بعد از او جانشيناني که از فرزندان اويند، يکي بعد از ديگري سپرد، تا دينش را توسط آنها زنده ساخت، ونورش را با آنان تکميل فرمود، وبين آنها وديگر برادران وپسر عموها ونزديکانشان تفاوتي آشکار قائل شد، تا بدان وسيله فرقي بين او وکساني که بر آنان حجت اند، شناخته شود، وتفاوت رهبر وپيشوا از پيرو معلوم گردد، به اين که: آنان از گناهان دورند واز عيبها وزشتيها پيراسته اند واز آلودگي پاک اند واز اشتباه وخطا منزه ومحفوظاند وآنان را نگهبانان گنجينه ى علم خويش وامانت دار حکمت خود وراز دار اسرار خويش قرار داد وبا دلائل روشن تاييد وپشتيباني نمود واگر اينها نبود، آنان با ديگر افراد بشر مساوي بودند وهر کسي مي توانست ادعا کند از سوي خداوند رسالتي دارد ودر آن صورت حق از باطل ودانايي از ناداني، شناخته نمي شد.