صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 56 , از مجموع 56

موضوع: چهارده آفتاب (چهارده آیه از قرآن در ولایت اهل بیت علیهم السلام)

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابا بصیر می گوید از امام صادق در مورد این قول خداوند سؤال کردم که می فرماید: « ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت كنيد.»
    پس حضرت فرمودند: این آیه در شأن على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام
    ص: 64


    1- سوره احزاب، آیه 6
    نازل شده است پس خدمت حضرت عرض کردم مردم می گویند اگر چنین است پس چرا خداوند نام علی علیه السلام و اهل بیتش علیهم السلام را در کتابش ذکر نکرده است؟
    حضرت فرمودند: پس بگوئید به آنها، به درستی که نماز بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد در حالی که خداوند برای مردم اسمی از سه رکعت و چهار رکعت نیاورد تا اینکه خود رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای مردم تفسیر و تبیین فرمودند .
    و همچنین زکات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و خداوند برای مردم از اینکه در هر چهل درهم یک درهم زکات است چیزی نفرمود.
    تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای مردم تفسیر و تبیین فرمودند و همچنین وجوب حج نازل شد پس خدا برای مردم نگفت که هفت مرتبه طواف کنید، تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را برای مردم تفسیر و تبیین فرمودند .
    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و همچنین نازل شد آیه « ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید » .
    و در مورد على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام نازل شد.
    پس رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد على علیه السلام فرمود:
    آگاه باشید هر کس من مولا و صاحب اختیار او هستم پس علی مولا و صاحب اختیار اوست و همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
    شما را به کتاب خدا و اهل بیتم وصیت می کنم:
    پس به درستی که من از خداوند بزرگ در خواست نمودم که این دو از هم جدا نشوند تا بر سر حوض هر دو با هم بر من وارد شوند پس خداوند آن را به من عطا فرمود.
    و همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم به اهل بیتم چیزی نیاموزید زیرا به درستی که آنها عالم تر از شما هستند .
    و همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
    يقينا اهل بیتم هرگز شما را از باب هدایت خارج نخواهند کرد و هرگز شما را در
    باب گمراهی داخل نخواهند کرد، و اگر ساکت بود رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت
    ص: 65
    خودش را به روشنی مشخص نفرموده بود حتما آل فلان و آل فلان ادعای اهل بیت بودن پیامبر صلی الله علیه و آله را می نمودند.
    اما خداوند بزرگ به خاطر تصدیق نبی بزرگش صلی الله علیه و آله در کتابش نازل فرمود « خدا چنین می خواهد که هر رجس و آلایشی را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند ».
    پس على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را در خانه ی ام سلمه و در زیر عبا داخل فرمود و عرضه داشت:
    خداوندا هر پیامبر اهلی و ثقلی دارد و اینها اهل و ثقل من هستند .
    پس ام سلمه عرض کرد: آیا من از اهل شما نیستم؟
    پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: به او تو بر طریق خیر هستی لكن اینها اهل من و ثقل من هستند پس زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از این دنیای فانی رخت بر بست على اولی بر مردم بود از خود مردم، به خاطر کثرت آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد او و شأن او فرموده بود و به خاطر اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله او را برای مردم اقامه کرده بود و دستش را در مقابل مردم بالا برده بود پس زمانی که علی علیه السلام به اواخر عمر خود رسید نمی توانست و چنین کاری انجام نمی داد که فرزندش محمد و یا عباس و یا هر کدام از اولاد خویش را داخل در این امر نماید که اگر به فرض محال چنین چیزی رخ میداد حسن علیه السلام و حسین علیه السلام می گفتند خدای بزرگ در مورد ما هم نازل فرموده همان را که در مورد شما نازل کرده و دستور به طاعت امر ما داده همانطور که دستور به اطاعت امر شما داده است.
    و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما ابلاغ فرموده همان مطلبی را که برای شما ابلاغ فرموده است و از ما رجس برده شده است کما اینکه از شما برده شده است.


    امضاء




  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اما خداوند بزرگ به خاطر تصدیق نبی بزرگش صلی الله علیه و آله در کتابش نازل فرمود « خدا چنین می خواهد که هر رجس و آلایشی را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند ».
    پس على علیه السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را در خانه ی ام سلمه و در زیر عبا داخل فرمود و عرضه داشت:
    خداوندا هر پیامبر اهلی و ثقلی دارد و اینها اهل و ثقل من هستند .
    پس ام سلمه عرض کرد: آیا من از اهل شما نیستم؟
    پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: به او تو بر طریق خیر هستی لكن اینها اهل من و ثقل من هستند پس زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از این دنیای فانی رخت بر بست على اولی بر مردم بود از خود مردم، به خاطر کثرت آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد او و شأن او فرموده بود و به خاطر اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله او را برای مردم اقامه کرده بود و دستش را در مقابل مردم بالا برده بود پس زمانی که علی علیه السلام به اواخر عمر خود رسید نمی توانست و چنین کاری انجام نمی داد که فرزندش محمد و یا عباس و یا هر کدام از اولاد خویش را داخل در این امر نماید که اگر به فرض محال چنین چیزی رخ میداد حسن علیه السلام و حسین علیه السلام می گفتند خدای بزرگ در مورد ما هم نازل فرموده همان را که در مورد شما نازل کرده و دستور به طاعت امر ما داده همانطور که دستور به اطاعت امر شما داده است.
    و رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ما ابلاغ فرموده همان مطلبی را که برای شما ابلاغ فرموده است و از ما رجس برده شده است کما اینکه از شما برده شده است.

    امضاء




  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    پس چون علی علیه السلام از دنیای فانی رخت بربست، حسن علیه السلام به ولایت اولی بود به خاطر کبر سنی، پس زمانی که به اواخر عمر شريفش رسید، نمی توانست فرزندش را داخل کند و چنین کاری هم انجام نمی داد.
    و خداوند می فرماید: « و ارث مراتب خویشاوندان در کتاب خدا بعضی بر
    ص: 66
    بعض دیگر مقدم شده» .
    پس اگر به فرض محال در فرزندش قرار میداد علیه السلام می فرمود:
    خدا امر کرده به اطاعت من كما اینکه امر کرده به اطاعت شما و اطاعت پدر شما و ابلاغ نموده رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد من کما اینکه ابلاغ فرموده در مورد شما و پدر شما و از من رجس برده شده است کما اینکه از شما و پدر شما برده شده است .
    پس زمانی که این امر به علیه السلام منتقل شد هیچ کس از اهل بیتش نبود که بتواند نسبت به او و این امر ادعایی داشته باشد مانند ادعایی که چنانچه پدر بزرگوارش یا برادر رشیدش اراده می کردند این امر را از او برگردانند، او می توانست بر آنها داشته باشد در حالی که آنها هرگز چنین کارها را انجام نمی دادند.
    پس زمانی که از حسین علیه السلام منتقل شد این آیه جریان پیدا کرد که خداوند فرموده و ارث مراتب خویشاوندان در کتاب خدا بعضی بر بعض دیگر مقدم شده و به علی بن الحسين علیهماالسلام منتقل شد و بعد از ایشان به محمد بن على علیهماالسلام منتقل شد.
    و همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: رجس یعنی شک، به خدا قسم ما هرگز در مورد خدای خودمان شک نکرده ایم.
    9- عن سلم بن قيس قال سمعت عليا علیه السلام یقول
    : (1)
    و أتاه رجل فقال له ما أدنى ما يكون به العبد مؤمن وأدنی ما یکون به العبد كافرا وأني ما یكون به العبد ضلا؟
    فقال له قد سألت فافهم الجواب.
    أما أدني ما يكون به العبد مؤمن أن يعرفة الله تبارك وتعالى نفسه فيقر له بالطاعة ويعرفه نبيه صلی الله علیه و آله فيقر له بالطاعة ويعرفه إمامة و حجته في أرضه وشاهدة على خلقه فيقر له بالطاعة .
    ص: 67


    1- اصول کافی (اسلامیه)، ج 2، ص 414
    قلت له يا أمير المؤمنين عليه السلام وإن جهل جميع الأشياء إلا ما وصفت؟
    قال نعم إذا أمر أطاع وإذا نهي انتهى.
    وَ أَدْنَی مَا یَکُونُ بِهِ الْعَبْدُ کَافِراً مَنْ زَعَمَ أَنَّ شَیْئاً نَهَی اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِهِ وَ نَصَبَهُ دِیناً یَتَوَلَّی عَلَیْهِ وَ یَزْعُمُ أَنَّهُ یَعْبُدُ الَّذِی أَمَرَهُ بِهِ وَ إِنَّمَا یَعْبُدُ الشَّیْطَانَ.
    وأدني ما يكون به العبد ضلالا أن لا يعرف حجة الله تبارك وتعالى وشاهدة على عباده الذي أمر الله عزوجل بطاعته وفرض ولايته.
    قلت يا أمير المؤمنين علیه السلام صفهم لي.
    قال الذين قرنهم الله تعالى بنفسه ونبيه فقال: « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ ».
    فقلت يا أمير المؤمنين علیه السلام جعلني الله فداك أوضح لی.
    قال الذين قال رسول الله صلی الله علیه و آله في آخر خطبته يوم قبضه الله عزوجل إليه إني قد تركت فيكم أمرين لن تضلوا بعدي ما إن تمسكتم بهما.
    كتاب الله عزوجل وعترتي أهل بيتي - فَإِنَّ اللَّطيفَ الخَبيرَ قَد عَهِدَ إلَيَّ أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ كَهاتَينِ - وجَمَعَ بَينَ مُسَبِّحَتَيهِ - ولا أقولُ كَهاتَينِ - وجَمَعَ بَينَ المُسَبِّحَةِ وَالوُسطى - فَتَسبِقَ إحداهُمَا الاُخرى ، فَتَمَسَّكوا بِهِما لا تَزِلُّوا ولا تَضِلّوا، ولا تَقَدَّموهُم فَتَضِلّوا.


    امضاء




  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سلیم گوید شنیدم مردی که به نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمده بود عرض کرد:
    کمتر چیزی که بنده به وسیله ی آن مؤمن می شود چیست؟
    و کمتر چیزی که بنده به وسیله ی آن کافر می شود چیست؟
    و کمتر چیزی که بنده به وسیله ی آن گمراه می شود چیست؟
    حضرت به او فرمودند: سؤال پرسیدی پس جوابش را بفهم.
    اما کمتر چیزی که بنده به وسیله ی آن مؤمن می شود اینست که خداوند خودش را به او بشناساند پس بنده به فرمانبرداری او اعتراف کند.
    و پیامبرش را به او بشناساند پس بنده به فرمانبرداری او اعتراف کند و نیز امام و حجت خود را در زمین و گواه و شاهدش به آفریده ها را به او بشناساند
    ص: 68
    و بنده به فرمانبرداری او هم اقرار و اعتراف کند .
    شلیم می گوید: من به حضرت عرض کردم ای امیرمؤمنان علیه السلام اگرچه نسبت به همه چیز جهل داشه باشد مگر آنچه که شما فرمودی؟
    حضرت فرمودند: آری، هرگاه دستور یابد اطاعت کند و هرگاه بازداشته شود، باز ایستد، و کمتر چیزی که بنده به سبب آن کافر می گردد اینست که کسی که خیال کند چیزی که خدا از آن نهی کرده، به آن دستور داده است، و همان را دین خود سازد و از آن پیروی کند و گمان کند که خدایی را می پرستند که به آن دستور داده در حالی که حقیقتا تنها شیطان را می پرستد.
    و کمتر چیزی که بنده به وسیله ی آن گمراه می شود اینست که حجت خدای بزرگ و شاهد خدای بزرگ بر بندگانش را نشناسد، همان کسی را که خداوند بزرگ به اطاعتش امر کرده است و ولایتش را واجب و فرض قرار داده است.
    ویرایش توسط رعنا ریاحی*خادمه قرآن* : 13-05-2025 در ساعت 18:47
    امضاء




  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سلیم گوید عرض کردم یا امیرالمؤمنین علیه السلام آنان را (حجتهای خدا) برایم توصیف نمایید حضرت فرمودند: همان کسانی که خدای بزرگ در کنار خودش و رسول گرامیش قرارشان داده است و فرموده است « ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطلاعت كنيد و پیامبر و اولیای امر خود را اطاعت كنيد ».
    سلیم گوید عرض کردم ای امیر مؤمنان علیه السلام خداوند مرا قربانت کند برایم شرح دهید و واضح کنید، حضرت فرمودند: آنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه اش روزی که خدای بزرگ جان او را قبض نمود، فرمود:
    من دو چیز در میان شما باقی می گذارم که تا زمانی که بعد از من به آن دو با هم چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد کتاب خدا و عترت و ذریه ام که خاندان من هستند.
    پس همانا خدای لطیف و آگاه به من سفارش کرده که آن دو از هم هرگز جدا نخواهند شد تا در کنار حوض بر من با هم وارد شوند مانند این دو انگشت (و دو انگشت سبابه اش را به هم چسباند) و این دو انگشت را نمی گویم (انگشت میانی و سبابه را به هم چسبانید) که یکی به دیگری پیشی گیرد.
    ص: 69
    پس به آن دو چنگ زنید تا لغزش پیدا نکنید و گمراه شوید، و خود را جلو نیاندازید که گمراه شوید.
    10- عن عیسی ابن السري، قال: قلت لأبي عبدالله علیه السلام
    (1) :
    حَدِّثْنِی عَمَّا بُنِیَتْ عَلَیْهِ دَعَائِمُ الْإسْلَامِ إذَا أنَا أخَذْتُ بِهَا زَکَی عَمَلِی وَ لَمْ یَضُرَّنِی جَهْلُ مَا جَهِلْتُ بَعْدَهُ .
    فَقَالَ: «شَهَادَةُ أنْ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ الْإقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللهِ وَ حَقٌّ فِی الْأمْوَالِ مِنَ الزَّکَاةِ وَ الْوَلَایَةُ الَّتِی أمَرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلَایَةُ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
    فإن رسول الله صلی الله علیه و آله قال: مَنْ مَاتَ وَلاَ یَعْرَفُ إِمَامَهُ، مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً، قال الله عزوجل: « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ».
    فكان علی عليه السلام، ثم صار من بعده الحسن علیه السلام، ثم من بعده الحسين علیه السلام، ثم من بعده علي بن الحسين عليهماالسلام، ثم من بعده محمد بن علي عليهماالسلام، ثم هكذا يكون الأمر.
    إن الأرض لا تصلح إلا بإمام، ومن مات ولا يعرف إمامه مات ميتة جاهلية وأحوج ما يكون أحدكم إلى معرفته إذا بلغت نفسه ها هنا- قال: وأهوى بيده إلى صدره - وقيول حينئذ: لقد كنت على أمر حسن.
    عیسای سری می گوید: به امام صادق عرض کردم:
    به من بفرمائید پایه های اسلام به چه چیز تثبیت یافته (بنا شده است) که وقتی آنها را بگیرم کردار و عملم پاک شود و نداستن چیزهایی که نمی دانم به من ضرر وارد نکند.
    فرمودند: شهادت و گواهی به این که معبودی جز خداوند یگانه نیست و اینکه محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست و اقرار به آنچه که او از نزد خداوند آورده است، و حقی در اموال برای زکات و ولایتی که خداوند بزرگ به آن امر کرده است که همان ولایت
    ص: 70


    1- اصول کافی ( اسلامیة)، ج 2، ص 21
    آل محمد صلی الله علیه و آله است.
    (پس به درستی که) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود هر کس بمیرد در حالی که امام خود را نشناخته است به مرگ جاهلیت مرده است.
    و خداوند فرموده است: « از خدا اطاعت كنيد و از فرستاده ی او و صاحبان امر در میان خودتان اطاعت کنید » سپس على علیه السلام بود سپس بعد از او حسن علیه السلام بود سپس بعد از او حسین علیه السلام بود سپس بعد از او علی بن الحسين علیهماالسلام بود سپس بعد از او محمد بن على علیهماالسلام بود و سپس هم این امر همین گونه است.
    به درستی که زمین جز با امام درست نمی شود (برقرار نیست).
    و این بهترین چیزی است که هریک از شما به شناختن آن نیاز دارد زمانی که جانش به اینجا می رسد و با دست به سینه اش اشاره کرد که در آن هنگام می گوید من بر امر نیکویی بودم.
    11- عن برید بن معاوية قال
    (1)
    كنت عند ابی جعفر علیه السلام فسألته عن قول الله « أَطِیعُواْ اللَّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِی الْأَمْرِ مِنکُم ».
    قال فكان جوابه أن قال
    « أَلَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ اَلْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّاغُوتِ »
    فلان وفلان « وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ اَلَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً
    ». (2)
    يقول الأئمة الضالة والدعاة إلى النار هولاء أهدى من آل محمد صلی الله علیه و آله واوليائهم سبيلا.
    « أُولئِكَ اَلَّذِينَ لَعَنَهُمُ اَللّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اَللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ اَلْمُلْكِ ، (يعني: الإمامة و الخلافة)، فَإِذاً لا يُؤْتُونَ اَلنّاسَ نَقِيراً
    ».(3)
    ص: 71


    1- تفسیر عیاشی، ج 1، ص 246
    2- سوره نساء، آیه 51
    3- سوره نساء، آیه 52 و 53
    نحن الناس الذين عن الله والنقير النقطة التي رايت في وسط النواه.
    « أَمْ يَحْسُدُونَ اَلنّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اَللّهُ مِنْ فَضْلِهِ
    » (1) فنحن المحسودون على ما آتانا الله من الامامة دون خلق الله جميعا.
    « فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إبراهيمَ الكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهم مُلْكاً عَظِيماً
    » (2)
    يقول: فجعلنا منهم الرسل والأنبياء والأئمة، فكيف يقرون بذلك في آل إبراهيم وينكرونه في آل محمد عليهم السلام .
    فمنهم من آمن به ومنهم من صد عنه وكفى بجهنم سعيرا إلى قوله :«وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً
    ». (3)
    قال: قلت: قوله في آل إبراهيم، « وَآتَيْنَاهم مُلْكاً عَظِيماً
    » (4) ما الملك العظيم؟
    قال: أن جعل منهم أئمة، من أطاعهم أطاع الله، ومن عصاهم عصى الله، فهو الملك العظيم.
    قال: ثم قال: « إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إلی أَهْلِهَا إلى سَمِيعاً بَصِيراً
    » . (5)
    قال: إيانا عنى، أن يؤدي الأول منا إلى الإمام الذي بعده الكتب والعلم والسلاح.
    « وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ اَلنّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » الذي في أيديكم، ثم قال للناس: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »، فجمع المؤمنين إلى يوم القيامة « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.»
    إيانا عني خاصه، « فَإِن خِفتُم تَنازُعاً في أمرٍ »، فارجعوا إلى الله و إلى الرسول واولي الأمر منكم، هكذا نزلت، وكيف يامرهم بطاعة أولي الأمر و یرخص لهم في
    ص: 72


    1- سوره نساء، آیه 54
    2- همان
    3- سوره نساء، آیه 57
    4- سوره نساء، آیه 54
    5- سوره نساء، آیه 58
    منازعتهم، إنما قيل ذلك للمأمورين الذين قيل لهم: « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ.»
    برید بن معاویه می گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم و از حضرت سؤال کردم در مورد این قول خداوند که می فرماید: « اطاعت كنيد خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا را و اولی الامر را.»
    حضرت فرمودند: جواب سؤال اینست که گفته شود: « ندیدی آنان که بهره ای از کتاب آسمانی داشتند (یعنی جهودان) چگونه به (بنان) جبت و طاغوت میگرونده فلان و فلان و« درباره کافران مشرک می گویند که راه آنان به صواب نزديكتر از طريقه اهل ایمان است؟! » و پیشوایان گمراه کننده و دعوت کنندگان به سمت آتش جهنم می گویند آنها از آل محمد علیهم السلام هدایت یافته تر هستند و اولیاء آنها به سیبل هدایت قدم بر می دارند.
    « آنها کسانی هستند که خداوند آنها را لعن کرده است. و هر کس خدا را او را لعن کند، یاوری هرگز برایش پیدا نمی شود، آیا برای آنها نصیبی از ملک (یعنی امامت و خلافت) هست اگر داشتند به اندازه ی نقير به مردم نمی دادند ».
    ما همان ناس هستیم که منظور خداوند است و نقیر نقطه ای است که وسط خرما می بینی « بلکه حسد می ورزند با مردم (یعنی پیامبر و مسلمین) چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود. که البته ما به آل ابراهيم كتاب و حکمت داریم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم ».
    پس ما همان کسانی هستیم که مورد حسادت ورزی واقع می شوند به خاطر اینکه خداوند در میان تمام خلايق فقط به ما امامت را داده است.
    « که البته ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم ».
    می گوید: پس از آنها رسل و انبیاء و ائمه علیهم السلام را قرار دادیم پس چگونه است که این مطلب را در مورد آل ابراهيم اقرار می کنند ولی در مورد آل محمد صلی الله علیه و آله منکر می شوند؟
    ص: 73
    پس از آنها کسی است که « آن گاه برخی بدو گرویدند و برخی مانع ایمان به او شدند؛ پس (آنان را) کیفر آتش افروخته دوزخ بس است. آنان که به آیات ما كافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است. آنان را که ایمان آوردند و نیکوکار شدند به زودی در بهشتی در آوریم که نهرها از زیر درختانش جاری است و در آن زندگانی جاوید كنند و برای آنها در بهشت جفتهای پاکیزه است و آنان را به سایه رحمت ابدی خود در آوریم
    (1)
    بريد گفت: عرض کردم به حضرت که قول خداوند در مورد آل ابراهیم که فرموده به آنها ملک بزرگ را دادیم ملک عظیم چیست؟
    حضرت فرمودند: اینکه قرار دهد از آنها کسانی را که اطاعت از آنها اطاعت از خداوند باشد و نافرمانی از آنها نافرمانی از خداوند باشد پس این ملک عظیم است. سپس فرمودند: « همانا خدا به شما امر می کند که امانتها را به صاحبانش باز دهید و چون حاكم بين مردم شوید به عدالت داوری کنید. همانا خدا شما را پند نیکو می دهد، که خدا شنوا و بیناست ».
    منظور فقط ما هستیم که هر کدام از ما به امام بعد از خودش کتب و علم و سلاح را می دهد و امانت را ادا می کند.
    « چون حاكم بين مردم شوید به عدالت داوری کنید » که در نزد شماست سپس به مردم می گوید: « ای کسانی که ایمان آورده اید » پس همه ی مؤمنین تا روز قيامت را جمع کرده و مورد خطاب قرار داده است.
    « ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید، پس اگر در چیزی کار به نزاع كشد آن را به حکم خدا و رسول بازگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید.
    ص: 74


    1- سوره نساء، آیه 55 تا 57
    این کار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود
    ».(1)
    منظور از اولی الامر ما هستیم فقط « پس اگر از تنازع در مورد چیزی ترسیدید » پس مراجعه کنید به خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و اولی الامر از خودتان گویی اینگونه نازل شده است، و چگونه است که امر کرده آنها را به اطاعت کردن از اولی الامر و در عین حال رخصت داده به بودن منازعه در بین آنها این است و جز این نیست که به مأمورین بیان شده، که گفته شده به آنها « فرمان خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول » که از خود شما هستند اطاعت کنید » .
    12- عن جابر الجعفي
    (2) قال سألت أبا جعفر عن هذه الآية: « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ».
    قال علیه السلام الاوصياء.
    جابر گوید از امام باقر علیه السلام در مورد آیه ی « فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول ) که از خود شما هستند اطاعت كنيد » سؤال کردم.
    حضرت فرمودند: اوصياء هستند .
    13- عن أبان أنه دخل على ابي الحسن الرضا علیه السلام
    (3) قال:
    فسألته عن قول الله عزوجل: « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ».
    فقال: ذلک علي بن ابي طالب علیه السلام ثم سكت فلما طال سكوته
    قلت: ثم من؟
    قال: ثم الحسن علیه السلام، ثم سکت فلما طال سكوته .
    قلت: ثم من؟
    ص: 75


    1- سوره نساء، آیه 59
    2- تفسیر عیاشی، ج1، ص249
    3- تفسیر عیاشی، ج 1، ص 251
    قال: الحسين علیه السلام .
    قلت: ثم من؟
    قال: ثم علي بن الحسين علیهماالسلام وسكت .
    فلم يزل يسكت عن كل واحد حتي أعيد المسألة. فيقول، حتي سماهم إلى آخرهم.
    ابان می گوید: داخل شدم بر امام علی ابن موسی الرضا علیهماالسلام و سؤال کردم از حضرت پیرامون این قول خداوند که می فرماید: « ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید ».
    پس حضرت در جوابم فرمودند: مقصود علی بن ابی طالب علیه السلام است و ساکت شدند چون سکوت حضرت به طول انجامید عرض کردم و پس از ایشان چه کسی؟
    فرمودند: سپس حسن علیه السلام و ساکت شدند چون سکوت حضرت به طول انجامید عرض کردم: و سپس چه کسی؟ فرمودند: حسین علیه السلام عرض کردم سپس چه کسی؟ فرمودند: علی بن الحسين علیهماالسلام و ساکت شدند.
    و تا آخر پس از هر امام ساکت شدند و تا من از هر کدام دوباره سؤال نکردم جواب ندادند تا به همین نحو تا آخرین امام را نام بردند.
    14- عن عمران الحلبي قال سمعت اباعبدالله علیه السلام
    (1) يقول
    أنكم أخذتم هذا الأمر من جذوه يعني من أصله عن قول الله عزوجل « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » ومن قول رسول الله صلی الله علیه و آله ما إن تمسكتم به لن تضلوا لا من قول فلاني ولا من قول فلان.
    عمران می گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمودند:
    به درستی که شما این امر را از جذو یعنی از اصلش فرا گرفته اید، از این فرمایش خداوند بزرگ « فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از
    ص: 76


    1- تفسیر عیاشی، ج 1، ص 251
    خود شما هستند اطاعت کنید » و از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود تا زمانی که به آن متمسک شوید هرگز گمراه نخواهید شد نه از قول فلانی و از قول فلانی.
    15- عن عبدالله بن عجلان، عن أبي جعفر عليه السلام
    (1) في قوله: « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » قال: هي في علي وفي الأمة، جعلهم الله مواضع الأنبياء، غير أنهم لا يحلون شيئا، ولا يحرمونه.


    امضاء




صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi