منافق دو چهره دارد. در انظار مردم با شوق عبادت می کند و در تنهایی بی حال است. دوست دارد مردم کارهای او را بستایند و او در این موقع بر عمل خود می افزاید. اهل خدع و فریب است. اعمال نیک خود را بیان می کند. بر دیگران منت می نهد. بر خدا توکل ندارد و چشم طمع به خلق دوخته است. خود پسند و مغرور است. تن پرور و رفاه طلب است. در ظاهر ذکر خدا گوید و در دل کمتر یاد خدا کند (1).
امام علی و نفاق را ننگ خصلتها خوانده است (2). یعنی هر خصلت زیبایی بر اثر اتصاف به نفاق به زشتی تبدیل می شود . نفاق پیشگی مبغوض خداوند است و می فرماید : بدانید که خدای عزوجل از چند رنگی بندگانش نفرت دارد :
یبغض من عباده التلون (3).
چند رنگی در دین و عقیده بسیار زشت تر و خطرناک تر است .
نفاق به واقع یک صفت روحی و روانی است که بر حسب شدت و ضعف آن و مقتضیات زمان، منافق را به ابراز محبت دروغین با خلق خدا وا می دارد حال آنکه دل در جای دیگر نهاده شده است.
ویژگیهای نفاق عبارتند از : 1. شک و تردید: مولا بالا می فرمایند: منافق نیرنگ باز و زبان باز و .
ص: 84
1- اصول کافی ، ج 3، ص 295.
2- غرر الحکم، ج 1، ص 191.
3- تحف العقول، ص 115.
مردد است :
المنافق مکور مضر مرتاب» (1).
2. عبرت نگرفتن : منافق نه درست می نگرد تا عبرت گیرد و نه درست می اندیشد تا بهره گیرد. او در وادی حیرت باقی می ماند.
3. علم بی عمل : از آنجا که منافق دانا از ایمان تهی است دانشی نیز ندارد؛ چرا که به گفته مولا : ایمان و علم برادران همزادند و دو رفیق همراهند (2). و در جای دیگر می فرمایند: دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست (3).
4. پارسائی دروغین : ورع مرد به اندازه دین اوست (4). چون منافق دین ندارد ورع هم ندارد.
5. دنیا طلبی : کار آخرت را وسیله دنیا طلبی قرار نده که این خصلت منافقان و خوی بی دینان است. گروهی برای دنیا در دین تفقه می کنند و برای عمل نکردن می آموزند.. از این رو دیرتر از منافقان رسوا می شوند.
6. نگه نداشتن زبان: زبان وسیله سنجش خرد انسان است. مؤمن هرگاه ارادۂ سخن کند در درون به آن می اندیشد؛ اگر نیکو باشد
ص: 85
1- غرر الحکم، ج 1، ص 360.
2- غرر الحکم، ج 2، ص 47.
3- غرر الحکم، ج 4، ص 350.
4- غرر الحکم، ج ؟؟، ص329.
آشکارش می کند و اگر بد باشد پوشیده اش می دارد. منافق هرچه به زبانش آید می گوید چه به سود او چه به زیان او (1).ص 1