صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 58

موضوع: ویژه نامه شهادت مظلومانه امام جعفر صادق علیه السلام{ شیخ الائمه }

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سلام بر صبح صادق!
    روزی که زیر آفتاب سوزان حجاز، ب
    یل به دست می‏گرفتی و کشاورزی می‏کردی.


    این زمین تفتیده، تا آن روز، جز گام‏های سنگین توقع، تکبر،
    کشمکش و تصاحب هر آنچه در روی زمین است،
    از سوی صاحبان قصرها و مسندهای خلافت
    و نوایی جز عربده ‏های شیطانی خلفای جور و ستم، نشنیده بود.

    سلام بر امام صادق علیه ‏السلام و مکتب نشر معارف دینی‏ اش!
    سلام بر سینه پر از دانش او که مأخذ عالی‏ترین
    و ناب‏ترین احادیث و اندیشه‏ های دینی و علمی است!






    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    بوی غربت و یتیمی



    اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می زند و حُزنی غم انگیز
    افلاک را می آشوبد. آسمان سیاه پوش می شود و فوج فوج
    فرشته های عزدار، در نقطه ای به نام بقیع، فرود می آیند!

    و بقیع، با دیده گریان، انتظار ورود عزیزی را به سوگ می نشیند!

    در کوچه کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می وزد!

    از درها، دیوارها، پنجره ها، ملال و ماتم می بارد!
    سینه ها، داغ بزرگی را به دفترش می کشند و جان ها
    در آتش مصیبتی عظیم می گدازند!

    چشم ها به خون می نشینند و دست ها، بی تابی شان را به
    سرها می کوبند! شاید بلایی بزرگ نازل شده؟
    شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟

    شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟

    یا عرش ترک برداشته، که این گونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.

    بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه ها، ای نهان خانه اسرار آسمانی!

    لب باز کن! از ناگفتنی ها بگو! از دردهای نهانت بگو!
    امشب میزبان کدام عزیزی؟


    امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟
    کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟


    لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان!
    آرام جان افلاکیان!با من سخن بگو!


    آن چه را که تو می دانی و ما نمی دانیم!
    از اندوه های بی شماری که جگرت را به آتش می کشد!
    از زخم های فراوانی که بر پیکرت نشسته است!

    بقیع! ای سرزمین اندوه های آسمانی! امشب،
    سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!


    در ذهن لحظه هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!
    امشب، گویا میهمان عزیزی داری!


    چشم به راهی امشب پایان می گیرد! انتظارت به سر می آید!
    امشب او حتما خواهد آمد! صدای گریه را نمی شنوی؟


    صدا از خانه ششمین خورشید زمین است!
    صدا از خانه فرزند فاطمه است!

    می آید ... ، با جگری سوخته از زهر کینه!

    ساغر جان امام غریب و بزرگ، لبریز از آتش زهر روزگار شده است!
    می آید! معدن رسالت، دریای سخاوت، کوه حلم، اقیانوس معرفت... می آید!...

    دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان حقیر است، اندک است.
    بقیع! آماده باش! بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!

    آغوش بگشا! و جسم بی جانِ جان عالم را، در برگیر!
    آرام تر! که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است!


    زخم کینه توزی دنیا! زخمِ نامردمی ها! زخم اسلام نمایان بی دین!
    زخم نابرابری ها! شقاوت ها!

    صدای گریه می آید!... صدای ضجه فرشتگان!
    بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد
    دمید و ستاره ای به آسمان خواهد شتافت!


    خدیجه پنجی






    امضاء



  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
    عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

    دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
    زنم به سینه که آمد محرم صادق

    سلام من به بقیع و به تربت صادق
    سلام من به مدینه به غربت صادق

    سلام من به مدینه به آستان بقیع
    سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

    سلام من به مزار معطّر صادق
    که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

    سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع
    سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع

    ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است
    براى صادق زهرا مدینه محزون است

    دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت
    که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است

    همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست
    امام صادق شیعه سلاله ی زهراست

    ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد
    هدف به تیر جسارت امام صادق شد

    همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا
    ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

    امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند
    امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

    براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت
    براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت

    بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید
    پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت

    از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع
    دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع

    فضاى شهر مدینه بیاد او تار است
    هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است

    هنور می کشد او را عدو به دنبالش
    هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

    هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است
    هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است







    امضاء



  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.
    صبح با بغضی در گلو از راه می رسد.
    آسمان رجز می خواند.

    آفتاب بر پیکر ساقه ها، دیوانه وار می پیچد و خلقت،
    سر در گریبان سوگوار خوش فرو برده است.

    خورشید، یک بار دیگر غروب خواهد کرد.
    غروبی طاقت ستیز خورشید،
    یک بار دیگر از پلّکان اندوه زمین بالا خواهد رفت
    و در آن سوی ستاره ها بر اهالی آسمان فرود خواهد آمد.

    خورشید در حوالی بی چون خویش خواهد درخشید.
    شب گستاخ، دامن قهر خویش را برچیده است.

    آغاز باران های جهان نزدیک می شود. شیون سپیده دم،
    در گوش تا گوش خاک می غلتد.

    باد نعره می کشد و دشت بر مزار
    خزانی خویش، مادرانه می میرد.

    خورشید، یک بار دیگر غروب کرده است ـ
    غروبی طاقت ستیز

    با این زمستان جهنده در استخوان های
    مدینه چه باید کرد؟!




    امضاء



  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مولاجان!

    مولاجان، امام مهربان!
    گیتی فروز علم الهی!
    ای منبع صداقت انوار مُتّقین!

    جاری ترین زلال ازل تا ابد، تویی
    نامیده کردگار جهان،
    چون که «جعفرت علیه السلام »

    ماییم و داغ حسرتِ عُمری سفر، که دل
    آید کنار تربت پاک و معطّرت

    ماییم و زخم غربت لختی نگاه گرم!
    تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت!

    مولاجان، یا اباعبداللّه ، یا جعفر بن محمد علیهماالسلام !

    ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!

    ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!

    ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!

    دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!






    امضاء



  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدير بخش
    تاریخ عضویت
    July 2014
    شماره عضویت
    6991
    نوشته
    15,170
    صلوات
    1600
    دلنوشته
    5
    تقدیم به رئیس جمهور شهید وهمراهان شهیدشان
    تشکر
    1,119
    مورد تشکر
    1,702 در 1,020
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    بغض‏های ریشه ‏دار در بقیع روح انسان خیمه زده است.
    دقایق غم را اشک‏های ما قطره قطره دنبال می‏کند.

    چه فصل متروکی است پاییز اندوه؛
    اما تا روزگار دنیا هست، گریزی از مرور سطور این فصل نیست.

    امروز، کتاب دانش، مرثیه‏ هایی در دل دارد که هر کدام جگرسوز
    است و پر خراش. خاک بقیع، بوی آسمانی دانش را می‏پراکند.

    نام بقیع که می‏ آید، یادی کبود در آغوش غزل‏های ما می‏ماند.
    نام بقیع که می‏ آید، چشمه ‏های بی‏ اختیار اشک، از صفحات تاریخ جاری می‏شود.


    امروز، گاه سفر به مکتب احادیث «صدق» با چشمان اشکبار فراق است.

    امروز، اشک‏های قلم، نماینده قطعه ‏های غمزدگی است.
    در وادی پر از اشتیاق دانایی، ضجه و شیون منتشر است.


    موج موج شانه ‏ها می‏ آیند، روبه روی دریا تباری که نامش
    «صادق» است تا ترجیع ‏بندهای تلاطم را بسرایند.

    امروز دوبیتی ‏های «وا اماما»، زمزمه بقیع ستان دل است.



    ​محمدکاظم بدرالدین





    امضاء


    دلتنگم..

    برای دخترکی که رویا میبافت.. فارق از وضوح نبودن ها..
    سردی نبایدها.. سختی گسستن ها..




  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند
    بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند

    اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند
    که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند



    شهادت جانگداز ششمین سکاندار کشتی هدایت
    صادق آل طاها , شیخ الائمه ، بنیانگزار مکتب فقه جعفری
    حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر شیعیان تسلیت باد

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    باز تکه‏ های ابر سیاه در دل آسمان،
    می‏خواهند حکایت تلخی را بسرایند،
    نوری بر دستان مدینه تشییع می‏شود.


    اینک امام علم و دیانت و سراینده سرود زیبای خدا پرستی،
    به سوی معبود می‏شتابد.


    اکنون فرزند دیگری از خاندان آل عبا و عالم دین خدا
    زهر تلخ دسیسه‏ های پلیدان را می‏نوشد،

    او امام همه خوبی‏ها و خانه همه دانش‏ها،
    امام جعفر صادق علیه ‏السلام است.


    اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‏خواند،
    ماتمِ چشمه جوشان کلام شیعه ماتم خزانه‏دار علم علی،
    فاتح قله‏ های بلند دانش خداوندی، وارث بزرگ پدر،


    هنوز آخرین حرف‏های امام، در گوش‏های زمان پژواک می‏کند:
    «اِنَّ شَفاعَتَنا لا یَنالُ مُسْتَخِفّا بالصَّلوةِ»؛
    همانا شفاعت ما به کسی که نماز را کوچک بشمارد، نخواهد رسید.

    بقیع همیشه گریان، امروز خورشید را در خود جای می‏دهد.
    درود بر تو ای ششمین پیام خدا بر زمین!


    امروز اشک‏های تمام عاشقان خاندان علی
    از ابرهای غمگین آسمان بقیع می‏بارد


    و هر باربه یاد آن لحظه که زهر خصم را نوشیدی،
    جگرهامان به خون می‏نشیند و با چشمانی نمناک فریاد می‏زنیم:


    اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّه‏
    یا وَجیها عِنْدَ اللّه‏، اشفع لنا عند اللّه‏

    حبیب مقیمی








    امضاء



  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,521
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,026
    مورد تشکر
    4,125 در 1,883
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ​کوچ غریبانه


    اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت
    به بی وفائی این روزگار عادت داشت

    دوباره سینه ی دریائی اش پر از غوغاست
    که بین آن همه شاگرد باز هم تنهاست


    شب و سکوت و مناجات دل نوازش بود
    فضای شهر پر از عطر جانمازش بود

    ز سوز اشک، تن پیرمرد می لرزید
    وَ پا به پای تنش خاک سرد می لرزید

    نشانه ها همه آیات شام آخر بود
    که این همه به لبش ذکر وای مادر بود

    سر نماز و دعا بود دوره اش کردند
    چقدر مردم این قوم پست و نامردند


    چقدر ساده شکستند خلوت او را
    وَ زیر پای نهادند حرمت او را

    طناب و این همه آدم دگر برای چیست؟
    برای بردن یک پیرمرد لازم نیست

    دوباره داغ مدینه خدا به خیر کند
    امام و دشمن و کینه خدا به خیر کند

    برو فرشته بیاور عبای آقا را
    دوباره جفت نما کفش های آقا را

    کسی نمی دهد این جا بها به موی سپید
    که باز کار امامی به قتلگاه کشید

    امام پیر پیاده نفس نفس می زد
    زمین که خورد اجازه نداشت برخیزد


    به روی خاک کشیدند جسم مولا را
    دوباره تازه نمودند داغ زهرا را

    شبانه رفت و غریبانه تا خدا پر زد
    از این قفس وَ از این شهر بی صفا پر زد


    دوباره باز عزا بین عرش بر پا شد
    امام پیر هم از بی حرم ترین ها شد

    محمد ناصری


    امضاء

  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,521
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,026
    مورد تشکر
    4,125 در 1,883
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    «بوی غربت و یتیمی»




    اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند و حُزنی غم‏انگیز،
    افلاک را می‏ آشوبد. آسمان سیاه‏پوش می‏شود و فوج فوج، فرشته‏های عزدار
    درنقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند! و بقیع، با دیده گریان، انتظار
    ورود عزیزی را به سوگ می‏نشیند!

    در کوچه کوچه یثرب، بوی غربت و یتیمی می‏وزد!
    از درها، دیوارها، پنجره‏ها، ملال و ماتم می‏بارد!


    سینه‏ها، داغ بزرگی را به دفترش می‏کشند و جان‏ها، در
    آتش مصیبتی عظیم می‏گدازند! چشم‏ها به خون می‏نشینند
    و دست‏ها، بی‏تابی‏شان را به سرها می‏کوبند!

    شاید بلایی بزرگ نازل شده؟ شاید خورشید نقاب بر چهره افکنده؟
    شاید ماه برای همیشه در محاق افتاده؟

    یا عرش ترک برداشته، که این گونه آشوب در ذرّات عالم به پا شده است.
    بقیع! ای گنجینه دردها و اندوه‏ها، ای نهان خانه اسرار آسمانی!

    لب باز کن! از ناگفتنی‏ها بگو! از دردهای نهانت بگو!
    امشب میزبان کدام عزیزی؟


    امشب، کدام بهشت گمشده در تو پدیدار خواهد شد؟
    کدام آفتاب، در خاکت طلوع خواهد کرد؟

    لب باز کن، مهبط فرشتگان! زیارتگاه قدسیان! آرام جان افلاکیان!
    با من سخن بگو! آن چه را که تو می‏دانی و ما نمی‏دانیم!


    از اندوه‏های بی‏شماری که جگرت را به آتش می‏کشد!
    از زخم‏های فراوانی که بر پیکرت نشسته است!

    بقیع! ای سرزمین اندوه‏های آسمانی!
    امشب، سر به دامان کدام عزیز خواهی گذاشت!


    در ذهن لحظه ‏هایت، حضور افلاکی کدام مهربان جاری است!
    امشب، گویا میهمان عزیزی داری!
    چشم به راهی امشب پایان می‏گیرد!

    انتظارت به سر می‏آید!
    امشب او حتما خواهد آمد! صدای گریه را نمی‏شنوی؟


    صدا از خانه ششمین خورشید زمین است!
    صدا از خانه فرزند فاطمه است!
    می‏آید ... ، با جگری سوخته از زهر کینه!

    ساغر جان امام غریب و بزرگ، لبریز از آتش زهر روزگار شده است!
    می‏آید! معدن رسالت، دریای سخاوت، کوه حلم، اقیانوس معرفت... می‏آید!...


    دنیا همیشه برای درک وسعت آسمانیان حقیر است، اندک است.
    بقیع! آماده باش! بزم پذیرایی بیارای! دیده را فرش راهش کن!

    آغوش بگشا! و جسم بی‏جانِ جان عالم را، در برگیر! آرام‏تر!
    که این پیکر مطهر، زخم فراوان دیده است! زخم کینه‏توزی دنیا!
    زخمِ نامردمی‏ها! زخم اسلام نمایان بی‏دین!

    زخم نابرابری‏ها! شقاوت‏ها!
    صدای گریه می‏آید!... صدای ضجه فرشتگان!

    بقیع، امشب دوباره، در خاک تو خورشیدی خواهد دمید
    و ستاره‏ای به آسمان خواهد شتافت!






    خدیجه پنجی




    امضاء

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

قرآن از منظر امام صادق علیه السلام, مجموعه سخنرانی های صوتی پیرامون امام جعفر صادق (ع), چهل حديث گهربار منتخب از امام جعفر صادق علیه السلام, نظريه امام جعفرصادق( ع)راجع به مولكولهاي آب وتجزيه آنها, نظريه امام جعفرصادق(ع) در باره قدرت هسته اي, نظريه امام جعفرصادق(ع) درباره علل بعضي ازبيماريها, نظريه امام صادق عليه السلام پیرامون ماهیت نور, نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع) در باره ساختمان بدن انسان, نظريه حضرت امام جعفرصادق(ع) درباره سرعت نوروليزر, نظرامام جعفرصادق علیه السلام پیرامون زلزله, گریه حضرت امام صادق(ع) بر غیبت امام مهدی(عج), پيامک هاي تسليت شهادت جانسوزامام صادق (ع), آلبوم تصاوير ويژه شهادت امام صادق علیه السلام, امام صادق علیه السلام از منظر دانشوران اهل تسنن, اصحاب و یاران امام جعفر صادق ( ع ), با امام صادق(ع) در سايه قرآن ( اهل بيت ترجمان قرآن), برخی از آثار علمی حضرت امام صادق (علیه السلام), داستان هایی ازامام صادق علیه السلام, سفارش امام صادق (ع) درباره محيط زيست, شکوفایی بحث‏های کلامی در عصر امام صادق علیه السلام, طنين غم درسوگ ششمين پيشواي شيعيان

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi