«20» قلب مشتاق
اِلهی هَبْ لی قَلْبا یُدْنیهِ مِنْکَ شُوقُه(1)
پرنده ای کوچک، سفید بال و پرنور، از درون تنگی سینه ام، پر می کشد به آسمان دعا تا نامه رسان طلبی باشد برای دوست؛
مهربانا، سرای محبتی که بنا کردی گوهری می خواهد، سینه ای که مهرت را در آن جاری ساختی، دلی می خواهد مهرآفرین، قلبی می خواهد مشتاق تو؛ دریچه ای می خواهد گشاده به سوی تو، ریسمانی می خواهد کشیده از درون تا اوج نزدیکی به تو:
اِلهی هَبْ لی قَلبا یُدْنیهِ مِنْکَ شُوقُهُ
خدایا قلبی به من عطا کن که مشتاق مقام قرب تو باشد.
رحیما مرا دریاب، آن گاه که قلبم در پرده ی تاریکی فرو می رود(2)، آن گاه که نام
________________________________________
1- فرازی از مناجات شعبانیه.
2- فرازی از دعای صباح، «الهی قلبی محجوب».
ص:137
تو قلبم را به تلاطم نمی اندازد، آن گاه که صدای دعوتت به نماز را می شنوم، امّا قلبم در تارهای تنیده ی شیطان اسیر گشته و از شوق تو و راز و نیاز با تو، به طپش در نمی آید، آن گاه که به گناه دست می برم و قلبم اندیشه ی حضورت است، یاریم کن.
مهربانا، قلبم را دریاب که قفل بی مهری بر او نخورد(1)، قلبم را دریاب که از فکر تو غافل نگردد(2)، قلبم را دریاب تا تن به افسار شیطانی هوای نفس نسپرد؛ ای مهربانِ سراسر محبت، چه می شود اگر با قلبم چنان کنی که چون نامت می آید به تپش درآید و چون هنگامه ی راز گفتن با تو می شود، بی خود از خود، مرا به تو بخواند، چون سحرگاه می شود، به تلنگری بیدارم کند و چون به ورطه گناه نزدیک می شود، دریای شرم از حضورت را در وجودم جاری کند؛ با آن قلب سراسر عشق، من چقدر به تو نزدیک می شوم، چه لذتی خواهد داشت هر دَمَش؛
بارالها، یگانه خدای من تویی، تنها یاوری که مرا از برهوت عدم، به دنیای پر شرّ و شور وجود آورده، یگانه مهربانی که تمام وجودم نیاز به اوست؛ به تو ایمان آوردم و تو را یگانه دانستم، پس قلبم را هدایت فرما(3)، دلی سالم از هر بیماری شیطانی به من عطا کن تا با آن به سوی تو رو کنم(4)؛
عزیزا، آفتاب آرامش را بر قلبم بتابان تا نور ایمانت آسمان دلم را روشن کند.(5) سرای قلبم را از جام کوچکی که از مهر دنیوی پر گردد، به دریایی
________________________________________
1- جاثیه، آیه 23، «و ختم علی سمعه و قلبه».
2- کهف، آیه 28، «ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه».
3- تغابن، آیه 11، «و من یؤمن بالله یهد قلبه».
4- شعرا، آیه 89، «الاّ من اتی اللّه بقلب سلیم».
5- سوره ی فتح، آیه 4، هوالذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزداد و ایمانا.
ص:138
ژرف که مهر تو را در خود گیرد وسعت ده؛ درون قلبم زلال محبتت را جاری کن تا آن چه مایه دوری من از توست به آبِ مهر بشوید و مرا به تو نزدیک گرداند.
لطیفا، لحظه ای دلم را از زلال اشتیاقت خالی مگردان که در عطش دوری تو خواهد پژمرد، نور یادت را هرگز از سرای دلم باز مگیر که به تاریکی غفلت خواهد افسرد.
چشم دلم را از آن چه محبتت را دور می دارد، کور کن(1) و آن چه در نهانِ دلم می گذرد در راه رضای خود قرار ده.(2)
مهربانا، نامت، ساحل سکون است و یادت گرمابخش وجود، قلب مضطرب من در کمند شیطان اسیر گشته و به ریسمان های رنگ وارنگش در غل و زنجیر آمده، قلب مضطرب من که از اصل دور مانده و به وصل نرسیده، قلب آشفته ی من، که در این دنیای آهنی تکنولوژی، از حیات محبت دور مانده و به دست ساخته های بشر گرفتار آمده است و در گرداب هیاهوی پوچ مادّی غوطه ور شده، اینک فقط به ذکر نام تو آرام می گیرد و به فقط به شمیم یاد تو زنده می ماند.






نقل قول
