بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
(((اللهم عجل لولیک الفرج)))

| ❤ |
بر چهره پر ز نور مهدي صلوات
بر جان و دل صبور مهدي صلوات
تا امر فرج شود مهيا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدي صلوات
(((اللهم عجل لولیک الفرج)))
إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ
مدير اجرايي (28-08-2012), شهیده (25-08-2012)
پیرهن صبر
طعنه از دشمنت ای دوست شنیدن تا کی؟
به بدن پیرهن صبر دریدن تا کی؟
پیش رو بودن و روی تو ندیدن تا کی؟
بار هجران تو بردوش کشیدن تا کی؟
از كساني مباش كه عيب ظاهري و واضح خود را نمي بيند ولي كوچكترين عيب ديگري برايش بزرگ است
و نيز از كساني مباش كه گناه بسيار خويش را ناچيز ميشمارد و اندك گناه ديگري در چشمان او بسيار است.
امام علی (ع)
مدير اجرايي (28-08-2012), خادم کریمه اهل بیت (23-08-2012), شهیده (25-08-2012)

| ❤ |
باید تمام عمــر شما را صـــدا کنم
شاید که حق نان و نمک را ادا کنم
تا زنده ام به عشق تو باید،امام عصر
فکری به حال این گذر جمعه ها کنم
من اهل کوفه نیستم ولی آقا بدان
میترسم از دمی که شما را رها کنم
سنگینی فراق تو در شعر جا نشد
باید فراق را به دل خویش جا کنم
با هر گناه کردن من آه می کشی
باید مریض بودن دل را دوا کنم
با گریه پاک میشود این دلهایمان
کافــیست یادِ تشنه لب کربلا کــنم...
إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ
مدير اجرايي (28-08-2012)

| ❤ |
تا کی برای دیدن رویت دعا کنم؟
تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟
در پیشگاه قدس تو از خاک کمترم
بگذار خاک پای تو را توتیا کنم
امّید زندگانی من ، مهدی عزیز!
من آمدم به درگه تو التجا کنم
با این زبان الکن و این طبع نارسا
هر جا روم برای ظهورت دعا کنم
جبریل مفتخر به گدایی کوی توست
لایق نیَم گدای تو خود را صدا کنم
با نامه ای سیاه به درگاهت آمدم
شاید تو را ز آمدن خود رضا کنم
إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-09-2012), مدير اجرايي (28-08-2012), شهاب منتظر (20-09-2012)



| ❤ |
یارب که کارها همه گردد به کام ما
نور حضور خویش فروزد امام ما
ما باده محبت او نوش کرده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نمیرد انکه از این باده زنده شد
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-09-2012), مدير اجرايي (20-09-2012), خادم کریمه اهل بیت (05-09-2012), شهاب منتظر (20-09-2012)

| ❤ |
فقط دليل جدايي ز تو گناه من است
ثمر از اين همه غفلت دل سياه من است
هميشه ذكر تو را من به روي لب دارم
كه نام تو گل زهرا دليل راه من است
ببين كه روز سپيدم ز هجر تو شام است
بيا و نور فكن كه چهره تو ماه من است
جدايي از تو بلايي عظيم و جانكاه است
گواه قلب حزين سردي نگاه من است
بگو به آن دو ملك در سياهي قبرم
كه اين غلام قديمي آستان من است
اللّهم عجّل لولیک الفرج
إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-09-2012), مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (06-09-2012), مدير اجرايي (20-09-2012), شهاب منتظر (20-09-2012)



ناگهان از پشت یک دریا تلاطم میرسی
بی خبر، یکباره، دور از چشم مردم میرسی
تو وفور نعمت عشقی و ایمان عاقبت
از میان خوشه زار سبز گندم میرسی
انبیا یک یک به عشق تو مسلمان می شوند
باعث نزدیکی و صلح و تفاهم، میرسی
روح باران! می رسی، خورشید تابان! میرسی
با تبسم میرسی، غرق ترنم میرسی
راستی، ای وعده ی پیروزی پروردگار
روز چندم؟ ماه چندم؟ سال چندم؟ میرسی؟
هر سه شنبه وعده ی ما با شما در جمکران
از حوالی های تهران، اصفهان، قم، میرسی؟
اردشیر معتمدی
اَللّهُمّ عََجِّل لِوَلیِّنَا الفَرَجَ



...يک عمر چه ديدي؟! چه نديدي؟! چه کشيدي؟!
از اين همه بي عرضه ی بي همّتِ بي عار
گِل باد دهانم، چه بگويم که بگويند:
دست از سر اين مردم بي حوصله بردار
آيينه شکست است، بگو از چه شده سَلب
از ديده آلوده ی ما فرصت ديدار
«گفتي که بياييد ولي خلق نشستند»
آقا نکشد منّت اين قوم طلبکار
يک روز مي آيي و صدا مي زني، امّا
ما نيز همه خواب، ولي خفته ي بيدار
اصلاً به روي خويش نياورده و شايد
انگار نه انگار، نه انگار، نه انگار
محمّد سهرابی
اَللّهُمّ عََجِّل لِوَلیِّنَا الفَرَجَ



روشن ترین ستاره ی این آسمان تار
بر دخمه های تیره دل روشنی ببار
من زنده ام به یمن نفس های گرم تو
ای پیک سبز پوش و مسیحا دم بهار
با تو دلم چو آینه شفاف می شود
بی تو گرفته است تمام مرا غبار
بر برگ برگ دفتر ما ثبت کرده اند
یک عمر جست وجوی تو، یک عمر انتظار
یک شب بیا به حرمت این چشم های خیس
بر دیدگان مانده به راهم، قدم گذار
ما مانده ایم در خَم این کوچه های تنگ
ما را بیا از این همه دلواپسی در آر
برگرد روشنای دل انگیز آفتاب
مولای آب و آینه، مولای ذوالفقار
الهام امین
اَللّهُمّ عََجِّل لِوَلیِّنَا الفَرَجَ



روزها گردی اگر بر روی دل ها می نشست
شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم
مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود
در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم
نذری روز ظهور مهدی موعودمان
صبح ها، چله به چله، عهد خوانی داشتیم
صبح جمعه پیشواز تک سوار فاطمه
روی پشت بام ها صوت اذانی داشتیم
گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت می شدیم
گاه گاهی میل سجده، جمکرانی داشتیم
ثانیه ثانیه هامان پای آقا می گذشت
آی مردم! یک زمان، صاحب زمانی داشتیم
پر نداریم و دل بپّر نداریم و فقط
یادمان باشد که این ها را زمانی داشتیم
علی اکبر لطیفیان
اَللّهُمّ عََجِّل لِوَلیِّنَا الفَرَجَ
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)