صفحه 6 از 50 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 491

موضوع: سلامتى تن و روان

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دسته دوم ، بیماریهای چند ژنی است .
    این بیماریها تحت تأثیر چند ژن و حتی عوامل محیطی اند; مانند بعضی معلولیتهای ذهنی یا لب شکری .
    دسته سوم ، بیماریهای کروموزومی است .
    در این بیماریها ، علت در ژن نیست ، بلکه بیماری مربوط به اِشکال در تعداد کروموزوم یا ساختمان کروموزوم است .
    این بیماریها را «بیماریهای ژنتیک» نمی نامند و بدان «بیماریهای کروموزومی» نیز گفته اند .
    در بیماریهای کروموزومی به وجود آن در هر دو نفر از والدین ، نیاز نیست و از یکی از
    والدین منتقل می شود .
    نمونه بیماریهای کروموزومی ، منگولیسم است که نوعی عقب ماندگی ذهنی است .
    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    9 _ همراهی عمل در بازگشت .
    مسیر صعودی به سوی حق را ، هر کس در مسیر هستی خود طی می کند; یعنی ملاقات با الله ، در جدول وجودی خود انسان صورت می گیرد .
    منتها ، این سیر ، با عمل انسان ساخته می شود .
    در حقیقت ، هر کس با تجسم اعمال خود رو به روست .
    (یوم تجد کلّ نفس ما عملت من خیر محضّراً وما علمت من سوء تودّ لو أنّ بینها وبینه أمداً بعیداً)
    آن روزی که هر کسی ، آنچه کار نیک به جای آورده و آنچه بدی مرتکب شده ، حاضر می یابد و آرزو می کند :
    کاش میان او و آن [ کارهای بد ] فاصله ای دور بود .
    (ویوم یرجعون إلیه فینبّئهم بما عملوا)
    روزی را که به سوی او باز گردانیده می شوند و آنان را [ از حقیقت ] آنچه انجام داده اند خبر می دهد .
    و سرانجام انسان در شناخت نفس خود متوجه می شود که هر چه هست ، در حوزه خودش بوده و خودش نیز در حوزه پروردگار است; یعنی ، در حقیقت ، می رسد به خود و از خود به خدا می رسد .
    در زیر ، مثالی برای بازنمودن این حقیقت از الهی نامه عطّار آورده ایم .
    حکایت سرپاتک هندی
    آورده اند که در هندوستان کودکی
    بود سرشار از عقل و فراست که دانشهای مختلفی را فراگرفته بود .
    روزی کودک شنید که در شهری بسیار دور ، حکیمی زندگی می کند که در علم نجوم و طب سرآمد همه است ، اما از دانش خود چیزی به کسی یاد نمی دهد و کسی را به سرای خود نمی پذیرد _ ضمناً شاه پریان و دخترش به دیدار او می آیند که دخترک در زیبایی سرآمد همه زیبایان است .
    کودک به پدرش می گوید :
    «مرا نزد او ببر تا دانش او را فرا گیرم و دختر شاه پریان را ببینم که من عاشق او شده ام . »
    پدر می گوید :
    «این کار امکانپذیر نیست; چرا که حکیم نمی خواهد تو به اسرارش پی ببری . »
    پسر اصرار می کند که :
    «اگر مرا نزد او بری ، من خود را به کری و لالی می زنم تا حکیم ، خیالش از بابت یادگیری من آسوده گردد . »
    امضاء


  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سرانجام ، پدر و پسر سفر آغاز کرده ، پس از پیمودن مسافتی بسیار ، به آن شهر دوردست و به محضر حکیم رسیدند .
    پدر از کر و لالی فرزند سخن گفت و استاد تصمیم گرفت کودک را در کر و لال بودن امتحان کند .
    پس از آزمایشهای سختی استاد مطمئن گشت که کودک کر و لال است .
    حکیم کودک را به عنوان غلام خود انتخاب کرد ، اما کودک مرتباً در غیاب استاد کتابهایش را مطالعه می کرد تا دانش استاد را یاد بگیرد و به طور حضوری کارها و روش طبابت او را می آموخت .
    روزی شاهزاده شهر بیمار شد .
    استاد نزد او رفت
    و کودک (شاگرد) نیز به دنبال استاد روانه شد .
    استاد متوجه شد که در مغز شاهزاده کِرمی است که آن را باید با چنگال بیرون آورد .
    هر چه استاد برای بیرون کشیدن کِرم بیشتر تلاش می کرد ، آن کِرم به مغز شاهزاده بیشتر فرو می رفت و شاهزاده شیون می کرد .
    کودک ، که شاهد این ماجرا بود ، طاقتش طاق شد و ناگهان ، ناخودآگاه بر سر استاد داد زد که :
    «تو با این روش مشکل را افزون می کنی; چنگال را داغ کن و بر کِرم بگذار ، کِرم هلاک خواهد شد . »
    ناگهان استاد به راز کودک پی برد و از غصّه جان به جان آفرین تسلیم کرد .
    پادشاه ، که از هوش و ذکاوت کودک و اسرار او آگاه شد ، او را به جای حکیم نشاند .
    کودک درب صندوقچه اسرار آمیز استاد را گشود تا راز دختر شاه پریان را دریابد :
    بیامد کودک و بگشاد صندوق
    در آنجا دید وصف روی معشوق
    کتابی کان بود در علم تنجیم
    همه برخواند و شد استاد اقلیم
    به آخر ز آرزوی آن دل افروز
    نبودش صبر یک ساعت شب و روز
    برای دیدار آن دل افروز دور تا دور خود خطی کشید و تا چهل روز در میان آن نشست .
    سرانجام ، دختر زیبا ، پریزاده دل افروز ، ظاهر شد :
    بتی کز وصف او گوینده لالست
    چه گویم زانکه وصف او محالست
    چو سر پاتک ز سرتا پای او دید
    درون سینه خود جای او دید
    تعجب کرد از آن و گفت آنگاه
    چگونه جا گرفتی جانم ای ماه
    جوابش داد آن ماه دل افروز
    که با تو بوده ام من ز اولین
    روز
    منم نفس تو ، تو جوینده خود را
    چرا بینا نگردانی خِرَد را
    اگر بینی ، همه عالم تو باشی
    ز بیرون و درون همدم تو باشی
    حکیم جوان ، به پریزاده گفت :
    «از نفس هر کسی مشخص است که مار ، سگ و یا خوک است ، اما تو زیبای زمین و آسمان هستی و هرگز به نفس کسی شبیه نیستی . »
    پری گفتا اگر امّاره باشم
    بتر از خوک و سگ ، صد باره باشم
    ولی وقتی که گردم مطمئنه
    مبادا هیچ کس را این مظنه
    ولی چون مطمئنه گشتم آنگاه
    خطاب ارجعیم آید ز درگاه
    کنون نفس تو ام من ای یگانه
    اگر گردم پس شیطان روانه
    مرا امّاره خوانند اهل ایمان
    مگر شیطان من گردد مسلمان
    اگر شیطان مسلمان گردد اینجا
    همه کاری به سامان گردد اینجا
    امضاء


  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چون حکیم جوان در این راه رنج فراوانی برده بود ، سرانجام بر نفس خود غالب گشت .
    در نتیجه هر کس بخواهد در این راه قدم بگذارد و به سِرّ جان خود پی ببرد ، باید درد و رنج زیادی تحمل نماید .
    کنون تو ای پسر چیزی که جستی
    همه در تست و تو در کار سستی
    اگر در کار حق مردانه باشی
    تو باشی جمله و هم خانه باشی
    تویی بیخویشتن گم گشته ناگاه
    که تو جوینده خویشی درین راه
    تویی معشوق خود با خویشتن آی
    مشو بیرون ز صحرا ، با وطن آی
    از آن حبّ الوطن ایمان پاکست
    که معشوق اندرون جان پاکست
    بنابراین ، در اثر مراقبه شدید و اهتمام به آن ، آثار حب و عشق در ضمیر ما هویدا می شود; زیرا عشق به جمال و کمال علی الإطلاق فطری است و با نهاد بشر خمیر شده و در ذات او به ودیعت گذارده
    شده است ، ولی علاقه به کثرات و حُبّ مادّیات ، مانع بروز عشق فطری می گردد و نمی گذارد که این پرتو ازلی در او ظاهر گردد .
    امضاء


  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به واسطه مراقبه زیاد ، کمکم حجابها ضعیف می شوند تا سرانجام از میان می روند و آن عشق و حُبّ فطری ظهور می کند و انسان را به مبدأ لایزال الهی رهبری می نماید .
    راه خلوتگه خاصّم بنما تا پس از این
    می خورم با تو و دیگر غم دنیا نخورم
    7 _ عقل
    چنان که گفته شد ، عقل ، یکی از شئون نفس است که می واند دیگر شئون را تحت فرمان خود در آورد .
    در حدیث از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده است که :
    أوّل ما خلق الله العقل .
    اولین موجودی که خدا آفرید ، عقل است .
    امضاء


  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و برای عقل ، مراتبی است که عبارت است از :
    1 _ عقل نظری :
    همان عقل معمولی یا جزئی است .
    حسابگر و محاسب است و ارزیابی و نتیجه گیری می کند .
    این عقل چون تحت تأثیر وهم و خیال قرار می گیرد ، می تواند به اشتباه بیفتد .
    عقل جزوی ، شعاعی از عقل کلّی است و می تواند خود ، طبیعی را تقویت کند .
    2 _ عقل کلّی :
    این مرحله از عقل ، زیربنای هستی است و نیرویی الهی است که در همه مخلوقات عالم وجود دارد و اگر انسان بخواهد به آن دسترسی یابد ، باید منیّتهای خود و منِ موهوم را کنار بگذارد :
    عقل پنهان است و ظاهر آدمی
    صورتِ ما موج یا از وی نمی
    این جهان یک فکرتست از عقل کل
    عقل چون شاهست
    و صورتها رُسل
    عقل سایه حق بود چون آفتاب
    سایه را با آفتاب او چه تاب
    امضاء


  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بنابراین ، عقل کلّی ، حقیقتی است که مافوق همه کائنات و زیربنای عالم هستی است .
    (به طور مستقیم وابسته به خداست . ) در نمای زیر مقایسه عقل جزئی با عقل کلّی آورده شده است :
    جزئی :
    همان عقل نظری است و از راه حسّ و محاسبات برخورد می کند و به خیالات می پردازد و نیز دارای حساب و کتاب است;کثرت را می بیند ، عقل ظاهربین است ، با من مجازی سر و کار دارد و به خوب و بد ، هر دو کمک می کند .
    کُلّی :
    همان عقل عملی است و به منِ اصلی می اندیشد; آن سوی کثرت را می بیند (وحدت) ، باطنبین است و با منِ اصلی سر و کار دارد .
    خلاصه این که ، عقل جزئی به نیازهای جزئی ما نظر دارد و انسان را در خود طبیعی نگاه می دارد ، حال آن که عقل کلّی به نیازهای اساسی نظر دارد و در حقیقت به هدف اصلی انسان توجه می کند .
    از این رو ، هر چه به عقل جزئی بپردازیم ، از عقل کلّی محروم می شویم .
    دریافت های عقل کلّی ، همان مفاهیم عالی های است که دل ، آنها را حس و رؤیت می کند .
    چه حریم عقل ، فکرت است و حریم دل ، رؤیت (= شهود) .
    نکته مهمتر این است که آنچه مربوط به عقل کلّی و دل است ، همان فطرت ماست; چرا که جهت عقل کلّی و دل یکی است ، بنابراین ، باید به سه مطلب
    مهم زیر توجه داشته باشیم :
    امضاء


  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    1 _ عقل جزئی در صورتی مفید است که اسیر نفس و شیطان نباشد و این را عقل جزئی سالم گوییم .
    اگر عقل جزئی در خدمت نفس و شیطان قرار گیرد ، مخرّب است .
    2 _ برای این که به فطرت خود و خواسته دل برسیم ، هم می توانیم از طریق عقل (= حکمت ، راه حکیم) ، سلوک کنیم و هم از طریق دل (= تزکیه و برداشتن حجاب ، راه عارف) ، و سرانجام می فهمیم که راه حکیم واقعی و عارف واقعی یکی است .
    3 _ نتیجه بسیار مهم این است که عقل جزئی یک بُعدی و محدود است و نمی تواند صاحب همه چیز یا همه علوم شود ، اما عقل کلّی بر همه چیز و همه کس یا همه علوم اِشراف دارد و بر حق و طالب حق و شهود حق است که در آن یگانگی و همه علوم و همه اشیا دیده می شود و به عالم غیب متصل است و حالت فعلیت دارد .
    امضاء


  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    فصل سوم : بهداشت و سلامتی
    1 _ آشنایی با بهداشت و سلامتی
    گرچه از دیرباز ، سلامتی را نبودن بیماری دانسته اند ، اما تعریف پذیرفته تر از سلامتی ، عبارت است از :
    «سلامتی جسمی و روانی» و با این تعریف ، سلامتی دو بُعد دارد :
    بعد جسمی و بعد روانی .
    بُعد جسمی ، سلامت تن را گویند و بعد روانی ، فقط ، نبود بیماری روانی نیست ، بلکه حالت توازن میان شخص و دنیای اطراف او ، سازگاری با خود و دیگران و همزیستی واقعیتهای درونی خود و واقعیتهای بیرونی .
    بنابراین ، فردی از نظر روانی سالم است
    که :
    1 _ تعارض و کشمکش داخلی نداشته باشد;2 _ تطبیق و تلفیق نسبی با زندگی ، دیگران و اجتماع داشته باشد;3 _ توان مقابله با مسائل زندگی را دارا باشد;4 _ خودگردان و خودشکوفا باشد .
    عوامل تعین کننده سلامتی عبارتند از :
    1 _ وراثت;2 _ محیط زیست;3 _ شیوه زندگی;4 _ وضعیت اقتصادی جامعه;5 _ عوامل متفرقه .
    امضاء


  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اوّل _ مشاوره
    مقدّمه
    در سال 1865 م . یک کشیش اتریشی به نام «مندل» سعی کرد بداند چرا فرزندان به والدین شباهت دارند .
    او بررسیهای خود را با گیاهان انجام داد و مشاهده کرد که بسیاری صفات ، ارثی هستند; اما ممکن است در نسلهای اوّل ظاهر نشوند ، در حالی که در نسلهای بعدی ظاهر می شوند; به عبارت دیگر ، عامل توارث و عامل انتقال صفات را ژن دانست .
    اعتقاد بر این است که هر یک از صفات را یک یا چند ژن تعیین می کنند .
    ژن و کروموزوم چیست؟
    ژنها از جنس پروتئین هستند (dna) و بر روی کروموزوم ها قرار دارند .
    کروموزومها از جنس پروتئین هستند و آنها را با میکروسکوپ می توان دید و شماره کرد .
    تعداد کروموزومها در سلولهای هر موجود زنده ثابت است و در انسان ، 46 کروموزوم وجود دارد که دو تای آن را کروموزوم جنسی می نامند به نام x و y .
    در بدن انسان ، هزاران ژن وجود دارد که در روی کروموزومها و از جنس dna و در هسته سلولهای بدنند .
    امضاء


صفحه 6 از 50 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi