عربهاى بيابانگرد و غارتگر از اين وضع آگاه شدند. بسيارى از آنان هنوز كافربودند و اسلام نياورده بودند، دستهاى هم كه به صورت ظاهر، اسلام آورده بودند،هنوز روح چپاولگرى در آنها موجود بود، چون مسلمان حقيقى نشده بودند، بلكهپارهاى از آنها در دل، تخم دشمنى با اسلام كاشته بودند.
بدون مدافع شدن مدينه را چه كسى به غارتگران عرب اطلاع داد؟ جز منافقانكسى ديگر نمىتواند باشد. كار از اين هم بالاتر بود; ميان دشمنان داخلى اسلام، يعنىمنافقان و دشمنان خارجى اسلام، يعنى يغما گران عرب، قراردادى بسته شده و نقشهشومى براى ريشه كن كردن اسلام و نابود كردن مسلمانان طرح شده بود.
نقشه چه بود؟ نقشه اين بود كه پس از بيرون رفتن رسول با سپاه و دور شدن ازمدينه و بلكه شروع نبرد با روم، به يك باره از داخل و خارج حمله كنند و شهر مدينهرا به تصرف در آورند; اموال مسلمانان را غارت و زنان و فرزندانشان را اسير سازند.
مسلمانان هم كه گرفتار جنگ با روم هستند، نمىتوانند به مدينه كمكى كنند و برفرض هم كمكى بشود، نوش دارويى خواهد بود پس از مرگ سهراب.



نقل قول
