صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 129

موضوع: ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آنها كه در درونشان نيروهای علوی توانسته‏اند نيروهای سفلی را در كنترل عادلانه خودشان‏ قرار بدهند ، در جامعه جناح و گروه طرفدار حق و حقيقت و عدالت را تشكيل‏ داده‏اند و آنها كه در اين مبارزه شكست خورده‏اند ، گروههای حيوان صفت و انسانهای پست منحط را تشكيل داده‏اند . به تعبير قرآن ، شكوهمندترين‏ مبارزات انسان مبارزه ميان اهل حق و اهل باطل بوده است . مبارزه ميان‏ انسان آزاد شده از اسارت طبيعت خارجی و از اسارت انسانهای ديگر و از اسارت درون حيوانی خودش ، انسان رسيده به عقيده و ايمان و آرمان ، انسانی كه تكيه‏اش بر عقيده و ايمان است ، و انسان منحط و منفعت طلب

    ببينيد قرآن اولين اختلاف و تضاد را كه در جهان انسان بيان می‏كند خواه‏ بصورت يك تاريخ باشد و خواه بصورت يك تمثيل كه من به اين جهتش كاری‏ ندارم ، چقدر زيبا بيان می‏كند : « و اتل عليهم نبا ابنی آدم بالحق اذا قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر قال لاقتلنك قال انما يتقبل الله من المتقين 0
    لئن بسطت الی يدك لتقتلنی ما انا بباسط يدی اليك لاقتلك انی اخاف‏ الله رب العالمين انی اريد ان تبوء باثمی و اثمك فتكون من اصحاب النار و ذلك جزاؤا الظالمين فطوعت له نفسه قتل اخيه »( 1 )

    از همان داستان هابيل و قابيل كه شروع می‏كند آنرا به صورت جنگ ميان‏ دو انسانی بيان می‏كند كه يكی به عقيده و آرمان رسيده ، انسانی است حق جو و حق طلب و عدالتخواه و فارغ از كششها و گرايشهای مادی ، و ديگری يك‏ انسان منحط حيوان صفت .

    پاورقی : 1 - و بخوان بر آنها به حقيقت و راستی حكايت دو پسر آدم ( قابيل و هابيل ) را كه تقرب به قربانی جستند كه از يكی پذيرفته شد و از ديگری >


    54



    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اولی انسانی است كه سخنش خدا و تقوا است و اينكه عمل را خدا بر اساس تقوا می‏پذيرد و بس ، انسانی است كه در مقابل‏ آن ديگری می‏گويد تو اگر دست دراز كنی كه مرا بكشی من نيستم كسی كه قاتل‏ باشم ( پس كشتار در طبيعت انسان نيست ) من از پروردگار عالميان باك‏ دارم . درباره آن انسان ديگر می‏گويد : " « فطوعت له نفسه قتل اخيه »" او اسير نفس اماره خويش است

    داستان هابيل و قابيل در قرآن از شكوهمندترين داستانها است كه نظر قرآن را درباره انسان بيان می‏كند كه چگونه انسان به آرمان و عقيده و ايمان رسيده و آزادی يافته از اسارتهای مادی و طبيعی و اجتماعی و نفسانی‏ ، عقيده پرست و ايده پرست می‏شود و چگونه در راه عقيده‏اش استوار است و نيز چگونه انسان ديگر گرايش به سفل پيدا می‏كند

    اشتباه نشود جنگ قابيل و هابيل تمثيلی از جنگهای طبقاتی انسانها نيست ، اينها ماركس زدگی است .

    پاورقی : > پذيرفته نشد ( قابيل به برادرش هابيل كه قربانيش قبول شده بود ) گفت : من ترا البته خواهم كشت . ( هابيل ) گفت ( مرا گناهی نيست ) كه‏ خدا قربانی متقين را خواهد پذيرفت . اگر تو به كشتن من دست بر آوری من‏ هرگز به كشتن تو دست دراز نخواهم كرد من از خدای جهانيان می‏ترسم . من‏ خواهم كه گناه كشتن من و گناه مخالفت تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل‏ جهنم شوی كه آن آتش جزای ستمكاران است . آنگاه پس از اين گفتگو هوای‏ نفس او را بركشتن برادرش ترغيب نمود تا او را به قتل رساند . ( مائده‏ 3027 )


    55




    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اين ، شكوهمندترين مظهری است كه قرآن بيان‏ كرده . قرآن در تواريخ در عين اينكه نقش مستضعفين را در يك طرف و نقش‏ " ملا " و " مترفين " را در طرف ديگر بيان كرده است ولی هميشه كوشش‏ آن بر اين اساس است كه جنگهای پيش برنده تاريخ را ، جنگ انسان به‏ عقيده رسيده ، با انسان منفعت طلب تفسير بكند . در كتاب قيام و انقلاب‏ مهدی عليه السلام اين مطلب را تا اندازه‏ای توضيح داده‏ام

    از نظر قرآن همانطور كه در درون انسان اين دو جريان هست ، در پيكر جامعه انسان هم چون انسانها دو گونه می‏شوند : انسانهای متعالی مترقی‏ رسيده به عقيده و آرمان ، و انسانهای منحط حيوان صفت ، قهرا اين جهت‏ هست . مولوی چقدر عالی می‏گويد :

    رگ رگست اين آب شيرين و آب شور
    در خلايق می‏رود تا نفخ صور

    مصرع اول می‏گويد در پيكر اجتماع ، در اندام اجتماع هميشه آب شيرين و آب شور وجود داشته است .

    56




    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اما مصرع دوم كه می‏گويد در خلايق می‏رود تا نفخ‏ صور ، تا يك حدی قابل انتقاد است زيرا جامعه هر چه جلو می‏رود نظام‏ بهتری پيدا می‏كند

    اين مكتب ، معتقد به سرشت حق خواهی و حق طلبی در انسان است ، مكتبی‏ است كه هم به ارزشهای انسانی معتقد است و مثل ماركسيسم ارزشهای انسانی‏ را نفی نمی‏كند و آنها را امور ذهنی و ايده‏آليستی فرض نمی‏كند ، و هم آنها را به صورت يك گرايش عرضه می‏كند ، ولی نه گرايش به سوی يك امور قراردادی و مخلوق و آفريده انسان ، بلكه گرايش به سوی حقايق كشف شدنی : ای انسان ! خود را بشناس ، واقعيت خود را درك كن ، اين ارزشها در درون تو وجود دارد چون در جهان بزرگ وجود دارد و تو نمونه‏ای از جهان‏ بزرگ هستی ، " « تخلقوا باخلاق الله » " اينها صفات عالی الهی است ، پرتوی از اين صفات عالی الهی در وجود تو نهفته است ، آنها را كشف كن

    بنابراين آينده انسان ، چگونه آينده‏ای است ؟ آيا بايد مثل همين‏ انسانهائی كه حرف ملائكه را تكرار می‏كنند ، بگوئيم انسان طبيعت پليدی‏ دارد و نسبت به آينده‏اش مايوس باشيم و به دنبال افكار مزخرفی مثل‏ خودكشی و هيپی گری و پناه بردن به مواد مخدر و دم گرائی و . . . برويم ؟ ! و يا همه معجزه‏ها را از ايدئولوژی‏ای ب خواهيم كه خصلتش فقط اينست كه‏ طبقاتی نيست ، با هزاران اشكالی كه دارد ؟ ! يك اشكالش همان است كه‏ ديشب عرض كردم : تو كه مكتب می‏گويد حركت مولود تضادها است و اگر تضاد نباشد حركت نيست پس وقتی به جامعه بی‏تضاد برسيم يعنی به جامعه‏ بی‏حركت و بی‏آرمان ، به جامعه ساكن ، به جامعه مرده رسيده‏ايم . آيا غايت‏ و نهايت تكامل انسان اينست كه انسان به ايست برسد ؟ ! به ايستگاه برسد ؟ ! يا تكامل انسان مافوق مسئله تضادها است ؟

    انسان پس از آنكه تضادها را هم حل بكند هنوز اصل " « فاستبقوا الخيرات »" جلو چشمش خودنمائی می‏كند يعنی وقتی انسان به مرحله نفی‏ تضادهای طبقاتی رسيد تازه به مرحله‏ای رسيده است كه نقصهای خودش را برطرف كرده و اول كار است ، ابتدای سير صعودی اوست كه بايد بالا برود ، و [ اين سير ] منتهی و نهايت ندارد ، هر چه بالا برود ، در دستگاه هستی برای او [ امكان بالاتر رفتن ] هست ، اگر پيغمبرش هم‏ تا ابد بالا برود ، ميدان دارد كه برود ، منتهی برای ما غير قابل تصور است ، ولی چنين واقعيتی هست .

    57




    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اين است كه جامعه ايده‏آل انسانی ، به‏ حكم اينكه جامعه انسان به عقيده و آرمان رسيده است ، جامعه انسان پيروز بر انسان منحط منفعتجوی منفعت طلب است و در حقيقت بايد بگوئيم اين‏ پيروزی ، پيروزی صلاح و تقوا و عدالت است ، پيروزی يك طرف سكه وجود انسان است بر طرف ديگر آن ، و به تعبير قرآن پيروزی حزب الله است بر حزب الشيطان . و به حكم اينكه انسان يك موجود عاقل و آگاه و آزاد و مختار و مسؤول و مكلف و دارای اراده آفريده شده است از روز اولی كه به‏ مقام انسانيت رسيده ( هر وقت می‏خواهد باشد ) ، اول انسانی كه به مقام‏ انسانيت رسيده ، حجت خدا بوده است . يعنی هيچوقت امكان نداشته كه‏ انسانی روی زمين بيايد و حجت خدا يعنی آنكه تكليف و مسئوليتش را برايش مشخص می‏كند وجود نداشته باشد . پس انسان چنين آينده‏ای در پيش‏ دارد و چنين مقصدی در جلو دارد ، مقصد شناخت خود ، مقصد پيروزی نهائی بر اباطيل و در اطاعت آوردن جنبه‏های فطری انسانی . و همين جريان مبارزه حق‏ و باطل است كه ادامه پيدا می‏كند و رو به پيش است و جلو می‏رود تا آنجا كه بر طبق پيش بينی‏هائی كه اولياء دين كرده‏اند در نهايت امر منجر به‏ حكومت و دولتی می‏شود كه از آن به دولت مهدی عجل الله تعالی فرجه تعبير می‏شود ( 1 ) . بنابر اين مسئله تكامل انسان در ابعاد انسانی به بن بست‏ نرسيده است .

    پاورقی : 1 - در كتاب قيام و انقلاب مهدی ( ع ) من ده تا از مشخصاتش را >



    58


    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دين ، برای همين است چون دين ايدئولوژی‏ای است كه تكيه‏اش‏ بر سرشت روحانی انسان يعنی بر شناساندن انسان است ، بر آگاه كردن انسان‏ به اين سرشت و پرورش دادن اين جنبه وجود انسان و برقرار كردن تعادل‏ ميان دو جنبه وجودی انسان ، علوی و سفلی است . عبادتها ، رازها ، نيازها ، خداشناسيها ، پرهيز كردن از گناهان ، پرهيز كردن از دروغ ، از خيانت ، از ظلم و ستم ، از غيبت ، تمام اينها گذشته از جنبه‏های اجتماعی ، يك‏ جنبه انسانی و تربيتی دارد ، يعنی برای احياء و زنده كردن همان جنبه‏ انسانی است . پس اگر ما بخواهيم واقعا در طريق تكامل انسان قدم برداريم‏ بايد خودمان را مافوق همه اين مسائل قرار بدهيم يعنی انسان را موجودی‏ بدانيم كه می‏تواند پايگاهی عقيدتی مافوق پايگاه طبقاتی و غير طبقاتی و امثال اينها داشته باشد . مبارزه انسان می‏تواند صددرصد ماهيت آرمانی و اعتقادی داشته باشد ، ماهيت ايمانی داشته باشد . اما اين مبارزه از كجا شروع می‏شود ؟ از درون خودت ، اينها تنها در تعليمات انبياء است ، شما در تعليمات غير انبياء چنين نمونه‏های شكوهمندتری نمی‏بينيد

    پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله و سلم لشكری را برای مبارزه با دشمنان‏ بيرونی فرستاده است . وقتی كه پيروز و فاتح برمی‏گردند به استقبال آنها می‏رود ، ( موقع شناسی را ببينيد كه در چه جائی پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم چه سخنی می‏گويد ) هنگامی كه می‏خواهد به آنها مرحبا و آفرين‏ بگويد ، می‏فرمايد : « مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی عليهم الجهاد الاكبر »

    آفرين بر جمعيتی كه از مبارزه كوچك پيروز برگشته‏اند ولی هنوز مبارزه‏ بزرگ باقی مانده است همه تعجب می‏كنند ، می‏گويند يا رسول الله ! آيا ما جنگی بزرگتر از اين در پيش داريم ؟

    پاورقی : > بطور اجمال عرض كرده‏ام ولی در نظر دارم در كتاب ديگری تحت عنوان‏ جامعه ايده آل اسلامی همه آنها را انشاء الله بيان بكنم

    59


    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فرمود : بله ، مبارزه بزرگتر ، جهاد با نفس است ، انسان شدن خود شما است
    اين شناختها درباره انسان ، مبارزه انسان با نفس خود كه قرآن می‏فرمايد : " « قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها » " ( 1 ) ، در تعليمات‏ ديگری نمی‏گنجد يعنی تعليمات ديگر چنين ظرفيتی ندارد كه بتواند جايی برای‏ اينگونه دستورها و آموزشها داشته باشد
    و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

    پاورقی : 1 - سوره شمس آيات 8 و 9 ( هر كه جان را مصفا كرد رستگار شد و هر كه‏ آنرا بيالود زيانكار گشت )

    60




    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پرسش و پاسخ


    س : صادق هدايت كه خودكشی كرد حقيقت جامعه خود را می‏ديد و چيزی را كه ديده است مطرح كرده است
    ج : اشتباه نشود ، امثال هدايت به جامعه ما و به جامعه انسانيت‏ اهانت كرده‏اند . اينها همان منطقی كه عرض كردم يعنی منطق ملائكه معترض‏ را به كار بردند . اينها فقط در جامعه خودشان ، فسادها را ديده‏اند ، نيكيها و زيبائيها را نديده‏اند . ديدن يكجانبه غلط و بد آموزی است

    ديدن صحيح يك جامعه اين است كه ما خالی از هر گونه حب و بغضی ، نيكيهای جامعه را ببينيم ، بديهای جامعه را هم ببينيم

    اگر فقط بديها را ببينيم و اساسا خوبيها را نبينيم و به همين جهت آنها را انكار بكنيم ، اين نوعی خيانت به جامعه است كه كم كم منجر به خيانت‏ به خود می‏شود . وقتی كه انسان دائما به خود تلقين بكند كه جز شر ، جز فساد ، جز بدی ، جزبد ذاتی و شرارت چيزی نيست ، منجر به همان ياس و نااميدی و همان خودكشيها می‏شود . و اين را هم عرض بكنم : معمولا آدمهائی‏ كه در خودشان هيچ نوری و هيچ جنبه‏ای از خوبی وجود ندارد ، چون انسان بيشتر ، دنيا را از عينك خودش‏ می‏بيند ، اغلب در خودشان نگاه می‏كنند ، لذا فكر می‏كنند كه در جامعه هم‏ هيچ خوبی وجود ندارد .

    61




    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    والا اگر انسان در خودش از خصلتهای انسانی چيزی‏ سراغ داشته باشد دليل ندارد كه بگويد در هيچكس ديگر وجود ندارد . وقتی‏ كه می‏بيند در خودش هيچ جنبه‏ای از خوبی وجود ندارد ، می‏گويد پس در ديگران هم وجود ندارد

    س : اگر جامعه بشری در مسير خودش به تكامل می‏رسد پس نياز به مهدی‏ عليه السلام برای چيست ؟ ج : اشتباهی است كه در جامعه ما رخ داده و آن اين است كه اغلب تصور می‏كنند كه ظهور حضرت حجت صرفا ماهيت انفجاری دارد . اين ، بر اساس‏ يك بدبينی خاص است يعنی آنها هم در ميان اخبار و روايات آن جنبه‏های‏ بد بينيش را نگاه كرده و اينطور فكر كرده‏اند كه وقتی بشريت به آخرين حد ظلمت نهائی می‏رسد كه از اهل حق و حقيقت هيچ خبر و اثری نيست يك مرتبه‏ منفجر می‏شود و منجر به ظهور حضرت حجت می‏گردد . در حالی كه اينطور نيست‏ بلكه ايشان آخرين حلقه مبارزات انسان هستند و من شواهد اين مطلب را از آيات قرآن و روايات [ در كتاب قيام و انقلاب مهدی [ عليه‏السلام ] آورده‏ام .

    62


    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بنابراين ايشان نه به عنوان اينكه چون ديگر انسان كاری نمی‏كند ، به عنوان يك مافوق انسان به جای او عمل می‏كنند بلكه به عنوان كمك‏ انسان اين كار را می‏كنند . ] س : شما گفتيد اينكه گفته‏اند : علم می‏تواند همه دردهای انسان را علاج‏ كند در مورد آنچه مربوط به رابطه انسان با طبيعت است ، درست است ولی در مورد آنچه كه مربوط به رابطه انسان با انسان است ، صحيح‏ نيست ، به نظر شما آيا مردم استعمار زده به آن حد علم رسيده‏اند و باز هم‏ نمی‏توانند خود را نجات دهند ؟ ج : مقصود ايشان اينست كه گناه استعمار زده هم جهل او است ، پس‏ بنابراين علم می‏تواند چاره بكند . من متوجه اين نكته بودم . اين مطلب ، نظر من را تاييد می‏كند . بحث من درباره اين بود كه آيا علم ماهيت انسان‏ را عوض می‏كند يا نه ؟

    معنای اينكه علم ماهيت انسان را عوض می‏كند ، در اين مورد اينست كه‏ علم ماهيت استعمارگر را عوض می‏كند و مانع استعمارگری او می‏شود . معنی‏ حرف شما اينست كه استعمارزده هم عالم نيست . او بايد عالم بشود و از علم به عنوان يك ابزار برای هدفهای خودش استفاده بكند . من در اينكه از علم به عنوان يك ابزار می‏شود استفاده كرد و استعمار زده هم اگر عالم‏ بشود می‏تواند از علم به عنوان يك ابزار استفاده بكند بحثی ندارم . بحث‏ من اين بود كه علم ماهيت شخص عالم را عوض می‏كند يا نه ؟ گفتيم نه

    س : در داستان هابيل و قابيل قرآن می‏فرمايد : « لئن بسطت الی يدك‏ لتقتلنی ما انا بباسط يدی اليك لاقتلك »تو اگر برای كشتن من دست دراز كنی ، من دست درازی برای قتل تو نمی‏كنم ، آيا معنايش اينست كه من از خود دفاع نمی‏كنم ؟

    ج : نه ، لذا اين تعبير را ندارد كه اگر تو بخواهی مرا بكشی من مانع‏ قتل خودم نمی‏شوم .

    63


    امضاء


صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi