صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62

موضوع: اشعار و پیامک های تسلیت شهادت حضرت زینب علیها السلام

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,704
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,115
    مورد تشکر
    4,202 در 1,909
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    صبر را مفهوم معنا زينب است
    کعبه غمهای دنيا زينب است

    چون حسين است آفتاب شهر عشق
    ماهتاب عالم آرا زينب است


    وفات جانسوز عقیلة العرب بر همگان تسلیت باد



    امضاء

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,704
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,115
    مورد تشکر
    4,202 در 1,909
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌ کند
    یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌ کند

    این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
    عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌ کند


    رحلت جانسوز ام المصائب، زینب کبری(س)تسلیت باد.




    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,882
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,768
    مورد تشکر
    206,422 در 64,577
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت
    وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت

    فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش
    هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت


    از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا
    مادر تمام خویش را در دخترش ریخت

    او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست
    پس از مقامش بود اگر که زیورش ریخت


    وقتی دهان وا کرد، دیدند انبیا هم
    نهج البلاغه بود که از منبرش ریخت

    وقتی دهان وا کرد، از بس که غیورند
    مولا صدای خویش را در حنجرش ریخت


    در کوفه حتی سایه اش را هم ندیدند
    فرمود: غُضّوا... چشم ها در محضرش ریخت

    زن بود اما با ابهّت حرف می زد
    مردی نبود آن جا مگر کرک و پرش ریخت


    به مرقدش، تازه نگاه چپ نکرده!
    صد لشگر تازه نفس ، دور و برش ریخت

    یک گوشه از خشمش اباالفضل آفرین است
    گفتیم زینب، صد ابوالفضل از برش ریخت


    هجده سر بالای نیزه لشگرش بود
    تا شهر کوفه چند باری لشگرش ریخت

    وقتی هجوم سنگ ها پایان گرفتند
    خواهر دلش ریخت، برادر هم سرش ریخت


    با نیزه می کردند بازی نیزه داران
    آن قدر خون از نیزه ها بر معجرش ریخت...

    آن قدر بالا رفت و بالاتر که حتی
    در سیر او جبریل هم بال و پرش ریخت



    شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,882
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,768
    مورد تشکر
    206,422 در 64,577
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌ کند
    یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌ کند

    این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
    عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌ کند


    رحلت جانسوز ام المصائب، زینب کبری(س)تسلیت باد.





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,573 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت
    وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت

    فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش
    هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت


    از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا
    مادر تمام خویش را در دخترش ریخت

    او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست
    پس از مقامش بود اگر که زیورش ریخت


    وقتی دهان وا کرد، دیدند انبیا هم
    نهج البلاغه بود که از منبرش ریخت

    وقتی دهان وا کرد، از بس که غیورند
    مولا صدای خویش را در حنجرش ریخت


    در کوفه حتی سایه اش را هم ندیدند
    فرمود: غُضّوا... چشم ها در محضرش ریخت

    زن بود اما با ابهّت حرف می زد
    مردی نبود آن جا مگر کرک و پرش ریخت


    به مرقدش، تازه نگاه چپ نکرده!
    صد لشگر تازه نفس ، دور و برش ریخت

    یک گوشه از خشمش اباالفضل آفرین است
    گفتیم زینب، صد ابوالفضل از برش ریخت


    هجده سر بالای نیزه لشگرش بود
    تا شهر کوفه چند باری لشگرش ریخت

    وقتی هجوم سنگ ها پایان گرفتند
    خواهر دلش ریخت، برادر هم سرش ریخت


    با نیزه می کردند بازی نیزه داران
    آن قدر خون از نیزه ها بر معجرش ریخت...

    آن قدر بالا رفت و بالاتر که حتی
    در سیر او جبریل هم بال و پرش ریخت



    شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان



    امضاء



  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,573 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    صبر را مفهوم معنا زينب است
    کعبه غمهای دنيا زينب است

    چون حسين است آفتاب شهر عشق
    ماهتاب عالم آرا زينب است



    وفات جانسوز عقیلة العرب بر همگان تسلیت باد




    امضاء



  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,573 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    کیست زینب همیشه بی همتا
    نورِ مستورِ عالمِ بالا

    کیست زینب نفس نفس حیدر
    کیست زینب تپش تپش زهرا


    کیست زینب حسینِ پرده نشین
    کیست زینب حسن به زیرِ کسا

    کیست زینب کسی چه می داند؟
    غیر آن پنج آفتاب هدی


    کیست زینب تلاطم عباس
    کیست زینب تموّج دریا

    ذوالفقار علی میان نیام
    اوجِ نهج البلاغه ای شیوا


    کیست زینب فراتر از مریم
    روشنی بخشِ هاجر و حوّا

    کیست زینب حجابِ جلوه ی غیب
    صبر اعظم ، صلابت عظما


    قلمم بشکند چه می گویم
    من و اوصافِ زینب کبری؟

    من چه گویم که گفت اربابم
    حضرت عشق ، التماس دعا


    السلام ای شکوه نام حسین
    دومین فاطمه، تمامِ حسین




    امضاء



  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,076
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,608
    مورد تشکر
    2,573 در 1,408
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زينب فرشته بود و پر خويش وا نكرد
    اين كار را براى رضاى خدا نكرد

    سيمرغ بود و جلوه بى انتها نكرد

    پر مى‏ گشود اگر،همه را باد برده بود

    وفات غریبانه ام المصائب حضرت زینب کبری
    عقیله بنی هاشم تسلیت باد



    امضاء



  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,704
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,115
    مورد تشکر
    4,202 در 1,909
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    امشب به سبک کرب و بلا گریه می کنیم
    همراه سیِّد الشُّهداء گریه می کنیم

    صاحب زمان گرفته عزا گریه می کنیم
    از داغ روح صبر و وفا گریه می کنیم


    رحلت جانسوز ام المصائب، زینب کبری(س)تسلیت باد.




    امضاء

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,704
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,115
    مورد تشکر
    4,202 در 1,909
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    وقت جان دادن من مادر من بود ای کاش
    شاهد گریه و چشم تر من بود ای کاش

    تا اذان وقت کمی مانده که من جان بدهم
    وقت مُردن، علیِ اکبر من بود ای کاش


    شام از قبل گرفته همه ی جانم را
    جان رسیده به لبم، دختر من بود ای کاش

    بسترم را به سوی کرببلا پهن کنید
    رو به قبله شده ام، سرور من بود ای کاش

    دست و پا می زنم و یاد شما می افتم
    زخمی خنجرشان حنجر من بود ای کاش

    دفن کردند تو را با قدم مرکب ها
    زیر مرکب پر من، پیکر من من بود ای کاش

    تا کفن پوش کنم آن تن عریانت را
    بوریا کهنه چرا؟ معجر من بود ای کاش

    من زمینگیر شدم تا که زمین خورد سرت
    روی نی جای سر تو سر من بود ای کاش


    شاعر:محسن حنیفی


    امضاء

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi