صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 88

موضوع: مربی نمونه(تفسیر سوره لقمان)

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ایجاد شخصیت در کودک

    مربیان کودک باید متوجه باشند که کودک یک انسان به تمام معنا واقعی است، چیزی از انسانیت کم ندارد، چیزی که هست انسانیت او در حال رشد و تکامل، در حال پیشرفت و پرورش است و مربی باید از ذخایر و سرمایه معنوی و فطری او به تدریج بهره برداری کند.
    یکی از اساسی ترین اصول تربیت، همان احیای شخصیت کودک است؛ یعنی باید به طفل فهماند که تو یک انسان واقعی هستی، و سپس به صورت یک انسان کامل با او سخن گفت و مطالب علمی و اجتماعی، روشهای صحیح و اخلاقی را در افق فکر او توضیح داد؛ به سخنان او به طور دقیق گوش داد و مانند یک انسان کامل به گفت و شنود پرداخت، دست از تشریح و توضیح و افهام برنداشت، تا آن جا که کودک حقیقت را بفهمد و باور کند.
    ما در این جا نمونه ای از گفتار پیشوایان خود که حاکی از طرز تربیت اسلامی است نقل می کنیم، تا گواهی برای گفتار خود آورده باشیم:
    امام مجتبی (علیه السلام) روزی فرزندان و برارزادگان خود را دعوت کرد و رو به آنها کرد و گفت:
    انکم صغار قوم ویوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین، فتعلموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یحفظه فلیکتب، ولیضعه فی بیته؛
    شما کودکان امروز و بزرگان اجتماع آینده هستید، برشماست که تحصیل علم کنید و هرکس از شما که نمی تواند مطالب را حفظ کند، درس خود را بنویسد و در موقع لزوم به آن مراجعه کند.
    اکنون دقت کنیم، امام مجتبی (علیه السلام) چگونه می خواهد فرزندان خود را تربیت کند. او می خواهد فرزندانش دانش بیاموزند، ولی هرگز در این راه به شدت و خشونت متوسل نمی گردد و با سیطره و فشار، آنها را وادار به درس خواندن نمی کند، چرا؟ زیرا اثر آن موقت و مایه پیدایش عقده هایی است که بعدها جبران ناپذیر است.
    او در ایجاد شخصیت، با باز کردن فکر کودک، امیدوار ساختن او به آینده خود، و با تشریح منافع دانش اندوزی، وارد گفتگو شده و عملا برای آیندگان روش صحیح تربیت را می آموزد.






    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    لقمان و تربیت اولاد

    اندرزهایی که لقمان به فرزند خود داده و قرآن مجید آنها را به عنوان برنامه تربیتی در این سوره آورده است، همگی بر اساس ایجاد شخصیت در فرزند استوار است؛ همان اساسی که امام مجتبی (علیه السلام) از آن پیروی کرده، همان روشی که امروز در کشورهای متمدن تعقیب می شود.
    اکنون باید دید اساسی ترین مساله در نظر لقمان چیست.
    نخستین پایه تربیت یک کودک در نظر او چه بوده و او برنامه خود را از کجا شروع می کند و چگونه اساس را پی ریزی می نماید.
    او برنامه تربیتی خود را با فطری ترین مسائل که همان مساله توحید و یکتا پرستی و بت شکنی است آغاز می نماید. هیچ مساله ای ساده تر و روشنتر از مساله توحید نیست که هر فردی به اتکای سرشت خود می تواند آن را بفهمد و درک آن، نیازی به دلایل پیچیده عقلی ندارد.
    ما برای آن که حقیقت شرک و علل پیدایش آن و حدودی که از طرف اسلام برای آن بیان شده است، به خوبی روشن گردد، در این باره به طور گسترده بحث می کنیم.






    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مسوولیتهای سنگین

    برخی از پدران تصور می کنند که مسوولیت آنان فقط منحصر به تامین نیازمندیهای جسمانی کودک است و دیگر وظیفه ای ندارد، در صورتی که پرورشهای اخلاقی و ایمانی، بزرگترین مسوولیتی است که بر دوش آنها گذارده شده است و انجام دادن این مسوولیت، ارزنده تر از تامین حوایج مادی آنهاست.
    دومین شخصیت جهان اسلام، امیرمومنان (علیه السلام) می فرماید:
    ما نحل والد ولداً نحلاً افضل من ادب حسن؛(48)
    بهترین هدیه ای که پدر می تواند به فرزند خود بدهد، همان تربیت پسندیده است.
    مسوولیت پدران در این باره به قدری سنگین و قابل توجه است که امام سجاد (علیه السلام) در انجام دادن این وظیفه خطیر از خداوند استمداد می کند، و در ضمن راز و نیاز خود چنین عرض می کند:
    واعنی علی تربیتهم وتادیبهم وبرهم؛(49)
    (بارالها) مرا در تربیت و تادیب فرزندان و نیکی به آنها یاری بفرما.
    اگر پدران حق اطاعت در گردن فرزندان دارند، فرزندان نیز حق بزرگتری در عهده پدران دارند و آن حق تربیت است، یعنی آموختن راه و رسم زندگی از طریق صحیح و پرورش دادن سجایای انسانی است که در فطرت او تعبیه شده است.
    اگر دانشمندان، امروز به اهمیت تربیت کودکان و راهنمایی رجال آینده کشور پی برده اند و با تشکیل جلسات و نوشتن کتابها و جزوه ها و نشان دادن فیلمهای اخلاقی و علمی، گامهای بلندی در این راه برداشته اند، رهبران عالی قدر اسلام و پیشوایان مذهبی ما، از چهارده قرن پیش با دادن دستورات لازم و ارشاد و راهنماییهای سودمند، و با پرورش کودکان و فرزندان نمونه، قدم موثری در این راه برداشته اند.
    اگر دانشمندان و روان شناسان، استادان آموزش و پرورش برنامه های تربیتی خود را از دورانی شروع می کنند که کودک چشم و گوش خود را باز کرده و در آستانه چیز فهمی قرار می گیرد، ولی اسلام برنامه وسیع خود را برای تحقق یافتن سعادت کودک، پیش از انعقاد نطفه او آغاز می نماید.
    اسلام درباره پیوند زناشویی دستورات لازم و کافی دارد و در این باره به تمام جوانب توجه نموده و در انتخاب همسر به ریشه خانوادگی و شرافت موروثی، اهمیت فوق العاده داده است.
    رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از خضراء الدمن (گیاهانی که در نقاط آلوده می رویند) بپرهیزید! عرض کردند: منظور چیست؟ فرمود: زن زیبایی که در خاندان بد و پلید به وجود آمده باشد.(50)
    اسلام برای حالت آمیزش، آداب و وظایفی معین فرموده که مراقبت هر کدام، در سعادت و خوشبختی کودک تاثیر بسزایی دارد و بالاخص از آمیزش در حالت مستی به شدت جلوگیری کرده است، زیرا کودکانی که در این حال نطفه آنها بسته می شود، از عوارض عصبی درمان ناپذیر بی نصیب نیستند.
    اسلام، تنها به این قسمت اکتفا نکرده، در ایام بارداری و پس از وضع حمل با موشکافی شگفت آوری، تمام شوون پرورش کودک را مدنظر قرار داده است، تا آن جا که به پدران دستور داده که برای فرزندان نام نیکی انتخاب نمایند، زیرا نام، خصوصا نامی که حاکی از بندگی کودک نسبت به خدای یکتا باشد، نشانه شخصیت و از نظر روانی اثر نیکی در روح کودک دارد.
    اسلام دستور می دهد که کودک را پس از تولد با آب پاک و تمیزی شستشو دهند، و در گوشهای او اذان و اقامه بگویند، تا گوشهای او از روز نخستین با جمله هایی که حاکی از یگانگی خدا و رسالت نبی اکرم و دعوت به کارهای نیک است، آشنا گردد. اگر مردم آن روز، اسرار این تعالیم عالی را درنیافتند، امروز پیشرفت دانش، پرده از روی این مطلب برداشته است.
    دستورهای اسلام درباره تربیت کودک به قدری زیاد است که نقل یک صدم آنها برای ما مقدور نیست، ولی خوشبختانه امروز این مسائل زنده و ارزنده، مورد توجه دانشمندان است و نویسندگان و گویندگان ما با طرز جالبی، نظر اسلام را درباره نحوه تربیت کودک بیان می کند.






    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اگر دانشمندان، امروز به اهمیت تربیت کودکان و راهنمایی رجال آینده کشور پی برده اند و با تشکیل جلسات و نوشتن کتابها و جزوه ها و نشان دادن فیلمهای اخلاقی و علمی، گامهای بلندی در این راه برداشته اند، رهبران عالی قدر اسلام و پیشوایان مذهبی ما، از چهارده قرن پیش با دادن دستورات لازم و ارشاد و راهنماییهای سودمند، و با پرورش کودکان و فرزندان نمونه، قدم موثری در این راه برداشته اند.
    اگر دانشمندان و روان شناسان، استادان آموزش و پرورش برنامه های تربیتی خود را از دورانی شروع می کنند که کودک چشم و گوش خود را باز کرده و در آستانه چیز فهمی قرار می گیرد، ولی اسلام برنامه وسیع خود را برای تحقق یافتن سعادت کودک، پیش از انعقاد نطفه او آغاز می نماید.
    اسلام درباره پیوند زناشویی دستورات لازم و کافی دارد و در این باره به تمام جوانب توجه نموده و در انتخاب همسر به ریشه خانوادگی و شرافت موروثی، اهمیت فوق العاده داده است.
    رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از خضراء الدمن (گیاهانی که در نقاط آلوده می رویند) بپرهیزید! عرض کردند: منظور چیست؟ فرمود: زن زیبایی که در خاندان بد و پلید به وجود آمده باشد.(50)
    اسلام برای حالت آمیزش، آداب و وظایفی معین فرموده که مراقبت هر کدام، در سعادت و خوشبختی کودک تاثیر بسزایی دارد و بالاخص از آمیزش در حالت مستی به شدت جلوگیری کرده است، زیرا کودکانی که در این حال نطفه آنها بسته می شود، از عوارض عصبی درمان ناپذیر بی نصیب نیستند.
    اسلام، تنها به این قسمت اکتفا نکرده، در ایام بارداری و پس از وضع حمل با موشکافی شگفت آوری، تمام شوون پرورش کودک را مدنظر قرار داده است، تا آن جا که به پدران دستور داده که برای فرزندان نام نیکی انتخاب نمایند، زیرا نام، خصوصا نامی که حاکی از بندگی کودک نسبت به خدای یکتا باشد، نشانه شخصیت و از نظر روانی اثر نیکی در روح کودک دارد.
    اسلام دستور می دهد که کودک را پس از تولد با آب پاک و تمیزی شستشو دهند، و در گوشهای او اذان و اقامه بگویند، تا گوشهای او از روز نخستین با جمله هایی که حاکی از یگانگی خدا و رسالت نبی اکرم و دعوت به کارهای نیک است، آشنا گردد. اگر مردم آن روز، اسرار این تعالیم عالی را درنیافتند، امروز پیشرفت دانش، پرده از روی این مطلب برداشته است.
    دستورهای اسلام درباره تربیت کودک به قدری زیاد است که نقل یک صدم آنها برای ما مقدور نیست، ولی خوشبختانه امروز این مسائل زنده و ارزنده، مورد توجه دانشمندان است و نویسندگان و گویندگان ما با طرز جالبی، نظر اسلام را درباره نحوه تربیت کودک بیان می کند.





    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ایجاد شخصیت در کودک

    مربیان کودک باید متوجه باشند که کودک یک انسان به تمام معنا واقعی است، چیزی از انسانیت کم ندارد، چیزی که هست انسانیت او در حال رشد و تکامل، در حال پیشرفت و پرورش است و مربی باید از ذخایر و سرمایه معنوی و فطری او به تدریج بهره برداری کند.
    یکی از اساسی ترین اصول تربیت، همان احیای شخصیت کودک است؛ یعنی باید به طفل فهماند که تو یک انسان واقعی هستی، و سپس به صورت یک انسان کامل با او سخن گفت و مطالب علمی و اجتماعی، روشهای صحیح و اخلاقی را در افق فکر او توضیح داد؛ به سخنان او به طور دقیق گوش داد و مانند یک انسان کامل به گفت و شنود پرداخت، دست از تشریح و توضیح و افهام برنداشت، تا آن جا که کودک حقیقت را بفهمد و باور کند.
    ما در این جا نمونه ای از گفتار پیشوایان خود که حاکی از طرز تربیت اسلامی است نقل می کنیم، تا گواهی برای گفتار خود آورده باشیم:
    امام مجتبی (علیه السلام) روزی فرزندان و برارزادگان خود را دعوت کرد و رو به آنها کرد و گفت:
    انکم صغار قوم ویوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین، فتعلموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یحفظه فلیکتب، ولیضعه فی بیته؛
    شما کودکان امروز و بزرگان اجتماع آینده هستید، برشماست که تحصیل علم کنید و هرکس از شما که نمی تواند مطالب را حفظ کند، درس خود را بنویسد و در موقع لزوم به آن مراجعه کند.
    اکنون دقت کنیم، امام مجتبی (علیه السلام) چگونه می خواهد فرزندان خود را تربیت کند. او می خواهد فرزندانش دانش بیاموزند، ولی هرگز در این راه به شدت و خشونت متوسل نمی گردد و با سیطره و فشار، آنها را وادار به درس خواندن نمی کند، چرا؟ زیرا اثر آن موقت و مایه پیدایش عقده هایی است که بعدها جبران ناپذیر است.
    او در ایجاد شخصیت، با باز کردن فکر کودک، امیدوار ساختن او به آینده خود، و با تشریح منافع دانش اندوزی، وارد گفتگو شده و عملا برای آیندگان روش صحیح تربیت را می آموزد.



    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    لقمان و تربیت اولاد

    اندرزهایی که لقمان به فرزند خود داده و قرآن مجید آنها را به عنوان برنامه تربیتی در این سوره آورده است، همگی بر اساس ایجاد شخصیت در فرزند استوار است؛ همان اساسی که امام مجتبی (علیه السلام) از آن پیروی کرده، همان روشی که امروز در کشورهای متمدن تعقیب می شود.
    اکنون باید دید اساسی ترین مساله در نظر لقمان چیست.
    نخستین پایه تربیت یک کودک در نظر او چه بوده و او برنامه خود را از کجا شروع می کند و چگونه اساس را پی ریزی می نماید.
    او برنامه تربیتی خود را با فطری ترین مسائل که همان مساله توحید و یکتا پرستی و بت شکنی است آغاز می نماید. هیچ مساله ای ساده تر و روشنتر از مساله توحید نیست که هر فردی به اتکای سرشت خود می تواند آن را بفهمد و درک آن، نیازی به دلایل پیچیده عقلی ندارد.
    ما برای آن که حقیقت شرک و علل پیدایش آن و حدودی که از طرف اسلام برای آن بیان شده است، به خوبی روشن گردد، در این باره به طور گسترده بحث می کنیم.




    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    لقمان و مبارزه با شرک

    13. یا بنی لاتشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم؛
    فرزندم! برای خداوند شریک قرار مده، زیرا شرک ستمی بزرگ است.
    از نظر دانشمندان، نه تنها خدا پرستی یک امر فطری و نهادی است، بلکه یکتا پرستی نیز بسان اصل خدا پرستی از فطریات انسان می باشد. در مواقع مصیبت و گرفتاری، همه مردم به خدا پناه برده و حس خداشناسی آنان بیدار می گردد و چنین گرایشی گواه بر فطری بودن اصل خدا پرستی است، همچنین این انسان در همان لحظه به یک خدا، بلکه تمام افراد به خدای یگانه پناه برده و از او که واحد و یگانه است استمداد می جویند.
    بنابراین، یکتاپرستی (توحید) روشنترین مساله ای است که هر انسانی به مقتضای ندای فطرت ناچار است به آن معتقد شود و در برابر آن، پاسخ مثبت بگوید.
    یکتاپرستی، ساس و ریشه تمام ادیان آسمانی است و دعوت تمام پیامبران روی این اساس بوده، و غرض اصلی از بعثت پیامبران، تحکیم این عقیده در میان ملتهاست و هر طریقه ای که از آن بوی شرک بیاید، به طور قطع و مسلم یک روش ساختگی و با هدف پیامبران الهی مباین است.
    واقعیت یکتاپرستی را دو عقیده تشکیل می دهد:
    1. اعتقاد به این که این جهان سازنده و صانعی دارد.
    2. سازنده و پدید آرنده جهان یکی است؛ بنابراین، مرد موحد باید به هر دو مطلب معتقد باشد.
    مطلب اول به قدری روشن و واضح است که پیامبران الهی روی آن فشار نیاورده و فشار دعوت آنها روی قسمت دوم بوده است؛ یعنی اعتقاد به این که صانع یکی است، دو تا یا بیشتر نیست.





    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اعتقاد به صانع، کهنترین اندیشه انسانی است

    شما در تاریخ پرغوغای بشریت، درونی را پیدا نمی کنید که بشر نسبت به اصل وجود صانع مردد بوده باشد. این عقیده، پیوسته در قلوب آنها راسخ و پای برجا بوده است، گو این که در تشخیص خدای واقعی دچار اشتباه می شده، و خدایان مجازی و ساخته خود را به جای خدای واقعی می پنداشت، ولی با این همه اختلافات، اصل اعتقاد به خدا و صانع - اعم از یک یا بیشتر - با تشخیص درست و یا باطل، پیوسته محفوظ بوده است.
    راهنمای بشر اولی برای چنین اصل مسلم، فطرت او بوده، فطرتی که در هیجانات و اضطرابات، بیشتر قدرت نمایی می کند.
    او هنگامی که فاصله مرگ و زندگی را کمتر می دید، و در لب پرتگاه قرار می گرفت و تمام اسباب طبیعی از کار می افتاد، پرده ها و حجابهای مادیگری از برابر دیدگان او عقب می رفت، فطرت با یک کشمکش پر قدرتی او را به عالم بالا، عالمی که از شرایط زمان و مکان بیرون است، و تمام جهان در کف قدرت اوست، متوجه می ساخت. از آن جا که اعتقاد به خدا از فطرت انسانی سرچشمه می گیرد و با سرشت آدمی آمیخته است، امروز هم بشر مغرور مادی در گرفتاریها و شداید و مصائب به آن نقطه پناه می برد.
    بشر، در طول تاریخ در تحکیم این عقیده نه تنها به فطرت اتکا داشته، بلکه از اصل مسلم علیت و معلولیت به فراخور حال خود بهره مند و برخوردار بوده است.
    او می دید و با دیده خود درک می کرد که هر حادثه ای در جهان هستی، از نقطه ای سرچشمه می گیرد که به اصطلاح علمی به آن علت می گویند و هرگز اتفاق نیفتاده که چیزی خود به خود سراز عدم بردارد و بی علت پدید آید.
    این مساله (هر حادثه ای علتی می خواهد) تقریباً مانند سایر مسائل فطری، با سرشت انسانی آمیخته گردیده است. کودک در نخستین روزهای زندگی، هر موقع صدایی را بشنود، بی اختیار متوجه سمتی می شود که صدا از آن طرف آمد، و اگر توانایی سخن گفتن داشته باشد، فوراً از مادر و نزدیکان خود از علت حادثه سراغ می گیرد.
    در طول تاریخ، روی این دو اساس محکم، یعنی فطرت و قانون علیت، کاخ رفیع و محکم خداپرستی استوار شده است و تا ابد این کاخ، استوار و خلل ناپذیر خواهد ماند.
    همان طور که در اثبات وجود خدا دو راه در اختیار داشتیم، گاهی از طریق فطرت پی به وجود می بردیم و هر انسانی خود را در شرایط خاصی خداخواه و خداجوی می دید و گاهی از طریق مشاهده دلایل وجود او، به تصدیق او بر می خواستیم؛ همچنین است و حدانیت و یکتایی او، گاهی با دلایل عقلی و فلسفی پی به یگانگی او می بریم، و گاهی راهنمای ما در پیمودن این راه، فطرت و سرشت انسانی است و خود فطرت بهترین راهنما در این موضوع می باشد.
    سرشت هر انسانی بر حدانیت و یگانگی او گواهی می دهد، زیرا در مواقعی که تمام اسباب مادی و علل طبیعی از کار می افتد و بشر خود را بر لب پرتگاه و نابودی می بیند، بی اختیار زنگ غفلت و غبار فراموشی از روی دل و روان انسان زدوده می شود، و روح ما به نقطه مرموزی که او را عالم و آگاه بر وضع خویش، و قادر و توانا بر رفع گرفتاریهای خود می داند، متوجه می گردد.
    در این لحظات حساس، هر فردی جز به یک نقطه و جز به یک قدرت وسیع متوسل نمی گردد، و همه انسانها دل به نقطه واحدی بسته و پیوسته از او استمداد می جوید که مشکلات او را بر طرف سازد.
    دلایل فلسفی و کلامی توحید، بیش از آن که در این صفحات منعکس گردد، و ما به طور گسترده درباره یگانگی خدا در کتاب با صفات خدا آشنا شویم، بحث کرده ایم.




    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    علل پیدایش بت پرستی

    شرک، به معنای معبود غیر واقعی را به جای معبود واقعی پنداشتن، جهتی جز آمیختگی فطرت با جهل و نادانی ندارد؛ یعنی از یک طرف انسان تحت فشار فطرت و دلایل روشن خداشناسی قرار می گیرد، خواه نا خواه معتقد می گردد که برای جهان صانعی هست و نظام شگفت انگیز عالم هستی بی پدید آرنده امکان ندارد، از طرف دیگر بر اثر جهل و نادانی و نبودن معلومات صحیح، و دور بودن از محیط تبلیغی پیامبران الهی، چون خدای واقعی را از خدا نمایان درست تشخیص نمی دهد، بی اختیار مجازها را حقیقت پنداشته، بتهای بی جان و بی روح و یا اجرام شفاف و درخشان آسمانی را خدا می پندارد.
    اگر مشعلهای فروزان علم و دانش و برنامه های صحیح انبیا این فطرت را راهنمایی کنند، ریشه بت پرستی از صفحه گیتی برداشته می شود.





    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    November 2011
    شماره عضویت
    2032
    نوشته
    901
    صلوات
    1300
    دلنوشته
    4
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    407
    مورد تشکر
    354 در 114
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    شرک یعنی چه؟

    هرگاه کسی غیر خدا را خدا پندارد، و یا موجودی را در انجام دادن کاری مستقل و غیر محتاج به خدا بداند، و یا مخلوقی را برای تحصیل قرب و نزدیکی به خدا بپرستد، به چنین فرد، مشرک و به خود این کار شرک می گویند؛ بنابراین، شرک دارای مراحل سه گانه است:
    1. غیر خدا را خدا بداند.
    2. موجودی را در انجام دادن کاری مستقل اندیشد.
    3. موجودی را برای تحصیل قرب به خدا بپرستد.
    همه مسائل شرک که فعلا مورد بحث ماست، در این مراحل سه گانه خلاصه می گردد.
    گروه وهابیه در تشخیص شرک دچار اشتباه عجیبی شده اند و تصور کرده اند که شفاعت خواهی از اولیای خدا و این که بگوید:
    ای پیامبر گرامی، در روز رستاخیز در حق من شفاعت بنما، یا بوسیدن ضریح و تعمیر قبور، شرک است. گویا حقیقت شرک در اختیار آقایان است که هر طوری بخواهند آن را تفسیر نمایند، در صورتی که شرک برای خداوند حد و اندازه ای دارد. مشرک در اسلام و تمام ادیان، کسی است که مخلوقی را خدا بخواند، و یا مخلوقی را در تاثیر و انجام دادن امور، مستقل بداند، و یا مخلوقی را برای تقرب به خدا بپرستد.
    بنابراین، بوسیدن ضریح به عنوان احترام از کسی که آن جا دفن شده و یا خواندن زیارت و گفتن جمله هایی که حاکی از مقام بلند او باشد، و یا تعمیر نقطه ای که بدن پاک مردان جانباز الهی در آن جا به خاک سپرده شده است، و یا حاجت خواهی از خدا در کنار قبر آنان، و یا خواستن شفیع بودن آنان در نزد خدا، کوچکترین ارتباطی به شرک ندارد؛ یعنی از نظر شرک نمی توان اینها را از مصادیق شرک دانست، زیرا مشرک به طوری که اجمالا گفته شد، کسی است که به یکی از سه مطلب فوق ملتزم گردد، و کسی از مسلمانان نه یکی از پیشوایان دینی را خدا می داند، و نه کسی آنها را به عنوان معبود و مقرب پرستش می کند، و نه برای آنها استقلالی در امور و انجام دادن کاری قائل است، بلکه همه مسلمانان به احتیاج و نیازمندی آنان در تمام شوون زندگی، اعراف و اقرار صریح دارند.
    شگفت آور استدلالی است که برخی از وهابیها در این مورد دارند؛ آنان می گویند: در شداید و مصائب و حوایج نباید جز خدا را خواند، زیرا قرآن مجید دستور می دهد:
    و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً؛(51)
    مراکز سجده (و یا معبد) مال خداست، هرگز نباید همراه خدا دیگری را خواند.
    آنان می گویند: به حکم جمله فلاتدعوا مع الله، نباید گفت: اشفع لنا یا محمد پیامبر در حق ما شفاعت کند. همچنین نباید گفت: ای رسول گرامی! از خدا بخواه تا خدا ما را شفا بخشد، یا دین ما را ادا کند، زیرا همه اینها مصدایق دعوت مع الله است، یعنی همراه خدا دیگری را نیز می خوانیم.






    امضاء


صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 23456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi