صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66

موضوع: ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام { غریب کاظمین}

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,742
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تلخیِ غربتِ زندان و کامِ شیرین آفتاب؟!
    دریا و دیوارهای تنگ؟! کوه و غل و زنجیر؟!

    چه شگفتی ها که این عالم تزاحم، به خود نمی بیند!
    وقتی که شب، در این میان خانه به خانه نفوذ کند
    و تمام پنجره ها را ببندد؛

    هرچه فریاد را خاموش کند و هرچه تولد را به مرگ نزدیک سازد
    جز شما، کیست که مشعل به دست بگیرد و راهی بگشاید
    در میان این شب آلودگی مسموم؟!

    چه شگفت آور است که آسمان سِیری، تلخی غربت
    زندان را به کام شیرین خود بخرد؛


    برای فریاد آزادی و دیوارهای تنگ را برای درهم شکستن
    بایدهای بی منطق و غل و زنجیر را برای به
    تصویر کشیدن شکوه یک زندانی!


    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ای کاش طاق‏های آسمان می‏شکست و باران بلا بر زمین نازل
    می‏شد و این اتفاق ناگوار نمی افتاد!

    چشم‏هایت که به گنبد طلایش می‏افتد، بی‏ اختیار اشک
    به شب‏ نشینی چشم‏هایت می‏آید!


    «السلام علیک یا عَلَم الدین و التّقوی
    السلام علیک یا خازن علم النبیین
    السلام علیک یا نائب الاوصیاء السابقین
    السلام علیک یا مولی موسی بن جعفر و رحمة‏اللّه و برکاته»

    خداحافظ ای دست‏های پاک عبادت!
    خداحافظ ای پیشانی پینه بسته از تهجد شبانه!
    خداحافظ ای نور خدا در تاریکی‏های زمین!


    خداحافظ ای درهای رحمت الهی،
    از دست‏های شما جاری بر روی خاک!

    خداحافظ ای معدن انوار علم و وارث سکینه نیاکان پاک!
    خداحافظ ای کوچه‏های غریبه کاظمین!


    خداحافظ ای سال‏ها زندان، سال‏ها غل و زنجیر!
    خداحافظ ای سال‏ها انتظار!



    امضاء

  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    السلام عليك يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ

    اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ رَسُولِ اللهِ

    يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَي خَلقَهِ،يَا سَيِّـدنَاوَ مَـولَنا

    اِنَّـا تَوَجَّـهنا وَ اسـتَشـفَعـنَا وَ تَوَسَّـلنَا بِکَ اِلَي اللهِ

    وَ قَـدَّمناکَ بَينَ يَدَي حَاجاتِنا

    يَاوَجيهاً عِندَاللهِ

    اِشـفـَع لَناعِـنـدَاللهِ









    امضاء

  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    می‏ترسم از پس این دیوار، به عشق نگاه کنم به پاهای خون آلود
    می‏ترسم به خورشید نگاه کنم که در زنجیر است
    می‏ترسم به ملکوتی نگاه کنم که جای تازیانه بر تن دارد...

    آه از جفای هارون...
    با عشق چه کرده‏ای که دارد خون... ؟
    زمین خشکش زده؛ یکی قطره‏ای آب برای این تشنه بغداد بیاورد؛
    کربلا دارد این‏جا تکرار می‏شود...


    دلم بوی مدینه می‏دهد... خون... خون... خون...
    این‏جا دارند برای ماه، ختم فراق می‏گیرند.
    رهایم کنید! این‏که بر تکه چوبی می‏آورند، پاره‏ای از خداست...
    چه قدر زخمی می‏آید از این دریای شکسته!


    زنجیرها آب می‏شوند.
    زنجیرها می‏سوزند.
    زنجیرها از خجالت می‏سوزند.
    چه قدر پروانه زیر این عبا جمع شده!
    ...................






    امضاء

  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض








    در ازدحام گرگ ها و خفاش ها جان پناه آهوان
    رمیده ای بودی که تشنه معرفت بودند.

    در محبس هارون بودی، در حصار گرفتار بودی؛
    اما باران حضورت بر هوای کاظمین می بارید.


    اعجازهای همیشه ات را میله های زندان هم جرئت
    حاشا نداشت. عطر نیایش های شبانه ات، پیراهن
    تقوا پوشاند بر قامت دقایق گناه کار.

    اینک، به سر سلامتی آمده است دنیا، اندوه «رضا» را.
    بهشت، در فراسو آغوش گشوده است رهایی ات را.

    تابوت توست بر شانه های غریبی تاریخ.
    خداحافظ، چهارده سال صبوری مطلق!






    امضاء

  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    جهت نمایش تصویر با اندازه اصلی 625x703 پیکسل کلیک کنید


    می ترسم از پس این دیوار، به عشق نگاه کنم به پاهای خون آلود
    می ترسم به خورشید نگاه کنم که در زنجیر استمی ترسم
    به ملکوتی نگاه کنم که جای تازیانه بر تن دارد...

    آه از جفای هارون...
    با عشق چه کرده ای که دارد خون... ؟

    زمین خشکش زده؛
    یکی قطره ای آب برای این تشنه بغداد بیاورد؛
    کربلا دارد این جا تکرار می شود...


    دلم بوی مدینه می دهد...
    خون... خون... خون...این جا دارند
    برای ماه، ختم فراق می گیرند.

    رهایم کنید! این که بر تکه چوبی می آورند، پاره ای از خداست...
    چه قدر زخمی می آید از این دریای شکسته!

    زنجیرها آب می شوند.زنجیرها می سوزند.
    زنجیرها از خجالت می سوزند.چه قدر پروانه زیر این عبا جمع شده!

    مگر این گل محمد صلی الله علیه و آله ، کجا می خواست برود
    که سنگینی این همه بند، رهایش نمی کنند؟


    نگاه کن مچ پاهایش را!
    نگاه کن، دُرست مثل پاهای اسیران شام است
    چه قدر ایستاده نماز عشق خوانده!
    جگرم را آتش زدی بغداد؛ جگرت آتش بگیرد!



    امضاء

  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ای آزاده کاظمین!
    اگر چه هارون ـ این انبان زشتی و غرور ـ شعاع خورشیدی
    امامت تو را تاب نیاورد، امّا خورشید هرگز نمی میرد.


    آفتاب تو از کاظمین تا همیشه تاریخ بر تشنگان زمان می بارد
    و جان جهان، از عطر روشن سبز تو لبریز شکوفه می شود.


    ای آن که شانه هایت کوله بار غربت زمان را به دوش می کشد
    و ای حقیقت روشن! ما را که بی شمار، نام تو را گریسته ایم
    دریاب و به مائده شهود مهمان کن!








    امضاء

  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    در اين زندان كه ره بسته است پرواز صدايم را
    نمي بينم كسي را جز خودم را و خدايم را


    سرم را مي گذارم روي زانوهاي لرزانم
    يكايك مي شمارم غصه هاي زخمهايم را


    پريشان حالم و از استخوانم درد مي ريزد
    نمي جويم زدست هركس و ناكس دوايم را


    اگر چه زخم تن دارم كبودي بدن دارم
    ولي خرج عبادت مي نمايم لحظه هايم را


    حضور دانه ي زنجير در راه گلوگاهم
    دو چندان مي نمايد بغض سنگين دعايم را


    نمي گويم چه كردم تازيانه با وجود من
    ببين پُر كرده خون پيكرمن بوريايم را


    اگر بنشسته مي خوانم نمازم را در اين زندان
    غل زنجيرها كوبيده كرده ساقي پايم را




    امضاء

  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    زنجیرها آب می شوند.زنجیرها می سوزند.
    زنجیرها از خجالت می سوزند.چه قدر پروانه زیر این عبا جمع شده!

    مگر این گل محمد صلی الله علیه و آله ، کجا می خواست برود
    که سنگینی این همه بند، رهایش نمی کنند؟


    نگاه کن مچ پاهایش را!
    نگاه کن، دُرست مثل پاهای اسیران شام است
    چه قدر ایستاده نماز عشق خوانده!
    جگرم را آتش زدی بغداد؛ جگرت آتش بگیرد!

    این همه هستی من است که بر شانه های شکسته
    شهر، از زندان بیرون می آورند.


    این باب الحوایج است، خدای کرم است، سراسر
    خشوع است؛ بگذار خودم را سبک کنم!


    این که می بینی می آید، مردی است که همه زخم های
    مرا می دانست، این عشق است؛خود عشق.

    این بهار است؛ خون آلود می آورندش

    این بهار است؛ در زنجیر می آید این بهار است؛ با زنجیر می آید

    این زنجیرهای سوخته، عزای کسی را گرفته که
    روزها، برای شان قرآن خوانده بود...


    دلم هوای کاظمین کرده
    دلم بوی تو را می دهد

    کاش این همه زنجیر را می توانستم پاره کنم
    و به سویت بشتابم!کاش من هم رها و آسمانی بودم!






    امضاء

  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    گمان می‏کرد می‏تواند وسعت بی‏کرانگی ات را
    به چهار دیواری زندان بکشاند!

    گمان می‏کرد می‏تواند معصومیت محض را
    در پشت میله‏ها به زنجیر کشد!

    گمان می‏کرد می‏تواند نور خدا را
    در تاریکی زندان پنهان کند!

    چهارده سال رنج مکرّر؛
    چهارده سال از پشت میله‏ها تابیدن!

    تو خورشیدی و خورشید هرجا که باشد می‏تابد؛
    میله‏ها نمی‏توانند مانع نورافشانی‏اش شوند.

    یا باب‏الحوائج! دیرگاهی است که این میله ‏ها،
    شاهد سجده‏های آسمانی‏ات هستند.

    دیرگاهی است که خشت خشت دیوارهای زندان
    به سوز ناله‏های شبانه‏ات، دلخوش‏اند.

    میله‏ های زندان، بزرگ‏ترین دلیل مظلومیت تو
    و غل و زنجیر دست و پاهایت، بهترین راویِ مصائب توست.







    امضاء

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

كيست اين عبد صالح, مناظرات امام موسی کاظم علیه السلام, موجبات شهادت امام موسى كاظم علیه السلام, گلواژههاي اشک درسوگ هفتمين خورشيد, گوشه هایی از مکارم اخلاقی امام موسی بن جعفر (ع), گزیده ای از سخنان امام موسی کاظم(علیه السلام), پيامک هاي تسليت شهادت امام موسي کاظم(ع), پرسش و پاسخ هایی در باره امام موسی بن حعفر علیه السلام, آمدن مامور زندان به احوالپرسی امام علیه السلام, امام هفتم عليه السلام مشعل‏دار عبادت و دعا, امام کاظم علیه السلام اسوه ظلم ستيزي, از گناه کوچک بترس ( در محضر امام کاظم(ع), با حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام) در سایه قران کریم, برآورده شدن حوائج شیعیان توسط امام کاظم (علیه السلام), تربیت یافتگان مكتب تربیتى امام موسی کاظم(علیه السلام), تصاویر ویژه شهادت جانگذاز امام کاظم علیه السلام, داستان هایی از امام کاظم علیه السلام, رهنمودهاي ارزشمند امام موسي كاظم (ع), سوالی که هارون از امام کاظم (علیه‌السلام) پرسید, صلوات بر امام کاظم عليه السّلام, صلابت و مدارا در سیره امام کاظم علیه السلام

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi