صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 60

موضوع: دروغ

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عرب‏هاى بيابانگرد و غارتگر از اين وضع آگاه شدند. بسيارى از آنان هنوز كافربودند و اسلام نياورده بودند، دسته‏اى هم كه به صورت ظاهر، اسلام آورده بودند،هنوز روح چپاولگرى در آن‏ها موجود بود، چون مسلمان حقيقى نشده بودند، بلكه‏پاره‏اى از آن‏ها در دل، تخم دشمنى با اسلام كاشته بودند.
    بدون مدافع شدن مدينه را چه كسى به غارتگران عرب اطلاع داد؟ جز منافقان‏كسى ديگر نمى‏تواند باشد. كار از اين هم بالاتر بود; ميان دشمنان داخلى اسلام، يعنى‏منافقان و دشمنان خارجى اسلام، يعنى يغما گران عرب، قراردادى بسته شده و نقشه‏شومى براى ريشه كن كردن اسلام و نابود كردن مسلمانان طرح شده بود.
    نقشه چه بود؟ نقشه اين بود كه پس از بيرون رفتن رسول با سپاه و دور شدن ازمدينه و بلكه شروع نبرد با روم، به يك باره از داخل و خارج حمله كنند و شهر مدينه‏را به تصرف در آورند; اموال مسلمانان را غارت و زنان و فرزندانشان را اسير سازند.
    مسلمانان هم كه گرفتار جنگ با روم هستند، نمى‏توانند به مدينه كمكى كنند و برفرض هم كمكى بشود، نوش دارويى خواهد بود پس از مرگ سهراب.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)










  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين كار، خنجرى بود كه از پشت‏بر پيكر اسلام زده مى‏شد. نبرد در روم هم‏صد درصد به زيان اسلام تمام مى‏شد، زيرا سپاهى كه خانه‏اش تصرف شده باشد، زن‏و فرزندش اسير شده باشد، هستى اش به يغما رفته باشد، نخواهد توانست نبرد كند ياهمگى كشته خواهند شد و يا پا به گريز خواهند نهاد، در نتيجه پيغمبر اسلام نيز درميدان جنگ، كشته خواهد شد و اثرى از اسلام و مسلمانى باقى نخواهد ماند.
    وجود مقدس پيغمبر بزرگ اسلام، با بهترين طرز، اين نقشه را خنثى فرمود و به‏سوى روم حركت كرد. حضرتش مردى لايق، دلير، فداكار، جنگنده، دانا، مدبر،شب‏زنده دار و با ايمانى را براى جلوگيرى از اين خطر در نظر گرفت و او را محافظ ومدافع مدينه قرار داد. او مردى بود كه عرب از ضرب شمشيرش مى‏ترسيد. او مردى‏بود كه بهترين راه مبارزه با كفار و منافقان را از رسول حق آموخته بود. او مردى بود كه‏تا يك نفر مسلمان ناراحت‏بود، او راحتى نداشت. او مردى بود كه از آغاز دعوت‏اسلام در پشت‏سر رسول خدا ايستاده بود و قدم به قدم به دنبال حضرتش گام برداشته‏بود. او مردى بود كه هيچ وقت عقب نشينى نكرده بود. او مردى بود كه وقتى زن‏هاى‏مدينه دانستند كه تحت‏حمايتش قرار گرفته‏اند، همگى به خواب راحت رفتند. اومردى بود كه پس از تعيين او سربازان اسلام با اطمينان كامل به حفظ مال خود و زن وفرزند خود، به سوى ميدان جنگ قدم برداشتند. او مردى بود كه كفار و منافقان،وجودش را براى خود بزرگ‏ترين خطر مى‏دانستند و دقيقه‏اى در عمر با وى دوستى‏نكردند. ديگر كسى جرات حمله به مدينه را نداشت.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين مرد كه بود؟ اين مرد على‏عليه السلام بود كه پيغمبر اسلام او را خليفه خود قرارداده بود.
    خبر كه پخش شد، آب‏ها از آسياها افتاد و نقشه‏ها نقش بر آب شد. منافقان‏ماست‏ها را كيسه كردند. عرب‏هاى بيابانى در جاى خود خشك شدند. شادى وسرور، سرتاسر مدينه را فرا گرفت. چقدر خوش‏بختند كسانى كه در زير سايه‏على‏عليه السلام زندگى مى‏كنند!
    غم از چهره منافقان مى‏باريد. قهقهه شادى در خانه‏هاى مسلمانان طنين انداز بود.مدينه‏اى كه پشتيبانش على‏عليه السلام باشد از هيچ چيز بيم و هراسى ندارد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نقشه ديگر


    منافقان عكس العملى كه نشان دادند، اين بود كه شهرت دادند كه پيغمبر اسلام ازعلى رنجيده، از اين جهت او را با خود نبرده و گرنه تاكنون سابقه ندارد كه محمد، على‏را همراه نبرده باشد.
    منظور اين بود كه بدين وسيله، على را از مدينه بيرون كنند و به دنبال رسول‏بفرستند و در نبودن او نقشه خود را اجرا كنند. هر منافقى در گوشه و كنار، اين خبر رابه ديگرى مى‏گفت. كم كم خبر پخش شد. سرانجام به گوش على رسيد. على بر اسب‏باد پيماى خود سوار شد و خود را به رسول كه هنوز از مدينه چندان دور نشده بودرسانيد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    فرمان خلافت


    سربازان اسلام آمدن على را خبر تازه‏اى گرفتند و حس كنجكاوى در آنان‏تحريك شد. همه مى‏خواستند بدانند كه على براى چه آمده و در هنگام شرفيابى،خدمت رسول خداصلى الله عليه وآله چه عرض خواهد كرد. على شرفياب شد و عرض ادب كرد واشتياق خود را در ملازمت رسول اظهار داشت.
    پيغمبر موافقت نكرد و فرمود: تو سمتى نسبت‏به من دارى كه هارون به موسى‏داشت; تفاوت آن است كه بعد از من پيغمبرى نيست و اگر پيغمبرى بود تو بودى;شايسته نيست كه به اين سفر بروم، مگر آن كه تو خليفه من باشى. (3) .
    على به سرعت‏باز گشت و سرافراز و مفتخر بود و به حفظ و حراست كشوراسلام بپرداخت. او تنها امير مدينه نبود، بلكه سمت جانشينى رسول خدا را نيزعهده دار بود.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هارون موسى


    آيا هارون موسى، چه سمتى نسبت‏به موسى داشته تا دقيقا سمت على به محمددانسته شود؟
    قرآن پاسخ اين پرسش را مى‏دهد: «و قال موسى لاخيه هارون اخلفنى فى قومى‏و اصلح.» (4) .
    قرآن در جاى ديگر از زبان موسى مى‏گويد كه از خدايش خواست: «واجعل لى‏وزيرا من اهلى، هارون اخى، اشدد به ازرى و اشركه فى امرى.» (5) .
    قرآن پاسخ خدا را به موسى چنين نقل مى‏كند: «قد اوتيت‏سؤلك يا موسى.» (6) .
    از اين آيه‏هاى مباركه دانسته مى‏شود كه هارون برادر موسى بود، خليفه موسى‏بود، وزير موسى بود، يار و ياور موسى بود، شريك موسى بود، فرمانش بر همه‏پيروان موسى واجب الاطاعه بود.
    پس على برادر محمد است، خليفه محمد است، وزير محمد است، يار و ياورمحمد است، شريك محمد است، فرمانش بر همه پيروان محمد واجب الاطاعه‏مى‏باشد. تنها تفاوت، آن است كه هارون پيغمبر بود و على پيغمبر نيست.
    نكته‏اى چند
    در ختام فرمان رسول، جمله‏اى است كه شايسته دقت مى‏باشد. حضرتش به على‏فرمود: شايسته نيست كه من به اين سفر بروم، مگر آن كه تو خليفه من باشى.
    (نگارنده، تعبير «شايسته نيست‏» را ترجمه جمله «لا ينبغى‏» قرار داد.)
    اكنون اين پرسش پيش مى‏آيد: چرا سفر رسول خدا شايسته نبوده، مگر آن كه‏على خليفه‏اش باشد؟ ممكن است‏شايسته نبودن، از اين جهت‏بوده كه اگر رسول خدامى‏رفت و على خليفه نبود، پايتخت اسلام و كشور اسلام در خطر حمله كفار ومنافقان قرار مى‏گرفت. على بايد خليفه باشد كه در موقع احتمال خطر به زودى ازنقاط مختلف، نيرو فراهم كند و خطر را دفع كند.
    ممكن است از اين جهت‏بوده كه رسول خداصلى الله عليه وآله در نبرد با روم، احتمال داشت‏شكست‏بخورد. على بايستى پشت جبهه را محكم كند تا از ناحيه كافران عرب درهنگام عقب نشينى خطرى متوجه نيروى اسلام نگردد.
    ممكن است از اين جهت‏بوده كه اگر رسول خداصلى الله عليه وآله در جبهه، احتياج به نيروى‏كمكى پيدا كند، خليفه‏اش در اين مدت نيرويى آماده كرده و به امداد رسول بفرستد.
    ممكن است از اين جهت‏بوده كه اين نبرد براى جان رسول خداصلى الله عليه وآله خطر داشت.از طرفى ممكن بود كه حضرتش در ميدان جنگ شهيد شود، چنان كه سردارانش درنبرد قبلى با روم همگى شهيد شدند و خطر شهادت براى رسول خدا بيش از آن‏هابود، زيرا آن حضرت در ميدان‏هاى جنگ، هميشه نزديك‏ترين كس به دشمن بود.احتمال شهادت رسول، تعيين خليفه را لازم مى‏كرد تا مبادا مسلمانان بدون پيشوابمانند. اسلام بايستى هميشه پايدار باشد.
    خطر ديگرى كه جان رسول را تهديد مى‏كرد، از ناحيه منافقان سرى بود; آن‏هايى‏كه به مدينه باز نگشته بودند، بلكه همراه رسول رفته بودند. آن‏ها در اين سفر، قصدقتل حضرتش را داشتند، چنان كه هنگام بازگشتن به سوى مدينه، بدين كاراقدام كردند، ولى خداى بزرگ، پيغمبر خود را حفظ و خطر مرگ را از او دفع كرد.

    علل ديگرى هم اضافه بر اين علل نيز در كار بوده است.

    پى‏نوشتها:
    1) احزاب (33) آيه 24.
    2) وافى، ج 4، ص 239.
    3) در مورد اين حديث كه به «حديث منزلت‏» مشهور است‏به بحار الانوار، ج 37، ص 254، باب 53 مراجعه شود.
    4) اعراف (7) آيه 142 .
    5) طه (20) آيه 29 - 32.
    6) طه (20) آيه 36.




    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ريشه دروغ


    پستى روح


    رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: دروغ گويى از پستى روح ريشه مى‏گيرد (لايكذب الكاذب‏الا من مهانة نفسه). (1) .
    دروغ گو چنين مى‏پندارد كه بى ارزش بودن خود را مى‏تواند به وسيله سخن‏دروغ جبران كند! دانا احتياج به دروغ گويى ندارد، چون داراى دانش است.شايستگان، احتياج به دروغ گويى ندارند، چون شايستگى دارند. ثروتمند نيازى به‏دروغ گويى ندارد، چون مال و منال دارد. دارندگان فضيلت، دارندگان قدرت،احتياجى به دروغ گفتن ندارند، چون فضيلت دارند، قدرت دارند. عطر خودش‏مى‏بويد، نيازى به ستودن عطار نيست، وقتى به ستودن عطار، نيازمند مى‏باشد كه فاقدبوى خوش باشد.
    دروغ گو، چون فاقد دانش است مى‏خواهد نقص خود را به وسيله ادعاى دروغ‏جبران كند، چون فاقد شايستگى است; به دروغ مى‏خواهد خود را شايسته بنماياند،چون فاقد ثروت است، چون فاقد فضيلت است، چون فاقد قدرت است، مى‏خواهداين خلا خود را به وسيله دروغ پر كند. لاف زدن، نشانه دست‏خالى بودن است.توپ زدن نشانه بى عرضگى است.
    قدرتمندان دروغ گو
    اگر ديده‏ايد كه قدرتمندان، گردن كلفتان، زمامداران، دروغ مى‏گويند، دروغ آن‏هااز آن جهتى است كه فاقدند و چيزى در دست ندارند.
    اى برادر گرت خطايى رفت متمسك مشو به عذر دروغ كان دروغت‏بود خطاى دگر كه برد بار ديگر از تو فروغ
    كسى كه گناهى نكرده، نيازى به دروغ ندارد، ولى گناه كار مى‏خواهد سياه رويى‏گناه را به وسيله دروغ از خويش بشويد و خود را بى گناه و پاكباز معرفى كند!عجب اشتباهى!


    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ربا خوارى و دروغ گويى


    همان طور كه دروغ گويى از بى عرضگى است. ربا خوارى نيز از بى لياقتى‏و بى كارگى است. ربا خوار اگر عرضه داشته باشد، كار مى‏كند، تجارت مى‏كند،زراعت مى‏كند و در نتيجه ثروتمند مى‏شود، ولى ربا خوار عرضه اين كارها را ندارد،نالايق است، كارى از او ساخته نمى‏شود، فقط مى‏تواند صدى چند نزول بگيرد وبخورد و بخواند.
    رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:
    «اربى الربا الكذب; (2) .
    دروغ از ربا بالاتر است.»
    ربا خوار، هر چند بى عرضه مى‏باشد، ولى پشيزى دارد كه آن را در سودا بگذارد ونزول بخورد، ولى دروغ گو، اين پشيز را هم ندارد، بى ارزش و بى لياقت مى‏باشد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نظريه يك زن سياه پوست


    زنى زنگى و افريقايى پسرى داشت كه بسيار مورد علاقه‏اش بود. جهانگردى بروى گذر كرد و پرسيد: كدام صفت پسرت را بيش‏تر دوست مى‏دارى؟ زن زنگى‏اندكى به فكر فرو رفته و گفت: محبوب‏ترين خوى اين پسر، نزد من آن است كه‏هيچ وقت دروغ نمى‏گويد.
    معلوم مى‏شود فرزند با ارزشى بوده، چون راست گويى نشانه ارزش است، نشانه‏دارندگى و عرضه و لياقت است.
    راست گويى نشانه درست كارى است و دروغ گويى نشانه بى لياقتى و خيانت‏كارى. امير المؤمنين فرمود:
    «الصدق امانة و الكذب خيانة; (3) .
    راست گويى درستى است و دروغ گويى نادرستى.»

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,992
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,817
    مورد تشکر
    58,341 در 13,420
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ضمانت رسول خداصلى الله عليه وآله


    من خانه‏اى را در بالاترين درجات بهشت و خانه‏اى را در وسط بهشت و خانه‏اى‏را در ميان باغستان‏هاى بهشت، ضامن هستم، براى كسى كه مجادله را ترك كند،هر چند حق با وى باشد و براى كسى كه دروغ را ترك كند، هر چند شوخى باشد وبراى كسى كه خوش‏خوى باشد.
    آرى هر يك از اين سه تن، داراى سه خانه در بهشت هستند.
    آيا ضامن از اين معتبرتر مى‏شود؟ آيا ترك دروغ كار بسيار دشوارى است؟
    گمان ندارم نزد خرد، معامله‏اى از اين پر سودتر و پر منفعت‏تر باشد.

    امضاء
    السلام علیک یا مولا یا ابا صالح المهدی(عج)









صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi