در جلد اول کتاب، برخی از کلمات او از کتاب «مساحرۀ قسطنطنیّه» را، نقل کردم از آن جمله گوید: دین اسلام ضدّ تنبلی و سستی بوده و به سعی و جدّیت امر می نماید.
از کلمات پیامبر و روش عملی او همین مطلب بر می آید. چنانچه روزی پیغمبر اسلام با جمعی از یاران خویش بر جماعتی گذر کردند و پیامبر از سلام دادن به شخصی خودداری کرد و به هنگام بازگشت، به همان شخص سلام کردند.
از علّت سلام ندادن و عکس آن، سؤال شد؛ جواب فرمودند: چون اوّل او را به کاری مشغول ندیدم، نخواستم که به شخص بیکار سلام دهم، و چون در موقع برگشتن به کاری اشتغال داشت، لازم دانستم که او را از سلام محروم ننمایم!
این کلام عالی، فلسفه ای بس عالی دارد که عقل بشری از درک نکات عالیه اش عجز دارد و از جمله مصالح مهم جوامع است.
تجدید شدن نماز در اوقات معین و مناسب، به طوری که برای افرادی که مشغول کار و فعالیت هستند وقت نماز استراحت است، و برای اشخاصی که مشغول کار نیستند، مشغولیّت وحرکت مفید است و موافق حفظ سلامت عمومی می باشد.


نقل قول
