بدون آن که بهره و نتیجه‌ای از آن گرفته باشید، از دست داده‌اید؛ برای باقی مانده عمر خود ارزش بیشتری قائل شوید و سعی کنید گذشته بی‌حاصل را با آینده پربار و بابرکت جبران کنید. اگر ارزش عمری را که به رایگان از دست داده‌اید بدانید، برای باقی مانده آن ارج بیشتری قائل می‌شوید.



    امضاء


  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از گذشته دیگران پند بیاموزیم


    در بحث تجربه و لزوم آن گفتیم: ما نه تنها از تجربه خود، بلکه از تجربه دیگران نیز باید درس بیاموزیم.
    تاریخ را بنگریم و زندگی مردان بزرگ مکتب شیعه را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم و از تجربه‌های آنان در فعالیّتها و کوششهای فردی و اجتماعی همچون گنجی پربها بهره گیریم.
    یکی از فوائد ارزنده استفاده از تجربیّات دیگران، بهره‌گیری از وقت و استفاده از فرصتهایی است که از این راه می‌توانیم بدست آوریم. ما باید از راهی که دیگران رفتند و از برنامه‌ای که دیگران انجام دادند و از نتیجه‌ای که آنان گرفتند، تجربه بیاموزیم.
    راه‌ها و کارهای پسندیده گذشتگان را هر چه بهتر و زودتر انجام دهیم و مسیرهای غلط و کارهای اشتباهی را که آنان تجربه کردند، رها کنیم و عمر پرارزش خود را با تجربه کارهای غلطی که دیگران انجام دادند، از دست ندهیم.
    به جای آن که عمر خود را به تجربه راهی که به آن آشنایی کامل نداریم، از دست بدهیم؛ می‌توانیم با مطالعه و بررسی احوالات پیشگامان آن راه، نتیجه آن را بدست آورده و ساعات زندگی خود را به تکرار اشتباهات دیگران نپردازیم.
    مردان بزرگ، کسانی هستند که با کوششهای خود تاریخ را متحوّل می‌نمایند نه آنان که با تکرار اشتباهات دیگران، تاریخ را تکرار می‌کنند.
    پس سعی کنید با شناسایی راه‌ها و برنامه‌های اشتباهی که دیگران انجام دادند، وقت پرارزش خود را با تکرار اشتباهات آنان از دست ندهید.
    وقت خود را برای اهداف شخصی دیگران، از دست ندهید
    بسیاری از مردم لحظات پرارزش زندگی خود را به کار و فعالیّت می‌گذرانند، از سستی و ضعف می‌گریزند و به کوشش و تلاش دست می‌زنند؛ ولی از سرمایه زندگی خود سودی نمی‌برند و از زحماتی که می‌کشند، فایده و بهره‌ای نمی‌بینند.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام در این باره می‌فرمایند:
    یُفْنی عُمْرَهُ فی مَنْفَعَةِ غَیْرِهِ.(81)
    عمر خود را در راه استفاده دیگران از دست می‌دهد.
    در اجتماعات جهان؛ بسیاری از کارگران، کارمندان، دانشجویان و افرادی که در امور مادّی دچار کمبود هستند، از این گونه افراد می‌باشند.
    تلخیها، سختیها، زحمتها و ... از آنِ اینان است؛ ولی سود و بهره‌ای که حاصل کوششهای آنانست، به دست افرادی دیگر می‌رسد. متأسّفانه بسیاری از مظلومین جامعه، از ظلم و ستمی که بر آنان وارد می‌شود، آگاهی ندارند.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام که پشتوانه مظلومین و پناهگاه رنجدیدگان جهانند - در کلام کوتاهی که آوردیم - همه مردم را آگاه می‌کنند که عمر خود را برای منفعت و بهره دیگران ضایع نسازند.






    امضاء


  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    از فرصتها استفاده کنیم

    همه شخصیّتهای بزرگی که به اهداف عالیه خود رسیده‌اند و در طول زندگی موفقیتهای شایانی بدست آورده‌اند، در سایه استفاده از عمر و غنیمت شمردن وقت بوده است. آنها از اتلاف وقت دوری کرده و از فرصتهائی که پیش آمده، بهترین استفاده را نموده‌اند. برای همه مردم فرصتهایی پیش می‌آید که باید آن را غنیمت دانسته و به گونه‌ای بسیار عالی از آن بهره‌برداری کنند.
    متأسفانه در جامعه ما و در وضعیّت کنونی، چندان توجّهی به ارزش وقت نمی‌شود و فرصتهایی که پیش می‌آید، از دست می‌رود و اگر توجّهی به آن شود، پس از ربوده شدن فرصتهاست و حال آن که پشیمانی سودی ندارد.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    اَلْفُرَصُ خُلْسٌ.(82)
    فرصتها، ربودن است.
    یعنی در میدان عمل باید فرصتها را با گوی سعادت بربائیم.
    با این که فرصتها، به سرعت از دست انسان گرفته می‌شود، چرا آن را از دست بدهیم و پس از این که آن را از دست دادیم، متأسّف شویم؟!
    هر روز از عمر ما و هر ساعت از زندگی ما، فرصتی است برای ما که می‌توانیم آن را غنیمت شمرده و از آن استفاده کنیم.




    امضاء


  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تا آخرین نفس از عمر خود استفاده کنید


    باید سعی کنید تا آخرین لحظه و تا آخرین نفس وظیفه خود را انجام دهید و لحظات عمر را در اموری که مورد رضایت خداوند نیست، از دست ندهید.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    إِنَّ أَنْفاسَکَ أَجْزاءُ عُمْرِکَ، فَلاتُفْنِها إِلاَّ فی طاعَةٍ تُزْلِفُکَ.(83)
    نفسهای تو، اجزاء عمر توست؛ پس آن را از دست مده، مگر در عبادتی که باعث تقرّبِ بیشتر تو باشد.
    بزرگان ما تا آخرین لحظات زندگی و تا آخرین نفس، بهترین استفاده را از فرصتی که داشته‌اند، برده‌اند. مرحوم آیة اللَّه العظمی حاج سیّد محمّد حجّت که از علمای بزرگ و شخصیّتهای برجسته تاریخ شیعه است، از این گونه افراد است.
    مرحوم آیة اللَّه العظمی آقای حاج شیخ مرتضی حائری درباره آن بزرگوار می‌نویسد: ایشان در زمان آقای بروجردی رحمةاللَّه تعالی علیه، تقریباً مرجع مطلق یا اکثر آذربایجان بودند و در تهران هم آذربایجانیها شاید نوعاً و بعضی از غیر آذربایجانیها به ایشان مراجعه می‌کردند.
    اوائل زمستان سالی که مرحوم شدند هنوز هوا کاملاً سرد نشده بود، ایشان مشغول تعمیر خانه بودند و یک قسمتی را هم خاک برداری کرده بودند که بنای جدیدی بسازند و در قسمت دیگری هم کارگرها مشغول کارهای لازم دیگر بودند؛ از جمله حفر چاه یا سنگ بند کردن آن. بانی این تعمیرات یکی از ارادتمندان ایشان بود.
    یک روز صبح خدمت ایشان رفتم. در اندرون روی تخت نشسته بودند و حالشان عادی بود. ایشان به واسطه برنشیتِ مزمن نوعاً موقع سردی هوا نفس تنگی شدیدی داشتند؛ ولی در آن موقع با سردی هوا، حال ایشان معمولی به نظر می‌رسید.
    مطّلع شدم که بنّا و کارگرها را رد کرده‌اند. گفتم: آقا چرا آنها را جواب گفته‌اید؟ بطور صریح و جزم گفت: من بنا هست بمیرم، دیگر بنّایی برای چه؟! من هم چیزی نگفتم.
    روز دیگری که به ظنّ قوی چهارشنبه بود، خدمتشان رفتم؛ آقای حاج سیّد احمد زنجانی مقابل ایشان نشسته بود. اوراق و اسناد مالکیّت و غیره را به آقای زنجانی دادند و آنچه پول نقد در جعبه بود، به بنده دادند که به مصارف معیّنه برسانم. یک قسمت از آن را هم سهم من قرار دادند.
    قبلاً وصیّت خود را در چند نسخه نوشته بودند که یکی از آنها را نزد من فرستادند و الآن موجود است. وصیّت کرده بودند که آنچه پول نزد وکلای ایشان موجود است، همه سهم مبارک امام‌علیه السلام است و زمینی که بعداً قسمت عظیمی از مسجد آقای بروجردی شد، ایشان برای مدرسه خریده بودند و به اسم خودشان بود. در وصیّتنامه نوشته بودند که آن هم از سهم مبارک امام‌علیه السلام است و ارث برده نمی‌شود و اگر آقای بروجردی خواستند به ایشان برای مسجد بدهند. غرض آن که پولشان منحصر به همان محتوای جعبه بود و چند روز بود که پول وجوه از کسی نمی‌گرفتند.
    وقتی که وجوه محتوای جعبه را به من دادند که به مواردش برسانم، در حالی که دستهایشان به طرف آسمان بود، گفتند: خدایا من به آنچه تکلیف داشتم عمل کردم، تو هم مرگ مرا برسان.
    من که رویم به ایشان باز بود، گفتم: آقا شما بی‌خود این قدر ترسیده‌اید؛ شما هر سال در زمستان همین ناراحتی را دارید، بعداً خوب می‌شوید. فرمود: نه؛ فوت من ظهر است. من دیگر چیزی نگفتم و فوراً در پی انجام فرموده ایشان رفتم و از لحاظ این که مبادا ایشان ظهر همان روز وفات نمایند و تکلیف این پولها معلوم نشود که آیا به ورثه بدهم یا به همان موارد؛ درشکه گرفته و سوار شدم و تا ظهر نشده بود، انجام دادم.
    ایشان ظهر آن روز وفات نکردند و شنبه بعد از آن چهارشنبه وفات کردند. ظهر شنبه تا فوت نمودند من آمدم منزل بیرونی، صدای اذان از مدرسه حجّتیّه تازه بلند شده بود.
    در یکی از همان شبها به من گفتند: قرآن را به ایشان بدهم. قرآن را باز کردند، اول صفحه، جمله شریفه »لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ «(84) بود، ظاهراً ایشان گریه کردند. مهر خود را همان شب یا شبی دیگر شکستند.
    یکی از روزهای نزدیک وفات بود که در یک آن، چشمش به در بود و پیدا بود که یک چیز بالخصوص را مشاهده می‌کند و می‌گفت: آقا علی بفرما، ولی طولی نکشید که به حال عادی برگشت. در دو سه روز آخر، نوعاً مشغول ذکر و راز و نیاز بود.
    روز وفات ایشان، من با کمال اطمینان درس مکاسب را در منزل گفتم و پس از آن رفتم در همان اطاق کوچک که ایشان بستری بودند. در آن هنگام فقط دختر ایشان که زوجه این جانب است، آنجا بود و خود آقا رویشان به طرف دیوار بود و مشغول ذکر و دعا بود. ایشان گفت: آقا امروز یک مقداری مضطرب است. دلیل اضطراب ایشان ظاهراً همان ذکر و دعای زیاد بود.
    من سلام کردم جواب دادند. گفتند: امروز چه روزی است؟ گفتم: روز شنبه است. گفتند: آقای بروجردی به درس رفتند؟ گفتم: آری. از صمیم قلب - شاید چند مرتبه - گفتند: الحمدللَّه.
    غرض، دختر ایشان گفتند: قدری تربت به ایشان بدهیم. گفتم: خوب است. ایشان تربت را فراهم کردند، من خدمتشان عرض کردم که میل بفرمائید. ایشان نشستند و من استکان را جلوشان بردم ، خیال کردند غذا یا دواست، قدری با اوقات تلخی گفتند: این چیست؟ گفتم: تربت است. فوری قیافه باز شد و آب تربت را تا آخر سر کشیدند و بعداً این کلمه را من خودم شنیدم که گفتند:
    »آخر زادی من الدنیا تربة الحسین«. آخرین توشه من از دنیا، تربت امام حسین‌علیه السلام است. و دو مرتبه خوابیدند.
    برای دومین بار ظاهراً به امر و تقاضای خودشان دعای عدیله را بر ایشان قرائت کردند. آقای سیّد حسن - پسر دوم ایشان - رو به قبله نشسته و خود ایشان هم در حالی که سینه را تکیه به متکّائی داده بودند، در حال نشسته می‌خواندند و با فارسی و ترکی با کمال شدّت و صمیمیّت عقائد خود را در مقابل حق متعال ابراز می‌داشتند.
    یادم هست که نسبت به امیرالمؤمنین علی‌علیه السلام پس از اقرار به خلافت آن حضرت، می‌گفتند: بلافصل، هِچْ فصلی یُخْدی، لاپ بلافصل، لاپ بلافصل، کیمین فصلی وار؟! و نسبت به ائمّه از ولد پیغمبر و علی‌علیهم السلام این آیه را می‌خواندند:
    »مَثَلُ کَلِمَةٍ طَیِّبَةٍ کَشَجَرَةٍ طَیَّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُهْا فِی السَّماءِ «(85).
    من هم کناری ایستاده بودم و این منظره جالب و معنوی را با کمال اعجاب تماشا می‌کردم. در ذهنم خطور کرد که به ایشان بگویم: آقا دعایی برای ما بکنید، ولی خجالت مانع شد. چون اولاً ایشان به حال خودش مشغول بود و توجّهی به جای دیگر نداشت. فقط خود را در مقابل خدا و انجام وظائف معنوی قبل از مرگشان می‌دید و ثانیاً این تقاضا مشعر به این بود که ما هم متوجّه مرگ آقا و تسلیم مردن ایشان شده‌ایم.
    غرض، من همین طور ساکت در عقب این ماجرا و جمعیّتِ حاضر که یکی آقا سیّد حسن و دیگری صبیّه ایشان و شاید دیگری خانواده ایشان بود، ایستاده بودم و این را نیز شنیدم که می‌گفت: خدایا عقائد من همه حاضر است، همه را به تو سپردم به من برگردان.
    من همان جا ایستاده بودم و ایشان هم در همین احوال بود که یک مرتبه در همان حالِ نشسته که تکیه بر متکّا کرده بودند، در صورتی که مقابل قبله بود، نفسشان نیامد. خیال کردند که آقا قلبشان گرفته است. قدری قطره کرامین به دهان ایشان ریختند. من دیدم که دوا از اطراف لبها فرو ریخت. همان لحظه فوت شده بودند و پس از آب تربت حتی چند قطره کرامین هم به دستگاه گوارش ایشان نرسید.
    من کاملاً متوجه شدم که ایشان فوت کرده‌اند، آمدم منزل بیرونی صدای اذان را از مدرسه حجّتیّه شنیدم. فوت ایشان مقارن اول ظهرِ حقیقی بود که خود، روز چهارشنبه گفته بودند که فوت من، یا امر من، ظهر است.
    این مرد بزرگوار کسی بود که در این سفر هم کاملاً قید و شرط سفر را مراعات و وضع وجوه را کاملاً روشن کرده بودند که یک شاهی از آن به ورثه نرسید.
    این داستان، گذشته از این که صورت روشنی است از یک ایمان محکم، مشتمل بر آیات غیبیّه چندی است:
    1 - خبر دادن ایشان به مرگ خود در ظهر و تحقیقاً در ظهر واقع شد.
    2 - مکاشفه‌ای که در آن، حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را دیده بودند.
    3 - خبر دادن ایشان به این که آخرین توشه من از دنیا تربت امام حسین‌علیه السلام است و چنین شد.(86)
    مرحوم آیةاللَّه العظمی آقای حجّت مصداقی روشن برای این فرمایش حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام: »إِنَّ أَنْفاسَکَ أَجْزاءُ عُمْرِکَ فَلاتُفْنِها إِلاَّ فی طاعَةٍ تُزْلِفُکْ« بودند. و تا آخرین لحظه و آخرین نفس، عمر گرانبهای خود را در راه عبادت و اطاعت خداوند سپری نمودند.
    آنان که از زندگی بزرگان شیعه درس می‌آموزند و تا آخرین لحظه در مقام عبودیّت و انجام وظیفه هستند، در آخرت الطاف خاصّه خداوند شامل حالشان خواهد بود و در جوار رحمت اهل بیت‌علیهم السلام به سر می‌برند.
    نتیجه بحث
    وقت از مهم‌ترین ارمغان‌هائی است که خداوند آن را به شما عنایت نموده است و از ارزشمندترین و بزرگترین سرمایه‌های وجود و هستی شماست، سعی کنید آن را در بهترین راه و عالی‌ترین هدف مصرف کنید.
    وضعیّتی را که اکنون دارای آن هستید، نتیجه و محصول رفتار شما در گذشته است و آینده شما ثمره رفتار امروزِ شماست.
    اگر خواهان رسیدن به اهداف عالی و ارزشمند هستید، اگر جویای آینده درخشان و پربار می‌باشید، سعی کنید وقت خود را بیهوده از دست ندهید.
    توجّه داشته باشید؛ اگر از گذشته خود بهره‌ای نبرده‌اید و از وضع دیروز خود متأسّف هستید، اینک به گونه‌ای رفتار کنید که در آینده از کار امروز خود متأسّف نباشید.
    با تلاش و کوشش، گذشته‌های خود را جبران کنید و از فرصتی که باقی مانده، به بهترین وجه استفاده کنید. آنان که از گذشته خود پند می‌گیرند و درس عبرت می‌آموزند، آینده‌ای بسیار عالی و درخشان را برای خود تضمین می‌کنند.
    قدر وقت ار نشناسی تو و کاری نکنی
    بس خجالت که از این حاصل اوقات بری





    امضاء


صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi