صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 84

موضوع: اسرار و آداب نماز

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    30 - اسباب حضور قلب
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یکی از بحث های بسیار مهم در موضوع حضور قلب در نماز و به طور کلی در مجموعۀ عبادات این است که آنچه سبب برای حضور قلب است چیست؟ و چه اموری مانع از حضور قلب در نماز می شود. یعنی ما باید بدانیم عوامل حضور قلب چیست؟ آن اموری که قلب انسان را آماده و متوجه می کند بر اینکه خود را در محضر خدای تبارک و تعالی ببیند. آن اموری که قلب را آماده می کند برای ورود به ضیافت الهی، برای ورود به تکلّم با خدای متعال، آن امور چیست؟ و در کنار این مطلب آنچه که مانع از این حضور قلب می شود چیست؟
    معمولاً در کتبی که در مورد اسرار نماز بیان شده، بزرگان ما به این بخش دوم که موانع حضور قلب در نماز چیست؟ بیشتر توجّه کرده اند. ما باید به هر دو مطلب اشاره کنیم. در این بحث امام رضوان الله تعالی علیه در کتاب «اسرار الصّلاة» مطالب بسیار مهم و کلیدی را بیان کرده اند که انشاء الله به آنها اشاره ای خواهیم داشت.
    در مورد اسباب حضور قلب در نماز، اولین نکته ای که بسیار مهم است و مرحوم شهید ثانی در کتاب اسرار الصّلاة خود اشاره کرده اند اینست که مؤمن
    ص:101
    همیشه باید به عظمت و بزرگی خدای تبارک و تعالی توجّه داشته باشد، اگر انسان از یک طرف به عظمت خدا، به قدرت بیش از حدّ و لا یتناهی خدای تبارک و تعالی، قدرت نامحدود، قدرت مطلقه خداوند و از آن طرف به ضعف غیر از الله توجّه داشته باشد و بداند هر چه که غیر خداست ضعیف است و در بین تمام موجودات، ضعیف ترین آنها همین انسان است که یکی از ضعیف ترین موجودات در عالم خلقت است.
    انسان اگر واقعاً ضعف خود را بداند و متوجه باشد که قدرت او اینقدر کم است که گاهی اوقات یک پشه می تواند به زندگی اش خاتمه بدهد و در مقابل به عظمت خدا فکر کند همین امر قلب او را آماده می کند برای اینکه انوار الهی را دریافت کند و یک صفا و نورانیت در درونش ایجاد می کند. آن وقت نکتۀ مهم این است که انسان اگر در غیر از نماز این توجّه را دائماً داشته باشد، در همۀ حالات زندگی؛ در حال کسب و کار، در حال تعلیم و تعلّم، در حال تدریس و تألیف، وقتی که مقام و منصبی دارد، اگر دائماً توجّه به عظمت و بزرگی و قدرت خدا نماید، این سبب می شود که در نماز هم این مطلب برای او آسان باشد و إلاّ اگر انسان در غیر نماز توجّه به این جهت نداشته باشد، بسیار مشکل است که در نماز بتواند به آن توجّه کند.
    بنابراین یکی از عوامل بسیار مهم آن است که انسان به عظمت و بزرگی خدا توجّه داشته باشد و به دنبال این توجّه خوف از عذاب خدا و امید به رحمت او پیدا کند. انسان وقتی بزرگی و عظمت خدا را باور کرد این دو جهت قهراً در او بوجود می آید، تصور کند که اگر غضب خدا شامل حال او بشود چه می شود؟ اگر یک آن خدا عنایتش را از همۀ عالم بردارد، عالم مانند خاکستر و بلکه کمتر از آن می شود. توجّه کند به اینکه عذاب خدا با عذاب دنیا قابل مقایسه نیست، توجّه کند به اینکه این انسانی که قدرت تحمّل یکی از کوچکترین عذاب های دنیوی را ندارد چطور می تواند عذاب اخروی و عذاب الهی را تحمّل کند، توجّه
    ص:102
    کند به اینکه خدا با کسی عقد اخوّت نبسته و بندۀ خود را مادام که قابل لطف و فضل و کرمش هست مورد لطف قرار می دهد اما وقتی که بنده قابلیتش را از دست داد سقوط می کند و در وادی عذاب و غضب الهی قرار می گیرد، اگر انسان در حال نماز بداند که در برابر آن چه موجود با عظمتی ایستاده که همه در برابر او خاضع، خاشع و خائف اند، چنین توجهی موجب حضور قلب می شود.
    پس توجّه به: 1. عظمت خدا؛ 2. خوف از خدا؛ 3. امید به رحمت خدا، از جمله اسباب و عوامل حضور قلب هستند، عامل چهارم این است که انسان همیشه خود را مقصّر بداند و نسبت به تقصیراتش خود را در برابر خدای تعالی شرمنده بداند. اگر انسان این حال را پیدا کرد هنگامی که می خواهد نماز بخواند به خودش خطاب کند تو با چه چیزی می خواهی در برابر خدا بایستی و با او صحبت کنی؟ با چه قلبی؟ با قلبی پر از گناه و آلودگی و کدورت! با قلبی مملو از وسوسه های شیطانی، با قلبی مملو از آرزوهای دنیوی؟ اگر انسان تقصیرات خودش را بپذیرد و اعتراف به گناهان و تقصیرات خود کند که البته این حال از بهترین حالات انسان است، برای او حضور قلب می آورد و لذا شهید ثانی توصیه می کند انسان نباید بعد از ایمان به خدا از هیچ یک از این حالات جدا شود.
    امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی این حالات را برای همۀ ما قرار بدهد و ما موفق به تحقق این صفات در نفس خود شویم، انشاء الله.
    ص:103



    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    31 - راه توجّه به عظمت پروردگار
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بیان شد یکی از اسباب مهم حضور قلب اینست که انسان در حال نماز توجّه به این داشته باشد که در مقابل یک موجود با عظمتی قرار دارد که عظمت او با هیچ موجودی قابل مقایسه نیست، این توجّه به قدرت مطلقۀ خدا اگر برای نمازگزار ایجاد شود، نماز او حال دیگری پیدا می کند، غالب افرادی که نمازشان را با سرعت می خوانند و هیچ توجهی به افعال و اذکار و هیئات نماز نمی کنند، یکی از علت هایش این است که توجّه ندارند و نفهمیده اند در مقابل چه موجود عظیمی قرار دارند و در روایات وارد شده، این گونه افراد آیا نمی ترسند از اینکه خداوند چهرۀ آنها را مانند چهرۀ الاغ قرار بدهد، این بدان جهت است که صورت واقعی و ملکوتی این افراد چنین صورتی می شود که در میان حیوانات به حیوان نفهم شاخص شده است، وقتی که انسان توجّه به عظمت خدا ندارد و غافل از عظمت اوست، صورت واقعی اش مانند صورت این حیوان است، ولو به حسب ظاهر انسان و در حال نماز است اما صورت واقعی او صورت این حیوان است، بنابراین باید به عظمت خدای تبارک و تعالی توجّه پیدا کنیم.
    برای اینکه به عظمت خدا توجّه پیدا کنیم دو جهت باید مورد عنایت و
    ص:104
    رعایت قرار بگیرد؛ یکی اینکه انسان افکار متفرقه ای که ذهن و فکر او را متشتت و پراکنده می کند، از قلب خود دور سازد و دوم آنکه برای قلب حالت مناجات ایجاد کند، کسانی که در نماز توجّه به عظمت خدا ندارند، فکرشان متشتت و پراکنده است هرچند ممکن است عالمی باشد که در حال نماز فکرش مشغول مسائل علمی است یا طبیبی که در فکر این است چه دارویی برای چه مرضی مفید است، یا افکار متشتتی که انسان را احاطه می کند مخصوصاً در حال نماز بر حسب آن روایت که شیطان می آید نزد این نمازگزار و خاطرات گذشته را به یادش می آورد، معاملاتش یا برخوردهای دیگران را به یادش می آورد، انسان در نماز گاهی یادش می آید که در فلان مجلس فلان شخص به او بی احترامی کرده، بعد ذهنش سراغ آن می رود که چگونه از او انتقام بگیرد و چگونه جواب او را بدهد، تمام اینها امور شیطانی است. آن زمان که انسان به نماز می ایستد، اگر مطلبی، چه مسائل علمی باشد، چه مسائل دنیوی در ذهن او خطور کرد بلا فاصله به یاد این روایت بیفتد و بگوید این عمل، کار شیطان است و نباید بگذارد که او در نفسش رسوخ کند و اجازه ندهد افکار مختلف نفس او را احاطه کند.
    جهت دوم اینکه برای قلب خود یک حالت مناجات و راز و نیاز با خدا و تضرع به درگاه او ایجاد کند.
    اگر انسان هر نمازی را که می خواند باورش بر این باشد که این آخرین نمازی است که از او صادر می شود، همانطور که اگر کسی که محکوم به مرگ می شود و فقط به او مهلت بدهند دو رکعت نماز بخواند، این چه نمازی خواهد خواند؟ این شخص به فکر دنیا و اموال و اولاد و مقام و این مسائل نخواهد بود و سعی می کند که فکر خودش را ممحض کند در توجّه به خدای تبارک و تعالی، انسان باید همیشه تصور کند که این آخرین نمازی است که می خواند، نه تنها آخرین نماز بلکه حتی وقتی رکعت اول را می خواند بگوید معلوم نیست موفق به رکعت دوم شوم، معلوم نیست موفق به سجده شوم، اگر چنین حالی برای
    ص:105
    انسان ایجاد شود که این آخرین نمازی است که می خواند توجهش به خدا کامل خواهد شد، انسان مؤمن باید همیشه با خدا زمزمه کند و بگوید خدایا من تا به حال چند رکعت نماز با حضور قلب نخوانده ام اما حالا می خواهم دو رکعت نماز بخوانم که لااقل مقداری از آن همراه با توجّه تام به خدای تبارک و تعالی باشد. غزالی در کتاب احیاء علوم دین این مطلب را ذکر می کند که تلاش بزرگان بر این بوده که دو رکعت نماز بخوانند و در این دو رکعت مشغول به امور دنیا نباشند، اما عاجز از آن شدند! همچنانکه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در یکی از سخنان شان فرمودند من نمی توانم بگویم تا به حال دو رکعت نماز برای خدا خوانده ام، این برای اینست که خواندن دو رکعت نمازی که هیچ فکر دیگری غیر از خدا انسان را از اول تا آخر نماز مشغول نکند مشکل است، غزالی هم به این مطلب تصریح می کند و می گوید اکابر و بزرگان هر چه تلاش کردند نتوانستند.
    اگر انسان باورش شود که این نماز آخرین نمازش هست و بداند که نامۀ اعمال او و سرنوشتش را همین دو رکعت نماز تعیین می کند، ببینید با چه حالی نماز را شروع می کند و نمی خواهد نمازش تمام شود، با چه عشق و علاقه ای همۀ وجودش را خدا و صحبت با خدا فرا می گیرد و نمی خواهد به سلام نماز برسد مبادا تا این راز و نیاز تمام شود، اگر این گونه شود که افکار متفرقه در نماز نیاید و حالت مناجات برای نمازگزار حاصل شود، این نماز نمازی است که او را متحول می کند، نمازی است که خدا نسبت به آن به ملائکه مباهات می کند و می توان چنین تعبیر کرد که خدا از چنین نمازی لذت می برد، خداوند چنین نمازی را روزی همۀ ما بفرماید.
    ص:106

    امضاء


  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    32 - رفع موانع خارجی حضور قلب
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بعد از بحث اسباب و عوامل حضور قلب، یکی دیگر از مباحث مهم در حضور قلب، بحث از موانع حضور قلب است، و چه بسا از عبارات امام رضوان الله علیه در کتاب اسرار الصّلاة استفاده شود که اگر انسان موانع حضور قلب را برطرف کند، قلب خود به خود آماده حضور می شود هر چند ما عرض کردیم اینها دو تا بحث اند؛ برای حضور قلب اسبابی لازم است و موانع حضور یک بحث دیگری است.
    ما وقتی به کلمات بزرگان مراجعه می کنیم، مثل مرحوم شهید ثانی در کتاب التنبیهات العلیة که در مورد اسرار و وظایف قلبی نمازگزار مطالبی را بیان کرده اند، ایشان موانع حضور قلب را به موانع خارجی و موانع داخلی تقسیم کرده و می فرماید(1): «گاهی بعضی امور که خارج از انسان است مانع از حضور قلب می شود و گاهی اوقات افکار داخلی و قلبی یا به تعبیر ایشان خواطر قلبیه مانع می شوند. این مانع داخلی و خواطر قلبیه اشدّ از آن امور خارجی است». نسبت به امور خارجیه مطلب خیلی روشن است، انسان نمازگزار باید جایی نماز بخواند
    ص:107
    ________________________________________
    1- (1) التنبیهات العلیه: ص 86.
    که در آن مکان اموری نباشد که فکر او را از نماز باز بدارد مثلاً اگر در یک جایی که عدة زیادی نشسته اند و صحبت می کنند انسان بایستد و نماز بخواند، عادتاً گوش انسان می شنود و بعد از آن فکرش مشغول می شود، بسیار کم هستند افرادی که در جایی که دیگران درحال صحبت هستند آنقدر بر نفس و گوش خود مسلّط باشند که چیزی نشنوند، اما نوع بشر این چنین است که در جاهایی که خیلی سر و صدا هست و یا خدای نکرده در جایی که صدای موسیقی است آنرا می شنوند. و باید این نکته را عرض کنم که در این زمان مردم عزیز - آنها که اهل نماز هستند - خیلی مراقبت کنند که در خانه ای یا اتاقی که صدای موسیقی وجود دارد در آن هنگام نماز نخوانند! قطعاً اینها مانع از حضور قلب می شود، کسی نگوید صدای موسیقی هست اما من گوش نمی کنم و کار حرامی انجام نمی دهم، گوش دادن موسیقی حرام است ولی به گوش انسان خوردن که حرام نیست و لذا من مشغول نماز خودم می شوم، بله! ممکن است این نماز با یک توجیهاتی صحیح شود اما این نماز نمازِ همراه با حضور قلب نیست، شهید ثانی در این کتاب این چنین بیان می کند، در آن جایی که شلوغ است و عده ای مشغول صحبت کردن هستند، انسان نباید نماز بخواند، در جایی که مناظر متعددی از مناظر و تابلوهای نقاشی، اشکال و چیزهایی هست که فکر انسان را منتقل می کند و موجب ربودن فکر انسان است، نباید نماز بخواند.
    اگر در جایی افرادی نشسته اند و چهره ها و مناظری هست که انسان با نگاه کردن به آن توجهش از نماز کم می شود، ایشان می فرماید باید چشم خودش را ببندد، حتی اگر می بیند که با روشن بودنِ فضا اشیائی که اطراف انسان قرار دارد، حتی گاهی کتاب ذهن انسان را مشغول می کند، شهید ثانی توصیه کرده که در یک مکان تاریک بایستد و نماز بخواند، آنچه که حواس او را مشغول می کند از جلوی دید خود بردارد و حتی تعبیر می کند که برود کنار یک دیوار بایستد تا افق دیدش به اطراف یک مقدار کمتر بشود و کمتر اشتغالات فکری پیدا کند. روی
    ص:108
    فرش های مزین به نقش و نگار نایستد و نماز بخواند، چرا نماز خواندن بر سجّاده ای که نقش و نگار دارد مکروه است؟
    یکی از جهاتش همین است که ذهن انسان را از توجّه خالص به خدای تبارک و تعالی باز می دارد، انسان وقتی به یک نقاشی نگاه می کند ذهنش به آن مشغول می شودکه چه نقاشی زیبایی است، چه کسی کشیده و چه تاریخی کشیده؟ چقدر ارزش دارد، خود همین نماز را خراب می کند و حضور قلب را از بین می برد. تعبیر شهید ثانی این است که
    «کان المتعبّدون یتعبدون فی بیتٍ صغیرٍ مظلمٍ، سعته بقدر ما یمکن الصّلاة فیه لیکون ذلک اجمع للهمّ»(1) می فرماید آنهایی که اهل تعبد بودند یک جای تاریک و کوچک که فقط به اندازۀ یک نمازگزار گنجایش داشت برای خود تهیه می کردند و نمازشان را در آنجا می خواندند برای اینکه فکر و هم شان فقط متوجه نماز باشد.
    امام رضوان الله تعالی علیه این کلام شهید ثانی را نقل می کنند و بعد می فرمایند اینکه شهید فرموده بهتر است در یک بیت تاریک نماز بخواند، آن هم به اندازۀ مکان یک نمازگزار، این مربوط به غیر نمازهای واجب یومیه است، برای اینکه ما روایات زیادی داریم که خواندن نماز یومیه در جماعت مسلمین از سنن مؤکّده است و فرموده اند که اگر انسان به وظایف و اسرار جماعت قیام کند انف و دماغ شیطان را به خاک می مالد به طوری که در هیچ عبادت دیگری نمی تواند چنین کند.
    در برخی از روایات هم وارد شده، شیطان از انسان هایی که به صورت جماعت ایستاده و نماز می خوانند مأیوس می شود، و نیز فرمودند در اجتماع مؤمنین و قلوب مجتمعۀ آنها دست غیبی الهی با آنهاست، در این اجتماع مؤمنین فوائدی روحی و معنوی وجود دارد که در کمتر عملی اتفاق می افتد.
    بنابراین یکی از اموری که نمازگزار باید به آن توجّه کند این است که در
    ص:109
    ________________________________________
    1- (1) التنبیهات العلیه: ص 85.
    جایی بایستد که مناظر و اموری که ذهنش را مشغول کند وجود نداشته باشد، این که در مسجد، بودنِ یک عکس حتی در پشت سر نمازگزار موجب کراهت است برای این است که همین اندازه که انسان توجّه داشته باشد که یک عکسی پشت سر او هست ذهنش را مشغول می کند، بودن در آن مکان این اثر را دارد، انسان باید سجّاده و مکان خودش را طوری آماده کند که چیزی که ذهن او را مشغول به غیر نماز کند در کار نباشد و این نکتۀ بسیار مهمی است که مرحوم شهید ثانی به عنوان خواطر و امور خارجی، بیان کرده اند.
    ص:110

    امضاء


  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    33 - رفع موانع خارجی حضور قلب
    بسم الله الرحمن الرحیم
    در مورد موانع خارج از وجود انسان برای حضور قلب به این نتیجه رسیدیم که انسان نمازگزار لازم است در مکانی بایستد که هر آنچه ذهنش را مشغول می کند، از دیدنی ها و شنیدنی ها، تماماً کنار بگذارد. یکی از مستحباتی که فقهای ما برای نماز ذکر کردند اینست که نگاه نمازگزار به محل سجده و آن مهر و خاکی باشد که بر آن سجده می کند. توجّه کند به اینکه به امر خدا باید بهترین قسمت های وجود خود را که پیشانی اوست بر روی بی ارزش ترین شیء عالم که خاک است قرار بدهد، این موجب می شود که انسان بیشتر به بی ارزشی خود در برابر عظمت پروردگارش پی ببرد، در نتیجه حالت بندگی و عبودیت او تقویت می شود.
    نکته قابل توجّه اینکه با وجود این استحباب مرحوم شهید ثانی در کتاب التنبیهات العلیه ص 85 می فرماید: اگر کسی با همین نگاه به خاک، حضور قلبش را از دست بدهد و ذهنش در جهات دیگری سیر کند، این کار را نکند، اگر می بیند با باز بودن چشم حضور قلب را از دست می دهد چشمان خود را ببندد، این نکته بسیار مهم است که اگر یک امر مستحبی مثل نگاه به محل سجده، موجب شود حضور قلب انسان از دست برود، و فکرش به امور دیگری منتقل
    ص:111
    شود، بهتر این است که چشمان خودش را ببندد برای اینکه
    «لأنّ الفائت من وظیفة الصّلاة وصفتها بتقسم الخاطر أعظم منه مع الاخلال بوظیفة النظر» برای اینکه اگر بخواهد وظیفۀ نظر به سجده را انجام بدهد یک مطلب خیلی مهمتری از او فوت می شود. آنچه که در نماز مهم است حضور قلب است. اگر با نگاه به محل سجده این حضور قلب از دست می رود، چشمش را ببندد چون حفظ حضور قلب اولی است. البته مرحوم فیض کاشانی در کتاب «محجة البیضاء» یک حاشیۀ لطیفی بر این کلام مرحوم شهید ثانی دارد. در بعضی از موارد این کلام شهید ثانی را پذیرفتند و در بعضی از موارد نپذیرفتند،(1) بنابراین لازم است بررسی کند در کجای منزل یا مسجد نماز بخواند تا حضور قلبشان حفظ شود، چنانچه بداند اگر در مسجد کنار یکی از دوستان خیلی صمیمی بایستد، خاطره ها برای او زنده می شود، سعی کند هنگام نماز از او جدا شود و در جای دیگری به نماز ایستد، باید سعی کنیم موانع خارجی حضور قلب را بشناسیم و نگذاریم حضور قلب از دست برود.
    ص:112
    ________________________________________
    1- (1) یمکن ان یقال: «انّ الغض الذی هو من خشوع الجوارح المأموربه یغنی عن الغمض فلا حاجة الی ترک السنة من وظیفة النظر». (محجة البیضاء، ج 1، ص 374)

    امضاء


  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    34 - حب دنیا ریشه خواطر قلبی و افکار پراکنده
    بسم الله الرحمن الرحیم
    در مسئله موانع حضور قلب آنچه که مهم است عبارتست از خواطر و مشغله های قلبی، یعنی افکار پراکنده آنچه که با قطع نظر از امور خارجی، فکر و ذهن را به خود مشغول می کند. حتی وقتی انسان چشمش را ببندد، گوش او هم چیزی را نشنود، با جایی تماسی نداشته باشد، خودش باشد و نفس و قلب او، یک اموری آنقدر قلب او را احاطه و به خود مشغول کرده که مانع از حضور قلب وی در نماز می شود. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و همچنین مرحوم شهید ثانی و بزرگان دیگر می فرمایند سبب انحصاری یا علت عمدۀ این خواطر قلبی علاقه به دنیا و همّت نسبت به آن است. در یک کلام و به صورت خلاصه؛ کسانی که حضور قلب در نماز ندارند علت اصلی اش حبّ دنیا و تعلقی است که قلب آنها نسبت به دنیا دارد. شما ببینید کسی که دنبال ثروت اندوزی است، این فرد در نماز دائماً فکرش درگیر یافتن راههایی است که معاملاتش را سودمند انجام بدهد، کسی که در جایگاه قدرت قرار دارد دائماً فکرش به این مشغول است که مخالفینش چه کسانی هستند و از چه طریقی می تواند آنها را از سر راه خود بردارد، حب دنیا و تعلق به دنیا سبب می شود که قلب انسان توجّه به خدا نداشته باشد.
    ص:113
    این نکته در کلمات امام رضوان الله تعالی علیه(1) است که می فرماید اگر همت انسان تحصیل دنیا باشد اساساً قلب او تمایل به دنیا پیدا می کند و دل مشغولی او فقط دنیا می شود و طوری می گردد که اگر از یک شاخه ای از امور دنیوی منصرف شد بلا فاصله متوجه شاخۀ دیگر می شود، اگر از مال منصرف شد سراغ اولاد، از اولاد منصرف شد سراغ قدرت، از قدرت منصرف شد سراغ شهوت، از شهوت به چیز دیگر، فکرش دائماً از یک شاخه ای به شاخۀ دیگر می پرد. فرمودند: اگر درخت آرزوی دنیا و حبّ دنیا در قلب یک انسان پابرجا بشود قلب او به مانند پرنده ای می شود که دائماً از شاخه ای به شاخۀ دیگر پرواز می کند. سپس چهار نکته را به عنوان راه حل بیان می فرمایند که با رعایت این نکات انسان می تواند درخت حبّ دنیا را از قلب خود بیرون بیاورد و دور بیندازد. اگر کسی بخواهد قلب مطمئن و آرام داشته باشد، تا موفق به کسب کمالات نفسانیه بشود باید واجد این چهار نکته باشد، اولین مرحله ریاضات و مشاهدات است، نسبت به بی علاقگی و بی اعتنایی به دنیا تمرین نموده و تلاش کند. اگر کسی بخواهد خود را امتحان کند که چه مقدار علاقه به دنیا دارد، ببیند اگر به او بگویند الآن لحظه ای است که باید از دنیا برود، آیا نسبت به آنچه که به حسب ظاهر از دست می دهد از مال و مقام و اولاد، حسرت می خورد یا نه؟ می تواند از آنها دل بکند یا نه؟ آیا در هر لحظه آمادگی شنیدن این خبر را دارد یا نه؟ این مرحلۀ ریاضات بسیار مرحلۀ مهمی است، انسان باید ریاضت داشته و با نفس خود مجاهدت کند تا این علاقۀ به دنیا از او سلب بشود.
    مرحله دوم تفکّر در عواقب و معایب حب دنیا است. عاقبت افراد دنیاطلب را بررسی و فکر کند آنها به کجا رسیدند؟ عاقبت این همه پادشاهان ستمگر، این همه حاکمان ظالم، این همه افرادی که حقوق مردم را از بین بردند، چه شد؟ چیزی جز ننگ برای خود در تاریخ ثبت نکردند و در اذهان مؤمنین جز لعن
    ص:114
    ________________________________________
    1- (1) سر الصلاة (معراج السالکین: ص 30.
    برای خود چیزی قرار ندادند، انسان در عواقب این دنیاطلبی ها تفکّر کند.
    سوم: تدبّر در آیات و روایاتی است که در مورد مذمت دنیا و نکوهش حب به دنیا وارد شده که ما به آنها اشاره خواهیم کرد، و چهارم تدبّر در حالات اولیاء خدا. اگر انسان به این چهار مطلب توجّه کند درخت حبّ دنیا را از درون خود ریشه کن می کند، اما مادام که این درخت در درون او باشد، مانند کسی است که زیر یک درخت پر از گنجشک و پرنده مشغول مطالعه بود، هر از گاهی با چوب و عصای خود شاخه ها را تکان می داد تا گنجشک ها حرکت کنند و بروند، بعد که می آمد مشغول مطالعه بشود دومرتبه برمی گشتند، به او گفته شد که
    «إن أردتَ الخَلاصَ فَاقلَعِ الشَّجَر» اگر می خواهی راحت بشوی باید درخت را از جا درآوری، و إلاّ هر قدر شاخه ها را حرکت دهی و گنجشک ها را از خود دور کنی دوباره برمی گردند. اگر انسان می خواهد از شرّ دل مشغولی ها راحت بشود باید درخت حبّ دنیا را از دل خود ریشه کن کند که خداوند این توفیق را نصیب همۀ ما بفرماید، انشاء الله.
    ص:115

    امضاء


  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    35 - حب دنیا بزرگ ترین مانع حضور قلب
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بر طبق تصریح علمای بزرگ مانند شهید ثانی و امام خمینی رضوان الله علیهما، آنچه که موجب عدم حضور قلب انسان نمازگزار در نماز و بلکه در همۀ عبادات می شود حب دنیاست و این مسئله ای است که باید انسان نمازگزار خیلی به آن توجّه داشته باشد. به تعبیر امام رضوان الله علیه هر مقدار حب دنیا در قلب انسان زیادتر باشد حضور قلب کمتر می شود و هر مقدار حب دنیا کمتر بشود حضور قلب بیشتر خواهد شد. دیلمی در ارشاد القلوب روایتی از امیر المؤمنین از وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است:(1)
    «قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَی یَا أَحمَدُ لَو صَلَّی العَبدُ صَلَاةَ أَهلِ السَّمَاءِ وَالأَرضِ وَیَصُومُ صِیَامَ أَهلِ السَّمَاءِ وَالأَرضِ وَیَطوِی عَنِ الطَّعَامِ مِثلَ المَلَائِکَةِ وَلَبِسَ لِبَاسَ العَابِدِینَ» در خبر معراج اینطور وارد شده که خطاب شد به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «ای محمّد اگر بنده ای به اندازۀ اهل آسمان ها و زمین نماز بخواند»، (تعداد اهل آسمان قابل مقایسه با تعداد اهل زمین نیست، حالا این صورت فرضی است یعنی از جهت کثرت این اندازه نماز بخواند، به معنای اینکه بسیار زیادنماز بخواند). و به اندازۀ همه صائمین آسمان ها در زمین
    ص:116
    ________________________________________
    1- (1) مستدرک الوسائل: ج 12، ص 36.
    روزه بگیرد و از خوردن طعام اعراض کند همانند اینکه ملائکه از طعام اجتناب می کنند و لباس افراد عابد و زاهد را بپوشد، در نماز، روزه، و خورد و خوراک و پوشاک و لباس اینطور باشد. خدا فرمود:
    «ثُمَّ أَرَی فِی قَلبِهِ مِن حُبِّ الدُّنیَا ذَرَّةً أَو سُمعَتِهَا أَو رِئَاسَتِهَا أَو صِیتِهَا أَو زِینَتِهَا» اما یک ذره از حب دنیا، از ریاست طلبی، و زینت دنیا در او ببینم، یعنی ذره ای علاقۀ به دنیا داشته باشد.
    «لَا یُجَاوِرُنِی فِی دَارِی وَلَأَنزِعَنَّ مِن قَلبِهِ مَحَبَّتِی وَ لَأُظلِمَنَّ قَلبَهُ حَتَّی یَنسَانِی وَلَا أُذِیقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِی» من این شخص را در قیامت همسایه مجاور خود قرار نمی دهم و محبت خودم را از قلب او جدا می کنم، یعنی اجازه نمی دهم قلبی که در آن حبّ دنیاست محبّت من در درونش وجود داشته باشد و اینقدر قلبش را تاریک می کنم تا مرا فراموش کند و حلاوت محبتم را نچشد.
    ببینید چقدر حب دنیا آثار سوء دارد که خداوند این مقدار عقوبت بر آن مترتب می کند، اساساً در کتب روایی ما برخی از بزرگان و محدّثین مثل مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعة بابی را به عنوان باب وجوب اجتناب از دنیا و حرمت محبّت آن گشوده اند و روایات زیادی را آورده اند. حب دنیا اگر در قلب انسان باشد، دیگر شیرینی و حلاوت عبادت خدا را نمی چشد، خدا اجازه نمی دهد حضور قلب داشته باشد، آن کسی می تواند حضور قلب داشته باشد که حبّ خدا در قلب او جا بگیرد. قلب او عاشق خدای تبارک و تعالی باشد.
    امام خمینی رضوان الله علیه در این بحث، نکات بسیار مهم دیگری را مورد توجّه قرار داده و می فرمایند حب دنیا خار طریق وصول به کمالات الهیه و کمالات نفسانیه است، و انسان را از توجّه به حق منصرف کرده و او را از لذت مناجات با خدا محروم می کند.
    ما اگر بخواهیم حضور قلب داشته باشیم باید حب دنیا را از قلب خود دور کنیم. اینکه انسان حسرت بخورد که چرا خانۀ بزرگ ندارد؟ چرا ثروت زیاد
    ص:117
    ندارد؟ چرا از مقام بهره ندارد، یا چرا کم دارد؟ چرا زیادتر ندارد؟ حب به دنیا مانع از حضور قلب می شود و اگر بخواهیم نماز ما یک نماز باحال و پرشور باشد باید حبّ دنیا را در قلب خود کم کنیم، انشاء الله خداوند ما را موفق به این امر سازد.
    ص:118





    امضاء


  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    36 - دنیای مذموم و نکوهش شده
    بسم الله الرحمن الرحیم
    الدُّنیَا دُنیَاءَانِ دُنیَا بَلَاغٍ وَدُنیَا مَلعُونَةٍ؛
    (1)
    دنیا دو گونه است دنیایی که (به سعادت) می رساند و دنیایی که ملعون و مذموم است.
    بیان نمودیم که حب دنیا و اینکه همّ و غم انسان رسیدن به دنیا و مظاهر دنیا باشد عمده ترین مانع حضور قلب در نماز است و لذا اگر خواهان حضور قلب در نماز هستیم باید حب دنیا را از خود دور کنیم، توجّه به این نکته لازم است مقصود از حبّ دنیا کسب و کار و تحصیل معاش و به دست آوردنِ روزی حلال و تهیه خانه ای که در حدّ شأن و نیاز انسان باشد نیست. مقصود از حبّ دنیا این نیست که بگوئیم کسانی که ثروت فراوانی دارند حبّ دنیا دارند و کسانی که فقیرند حبّ دنیا ندارند. نه! حب دنیا یعنی تعلّق و وابستگی، دلبستگی و سرسپردگی نسبت به دنیا، حال انسان از کجا بداند وابسته است؟ اگر انسان چیزی را که از دست داد بنشیند حسرت بخورد، اگر مقامی را از دست داد، مالی
    ص:119

    1- (1) کافی: ج 2، ص 131.
    را از دست داد، حسرت بخورد و فکر کند که همه چیز او از بین رفته وی وابسته به آن مال و مقام است، اما اگر بگوید آن خدایی که آن مال یا مقام را به من عنایت کرد اکنون آن را از من گرفت پس خدا را شاکرم. آن خدا اگر اراده کند دو مرتبه آن مال یا بهتر از آن را به من می دهد و اگر هم نخواهد نمی دهد، باید چنین روحیه ای که حاکی از عدم تعلق و وابستگی به امور دنیاست بر انسان حاکم باشد.
    حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در کتاب اسرار الصّلاة
    (1) می فرمایند دنیای مذموم همان علاقه و حب و توجّه به آن است و إلاّ - این تعبیر را دقّت بفرمایید - اصل عالم مُلک از یک طرف یکی از مشاهد جمال حق تعالی است، در عالم دنیا انسان تجلیات خدای تبارک و تعالی را می بیند، به هر جا بنگری خدا را می بینی، یعنی دنیا آثار عظمت و تجلیات خداست. همه چیز بر وجود و بر وحدانیت او شهادت می دهد، همه چیز عنوان مشهد شهادت خدا را دارد.
    از طرف دیگر عالم دنیا مهد تربیت اولیاء، عرفا و علمای بالله است، بالأخره آن کسی که عارف می شود در همین دنیا عارف می شود، آن کسی که تربیت و سلوک الی الله پیدا می کند، غیر از این دنیا جای دیگری برای سلوکش تصور نمی شود و لذا می گوئیم دنیا مزرعۀ آخرت است. امام می فرمایند عالم مُلک از أعزّ مشاهد و منازل نزد اولیا و اهل معرفت است، و بعد در کلام دیگری فرمودند چه بسا کسی باشد که چیزی از مال دنیا ندارد؛ نه ماشین، نه خانه، نه ثروت، نه قدرت و نه منصب، ولی قلبش مملو از حبّ به دنیا و تعلق به دنیاست و این سبب می شود که خدا را فراموش کرده و کافر به خدا باشد. اما از آن طرف ممکن است کسی دارای مُلک و سلطنت و جاه و مال فراوان باشد، اما دلبستگی و تعلق خاطر به آن نداشته باشد مثل حضرت سلیمان بن داود علیه السلام، که یک پیامبر الهی و انسان لاهوتی بود. نتیجه این می شود آن کسی که ثروت فراوانی دارد
    ص:120

    1- (1) سر الصلاة (معراج السالکین): ص 31.
    معنایش این نیست که حبّ به دنیا دارد و آن کسی هم که فقیر است بدین معنا نیست که زاهد است و حبّ به دنیا ندارد، نه! حب دنیا ربطی به داشتن و نداشتن و کم و زیادی مال ندارد، بلکه مربوط به آن تعلّق قلبی انسان است، تا قلب انسان چه مقدار تعلّق داشته باشد و چه مقدار در غم از دست دادن آن حسرت بخورد، آن کسی که قلبش آرام است برایش فرقی نمی کند که این همه ثروت داشته باشد یا نداشته باشد، همه چیز را از خدا می داند، این فرد انسانی است که تعلّق به دنیا ندارد.
    در برخی دیگر از تعبیراتشان در همین بحث فرموده اند برخی از افراد ممکن است قلب شان را طوری تقسیم کنند که برای عبادت حضور قلب داشته باشند، در عین اینکه تلاش فراوانی برای جمع و تکثیر مال می کنند، اما دلبستگی به آن ندارند.، شاید سعادت دنیا و آخرت شامل حال چنین افرادی بشود. بنابراین باید توجّه کنیم که مراد از حبّ دنیا، که مذموم است و در برخی از روایات به دنیای ملعونه تعبیر شده است، تعلق به دنیا و دلبستگی به چیزهایی است که خداوند به ما عنایت فرموده است، اگر حبّ دنیا را از خودمان دور کنیم می توانیم حضور قلب در نماز پیدا کنیم.
    ص:121

    امضاء


  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    37 - ریشه همه فتنه ها و عدم توجه به خدا در نماز: حب دنیا
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یا مُوسَی لَا تَرکَن إِلَی الدُّنیا رُکُونَ الظَّالِمِینَ وَرُکُونَ مَنِ اتَّخَذَهَا أَباً وَأُمّاً؛
    (1)
    ای موسی، اتکا به دنیا منمای همانند اتکای ستمگران و کسانی که به دنیا به مثابه پدر و مادر خود اتکاء نموده اند.
    شهید ثانی رضوان الله تعالی علیه در کتاب التنبیهات العلیة
    (2) این مطلب را ذکر نموده که کسی که دنبال تحصیل دنیا است و حب دنیا باطنش را فرا گرفته اما نه برای اینکه مقدمه ای برای آخرتش باشد، چنین شخصی توقع نداشته باشد که صفای مناجات پیدا کند!
    «مَن فَرِحَ بِالدُّنیَا فَلاَ یَفرحُ بِاللهِ وَبِمُنَاجَاتِهِ» کسی که دنیا او را خوشحال کند، اگر مال، مقام، منصب یا قدرتی به دست آورد خوشحال شود، دیگر یاد خدا و مناجات با خدا او را خوشحال نمی کند. اگر انسان نمازگزار بعد از نماز احساس نشاط همۀ وجودش را فرا بگیرد، بداند که نمازش با حضور قلب بوده. اما اگر چنین احساسی را نداشته باشد، بلکه نماز را یک امر تحمیلی بر
    ص:122

    1- (1) کافی: ج 2، ص 135.
    2- (2) التنبیهات العلیة: ص 88.
    خود بداند و با سختی و تکلف آن را انجام دهد. این آدمی است که دنیا او را احاطه کرده و گرفتار حبّ دنیاست چه بسا خودش هم خبر نداشته باشد. کسی که قرة العین و چشم روشنی اش دنیا است، هیچ وقت قرة العینش نماز نمی شود. هیچ وقت روشنی چشم او خدا و مناجات با خدا نخواهد بود.
    بنابراین به حسب فرهنگ دینی خود معتقدیم کسی که دنبال تحصیل مال است می تواند همین مال را مقدمۀ کسب تقوای خود قرار بدهد، در روایتی از وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله هست که فرمود
    «نِعمَ العَونُ عَلَی تَقوَی اللَّهِ الغِنَی
    »(1) چه بسا مال و ثروت، به انسان کمک کند تا تقوای الهی کسب کند مثل انفاق کردن به دیگران و توجّه و رسیدگی به مستضعفین و بیچارگان، اما اگر انسان تحصیل مال را طریق برای آخرت قرار ندهد، دیگر توقع حضور قلب را در نماز نداشته باشد.
    برای اینکه مسئلۀ حبّ دنیا یک مقدار بیشتر روشن شود و به این مسئلۀ بسیار بسیار مهم توجّه کنیم. مرحوم کلینی در جلد دوم اصول کافی باب ذم الدّنیا و الزهد فیها، روایات زیادی را آورده اند. در یک روایت می گوید: در مناجاتی که موسای کلیم با خداوند تبارک و تعالی داشت خدا به او فرمود
    «یَا مُوسَی لَا تَرکَن إِلَی الدُّنیَا رُکُونَ الظَّالِمِینَ وَرُکُونَ مَنِ اتَّخَذَهَا أَباً وَأُمّاً» وابسته به دنیا مشو، آن طور که ظالمین به دنیا دل می بندند، آن چنان برای دنیای شان کار می کنند که گویا آخرت و حساب و کتابی در کار نیست، گویا بهشت و جهنمی در کار نیست و همه چیز همین جاست. آن ستمگری که حاضر است افرادی را از بین ببرد و خون های بیگناهان را بریزد، برای اینست که می گوید هر چه هست همین جاست، همین جا باید بتوانم بیشتر از دیگران قدرت، مکنت و مقام پیدا کنم، خدا به حضرت موسی فرمود
    «لَا تَرکَن إِلَی الدُّنیَا» تو مثل ظالمین و همانند کسانی مباش که دنیا را به مانند پدر و مادر خود محل اتکای شان قرار داده و به آن محبت دارند، سپس در آخر روایت خدا می فرماید:
    ص:123

    1- (1) کافی: ج 5، ص 71.
    «وَاعلَم أَنَّ کُلَّ فِتنَةٍ بَدؤُهَا حُبُّ الدُّنیَا» هر فتنه ای در عالم، هر شرّ و بدبختی، هر گرفتاری و بیچارگی، اگر ریشۀ ابی شود به حبّ دنیا می رسد، جنگ ها و نزاع های خانوادگی، اختلافات قومی، حتی اختلافات سیاسی، ریشه اش به حبّ دنیا و قدرت طلبی برمی گردد.
    فرمود:
    «وَلَا تَغبِط أَحَداً بِکَثرَةِ المَالِ» هیچ وقت حسرت زیادی مال دیگری را نخور،
    «فَإِنَّ مَعَ کَثرَةِ المَالِ تَکثُرُ الذُّنُوبُ
    »(1) با کثرت مال گناهان زیاد می شود. همین مقدار که مال زیاد شود اما فرد حقوق واجب خود را ندهد خود یک گناه بزرگ است.
    بنابراین ما باید توجّه کنیم به اینکه؛ وقتی در روایت می فرماید ریشۀ هر فتنه حبّ دنیاست، ریشۀ عدم توجّه به خدا در نماز هم حبّ دنیا و وابستگی به آن خواهد بود. بنابراین برای تحصیل حضور قلب باید حبّ دنیا را از خود دور کنیم و انسان بداند شیطان که دشمن اوست از راه حبّ دنیا بر او غلبه پیدا کرده و منحرفش می کند. بداند آنچه که ضد دین اوست همین حب دنیاست و حبّ دنیا مهمترین سرباز از جنود ابلیس است که انسان را بیچاره خواهد کرد و اجازه نمی دهد لذت مناجات را بچشد.
    انشاء الله ما به این دشمن بزرگ توجّه داشته باشیم و بتوانیم او را از سر راه خود برداریم و روز به روز آنچه که مربوط به حبّ دنیاست از خود دور سازیم ولو به تعبیر امام خمینی رحمه الله کسی نمی تواند بگوید من تمام حبّ دنیا را از قلب خود بیرون کرده ام، اما آن مقدار که ممکن است و در توان ما می باشد، موفق به آن بشویم، انشاء الله.
    ص:124

    1- (1) کافی: ج 2، ص 135.
    امضاء


  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    38 - بغض دنیا افضل اعمال
    بسم الله الرحمن الرحیم
    امام سجّاد علیه السلام فرمود:
    مَا مِن عَمَلٍ بَعدَ مَعرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ وَمَعرِفَةِ رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله أَفضَلَ مِن بُغضِ الدُّنیَا؛
    (1)
    هیچ عملی بعد از معرفت به خدا و رسول او برتر از دشمنی با دنیا نیست.
    در مباحث گذشته بیان نمودیم که حب دنیا و تعلق به مظاهر دنیا مانع از حضور قلب در نماز می شود، کسی که در قلبش درخت حب دنیا و تعلق به آن وجود دارد نمی تواند حضور قلب در نماز داشته باشد و به بعضی از روایات مربوط به حب دنیا اشاره کردیم و انشاء الله همۀ ما باید این روایات را مدّ نظر قرار دهیم. در روایت دیگری که در اصول کافی کتاب الایمان و الکفر باب ذم الدّنیا و الزهد فیها وارد شده از امام سجّاد علیه السلام سؤال می شود که افضل اعمال نزد خدا چیست؟ حضرت فرمود:
    «مَا مِن عَمَلٍ بَعدَ مَعرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ وَمَعرِفَةِ رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله أَفضَلَ مِن بُغضِ الدُّنیَا» بعد از معرفت خدا، ایمان به خدا و پیامبر و آنچه که پیامبر آورده که همانا قرآن و عترت است، افضل اعمال بغض دنیاست. یعنی انسان به آنجا برسد که نه تنها
    ص:125

    1- (1) کافی: ج 2، ص 130.
    حبّ به دنیا نداشته باشد بلکه برعکس نسبت به دنیا بغض داشته باشد.
    بعد فرمود:
    «وَ إِنَّ لِذَلِکَ لَشُعَباً کَثِیرَةً وَلِلمَعَاصِی شُعَباً» بغض دنیا شعبه های زیادی دارد، معاصی نیز شعب زیادی دارد.
    «فَأَوَّلُ مَا عُصِیَ اللَّهُ بِهِ الکِبرُ وَهِیَ مَعصِیَةُ إِبلِیسَ حِینَ أَبَی وَاستَکبَرَ وَکَانَ مِنَ الکَافِرِین»؛ اولین معصیتی که نسبت به خدا صورت گرفت تکبر بود که شیطان مرتکب آن شد، هنگامی که از دستور حق سرپیچی کرد و تکبر ورزید و در زمره کافران قرار گرفت و در ادامه می فرماید دومین معصیت حرص و طمع است که آدم علی نبینا و آله و علیه السلام گرفتار آن شد و سومین معصیت حسد است که قابیل فرزند آدم گرفتار آن شد و بدان سبب برادرش هابیل را به قتل رساند.
    سپس می افزاید:
    «فَتَشَعَّبَ مِن ذَلِکَ حُبُّ النِّسَاءِ وَحُبُّ الدُّنیَا وَحُبُّ الرِّئَاسَةِ وَحُبُّ الرَّاحَةِ وَحُبُّ الکَلَامِ وَحُبُّ العُلُوِّ وَالثَّروَةِ» از این سه صفت بسیار پست (کبر، حرص و حسد) که از بزرگ ترین رذائل نفسانی است، هفت خصلت ناپسند به وجود می آید: حب النساء (شهوترانی)، حب الدّنیا (دنیاپرستی)، حب الّریاسة (ریاست طلبی)، حبّ الراحة (راحت طلبی)، حبّ الکلام (پرحرفی و بیهوده گویی)، حبّ العلوّ واکثروة (مقام پرستی و ثروت اندوزی
    «فَصِرنَ سَبعَ خِصَالٍ فَاجتَمَعنَ کُلُّهُنَّ فِی حُبِّ الدُّنیَا» تمام این هفت خصلت در حبّ دنیا جمع شده در نتیجه انبیاء و علما بعد از شناخت این امور فرموده اند حب دنیا منشأ هر گونه خطا و فساد است.
    «فَقَالَ الأَنبِیَاءُ وَالعُلَمَاءُ بَعدَ مَعرِفَةِ ذَلِکَ حُبُّ الدُّنیَا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ».
    معنای روایت معروف
    «حُبُّ الدُّنیَا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ» اینست که اگر در قلب کسی حب دنیا وجود داشته باشد او را وادار به هر کاری می کند چه برسد به اینکه جلوی حضور قلب را بگیرد. وقتی حب دنیا منشأ تمام خطاهاست، بدانید که همین حبّ دنیا مانع از حضور قلب انسان در نماز می شود
    «وَالدُّنیَا دُنیَاءَانِ دُنیَا بَلَاغٍ وَدُنیَا مَلعُونَةٍ
    »(1) دو تا دنیا داریم؛ یکی دنیای بلاغ است، یعنی انسان به اندازۀ
    ص:126

    1- (1) کافی: ج 2، ص 131.
    ضرورت و کفایت و به مقداری که نیاز او برطرف شود، از دنیا استفاده کند، این دنیا خوب است اما اگر دنبال افزون بر این باشد آن هم فقط برای دنیا و نه آخرت، این دنیای ملعونه است.
    پس بدانیم که حبّ دنیا مانع از حضور قلب می شود، اگر بخواهیم در نمازحضور قلب داشته و حال مناجاتی پیدا کنیم، قبل از نماز بنشینیم فکر کنیم تعلقّات ما نسبت به دنیا چقدر است؟ چگونه می توانیم آن را مداوا و قلب خود را از آن جدا کنیم، و نباید انسان مأیوس بشود، سعی کند هر روز تعلقات خود را کمتر کند و هر چه این تعلقات کمتر بشود لذت مناجات با خدای تبارک و تعالی در نماز بیشتر می شود و خوشا به حال آن کسانی که به مراتب بالایی از بغض دنیا رسیده اند و چه حلاوتی از مناجات با خدا در وجود آنها هست.
    انشاء الله خداوند همۀ ما را موفق به انجام نماز با حضور قلب کند.
    ص:127

    امضاء


  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    October 2022
    شماره عضویت
    14945
    نوشته
    4,250
    صلوات
    428
    دلنوشته
    4
    تقدیم به سید وسالار شهیدان و هفتاد دوتن شهدای کربلا
    تشکر
    6,130
    مورد تشکر
    6,457 در 3,227
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    39 - لزوم استمداد از خدا برای حضور قلب
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یکی از نکاتی که انسان نمازگزار باید توجّه و ایمان عمیق به آن داشته باشد اینست که توفیق حضور قلب هم با استمداد از خداوند تبارک و تعالی تحصیل می شود، بداند مقلّب القلوب خدای تبارک و تعالی است، اگر خواهان حضور قلب است باید به پیشگاه خدای تبارک و تعالی تضرّع کند و از او استمداد بجوید. اوست که می تواند قلب را برای درک محضر خویش آماده کند، چون محضر محضر اوست و قلبی که برای درک او صالح و لایق مناجات و صحبت با او باشد باید به دست خود او مصفا شود و با تجلّی و عنایت و لطف او این قلب آمادگی مناجات با او را پیدا می کند. اگر او عنایت کند قلب انسان را دور از دنیا و دلبستگی های آن می کند، البته ابتدای امر به دست خود انسان است، یعنی تا خود انسان اراده نکند و قدم اول را برندارد، تا خود او متوجه کدورت قلب خود نشود واحساس نکند که این قلب هنوز آمادگی مناجات با خدا را ندارد فایده ای ندارد باید اندیشه کند که چه کند به این مطلوب برسد؟!
    ابتدای راه به دست خود انسان است، اگر انسان در برخی از امتحانات دنیوی که خداوند برای او در زندگی پیش می آورد موفق شود و بتواند با اجتناب از دنیا تسلّط بر نفس خود داشته باشد، در قدم های بعد خدای تبارک و تعالی به او
    ص:128
    کمک می کند.
    روایتی را کافی شریف از امام باقر علیه السلام نقل می کند؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله به عنوان یک حدیث قدسی فرمود:
    «یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَعِزَّتِی وَجَلَالِی وَعَظَمَتِی وَکِبرِیَائِی وَنُورِی وَعُلُوِّی وَارتِفَاعِ مَکَانِی لَا یُؤثِرُ عَبدٌ هَوَاهُ عَلَی هَوَایَ
    »(1) خدا به عزّت و جلال و بزرگی خود و به نورانیت و علوّ و برتری خویش قسم یاد می کند که هیچ انسانی نیست که هوای نفس و میل نفسانی خودش را مقدم بر میل من کند، (باید توجّه داشت این مسئله در هر روز برای انسان اتفاق می افتد؛ که بر سر دو راهی قرار می گیرد که یکی راه خداست و دیگری راه شیطان است، یکی حق است و دیگری باطل، چنانچه انسان هوای نفس و میل خود را مقدم بر میل و ارادۀ خدا کند. خداوند می فرماید)
    «إِلَّا شَتَّتُّ عَلَیهِ أَمرَهُ وَلَبَّستُ عَلَیهِ دُنیَاهُ وَشَغَلتُ قَلبَهُ بِهَا» همۀ امور زندگی اش را مضطرب کرده و آرامش را از او می گیرم، شاهد عرض ما در همین تعبیر است که خدای تبارک و تعالی می فرماید قلب او را مشغول به دنیا می کنم، یعنی بسیاری از قلوبی که همّ و غمّ شان فقط دنیاست، این نتیجه و اثر کارهای غیر صحیحی است که انجام داده اند و از طرف خدا استحقاق چنین عقوبتی را پیدا کرده اند
    «وَلَم أُؤتِهِ مِنهَا إِلَّا مَا قَدَّرتُ لَه» هر چه این انسان برای رسیدن به دنیا و مظاهر آن تلاش کند، جز همان مقداری که برایش مقدّر کردم به او نمی دهم.
    بنابراین معلوم می شود اگر انسان در دو راهی خدا و شیطان؛ شیطان و دنیا را مقدم بر خدا کند این قلب آرام آرام مشغول به مظاهر دنیا می شود، از اول تا آخر نماز شاید یک لحظه نتواند قلب خود را برای درک حضور ربوبی حق تبارک و تعالی متمرکز کند، پس این توفیق را هم باید خدا به انسان عنایت کند و به این نکته توجّه داشته باشیم که قدم اول از حضور قلب به دست خود انسان است اما قدم های بزرگ ونهایی باید با عنایت خدای تبارک و تعالی باشد.
    ص:129

    1- (1) کافی: ج 2، ص 335.
    امضاء


صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi