![]()
السلام علیک یا نبی الرحمة
چشمک زدن ستاره وقتی که کم است
یعنی که نگاه آسمان رنگ غم است
فردا که به آغوش خداوند رود
لبخند به لبهای رسول اکرم است.
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم
![]()






| ❤ |
![]()
السلام علیک یا نبی الرحمة
چشمک زدن ستاره وقتی که کم است
یعنی که نگاه آسمان رنگ غم است
فردا که به آغوش خداوند رود
لبخند به لبهای رسول اکرم است.
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
![]()
السلام علیک یا نبی الرحمة
در شب رحلت خاتم انبیاء، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرشتگان عرش می گریند.
عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند.
ما نیز اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم.
و عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
![]()
السلام علیک یا نبی الرحمة
ای مـدینه شـهر دیـن، کـو رسـول الله
یــــا امـــیر المومنین، کـــو رسـول الله
ای مـدینه گـو بــلال، تـا اذان گــــوید
شـرح ایـن داغ گـران، بـر جـهان گوید
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (04-10-2021)






| ❤ |
![]()
السلام علیک یا نبی الرحمة
بعد از من ای زهرای من بیمار گردی
از دشمنان من دگر بیزار گردی
اینکه به فکر کوچه های تنگ هستم
در بین کوچه دخترم بی یار گردی
صلی الله علیک یا رسول الله الاعظم
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (04-10-2021)






| ❤ |
مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست
قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست
خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست
گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست
خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست
اهل ولا به هوش که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست
قومی برای غصب خلافت شدند جمع
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست
دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود وشراره بر فلک از بیت کبریاست
آتش زدن به خانه ی ریحانه ی رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست
آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست
از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست
هرروز راس شاه شهیدان به نوک نی
هرشب صدای ناله ی زهرا به گوش ماست
میثم! قسم به میثمِ آزاده ی علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست
سازگار
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
حوادثیست کـه قلـب مدینـه میلرزد
مدینه چون دل امّت بـه سینه میلرزد
سپاه شب، شده مست تصرّف خورشید
نسیم، شعله شد و در فضا شراره کشید
تمـام وسعت ملک خـدا شبِ تـار است
چه روی داده که خورشید هم عزادار است؟
ز کـوه و دشت و بیابـان خداخدا شنوم
ز جنّ و انس و ملَک «وامحمّدا» شنوم
اجـل دریــده گریبـان و اشـک افشاند
امیـن وحـی خداونـد، نوحـه میخواند
پیام میرسد از خشتخشت خانۀ وحی
که منقطع شده از آسمـان ترانـۀ وحی
برون خانه اجل گشته گرم اذن دخـول
درون خانه چکد خوندل ز چشم بتول
الا الا ملــک المــوت! مـاتــم آوردی
ز آسمان به زمین یک جهان غم آوردی
ز دیدن رخ تو گشتـه رنگ فاطمه زرد
چه سخت حلقه به در میزنی، نزن! برگرد!
چگونه میکنی ای پیک مرگ دقالباب؟
که آسمان به سر خاکیان شده است خراب
بـرو بـه سینـۀ حیدر شـرر نـزن دیگر
به جان فاطمه سوگنـد! در نـزن دیگر
عقـب بـایست! بگیر احترام ایـن در را
بــرو یتیــم مکـن دختــر پیمبــر را
برو که طعنه بر این باب، دیـو و دد نزند
بـه بـاب خانـۀ توحید، کس لگـد نزند
محمّــد و علـی و فاطمـه کنـار هماند
تو ایستاده و ایـن هـرسه اشکبار هماند
نبی ز خون دل خویش چهره میشوید
درون خانـۀ در بستــه بـا علـی گویـد:
که یا علـی بنشیـن بـا تو راز دارم من
به سینه شعلـۀ سـوز و گـداز دارم من
پس از رسول، مقامت ز کینه غصب شود
فـراز منبـر مـن دشمن تـو نصب شود
خدای، امر به صبرت کند در این اندوه
جواب داد علی: من مقاومم چـون کوه
دوباره گفت پیمبـر کـه ای امـام مبین
شوی به شهر مدینه غریب و خانهنشین
فلک ز غـربت تـو آه میکشـد ز نهـاد
به بـاب خانـهات آتـش زنند از بیـداد
جـواب داد: همانـا بـه صبـر میکوشم
به حفظ دین خود این جام زهر مینوشم
رسول گفت چو کردی تحمل آن همه را
به پیش چشم تو سیلی زنند فاطمه را
تو ایستـاده و بـا چشـم خود نگاه کنی
درون سینۀ خود حبس سوز و آه کنی
در آن میانـه علی سخت در خـروش آمد
کشید ناله و خون در دلش به جوش آمد
اگرچه بـود وجـودش پـر از شـرارۀ خشم
به روی فاطمه چشمی گشود و گفت به چشم!
الا رسول خـدا خـون بـه سینهام جوشید
کـه گفتههـات همـه جامـۀ عمـل پوشید
دری کـه بـود بـه دارالزیــارهات مشهـور
دری که گرد از آن میزدود گیسوی حور
دری کـه بـود پـر از بوسههـای جبراییل
دری که حـرمت از آن میگرفت عزراییل
دری که نـور فشانـد بـه چشم عرش علا
ببیـن چگونــه از آن دود مــیرود بــالا
به باغ وحی، خزان دست باغبـان را بست
که چیده گشت از آن میوه و درخت شکست
چه ننگها که خریدند یـا رسولالله
ز عتــرت تـو بریدنــد یـا رسولالله
چــو امتـت طلبیــدند حــب دنیــا را
بــرای غصـب خـلافت زدنــد زهـرا را
قسم به عزت قـرآن! قسـم به ذات خدا!
سر حسیـن تـو روز سقیفه گشـت جدا
چـه تیرهـا همـه از چلۀ سقیفه شتافت
گلوی اصغر و قلب حسین؛ هر دو شکافت
سقیفـه از حـرم کربــلا شـراره کشیـد
ز گـوش دخترکان تـو گوشـواره کشید
سقیفـه کـرد تــن عتـرت تـو را نیلـی
سقیفـه فاطمههـا را دوبــاره زد سیلـی
همین که حق وصی تو غصب شد به ملا
سر حسین، جدا شد به دشت کربوبـلا
سقیفه آتش سوزان به قلب «میثم» ریخت
نه قلب «میثم» بلکه به جان عالم ریخت
سازگار
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
ای محمد (ص)ای رسول بهترین کردارها
حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها
در بیانت بند می آید زبان ناطقان
قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها
بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم
قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها
طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است
استوار مکتب ایثار تو عمارها
تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک
دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها
پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین
گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها
کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل
کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها
داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک تواییم
لاله کی روییده در آغوش شوره زارها
گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند
شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها
وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار
رو به تو آرند وقت خستگی کرارها
ای که با خون دلت پرورده ایی اسلام را
چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها
سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید
کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها
با عیادت از کسی که بارها آزرده ات
روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها
خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال
بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها
رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست
جان به لب شد از غمت ، شهرت مدینه ، بارها
تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق
رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها
آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست
ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
ماتم گرفت حال و هوای مدینه را
پوشید کعبه رخت عزای مدینه را
خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت
وز پا فکند نخل رسای مدینه را
رکن علی شکست ز فقدان مصطفی
در برگرفت خاک، صفای مدینه را
زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است
ابر عزا گرفت فضای مدینه را
ای دل بیا چو(شاخه حنانه) ناله کن
بنگر به ناله ارض و سمای مدینه را
آدم گریست تا که ملائک به روی دست
بردند سوی سدره همای مدینه را
جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان
سایه فکند کرب و بلای مدینه را
بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر
از دود درب خانه لوای مدینه را
دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست
آیینه رسول نمای مدینه را
دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه
بستند دست عقده گشای مدینه را
تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا
بسرود(رستگار) عزای مدینه را
سید محمد رستگار
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
![]()
یا رب چرا خلق جهان را سینه چاک است
گویا تن پاک پیمبر زیر خاک است
از حضرت روح الامین شهپر شکسته
گرد یتیمی بر رخ زهرا نشسته
چون مرغ شب سبطین احمد در فغانند
دریا صفت از دیده گوهر می فشانند
روز جهان از این مصیبت گشته شب
عرش علا لرزان بود چون قلب زینب
رنگ شفق از این مصیبت نیلگون شد
خورشید و مه را دیدگان دریای خون شد
اندر فلک افلاکیان را بال و پر سوخت
از هجر و غم زهرای اطهر را جگر سوخت
سیفی چه گوید در غم و سوگ و عزایش
واحسرتا صاحب عزا باشد خدایش
محمود سیفی
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)






| ❤ |
ملکوت نگاه بارانیت
راوی یک مدینه اندوه است
سالیانی است از غم غربت
خاطر خستهی تو مجروح است
این اهالی ظلمت دنیا
مردمان قبیلهی وهمند
در سلوک هدایت و رحمت
اشتیاق تو را نمی فهمند
ماتم این شکنجه های کبود
غصه ها بی مجال پیرت کرد
سینهی غرق نور و سنگ ستم
داغ چندین بلال پیرت کرد
بی کسی خو گرفته بود آقا
با اهالی شعب دلتنگی
می شکستی چنان غریبانه
در حوالی شعب دلتنگی
دیده هر دم غروب عام الحزن
چشم بارانی و پُر ابرت را
تو چه کردی در این غریبستان
که خدا می ستود صبرت را
با عمو در دل پریشانت
حس آرامش عجیبی بود
آه دیگر پس از ابوطالب
مکه زندان بی شکیبی بود
داغ ها یاس بیقرارت را
در غم خود سهیم می کردند
مادری را به عرش می بردند
دختری را یتیم می کردند
ماه عالم بگو چه آورده
به سر تو محاق خاکستر
دختر تو چقدر دلخون شد
بر سرت ریخت داغ خاکستر
خوب دیدی میان این مردم
دم به دم جوشش عواطف را
بوسهی سنگ و زخم پیشانیت
غصه پر کرده بود طائف را
قلبتان را چقدر می آزرد
داغدار غم اُحد بودن
زخمی از عهد بی بصیرت ها
خسته از همرهان خود بودن
ناگهان بر تن تو گل کردند
زخمها لاله ها شقایقها
لب و دندان تو شده مجروح
آخر از لطف این منافقها
چه کشیدی در آن غروبی که
تن مجروح حمزه را دیدی
دلت آقا کدام سو می رفت
بر دلش زخم نیزه را دیدی
دید خیبر که گفتی آزاده
آب را بر کسی نمی بندد
گرچه از فرقهی یهودی ها
به اسیران کسی نمی خندد
همه دیدند روز خندق هم
رحم و آزادگی شعارت بود
در مرام تو پیکر کشته
ایمن از غارت و جسارت بود
بر سر و سینه و گلوی حسین
بوسه هایت چقدر معروف است
روضه خوان را ببخش آقا جان
روضه از این به بعد مکشوف است
با تماشای قد و بالایش
از نگاه تو آرزو می ریخت
آه ، ناگاه اگر زمین می خورد
آسمان بر سرت فرو می ریخت
پیش چشمت محاصره کردند
پیکر ماه بی پناهت را
خوب تکریم کرد امت تو
نیزه در نیزه بوسه گاهت را
زینت شانه های تو حالا
شده پامال نعل مرکب ها
آیه آیه، ورق ورق، پرپر
ارباً اربا، مقطع الأعضا
سر خورشید غرق خونت را
روی نیزه ببین چهل منزل
بارش سنگ ها چه خواهد کرد
با لبی نازنین چهل منزل
خون او خون تازه ای جوشاند
در رگ دین و مکتبت آقا
تا ابد شور نهضتش باقیست
تا ابد کُلّ یومٍ عاشورا
یوسف رحیمی
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مصطفی*شیعه ال طاها* (15-10-2020)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)