صفحه 6 از 12 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 115

موضوع: اسرار موفقیت( جلد اول)

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    7راز اهمیّت همنشینی با صلحا و ابرار

    راه برای رسیدن به مقاصد معنوی زیاد است؛ ولی مهمّ این است که کدام یک از راه‌ها نزدیکتر، و انسان را زودتر به مقصد می‌رساند.(87)
    در این باره، عقاید گوناگون و گفته‌ها مختلف است. هر گروهی راهی را به عنوان اقرب الطرق پذیرفته و آن را نزدیکتر و سیر در آن را سریعتر و بهتر می‌دانند. در این میان برخی مصاحبت با نیکان را اقرب الطرق می‌دانند.
    آنچه به نظر صحیح می‌رسد، اینست که همنشینی با کسانی که خدا را برای خدا می‌خواهند نه برای خود و مجالست با آنان که حقیقت ایمان را در خود به مرحله واقعیّت رسانده‌اند، اثری فوق العاده دارد.
    به این جهت اوّل مظلوم عالم حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام در کلامی دلنشین چنین فرموده‌اند:
    لَیْسَ شَیْ‌ءٌ اَدْعی لِخَیْرٍ وَاَنْجی مِنْ شَرٍّ، مِنْ صُحْبَةِ الْاَخْیارِ.(88)
    چیزی نیست که از صحبت اخیار، انسان را بیشتر به سوی خوبیها بخواند و از بدیها نجات دهد.
    زیرا نشستن در پیشگاه صالحان و شرافتمندان جامعه، برای انسان شرف و هدایت به ارمغان می‌آورد؛ دلهای زنگار گرفته را نورانیّت و صفا می‌بخشد و ناخودآگاه انسان را به سوی معنویّت جذب می‌کند.
    حضرت امام زین العابدین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    مُجالَسَةُ الصَّالِحینَ داعِیَةٌ اِلَی الصَّلاحِ.(89)
    همنشینی با افراد صالح، آدمی را بسوی صلاحیّت دعوت می‌کند.
    انرژی و نیروهای معنوی که این گونه شخصیّتها از آن برخوردارند در همنشینانشان نفوذ کرده و با مرور زمان اعمال و رفتار آنان را تحت سیطره خود درمی‌آورد.
    گاهی نفوذ معنوی آنان در دیگران سریع می‌باشد و احتیاج به زمان طولانی ندارد؛ بلکه یک نشست، یک نگاه و یک گفتار فوق‌العاده، وضعیّت فکری و اعتقادی دیگران را تغییر می‌دهد و حیاتی جاویدان در آنان ایجاد می‌کند.
    آری در مجمع نیکان، دیگران هم عطرآگین شده و به صف خوبان می‌پیوندند. روشنائی و صفا، نورانیّت و پاکی پاکان، دیگران را نیز فراگرفته و قلب و جان آلودگان را بسوی خود جذب می‌کند.
    همنشینی با پاکان، پاکی می‌آفریند و بودن با خوبان، خوبی ایجاد می‌کند. همراه بودن با مردان خود ساخته، انسان را می‌سازد و توجّهاتی که به آنان می‌شود، همراهانشان را نیز فرا می‌گیرد.
    این حقیقتی است که در دعاها نیز به آن اشاره شده است. مرحوم شیخ مفید در کتاب مزار، دعائی را نقل کرده و فرموده: مستحبّ است پس از زیارت ائمّه معصومین‌علیهم السلام قرائت شود. در قسمتی از آن دعا چنین آمده است:
    یا وَلِیَّ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اِجْعَلْ حَظّی مِنْ زِیارَتِکَ تَخْلیطی بِخالِصی زُوَّارِکَ الَّذینَ تَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فی عِتْقِ رِقابِهِمْ، وَترْغَبُ اِلَیْهِ فی حُسْنِ ثَوابِهِمْ.(90)
    ای ولی خدا، بهره مرا از زیارتت، مخلوط بودن با زوّار خالص خود قرار ده؛ آن افرادی که از خداوند آزادی آنان را می‌خواهی و در داشتن آنان ثوابِ نیک را، به خداوند رغبت نشان می‌دهی.
    همان گونه که تر و خشک با هم می‌سوزند، همان گونه که گلها و خارها از یک چشمه سیراب می‌شوند، همان گونه که نگاههای مهرآمیزی که باغبان بر گلستان خویش می‌افکند، خارهای باغ را نیز فرا می‌گیرد و نسیم عطرآگین گلها، خارها را نیز معطّر می‌سازد و همان گونه که گل فروشان گل را با خار می‌فروشند و خریداران نیز گل را با خار خریداری می‌کنند، فردی که در خدمت پاکان حضور یافته، از انوار تابناکی که بر آنان می‌تابد بهره‌مند می‌شود.
    به این جهت در دعای بعد از زیارت، خدمت امام‌علیه السلام عرض می‌کنیم: ای ولیّ خدا؛ این را بهره من از زیارتت قرار ده که در میان زوّار خالص تو و آمیخته با آنان باشم.
    مجالست با نیکان، همچون کیمیا است؛ زیرا هاله‌ای که در اطراف بدن اولیاء خدا وجود دارد، همچون اکسیر که دارای قوّه کاسره است، ضعف و کمبودی را که در شخص مقابل وجود دارد درهم می‌شکند؛ به او شهامت خوب شدن می‌بخشد؛ به او پر می‌دهد تا او را به پرواز درآورد و در فضای بیکران معنویّت سیر کند و از لذایذ نگفتنی عالمِ معنی بهره‌مند شود.
    هاله‌ای که اطراف بدن انسان را فرا گرفته است، عبارت از میدانهای انرژی است. انسانها به وسیله وجود همین هاله‌ها می‌توانند در اثر همنشینی و مجالست با یکدیگر اثرات مثبت و منفی بر یکدیگر داشته باشند. هاله به خاطر اختلافی که انسانها در اعتقادات و روحیّات دارند از لحاظ کیفیّت و چگونگی، تفاوت فراوان دارد. همین طور از لحاظ مقدار و کمیّت تأثیر گذاری افراد بر یکدیگر اختلاف درجه وجود دارد.
    بر اثر مصاحبت و همنشینی و رفاقت، این هاله‌ها با یکدیگر برخورد نموده و خصوصیّات فکری و اعتقادی افراد به یکدیگر نقل و انتقال پیدا می‌کند.
    معمولاً افرادی که صاحب یقین می‌باشند و دارای اراده و نفوذ هستند، در دیگران بیشتر اثر می‌گذارند. و خصوصیّتهای فکری و اعتقادی خود را در آنان ایجاد و یا تقویت می‌نمایند.
    مجالست با افراد معنوی، در خصوصیّات فکری طرفِ مقابل تحوّل ایجاد می‌کند و افکار غیر سالم را تبدیل به اندیشه‌ها و اعتقادات صحیح و انسانی می‌گرداند؛ ولی این یک قانون کلّی نیست. به این جهت همان گونه که دین به یک شخصیّت آگاه و عالم دستور می‌دهد در میان مردم جاهل و ناآگاه رفته و آنان را به سوی دین و مذهب فرا خواند و آنان را به دستورات حیاتبخش تشیّع آشنا سازد؛ همین گونه فرمان می‌دهد از همنشینی با افراد پست و منحرف - اگر رفت و آمد با آنان در او مؤثّر است - دوری جوید.
    این وظیفه شخص عالم و آگاه است که تشخیص دهد اثرات مثبت و منفی همنشینی با افراد ناآگاه و ارشاد آنان دارای چه میزانی است؟ آیا او بر دیگران نفوذ می‌کند و رفتار و عقاید آنان را به سوی کمال می‌برد، یا روحیّه آنان بر او مسلّط شده و همنشینی با آنان اثرات منفی بر او می‌گذارد؟ آیا هاله‌ای که در اطراف بدن اوست، بر دیگران اثر می‌گذارد یا خود تحت تأثیر هاله دیگران قرار می‌گیرد؟ از این جهت وظیفه اهل علم است که هم به ارشاد مردم بپردازند و هم توجّه به حالات روحی خود داشته باشند تا تحت تأثیر دیگران قرار نگیرند.






    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    افرادی که مجالست با آنان باعث تعالی روح است

    اشاره


    درباره افرادی که معاشرت و همنشینی با آنان، برای پیشرفت و سیر علمی و عملی انسان زیان آور است، به زودی بحث می‌کنیم و اینک به ذکر نمونه‌هایی از افرادی که معاشرت با آنان سیر معنوی را سرعت می‌بخشد می‌پردازیم:
    1 - مجالست با علمای ربّانی
    از آنجا که مجالست و همنشینی با افراد آثار فراوانی دارد، مخصوصاً اگر انسان احترام و محبّت خاصی برای آنان قائل باشد، پیغمبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرمایند:
    لاتَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عالِمٍ اِلاَّ عالِمٌ یَدْعُوکُمْ... اِلَی الْاِخْلاصِ.(91)
    نزد هر عالمی ننشینید! مگر دانشمندی که شما را از ریا باز می‌دارد و به سوی اخلاص فرا می‌خواند.
    شما را به سوی خدا می‌خواند؛ به سوی آل اللَّه دعوت می‌کند و هدفش از گفتار و راهنمائیش دعوت به سوی خود نیست.
    همنشینی و مجالست با این گونه علمای ربّانی در شما اثر می‌گذارد و شما را با معارف نورانی اهل بیت‌علیهم السلام آشنا می‌سازد. آنان قلب شما را با محبّت خاندان وحی پیوند می‌زنند و با اعمال ننگینِ منافقان تاریخ، آشنا ساخته و نفرت شما را از آنان بیشتر می‌کنند.






    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    2- مجالست با ابرار و صلحا

    پیغمبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم در فرمایشات خود دوستان و یاران خود را در مورد مصاحبت و مجالست راهنمایی و ارشاد نموده‌اند و به آنان تأکید فرموده‌اند که همنشینان خود را از میان افراد پرهیزکار و مؤمن انتخاب نمایند و از مجالست با افراد دنیاپرست و بی‌هدف پرهیز کنند. در سفارش مفصّلی که آن حضرت به عبداللَّه بن مسعود نموده‌اند، این چنین فرموده‌اند:
    یَابْنَ مَسْعُودِ فَلْیَکُنْ جُلَساؤُکَ الْاَبْرارَ وَاِخْوانُکَ الْاَتْقِیاءَ وَالزُّهَّادَ، لِاَنَّ اللَّهَ تَعالی قالَ فی کِتابِهِ: »اَلْاَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ اِلَّا الْمُتَّقینَ «(93).(92)
    ای پسر مسعود، همنشینان تو باید افراد نیک باشند و برادران تو باید اشخاص متقی و زاهد باشند؛ زیرا خداوند در قرآن فرموده است: در آن روز )روز قیامت( دوستان، بعضی با بعضی دیگر دشمن هستند، مگر پرهیزکاران.
    همان بزرگوار در وصیّتی که به اباذر نموده‌اند، فرموده‌اند:
    یا اَباذَرِّ لاتُصاحِبْ اِلاَّ مُؤْمِناً.(94)
    ای اباذر هم سخن برای خود انتخاب مکن، مگر فرد مؤمن را.
    زیرا شیرینی زندگی، همنشین بودن با اولیاء خدا و مردان خودساخته است. در گفتاری حیاتبخش حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام به پیغمبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم می‌گویند:
    هَلْ اُحِبُّ الْحَیاةَ اِلاَّ لِخِدْمَتِکَ وَالتَّصَرُّفِ بَیْنَ اَمْرِکَ وَنَهْیِکَ وَلِمَحَبَّةِ اَوْلِیائِکَ.(95)
    آیا زندگی را دوست دارم؛ جز برای خدمت تو و اطاعت امر و نهی تو و برای محبّت دوستان تو؟!
    ارزش زندگی و ماندن در جهانی که همه‌اش رنج است، به خاطر وجود اولیاء خدا و مردان خودساخته‌ای است که در دنیا به سر می‌برند. وگر نه، همان گونه که دنیا در نظر حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام بی‌ارزش می‌باشد، زندگی در آن نیز بی‌ارزش، رنج آور و ناراحت کننده است. بنابراین تنها وجود مردان خداست که مردان خدا را به زندگی در دنیا - نه خود دنیا و زر و زیور آن - علاقه‌مند می‌سازند.
    بنابراین آنچه که زندگی در دنیا را برای مردان خدا شیرین می‌کند، وجود اولیاءاللَّه و افراد خودساخته‌ای است که برخوردِ با آنان، یاد خدا و اهل بیت‌علیهم السلام را در دل انسان زنده می‌کند. این است شیرینی و شادی و نشاط زندگی در دنیا برای شخصیّتهایی که دنیا را فروخته‌اند.





    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    عقب ماندگی ذهنی

    تقریباً سه در صد کل افراد جامعه به عقب ماندگی ذهنی مبتلا هستند .
    این افراد ممکن است به یکی از انواع عقب ماندگیهایی که در این مقاله به آنها اشاره شده است ، دچار باشند .
    عقب ماندگی ذهنی از اختلالاتی است که از دیرباز شناخته شده و به نامهای مختلفی در تاریخ علوم پزشکی ، روانشناسی و روانپزشکی از آن یاد شده است .
    از قرون گذشته تا به امروز ، همیشه نحوه برخورد جامعه و محافل قانونی با افراد عقب مانده متفاوت بوده است .
    در گذشته دور ، از آنها به عنوان دیوانه ، مجنون ، ناقص العقل و کندذهن یاد می شده است .
    البته دو واژه اخیر هنوز هم در زبان عامه رایج است ، اما امروزه برای بحث درباره این افراد ، خصوصاً در محافل علمی ، از اصطلاح «عقب ماندگی ذهنی» یا افراد استثنایی استفاده می شود .





    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    همنشینان خود را بشناسید

    باید میان کسانی که در جستجوی نام و نان هستند و افراد اندکی که هدفی جز نشر نام و مرام اهل بیت‌علیهم السلام ندارند، فرق بگذارید و آنان را از یکدیگر تشخیص دهید و قبل از آزمایش و امتحان افراد، نسبت به آنان اطمینان خاطر نداشته باشید وگرنه مسئول ضلالت، گمراهی و یا توقّف و رکود خویش خواهید بود.
    حضرت جواد الأئمّه‌علیه السلام می‌فرمایند:
    مَنِ انْقادَ اِلَی الطُّمَأْنِینَةِ قَبْلَ الْخُبْرَةِ، فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَکَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُتْعَبَةِ.(96)
    کسی که قبل از آزمایش به افراد اطمینان ورزد، نفس خود را در معرض هلاکت قرار می‌دهد و سرانجامی سخت خواهد داشت.
    بیشتر کسانی که در راه به چاه افتاده‌اند یا از چاه درآمده و گرفتار چاله شده‌اند، بر اثر حسن ظنّ، زود فریفته شدن و عدم تحقیق و جستجو به دام شیّادان افتاده‌اند. اگر آنان با پیروی از مکتب اهل بیت‌علیهم السلام قبل از دل بستن و ارادت، به جستجو و امتحان مدّعیانِ دستگیری و ارشاد، می‌پرداختند، خود را در معرض هلاکت و گمراهی قرار نمی‌دادند.
    به این دلیل ما باید دوستان و همنشینان خود را بشناسیم و پس از شناخت صحیح و کافی به آنان اعتماد کنیم. شناخت صحیح در صورتی بدست می‌آید که آنان را آزمایش نمائیم.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    یُعْرَفُ النَّاسُ بِالْاِخْتِبارِ.(97)
    مردم به وسیله امتحان شناخته می‌شود.
    پس چرا به همه اعتماد کنیم و حاضر به مجالست و رفاقت با همه گونه افراد باشیم؟
    ما باید برنامه زندگی خود را بر طبق فرمایشات هدایتگر اهل بیت‌علیهم السلام قرار دهیم و بر مبنای گفتار آن بزرگواران آینده خود را درخشان سازیم.






    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    گروههایی که همنشینی با آنان مانع پیشرفت است
    اشاره

    خاندان وحی در میان فرمایشات خود، پرهیز از مجالست و رفاقت چند گروه از مردم را به ما دستور و هشدار داده‌اند:
    1 - همنشینی با کوتاه فکران
    آنان که مایلند در اجتماع دارای شخصیّت شناخته شده و ارزشمندی باشند، باید در شناخت دوستان و اطرافیان خود سعی کرده و سابقه و اعتبار مردمی آنان را در نظر داشته باشند. دوستان ناشناخته و یا آنان که به ضعف رأی و یا صفات دیگری که مورد قبول مردم نیست شناخته شده‌اند، نه تنها کمک و پشتیبان انسان در مشکلات نیستند؛ بلکه همواره مشکلی بر مشکلات دیگر می‌افزایند.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    وَاحْذَرْ صَحابَةَ مَنْ یَفیلُ رَأْیُهُ وَیُنْکَرُ عَمَلُهُ، فَاِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصَاحِبِهِ.(98)
    از مصاحبت با افراد ضعیف الرأی، که رفتار آنان مورد پذیرش مردم نیست، برحذر باش؛ زیرا که اعتبار رفیق به رفیق اوست.
    از آنجا که قضاوت مردم، بر جنبه‌های ظاهری استوار است، همیشه ارزش افراد را همانند ارزش دوستان آنان می‌دانند. از این جهت باید از دوستی با افراد ضعیف الرأی که رفتارشان از نظر مردم بی‌ارزش است، دوری نمائید؛ تا هم از تأثیر منفی حالات روحی آنان محفوظ باشید و هم از نظر اجتماعی در ردیف آنان نباشید.
    این است رهنمود اولین امام و راهنمای عالم هستی حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام.
    ارج نهادن بر این رهنمودها و درس آموختن و به کار بستن آنها در برنامه زندگی، آینده‌ای درخشان و پربار برای شما به ارمغان می‌آورد. رفتار روزانه خود را بر مبنای رهنمودهای مکتب غنیِّ تشیع قرار دهید؛ تا به سعادت جاویدان نائل شوید.
    ببینید مرحوم سید عزیزاللَّه تهرانی که از اخیار زمان خود بود، چگونه با کناره‌گیری از کوته نظران توانست به فیض بسیار عظیم معنوی نائل شود. او می‌گوید:
    در نجف اشرف به مجاهدات و ریاضتهای شرعی مانند نماز و روزه و دعاها اشتغال داشتم و لحظه‌ای از مراقبه، غفلت نمی‌ورزیدم. هنگامی که برای زیارت مخصوصه عید فطر به کربلا مشرف شدم، در مدرسه صدر مهمان یکی از دوستان بودم و بیشتر اوقات را در حرم مطهّر حضرت سیدالشهداءعلیه السلام مشرّف بودم و گاهی برای استراحت به مدرسه می‌رفتم.
    یک روز وارد حجره شدم، عده‌ای از دوستان جمع بودند. سخن از بازگشت به نجف اشرف به میان آمد. از من سئوال کردند: شما چه وقت مراجعت می‌کنید؟ گفتم: شما بروید، من امسال قصد زیارت خانه خدا را دارم و پیاده به سوی محبوب می‌روم. در زیر قبّه حضرت سیّدالشهداءعلیه السلام هم دعا کرده‌ام؛ امیدوارم دعایم به اجابت برسد.
    دوستان و همراهان همه مرا استهزاء کردند و گفتند: سیّد معلوم می‌شود از کثرت ریاضت و عبادت دماغت خشک گردیده، چگونه با ضعف مزاج و عدم بضاعت، پیاده در بیابانها بدون توشه می‌توان سفر کرد. در همان منزل اوّل بازخواهی ماند و در چنگال عربهای بیابان نشین گرفتار خواهی شد.
    چون سرزنش از حدّ گذشت و گفتار مرا از عقل و خرد دور پنداشتند، با حالتی غضبناک از اطاق بیرون آمدم و با قلب شکسته و چشم گریان بسوی حرم مطهّر روان شدم و به هیچ چیز توجّه نمی‌کردم؛ در حرم، زیارت کوتاهی کردم و متوجّه به سوی بالایِ سر حرم مطهّر شدم؛ در محلّی که همیشه در همان جا نماز و دعا می‌کردم نشستم و به گریه و توسّلم ادامه دادم.
    ناگاه دست یداللّهی که دائره کاف و نون قضا و قدر، در قبضه اوست و قضایای ازل و ابد حرفی از سرنوشت او می‌باشد، بر شانه من وارد آمد. به جانب دست شریف سر بلند کردم، سروری دیدم در لباس اعراب، ولی با فارسی مرا به نام خواند و فرمود: آیا میل داری پیاده به خانه خدا مشرّف شوی؟ عرض کردم: بله.
    فرمود: پس قدری نان خشک که یک هفته تو را کافی باشد با یک آفتابه و احرام تمام، همراه بردار و در فلان روز و ساعت همین جا حاضر شو و زیارت وداع را انجام بده تا با یکدیگر از این مکان مقدّس به سوی مقصد حرکت نمائیم.
    عرض کردم سمعاً و طاعةً چشم. از حرم بیرون رفتم، مقداری گندم مهیّا نمودم و به بعضی از زنانِ فامیل دادم تا برایم نان تهیّه کنند.
    رفقا همه به نجف مراجعت نمودند. روز موعود فرا رسید. وسائلی که تهیّه نموده بودم، برداشتم و در مکان معیّن در حال زیارت وداع بودم که آن بزرگوار را ملاقات کردم. از حرم بیرون آمدیم و از صحن و سپس از شهر خارج شدیم. مقداری راه رفتیم؛ نه آن سرور مرا به سخنِ شیرین از شکرش، سرافراز فرمود و نه من مصدّع اوقات مبارکه آن حضرت شدم. مدّتی گذشت تا به غدیر آبی رسیدیم.
    فرمود: اینجا استراحت کن، خوراکت را بخور و خطّی بر زمین کشید فرمود: این خطّ قبله است، نماز را به جای آور، چون عصر شد نزد تو می‌آیم. آن سرور روانه شد؛ من همان جا ماندم، خوراک خورده وضو گرفتم و نماز خواندم.
    چون عصر فرا رسید، آن بزرگوار تشریف آورد و فرمود: برخیز برویم. چند ساعتی راه رفتیم، به آب دیگری رسیدیم. باز خطّی بر زمین کشید و فرمود: این خطّ، قبله است؛ شب در اینجا بمان من صبح می‌آیم و چند ذکر به من تعلیم فرمود. تا آنکه هفت روز به این گونه گذشت و از راه و مسافرت هیچ خسته و رنجور نشدم.
    صبح روز هفتم فرمود: در این آب مانند من غسل کن و لباس احرام بپوش و همچنان که من لبیک می‌گویم تو هم بگو. در همه امور، در رفتار و گفتار، از آن حضرت پیروی نمودم.
    باز ساعتی راه رفتیم تا نزدیک کوهی رسیدیم. صداهایی به گوشم رسید، عرض کردم: این صداها چیست؟ فرمودند: از کوه که بالا رفتی، شهری را خواهی دید، داخل آن شو، آن گاه از من کناره گرفت. من پیش رفتم و تنها از کوه پائین آمدم وارد شهری بزرگ شدم. پرسیدم اینجا کجاست؟ گفتند: »مکّه« و آن هم بیت‌اللَّه الحرام است.
    ناگاه به خود آمدم و از حال خویش آگاه شدم، دانستم با آن که بخت من بیدار بود، ولی من در خواب غفلت بودم. بی‌اندازه تأسّف خوردم؛ چرا در این همه مدّت آن حضرت را نشناختم و روی از نور صورت مبارک وجه‌اللّهی برتافتم. در هنگامی که پشیمانی سودی نداشت، پشیمان شدم و از دست جهلِ بد اندیش، به پیشِ عقل شکوه بردم.(99)
    با توجّه و دقّت در تشرّف مرحوم سید عزیزاللَّه تهرانی، متوجه می‌شویم نعمت بزرگ تشرّفی که برای او حاصل شد، در سایه کناره‌گیری از دوستانی بود که در مسائل معنوی دارای نظرات کوتاه و سطحی بودند. اگر او تحت تأثیر وسوسه آنان قرار می‌گرفت؛ هیچ گاه به نعمت عظمای تشرّف نائل نمی‌شد.
    زحمات و ریاضاتی که انجام داده بود، او را آماده برای کناره‌گیری از دوستان کوتاه نظر نمود و سرانجام به فیض ملاقات امام زمان ارواحنا فداه رسید.




    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    2 - همنشینی با گمراهان


    آن گاه که امکان مبارزه و پیکار با دشمنان دین وجود ندارد، باید به مبارزه منفی دست زد. با مبارزه منفی، می‌توان به دشمنان دین ضربه زد و آنان را از رسیدن به مقاصدشان جلوگیری نمود. کناره‌گیری، بی‌اعتنایی و عدم صحبت و مجالست با دشمنان دین و بدعت‌گزاران، نوعی مبارزه منفی به شمار می‌آید.
    این گونه رفتار، اگر وسیله شکست آنان نباشد، حدّاقل یک نوع حفاظت از شرّ نیرنگهای آنان به شمار می‌آید. امام صادق‌علیه السلام در روایتی می‌فرمایند:
    لاتَصْحَبُوا اَهْلَ الْبِدَعِ وَلاتُجالِسُوهُمْ فَتَصیرُوا عِنْدَ النَّاسِ کَواحِدٍ مِنْهُمْ، قالَ رَسُولُ‌اللَّه‌صلی الله علیه وآله وسلم: اَلْمَرْءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ وَقَرینِهِ(100)
    با بدعتگزاران صحبت نکنید و با آنان مجالست ننمائید؛ زیرا به خاطر مصاحبت و مجالست با آنان، در نزد مردم همانند یکی از آنان می‌شوید. آن گاه فرمودند: پیغمبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم فرموده‌اند: انسان به دین رفیق و فرد نزدیک به خود، می‌باشد.
    بنابراین با دوری کردن و پرهیز از مجالست با آنان، هم از خطر بدنامی و هم از لحاظ تأثیر فکری در امان می‌مانید.




    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    3 - مجالست با هواپرستان

    همنشینی با دوستان هواپرست و آنان که هیچ گونه توجّهی به عالم معنی و آخرت ندارند، ایمان را از قلب افراد مؤمن می‌رباید و باعث حضور شیاطین گمراه کننده می‌شود.
    مجالسی را که هواپرستان آن را تشکیل می‌دهند و کنار یکدیگر می‌نشینند، حربه بسیار مؤثّری برای نابودی حقّ و حقیقت بشمار می‌رود. دشمنان اهل بیت‌علیهم السلام از صدر اسلام، بارها از تشکیل این گونه اجتماعات به نفع مقاصد شیطانی خود، سود جسته‌اند.
    اوّل مظلوم عالم حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام این گونه اجتماعات را جایگاه حضور شیاطین می‌دانند و این حقیقت را در نهج البلاغه چنین بیان می‌فرمایند:
    مُجالَسَةُ اَهْلِ الهَوی مُنْسِأَةٌ لِلْإِیمانِ وَمُحْضِرَةٌ لِلشَّیْطانِ.(101)
    همنشینی با مردمِ هواپرست، ایمان را از خاطره‌ها بدست فراموشی می‌سپارد و سبب حضور شیاطین می‌شود.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام در خطبه‌ای دیگر یکی از صفات بهترین بندگان خدا را، دوری از مردم هواپرست ذکر می‌نمایند و می‌فرمایند:
    اَحَبُّ عِبادِ اللَّهِ اِلَیْهِ عَبْداً ... خَرَجَ مِنْ صِفَةِ العِمی وَمُشارَکَةِ اَهْلِ الْهَوی.(102)
    محبوب‌ترین بندگان خدا نزد وی، بنده‌ای است ... که از کوردلی رهیده و از شرکت با اهل هوی دوری گزیده است.
    نشست و برخاست با افرادی که اهل فسق و فجورند و انس با آنان، چنان در زندگی دیگران مؤثّر است که نه تنها مردم معمولی، بلکه گاهی نیکان جامعه نیز - اگر با آنان مجالست کنند - در کردار و رفتارشان، اثرات سوء و منفی ایجاد می‌شود؛ به گونه‌ای که صفات نیک را از آنان سلب می‌کند و آنان را در ردیف افراد شریر جامعه قرار می‌دهد. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    مُجالَسَةُ الْاَبْرارِ لِلْفُجَّارِ تُلْحِقُ الْاَبْرارَ بِالْفُجَّارِ.(103)
    همنشینی نیکان با اهل فسق و فجور، آنان را به فجّار ملحق می‌نماید.
    و در روایت دیگری می‌فرمایند:
    اِیَّاکَ وَمُصاحَبَةَ الْفُسَّاقِ.(104)
    از هم سخن بودن با فسّاق، پرهیز کن.
    اینها نمونه‌ای است از دستورات خاندان وحی‌علیهم السلام که هشداری عمومی برای همه انسانها است.
    بنابراین افرادی که در جستجوی حقیقتند و در راه رسیدن به مقاصد عالی گام برمی‌دارند، باید از رفاقت با دوستانی که هدفشان تنها رسیدن به مادّیات است و از یاد خدا و ذکر آل‌اللَّه غافلند، دست بردارند؛ زیرا کسانی که اراده آنها فقط حیات و زندگی دنیا است و به آینده خویش نمی‌اندیشند، صلاحیّت برای دوستی و رفاقت ندارند. خداوند کریم در قرآن مجید می‌فرماید:
    »فَاعْرِضْ عَمَنَّ تَوَلَّی عَنْ ذِکْرِنا وَلَمْ یُرِدْ اِلاَّ الْحَیاةَ الدُّنْیا «.(105)
    از کسی که از یاد ما روی گردانیده و اراده‌ای جز زندگی دنیا ندارد، دوری کن.
    زیرا هدف این گروه، تنها زر اندوزی و بهره‌های مادّی دنیا است و هر چه بیندوزند، به جستجوی بیشتر از آن می‌روند؛ گوئی که در آرزوی گنج قارون هستند. قرآن به این واقعیّت تصریح فرموده است:
    »قالَ الَّذینَ یُریدُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا یا لَیْتَ لَنا مِثْلَ ما اوُتِیَ قارُونَ اِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظیمٍ «.(106)
    آنان که اراده زندگی دنیا را دارند، گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده، از آن ما بود! بدرستی که او دارای بهره عظیم است.
    این گونه افراد بر فرضی که مال قارون را بدست آورند، باز در جستجوی ثروت و قدرت بیشتر هستند. آیا مصاحبت، رفاقت و همنشینی با این گونه افراد هواپرست، انسان را به خدا نزدیک می‌کند یا به سوی دنیای فانی می‌کشاند؟!
    این گونه افراد همچون شمشیر برنده که جان شیرین را از پیکر افراد خارج می‌کند، ارزش همنشینان خود را از بین می‌برند.
    حضرت امام جوادعلیه السلام می‌فرمایند:
    اِیَّاکَ وَمُصاحَبَةَ الشَّریرِ فَاِنَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَیَقْبُحُ اَثَرُهُ.(107)
    از مصاحبت و همنشینی با فرد شریر، پرهیز کن؛ زیرا که او همانند شمشیرِ از نیام کشیده است ظاهری نیکو و اثری قبیح دارد.
    با بدان کم نشین که بدمانی
    خو پذیر است نفس انسانی
    من ندیدم سلامتی ز خسان
    گر تو دیدی سلام ما برسان
    همان گونه که مصاحبت با بزرگان و اولیاء خدا دلیل بر عقل و فهم انسان است، مجالست با اشرار خلاف آنست. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام فرموده‌اند:
    لَیْسَ مَنْ خالَطَ الْاَشْرارَ بِذی مَعْقُولٍ.(108)
    کسی که با اشرار همنشینی کند فرد معقولی نیست.
    زیرا همنشینی با فرد شریر، ارزشهای حیاتی را ویران می‌کند و انسان را نسبت به اخیار و اولیاء خدا بدبین می‌نماید.
    گمانهای پسندیده و حسن ظنّ به افراد صالح و شخصیّتهای خودساخته و مهذّب، بر اثر همنشینی با افراد گمراه و شریر، تبدیل به پندارهای اشتباه نسبت به آنان می‌شود. این واقعیت را اوّل مظلوم عالم حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام این گونه بیان فرموده‌اند:
    صُحْبَةُ الْاَشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِ بِالْاَخْیارِ.(109)
    مصاحبت با اشرار، باعث پندار زشت و سوء ظنّ نسبت به اخیار می‌شود.
    زیرا نه تنها بودن در نزد آنها و دیدار آنان آثاری ناپسند دارد، بلکه گفتار زهرآلود آنان نیز، انسان را به گمراهی و فساد می‌کشاند.




    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    4 - همنشینی با شکّاکان

    بسیاری از افراد، بر اثر رفاقت و گفتگو با افراد گمراه و تشکیک آنان، مسائل واضح بر ایشان بصورت مشکلی بزرگ جلوه‌گر می‌شود.
    این روایت منسوب به امام صادق‌علیه السلام است که فرموده‌اند:
    لاتُجالِسْ مَنْ یَشْکُلُ عَلَیْهِ الْواضِحِ.(110)
    با کسی که امر واضح بر او مشکل است، مجالست مکن.
    این گونه افراد بر اثر اندک بودن اطلاعاتی که از دین دارند، وسوسه‌های شیطان در آنان رسوخ می‌نماید و آنها را به همنشینان خود القاء می‌کنند. دوستان آنان نیز بر اثر ضعف پایه‌های اعتقادی، این گونه شبهات را پذیرا می‌شوند و در نتیجه افراد پاک ولی ساده لوح، بر اثر رفاقت با افراد شکّاک، همرنگ آنان می‌شوند. حضرت امام صادق‌علیه السلام فرمودند:
    مَنْ جالَسَ اَهْلَ الرَّیْبِ فَهُوَ مُریبٌ.(111)
    کسی که با اهل شکّ مجالست کند، او نیز گرفتار شکّ می‌شود.
    گویند ز مرگ سخت‌تر چیزی نیست
    باور منما که هست، گویم به تو چیست
    با مردم بد سرشت محشور شدن
    سخت است ز صد هزار مردن و زیست




    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    نتیجه بحث


    برای جذب شدن به سوی خوبیها، همنشینی با بزرگانِ خودساخته‌ای که سوخته‌اند و خود را ساخته‌اند، نقش اساسی و فراوان دارد. از مصاحبت با این گونه افراد استفاده کنید و بر نیروهای روحیِ خود بیفزائید.
    مجالست با شخصیّتهای بزرگی که مردم را به سوی خدا و آل‌اللَّه دعوت می‌کنند، باعث تعالیِ روح و افزایش ارزشهای معنوی می‌شود. این حقیقتی است بزرگ که مکتب اهل بیت‌علیهم السلام آن را به ما می‌آموزد.
    بنابراین از آن غفلت نورزید و با نشستن در محضر بزرگان دین و فراگرفتن دستورات و راهنمائیهای آنان، اعتقادات قلبی خود را بیمه نمائید و آنها را در اعماقِ قلب خود جای دهید.
    از همنشینی با افراد گمراه، هواپرست، کوتاه‌فکر و شکّاک، دوری کنید تا سرمایه‌های اعتقادی شما تاراج نشود و از گزند شیاطین جنّ و انس محفوظ بمانید.
    در صورتی که شرایط همنشینی با افراد را رعایت کنید، راه خود را به سوی مقاصد عالی هموار می‌سازید.
    با بدان کم نشین که صحبت بد
    گرچه پاکی، تو را پلید کند
    آفتابی به این بزرگی را
    پاره‌ای ابر ناپدید کند




    امضاء


صفحه 6 از 12 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi