صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 51

موضوع: ویژه نامه ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام {

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    کعبه را بدین گریانی، چشمی ندیده است.
    «سعی»، از «صفا» افتاده است.
    «زمزم» نمی جوشد.

    پروازِ معرفت، در «مشعر» و «مِنی» اوج نمی گیرد.
    مدینه به دلداری کوفه نمی آید و همه جا بیت الاحزان علوی است.


    امروز، عدالت را گلویی حق گو گم شده است و حقیقت
    را از مدار خود دور کرده اند.

    گل های معرفت و مهربانی، یک یک پژمردگی را رودررویند
    و آواز کبوترهای حرم چه حُزنی دارد.

    ذوالفقار، از جهاد، غمگین باز می گردد و محراب
    و منبر دیگر نمی گریانند، بلکه می گریند.

    آیا آسمان، عهدی را که با زمین بسته بود، از یاد برده است؟
    آسمان را با زمین پیمانی بود که هرگز سایه از او بر نگیرد
    و هماره او را در پناه خود دارد.


    این گریستن ها را پایانی نیست؟
    این «دریغا» گفتن ها را آرامگه کجاست؟

    علی آن آموزگار سروری، بر سر و روی اهل زمین، دیگر نمی تابد
    و خورشید حقیقت خود را به پشت ابرهای دنیا کوچانده است.
    فریاد از این همه جفا که بر سعی و صفا می رود!


    زمین و زمان بگریند بر زمزمه های قلب زمزم.
    کعبه از این بیش خود را نیاراید و سیه جامه بر تن کند
    که اقبالِ دوران را قبله های اموی به خود خوانده است.

    او را از خاکیان، قدمی چند دور کردند و کلید خانه او را به
    بال افلاکیان بستند؛ امّا تا همیشه زمان، خاک و افلاک وامدار پاکی اوست.





    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    آسمان شهر باید
    صاعقه خون بر زمینیان بباراند.

    و کوههای درهم و سخت ا
    ز خون فرو بریزند.

    بیدهای مجنون
    سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.

    گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان
    گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.

    کودکان با چشمان اشکبار
    و قلبهای درهم تپیده نالان،
    سرهای یتیمی را به آستانه در می کوبند.

    کاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،
    در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛

    ای کاش هیچ کس به یتیمان نگوید
    شیر خدا چشمانش را فرو بست.

    ای کاش صدای ناله حسنین
    و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.
    کاش صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.
    دختر علی طاقت ندارد.

    گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.
    و گاه غریبانه میان نخلستان های کوفه می گریست.

    که نکند زینبش اشک چشمان
    و سوز ناله دل غریبش را بشنود.

    مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!
    چادر خاکی صورت نیلی و غریبی کودکانش را؛
    با چاه همنوا می شد.

    ای خدا دخت علی چه می بیند؟
    آن روز دستهای بسته
    و امروز فرق شکسته



    صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین علیه السلام





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #43

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    ای دل صدپاره گل باغ تو
    تا ابدیت به جگر داغ تو

    ظلم‌کُش از همه مظلوم‌تر!
    رهبر از فاطمه مظلوم‌تر!

    پادشه وسعت ملک خدا!
    صدرنشین حرم ابتدا!

    محفل انس تو دل سوخته
    عدل به نوع بشر آموخته

    ساخته و سوخته با آه خود!
    رانده جهان را ز سر راه خود!

    سینه‌ات از لوح و قلم پاک‌تر
    از گل پرپر شده صدچاک‌تر

    باغ جنان شیفت? قنبرت
    روح‌الامین مستمع منبرت

    خانه تو کعبه عالم شده
    خاک قدم‌های تو آدم شده

    ماه، ‌طلوعش به تو آغاز گشت
    مهر به دست تو ز ره بازگشت

    ای همه جا طور مناجات تو
    چشم اجابت پی حاجات تو

    در دل شب هم‌سخن‌ چاه‌ها!
    سوخته با ناله تو آه‌ها

    جام طهورای خدا مست تو
    وسعت گردون به کف دست تو

    قنبر کوی تو سراج‌الهدی‌ست
    صوت بلال تو صدای خداست

    لاله زخمی شده از خارها!
    جهل بشر کشته تو را بارها

    خون دل و اشک بصر داشتی
    زخم رعیت به جگر داشتی

    زخم به دل شعله آتش به جان
    خار به دیده به گلو استخوان

    ناله تو ناله بی‌زمزمه
    خانه تو خانه بی‌فاطمه

    چشم به دیوار و به در دوختی
    سوختی و سوختی و سوختی

    ای به مقام از همه بالاترین
    رهبر در جامعه تنهاترین

    دوست تو، دشمن تو ناسپاس
    تا صف محشر همه‌جا ناشناس

    با چه گنه پور مرادی شتافت
    فرق تو را چون جگر ما شکافت

    سوز درونت به فلک تاب داد
    خون سرت آب به محراب داد

    کشته توحید و عدالت شدی
    فزت برب گفتی و راحت شدی

    تا که شود نخل و گل و باغ، سبز
    در نفس ما بود این داغ، سبز

    دل به عزایت حرم ماتم است
    زخم سرت بر جگر «میثم» است

    غلامرضا سازگار





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #44

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام
    نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام

    می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود
    خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام



    روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی
    غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام

    میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت
    تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام

    من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ
    سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام

    بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند
    نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام

    بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم
    تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام

    دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم
    تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام

    خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما
    آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام

    گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است
    کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام

    من خودم معجر رسان دختران حیدرم
    کور خواهد شد نخواهد دید دشمن، خواری ام


    سروده ی جواد حیدری








    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #45

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    درسوگ تو چه نویسم ! تو ای مجاهد نستوه
    شهید راه عقیده ، شهید راه عدالت
    در سوگ تو چه نویسم که
    «قلم چو به این‏جا رسید، سر بشکست»

    سوگ تو که بیش از یکصد نشان از تعظیم و تکریمت،
    در کلام خدا می‏توان یافت ـسنگین است.

    سراغ تو را از جبرئیل امین می‏توان گرفت؛
    که برات ایمان تو، به مُهر مستقیم خدا امضا شده است؛ آن‏جا که فرمود:
    «أَفَمَنْ کانَ مُؤْمِنا کَمَنْ کانَ فاسِقا لا یَسْتَوُونَ»
    آیا کسی که مؤمن باشد همانند کسی است که فاسق باشد [چنین نیست] اینان یکسان نیستند.

    در سوگ تو چه نویسم که فرق دریای تو را شکافتند
    و زهر به کام اقیانوس ریختند؟!

    امروز محمد صلی‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ‏و سلم ،
    با غم این امّت چه کند که عدل پنج ساله
    وصی پیامبر خویش را پس از بیست و پنج سال
    سیاهی و ستم، بر نمی‏ تابند؟!

    تو که بودی؟!!
    قرآن با تو بود و تو با قرآن
    و از هم جدا نمی‏شدید تا به حوض کوثر وارد شوید.

    تو که بودی؟!!
    قله‏ های رفیع کلام خدا،
    تفسیر می‏ شد و پیچ و خم‏های آن برای مردم،
    دانشگاه کمال و کرامت تأسیس می‏کرد.

    تو که بودی؟!!
    بیت ‏المال، خواب آرام داشت
    و دغدغه خیانت نداشت.

    تو که بودی؟!!
    هر چه از بیت‏المال مسلمین به تاراج رفته بود،
    اگرچه به مصرف مهریه زنان و خرید کنیزان رسیده بود،
    به مأمن خویش بازمی‏گشت.

    تو که بودی ؟!!
    هرزه‏گری از هزار توی عافیت خویش بیرون نمی‏آمد
    تا مبادا به چرخش ذوالفقار تو گرفتار آید.

    ای معدن شرف!
    کدام کاسه شیر یتیمی،
    مرهم جراحت رفتن تو خواهد بود؟!
    رفتن تو، به خاک ‏سپاری عدالت بود.
    «عدالت با علی مدفون شد،
    افسوس!»







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #46

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,645
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,691
    مورد تشکر
    206,274 در 64,539
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض









    درد علی (ع) دو گونه است:
    یک درد، دردی است که از زخم شمشیر
    ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌کند

    و درد دیگر دردی است که او را تنها
    در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای
    اطراف مدینه کشانده ...
    و به ناله درآورده است ...

    ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر
    ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌کند...

    اما این درد علی (ع) نیست،
    دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است،
    «تنهایی» است که ما آن را نمی‌شناسیم!





    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,521
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,026
    مورد تشکر
    4,125 در 1,883
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    «.... و علی علیه‏السلام رفت»

    ناگهان برقی زد و بارانی از خون، آسمان محراب را جاری کرد؛
    باران یکریزی که قرن‏هاست چشمان عدالت خواه زمین را شعله ‏ور کرده است.

    رمضان چهلم هجری، این ثانیه‏های دهشتناک را خوب به خاطر دارد؛
    لحظاتی که کوچه ‏های کوفه از بارقه ‏های آفتاب، تهی شد و آسمان و
    زمین،دست در گردن یکدیگر، فاجعه را گریستند.

    ع
    لی رفت و این دو روزه پست دنیا را به طالبانش واگذاشت؛
    او رفتو شهر، در غربتی جاویدان، روزهای سیاهش را به سوگ نشست.

    چشمانت، خلاصه مهربانی بود تو از تولد پروان ه‏ها می‏گفتی
    و بهاری که در رگ‏های عدالت جاری است.


    پرهای زخمی سهره ‏ها را تحمل نداشتی و چهره پژمرده بنفشه‏ ها، دلت
    را می ‏آزرد. شبانه ‏های زیادی را در کوچه‏ های فقیر
    به استمداد دست‏های خالی پینه ‏بسته راه افتاده بودی.

    جانت با تپش‏ های قلب مظلومان، هماهنگ بود.
    چشمان رئوفت، خلاصه مهربانی بود و شانه‏ های
    پدرانه‏ ات، میعادگاه نوباوگان اسیر در چنگال بی‏پناهی.

    تو آمده بودی تا جوان‏مردی، مانا شود و رفتی، تا درس آزادگی‏مان بیاموزی.
    ای اتفاق سرخ! در هزار توی بی‏رحم ظلم و جهالت، نفس‏های پرتپش
    عدالتِ تو بود که سودجویان را عقب می‏راند.

    نامت، وجدان‏های بیدار را به کرنش می‏خواند.نگاهت، قانون همیشه
    انسانیت است و کلامت، دریایی که صدف‏های بی‏شمارش، تا
    جهان باقی است، از مروارید راستی و عدل، بی‏نیازمان می‏کند.


    اگرچه نیستی، ولی هیچ دستی، از آسمان آبی کرامتت ناامید نیست.
    حضور قاطعت، پنجره‏های زمین را آفتابی بی‏بدیل است.

    بزرگت می‏داریم و ایمان داریم که
    «مرگ، پایان کبوتر نیست».


    امضاء

  9. Top | #48

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,521
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,026
    مورد تشکر
    4,125 در 1,883
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اینک این کاسه شیر من است که نیمه شب سراغ تو آمده است؛
    درست مثل مهربانی تو که همیشه نیمه شبان به سراغمان می آمد.


    اینجا پشت در خانه ات، دستان لرزان زیادی، میزبان کاسه های
    شیری است که دیگر ناامیدانه دارند به سختی زمین هجرت می کنند.

    تا طلوع صبح چقدر راه مانده، نمی دانم؛
    من که همیشه آمدن صبح را از طنین گام های تو تخمین می زدم
    اما حالا که دو روز است مهمان نیمه شب بیغوله دل ما نشدی
    حساب و کتاب زمان از دستم خارج شده، مثل رمق تو از بدنت.


    ما را به خانه ات راه نمی دهند، می گویند مولا توان دیدار
    کسی را ندارد؛ می دانم که تو این را نخواسته ای.


    من خودم مدام کسانی را می بینم که به خانه ات آمد
    و شد می کنند؛ کسانی که مثل چراغ خانه همسایه، نورانی
    و روشن اند، ولی چهره هایی غمگین و گرفته دارند.


    من که باورم نمی شود تو با یک ضربت شمشیر این گونه بیمار شده باشی.
    بارها از مادربزرگم قصه جنگ خیبر و در قلعه را شنیده ام


    همین طور جریان نبرد تو را با عمربن عبدود در جنگ خندق
    ولی مادربزرگم می گوید تو دیگر آن علی نیستی خصوصاً
    بعد از رفتن رسول خدا(ص) و دخترش.


    مادربزرگم آن روزها در مدینه تو را دیده است که چگونه از
    غم دختر رسول خدا(ص)، توان راه رفتن نداشته ای.
    مادرم همیشه از تو بد می گفت.


    هر وقت یاد پدرم می افتاد و یواشکی گریه می کرد، می گفت این ها
    زیر سر علی است، اما حالا که جریان را فهمیده، مدام گریه می کند و از
    خدا و تو می خواهد که او را ببخشید. من هم از تو می خواهم که او را به
    خاطر من و خواهر کوچکم که او را بر پشتت سوار می کردی، ببخشی.


    حالا من هم آمده ام اینجا پشت در خانه تو و این کاسه شیر را
    هم از همسایه برای تو قرض گرفته ام. من اینجا تنها نیستم، این
    پیرمرد نابینا هم با آن دستان لرزانش، سر به دیوار خانه گذاشته


    می نالد و مدام تو را صدا می زند و آن زن سال خورده ای
    که بُهت از نگاهش با قطره های اشک پایین می آید و آن کودک یتیم
    و آن مرد جذامی و آن دیگری... .


    پس من آن قدر به انتظارت می ایستم تا خود بیایی و این کاسه
    شیر را از دستم بستانی و بنوشی.


    من اینجا منتظر ایستاده ام تا بیایی؛
    درست همین جا.






    امضاء

  10. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,521
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,026
    مورد تشکر
    4,125 در 1,883
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    «چشمان منتظر یتیمان را چه کردی؟»


    چرا آیینه خورشید تیره است
    مگر از قصه‏ای دارد حکایت

    چرا خونابه می‏بارد ز گردون
    مگر از غصه‏ای دارد شکایت


    جهان بی‏جان ز قتل جان جانان
    فغان زین جور و آه از این جنایت


    ز خون، محراب لاله ‏گون است
    امیرالمؤمنین غرقاب خون است

    آسوده‏ خاطر و راحت از یک عمر خون دل، بر کنگره
    عرش، مقام کردی؛

    ولی چشمان منتظر یتیمان را چه کرده‏ ای؟
    دستان دراز شده محرومان و بی ‏پناهان را در دستانِ که گذاشتی؟

    چه کردی با کودکانی که با کاسه‏ های شیر، به امید شفای تو،
    کنار خانه ‏ات ازدحام کرده بودند و در چشمان مردّد خویش،
    بهبودی تو را تلقین می‏کردند؟


    از این پس، دوباره سکوتی بهت ‏آور و غریب، شب‏های نخلستان
    را فرا خواهد گرفت و دل چاه، تنها به خاطرات
    دردِ دل‏های غریبت، بسنده خواهد کرد

    «شبروان مست ولای تو علی
    جان عالم به فدای تو علی»


    امضاء

  11. Top | #50

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,839
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,536
    مورد تشکر
    2,493 در 1,384
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    «صلی الله علیک یا يا مولاي يا امیرالمؤمنین علیه السلام»

    آسمان شهر باید صاعقه خون بر زمینیان بباراند.

    و کوههای درهم و سخت از خون فرو بریزند.

    بیدهای مجنون سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.
    گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان
    گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.

    کودکان با چشمان اشکبار و قلبهای درهم تپیده نالان،
    سرهای یتیمی را به آستانه در می کوبند.
    کاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،
    در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛

    ای کاش هیچ کس به یتیمان نگوید
    شیر خدا چشمانش را فرو بست.
    ای کاش صدای ناله حسنین
    و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.

    یتیمان کوفه دیگر طاقت ندارند.
    صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.
    دختر علی طاقت ندارد.

    گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.
    و گاه غریبانه میان نخلستان های کوفه می گریست.
    که نکند زینبش اشک چشمان و سوز ناله دل غریبش را بشنود.

    مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!
    چادر خاکی صورت نیلی و غریبی کودکانش را؛
    با چاه همنوا می شد.
    ای خدا دخت علی چه می بیند؟
    آن روز دستهای بسته و امروز فرق شکسته

    اعظم الله اجورک يا صاحب الزمان (عج)








    امضاء



صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

( مجموعه مداحی ها و روضه خوانی ها ویژه شهادت حضرت علی ع ), فايل صوتي مناجات حضرت علي عليه السلام در مسجد کوفه, قضاوت های امام علی علیه السلام, مقالات پیرامون حضرت علی علیه السلام, مگر حضرت علی در کوفه شهید نشد ؟, نام حضرت علی در کتب سایر ادیان, چرا مدفن حضرت علی در نجف است ؟, چرا حضرت علی وصیت کرد قبرش پنهان بماند, چرا حضرت علی علیه السلام وصیت کرد قبرش پنهان بماند؟, نصیحتی از امام علی علیه السلام, ویژه نامه شهادت مولای متقیان, ویژه نامه شهادت حضرت علی درسالهای قبل, ویژه نامه شهادت حضرت علی علیه السلام, وصیت نامه حضرت علی (ع) به امام حسن (ع), گالري تصاويرويژه شهادت مولاي متقيان, گالری تصاویر ویژه شهادت مولی الموحدین, گريه کن اي ديده براي علي...{اشعارشهادت مولای متقیان}, پیامک های تسلیت شهادت حضرت علی, آیات نازله درباره علی علیه السلام, اگر حق با علی بود چرا از حق خودش در امر خلافت دفاع نکرد؟, اگر حضرت علی برحق بود چرا از حقش دفاع نکرد, اشعار و دل سرودها در سوگ مولای متقیان, بیست نصیحت کلیدی امام علی(ع), بیست نصیحت کلیدی از امام علی, تحلیل وصیت امام علی به حسنین (ع), تصاویر ویژه شهادت حضرت علی علیه السلام, جلوه‏هایی از شخصیت امام علی علیه السلام در نهج البلاغه, دانلود مداحی ب شهادت حضرت علی, دانلود مداحی شب ضربت خوردن مولای متقیان, دانلود سخنرانی پیرامون حضرت علی علیه السلام, دانلود سخنرانی پیرامون شخصیت حضرت علی, سیصدو سیزده آیه در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام, سجاده خون, شمشیر ذوالفقار امیر المؤمنین, شخصیت والای اولین پیشوای شیعیان جهان, علت دفن حضرت علی بجای کوفه در نجف, عاقبت قاتل حضرت علی چه شد

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi