صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 70

موضوع: ويژه نامه شهادت مظلومانه امام هادی علیه السلام {خورشید هدايت }

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    از تبار ستارگان

    یا هادی!
    ای امام العارفین!


    ای نور جاری خدا بر زمین!

    ای از تبار ستارگان روشن امامت!

    جانم فدای نامت!
    نام تو حق است!
    نام تو چراغ دل هاست.

    خویت محمدی ست.
    عطر و بویت احمدی ست.

    تو سی و سه سال بر فراز قله بلند امامت
    رسالت سبز پیامبر را آواز دادی.


    سی و سه سال پاسدار دین محمد بودی.
    تا آنکه در چهل و یکمین بهار عمرت، شربت وصال را نوشیدی.

    و امروز بارگاه ملکوتی تو مقبره خورشید
    خانه امید و میعادگاه عاشقان تو است

    حمید باقریان



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    غروب سامرا

    گویی غروب نابهنگام «سامرا» فرا رسیده است!
    نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.

    تشویشی سنگین، بر شهر حکمفرماست.
    غروب نابهنگام سامرا فرا رسیده است و
    آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید؛

    میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت، آرام و مطمئن،
    به سمت عرش الهی گام برمی دارد،

    میهمانی که از قامت دلارای علوی اش
    عطر حضرت رسول صلی الله علیه و آله می آید؛


    عطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرّا!
    آه، چه کردند سیاه جامگان با این هدیه الهی
    با این بهار سبزپوش جاودانه!

    چه کردند با یادگار رسول الله صلی الله علیه و آله ؛
    یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان حقیقت بود
    و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.

    چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
    آنجا که «شیرها» با تمام درندگی
    رام حریم حرمت نامش گشتند.

    آنجا که «تیرها» به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
    آنجا که «شعرها» برابر قامت آسمانی اش، قافیه باختند.

    آنجا که دیوارهای «سامرا» نتوانست مانع از انعکاس
    پرتو جمال علوی اش در جهان شود.

    و آخرین آزمون، چه آزمونی تلخ، امّا شیرین بود؛
    به شیرینی شهادت، به شیرینی وصال!

    ... و چقدر مظلوم، چقدر غریب، چقدر نابهنگام،
    دل به عروج واپسین سپرد!



    امضاء

  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مولا!
    ای آیینه هدایت الهی!

    درود خداوند بر تو باد در چنین روزی که عرش،
    به یادمان شهادتت، به سوگ نشسته است!


    درود خداوند بر تو باد، در چنین روزی که «مدینه»
    به یاد فراقت، گیسو به خاک بقیع می ساید!

    درود خداوند بر تو باد، در روزی که قدم به عالم
    خاک نهادی و قدم از عالم خاک برداشتی!

    درود خداوند بر تو باد و چلچراغ هدایتت،که هنوز هم
    روشن و نورانی، فراراه حقیقت پویان پرتوافشانی می کند!

    مولا! ما را به برکت نامت شفیع باش؛
    یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله!

    سید علی اصغر موسوی




    امضاء

  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض










    امروز از روزهای خاص خداوند است که در آنْ دوست داران
    اهل بیت در غم شهادت امامی به سوگ نشسته اند

    که فروزان تر از خورشید تابان، با تابش انوار علم و حکمت الهیِ
    خویشْ بر سر جویندگان حقیقت و معرفت، به هدایت آنان پرداخت.


    در سال روز شهادت امام هادی علیه السلام دل هایمان زخمیِ فراق آن پیشوای
    کوچ کرده از خیل زمینیان به سوی محفل آسمانیان است.

    دهمین نور هدایت و امامتْ با رفتنش نشتری دیگر از جنس
    عشق بر جام پاره پاره دلمان وارد کرد.

    آری، اینک امام هادی علیه السلام دعوت حق را لبیک گفته
    و عاشقان و دوست داران ولایت را، به درد هجران خویش مبتلا ساخته است.



    امضاء

  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اندوه، چون خونی فشرده، در شقیقه های زمان می دود.
    تاریخ، ملتهب و پریشان می تپد.

    باد، خاکسترنشین حادثه، می وزد. بوی شیون، هوای ناهنگام
    این حوالی را شکافته است.
    نفسی نیست؛ زهر در شریان های خورشید قد می کشد.


    چهل و دومین بهار عمرش، پر پر می شود.
    سامرا، در جذر و مد حادثه، ناآرام بر سر می کوبد؛ چهل و دومین بهار،
    پشت پلک های خورشید، به پایان نمی رسد و در خزان می پیچد.

    حنجره ام را گشوده ام تا فریادهایم را بشنوند، حنجره ام را گشوده ام
    تا با صدای فرو ریخته ام، خواب حادثه را بیاشوبم.


    حرامیان، چه گستاخانه شانه های پرصلابتت را در خاک های سامرا
    ته نشین کردند؛صدای سرشارت را؛ اما نه! هنوز پنجره ای هست؛
    هنوز بال های خورشید، گسترده است.

    زهر، در یاخته های روز رویده است.
    توانی در زانوانش نمی یابد.


    بر سجاده خویش فرو ریخته، با حالی غریب و
    اندوه خویش را بر شانه های خاک فرو گذاشته است.

    ایستاده است و منتظر، تا با طنین بال ملایک، سفر خویش را به ملکوت
    آغاز کند. ایستاده است و کوچه های نامردی، آتش گرفته است.


    ایستاده است تا زنجیره های رسوا را از هم بگسلد.
    ایستاده است تا شهادت، چون بهاری پیش رو، با بوی
    گل هایسوخته، رو به رویش آغوش بگشاید.

    زهر، در رگ هایش می دود و خورشید، رفته رفته خاموش می شود.
    بوی شیون، بر شاخه های رها شده شهر می پیچد.




    امضاء



  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سامرا، شهر خفته در خفقان

    سامرا، معکوس نام خود را بر او عرضه داشته است:
    اندوه عالم جمع شد در کسی که دید... و او آن را دید.

    متوکل، امام را در سامرا سکونت داده است؛
    اما کدام سامرا و چه سکونتی!

    امام دید و تحمل کرد. او این شهر خفته در
    خفقان را تماشا کرد و تاب آورد؛


    آن چنان که صالح بن سعید چون به دیدارش آمد و او
    را در آن خانه محقر دید، با بغضی اندوهناک زمزمه کرد:

    «این ستمکاران، همه تلاش خود را برای خاموش کردن
    نور شما به کار گرفته اند و برای پنهان داشتن مقام
    تو، به هر حیله ای متوسل می شوند.


    چگونه باور کنم شما را در چنین جای حقیری منزل داشته باشند؟!
    جایی که محل آمد و شد گدایان و غریبان بی نام و نشان است!»

    امام علیه السلام اشک های دل و دیده را فرومی خورد.
    پاسخ می دهد: (پسر سعید! آیا هنوز قدر و
    منزلت ما را در این حد گمان داری؟!

    آیا گمان می کنی این با رفعت شأن ما منافات دارد؟
    مگر نمی دانی کسی را که خداوند، بلند و عظیم بدارد،
    به اینها پست و حقیر نمی شود؟!)


    آن گاه پرده های دنیا را با اشاره ای به مقابل کنار
    می زند و ابن سعید را به تماشا می خواند.

    بستان هایی از سبزه زار و باغ هایی از انواع میوه
    نهرهایی روان و... آن گاه آرام و متین در میان بهشت
    و شگفت صالح می فرماید:

    (ما هرجا که باشیم، این طبیعت و این کائنات از برای ما مهیاست).

    محبوبه زارع



    امضاء



  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض









    در سکوت سینه ام، دستی دانه تشویش می کارد.
    آتش کبود دیدگان تو، تار و پود نگاهم را می سوزاند.
    نگاه تب آلودت، نشانه سفر رفتن است.


    دو چشم روشن و گریانت در پی چیست؟ می دانم که منتظری
    تا کسی از در برسد و تو را با خود ببرد ولی بعد از تو چه می شود؟


    ای چراغ هدایت و ای هادی امت!
    بعد از تو، چگونه در تاریکی، راه را پیدا کنیم؟
    مرا هم با خودت ببر؛ قول می دهم بار گرانی نباشم.




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض









    گویی غروب نابهنگام سامرا فرا رسیده است.
    نگرانی از نبض لحظه ها می بارد.
    تشویش سنگینی بر شهر حکمفرماست.

    غروب نابهنگام سامرا فرارسیده است
    و آسمان به میهمان تازه خود خوش آمد می گوید:


    میهمانی که غرق در هاله سبز شهادت،
    آرام و مطمئن به سمت عرش الهی گام بر می دارد.

    میهمانی که از قامت دلارای علوی اش عطر حضرت رسول (ص)
    می آیدعطر مدینه، عطر غربت غریبانه سامرا!

    آه چه کردند سیاه جامگان با این هدیه الهی،
    با این بهار سبز پوش جاودانه!

    چه کردند با یادگار رسول الله یادگاری که چلچراغ هدایت فرا راه گم کردگان
    حقیقت بود و متوسلین آستانش به رستگاری دست می یازیدند.


    چه آزمون دشواری داشت این آیینه شکوه خداوند:
    آنجا که "شیرها" با تمام درندگی رام حریم حرمت نامش گشتند.
    آنجا که "تیرها" به برکت دست هایش به پرواز درآمدند.
    آنجا که "شعرها" برابر قامت آسمانی اش قافیه باختند.

    آنجا که دیوارهای سامرا نتوانست مانع از انعکاس پرتو جمال علوی اش در جهان شود.
    و آخرین آزمون چه آزمونی تلخ اما شیرین بود به شیرینی شهادت به شیرینی وصال!

    ... و چقدر مظلوم، چقدر غریب، چقدر نابهنگام دل به عروج واپسین سپرد!







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    السلام علیک یا علی ابن محمد ایها الهادی النقی(ع)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    نقی(ع) نامی که فخر آسمان است،
    تلفظ کردنش عطر دهان است ،

    زالقاب امام هادی(ع) ماست ،
    امامی که عزیز شیعیان است.


    امام ماه روی باوقاری،
    که جد حضرت صاحب زمان است ،


    زلال چشمه های او پاکتر از ،
    همان نهری که در جنت روان است

    بنام مادر آیینه سوگند ،
    همان که صبح چشمش جاودان است ،


    نخواهد از نفس افتاد این عشق ،
    که از هادی(ع) به قلب عاشقان است


    به کوری دو چشم آن حقیری ،
    که از فرط حقارت بد دهان است ،


    به هر دیوار این دنیا نوشتم ،
    نقی(ع) زیباترین نام جهان است.






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    هوای ملکوتی

    جاده ها، اندوه رفتنت را از مدینه تا سامرا ضجه می زنند.
    دنیا، زانوی غم در بغل، پشت در خانه تو، آینده یتیمی خود را عزادار است.


    ناگهان، غروب غم انگیزت، نفس دقایق را می برد. لحظه ها، سر در گریبان
    ناباوری، حزن و ماتمی جانکاه را مرور می کنند.

    چه زود آفتاب زندگی ات، حجله نشین غروبی تلخ شده است!
    این واپسین دقایق تنفس عاشقانه سامراست، در هوای ملکوتی حضورت.


    بعد از تو، سرگردانی عشق، دوباره آغاز می شود.
    «ولایت»، سی و سه سال در خنکای سایه ات آرامش را به تجربه نشسته بود.

    تمام جاده های هدایت، سر بر زانوی ولایت تو داشتند. چگونه شیران قفس،
    سر به خاک تواضع نسایند در برابر بزرگی ات که کائنات، در
    حضورت پیشانی به سجده، فرود می آورند؟!


    هنوز روزگار، طعم خوش «توکل» در خفقان حضور «متوکل»ها را در
    هوای حضور تو به خاطر دارد. ای جریان نور خداوند در زمین!

    هرگز مباد خاموشی ات؛ که بی فانوسی روشن نگاهت، بی حجت ملکوتی
    چشمانت، دنیا در تاریکی جهالت خویش غوطه ور خواهد شد.


    ادامه کرامتت را بریده می خواهند سلاله شیطان. ادامه نورت را
    ابتر، وسلاله امامت را عقیم می خواهند؛

    تا حکایت منجی مدفون شود در خاطرات گم شده تاریخ... .
    چقدر هوایت هوای پرواز است.

    مصیبت جانکاهت را به جان های سوخته «تشیع» بخشیدی. سخاوت
    دستانت را هم به تمام دشت ها. زلالی نگاهت را امانت سپردی به
    آبشارها وغریبانه لحظه هایت را به محزونی آواز قناری های در قفس.

    وسعت اندیشه ات را به کهکشان ها و تمام مهربانی ات را به فرزندت
    «حسن» سپردی تا چاره ای باشد برای دلتنگی شیعه و ماتم همیشه ات را به
    سامرا بخشیدی تا برای همیشه، مرثیه خوان سوگ غم انگیزت باشد


    اما هنوز سخن کوبنده گفتارت، لرزه می افکند به کنگره های
    قصر «متوکل ها».... و نظم می بخشد به بند بند شعرهایی
    که از دهان حقیقت سروده می شود.

    خدیچه پنجی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلش های ویژه شهادت امام هادی, فروغی از دانش امام هادی, فضائل علی النقی الهادی, مداحی و مراثی ویژه شهادت امام هادی, مشعلدار هدایت, چهل حدیث برگزیده ازپیشوای دهم, چگونگی شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی سالهای قبل, ویژگی های اخلاقی امام هادی, کاغذ دیواری شهادت دهمین پیشوا, کرامات دهمین پیشوا, گالری تصاویر شهادت امام هادی, گزیده ای از احادیت امام هادی, پیامک های تسلیت هادی الامم, امام هادی و فرهنگ دعا و زیارت, امام هادی و حوزه حدیثی قم, امام هادی و زنان پاکدامن, اس ام اس های شهادت امام هادی, اشعار شهادت امام هادی, اعلام انزجار از شاهین نجفی و هتاکین به امام هادی, به روزگار نباید ناسزا گفت, بسوی دوست, تصاویر ویژه شهادت امام هادی, حرکت امام هادی ع به سامراء و بعضی از ستمها به ایشان, دهمین لاله بوستان امامت, دهه بزرگداشت امام هادی, دانستنی های امام هادی, در سوگ خورشید, روشهای تربیت از نگاه امام هادی, راه سبک سازی مصیبت ازنگاه امام هادی, سیری در زندگی امام هادی, شناخت مختصری از امام هادی, غریب سامرا؛ خور شید غریب

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi