





| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
زمين و آسمان اى شيعه در حزن و غم است امشب
همــه اوضاع عالم زين مصيبت در هم است امشب
امـــام پنجــــمين شــــد كشـــته از زهر هشـام دون
مديــــنه غم سرا از اين غم و زين ماتم است امشب
يتيــــم و بى پدر گـــــــــرديد اكنون حضرت صادق
ببـــــــر او را ز مـــرگ باب زانوى غم است امشب
ولى راحت شد از رنج و مشـــــقت حضـــرت باقر
بـه جنت ميـــهمان نزد رسول اكرم است امشــــــب
به روى زين چـــــه بنشــــستى ز دل نــاليــد يا جدّا
به فـــريادم برس مســــموم جانم از سم است امشب
عزيزانــش چو بلبـــل زيـــن مصيبت وا ابا گويان
به اندوه و غم محنت ســــراســــر عالم است امشب
هر آنــــچه اشــك ريزى اين زمان از ديدگان (تابع)
ز بهـــر حجت حق گر چه خونبارى كم است امشب
محمدعلي تابع
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
اى زمین و آسمان سوگوار غربتت
آفتاب صبحدم، سنگ مزارغربتت
بر جبین فصلها هر یک نشان داغ توست
اى گریبان خزان، چاک از بهارغربتت
یک بقیع اندوه و ماتم یک مدینه اشک وخون
سینههامان یک به یک آیینه دار غربتت
پاک شد آیینه از زنگ، اى تماشایىترین
شستشو دادیم دل را، باغبار غربتت
شب سیه پوش از غم و اندوه بىپایان توست
شرمگین خورشید، ازشبهاى تارغربتت
اى بقیعت عاشقان را کعبه عشق وامید
سینه چاکیم از غم تو، بى قرارغربتت
شهر یثرب داغدار خاطرات رنج توست
خم شده پشت مدینه زیربار غربتت
مىتپددلهاى عاشق در هواى نامتو
با غمى خو کرده هر یک در کنارغربتت
کاش مىشد روشناىتربت پاک تو بود
چلچراغ اشک ما در شام تارغربتت
دایره در دایره پژواکى از اندوه توست
هیچ داغى نیست بیرون از مدارغربتت
دامن اشکى فراهم داشتم یک سینه آه
ریختم در پاى تو کردم نثارغربتت
آشناى زخم دلها،غربت معصوم توست
من دلى دارم پریشان، از تبارغربتت
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
سلام من به مدینه ، به غربت باقر
سلام من به بقیع و به تربت باقر
سلام من به مدینه ، به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار مطهر باقر
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به تو ای ماه فاطمی بقیع
سلام من به تو ای یاس هاشمی بقیع
شهادت امام محمد باقر (ع) بر همه مسلمین تسلیت باد
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
لاله را هست بهاری دل من را نبود
هر گره راست رهی مشکل من را نبود
گردباد ستم از چار طرف غرقم کرد
زورقی لجه بی ساحل من را نبود
هر سیه چال بلا را به فضای بیرون
روزنی هست ولی محفل من را نبود
آتش افکنده به جان من و آبم ندهد
سنگ را هست دلی قاتل من را نبود
من و او همسفرانیم ولی مهر و وفا
دل هم غافله غافل من را نبود
او زشادی و من از سوز عطش بی تابیم
بجز از دو دو شرر حاصل من را نبود
هر چه من ناله کنم او به عوض خنده کند
طاقت زخم زبانش دل من را نبود
همه امید مؤید به من و جود من است
چشم بر جای دگر سائل من را نبود
تو زرحمت نظری کن به غلامت ورنه
ارزشی گفته ناقابل من را نبود
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
باید گریست با همه ی ناله دارها
بر کربلا و قافله ی یادگارها
تنهاترین امام که مانده ز کربلا
رنجی کشیده از همه ی روزگارها
می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم
با هر بهانه ای سخن از بی قرارها
می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم
آتش به خیمه ها و شروع فرارها
من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود
سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها
دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی
معجر کشید از سر عصمت مدارها
دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود
مزدورهای در طمع گوشواره ها
دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را
آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها
با شعر و طنز و طعنه به ما لطمه ها زدند
چون تیر کینه بود، تمام شعارها
با این که زخم نیزه جگرهای ما درید
آه از هجوم زخم زبان و نثارها
هوراکشان رسیدن ما را صلا زدند
با پایکوبی و به صدای هَوارها
ما را چنین خرابه نشینی روا نبود
با جامه های پاره و تحقیرِ بارها
هفتاد و دو شهید، متاع قلیل ماست
آن کشته های بانی این اقتدارها
ما ارث غم ز فاطمه داریم یادگار
این ارث ها بماند و این یادگارها
زهر جفا به پیکر من مرهم است و بس
زخم جگر دوای تمامی کارها
خاک بقیع مدفن زهراییِ من است
کرب و بلای ماست به گوشه کنارها
تا روز انتقام خدایم گواه من
یاری کنند اشک مرا خیل یارها
چشمان انتظار، عجب آبدیده شد
آخر به انتها برسد انتظارها
شاعر : محمود ژولیده
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)