صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 124

موضوع: استعاذه (پناهندگى به خدا)

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    توبه صادقانه اسلحه كارساز


    شيطان بدبخت جان مى‏كند تا بشر را در گناه يا گناهانى مى‏اندازد، آنگاه اگر انسان توبه صادقه‏اى كند، راستى كه بند دل شيطان را پاره مى‏كند.

    البته دشمن هم زرنگ است تا بتواند نمى‏گذارد حال توبه در طرف پيدا شود. به تو القا مى‏كند مگر چه كرده‏اى؟ ببين ديگران چه كارها كه مى‏كنند. يا اين‏كه تو هنوز جوانى، صحيح و سالم هستى، بگذار پير بشوى، ناتوان بشوى، آن‏وقت توبه مى‏كنى.
    دوستى در راه خدا و مواظبت بر كار نيك‏
    دو اسلحه قوى آخر كه در روايت مروى از پيغمبر (صلى الله عليه و آله وسلم) ذكر شده و به كلى شيطان را نابود مى‏كند، دو چيز است: يكى دوستى كردن در راه خدا و براى خدا و ديگر مواظبت كردن بر كار نيك:
    ما كشته نفسيم و بس آوخ كه برآيد *** از ما به قيامت كه چرا نفس نكشتيم
    اين جهاد اكبر است؛ دوستى براى خدا نه براى نفس و هوا، مهمتر از جهاد با كفار و جهاد با دشمن واقعى و داخلى است. اگر اين درست نشد، جهاد با كفار هم درست نمى‏شود بلكه گاهى همان هم به امر شيطان است.
    حضرت سجاد (عليه السلام) در دعا عرض مى‏كند: پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از اين دشمن. اى صاحبخانه! اين سگ دارد به من حمله مى‏كند، تو به فريادم برس! (65).


    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    حكايت شيطان و امام سجاد (عليه السلام)


    در مدينة المعاجز است كه: امام زين العابدين (عليه السلام) در نماز بود، ابليس خواست كارى كند كه امام (عليه السلام) حال استغراقش كم شود؛ (البته شيطان كوچكتر از آن است كه بتواند امام را در مكروهى بيندازد. بلى! او به همين هم راضى است كه از حال تمام توجه و استغراق او به درگاه خداوند، كم گردد).
    مروى است كه خودش را به شكل اژدهاى عظيمى كرد (قبلا گفتيم كه شياطين مى‏توانند خود را به هر شكلى درآورند) و خود را مقابل حضرت رسانيد. حضرت اصلا از حال خود تكان نخورد. شيطان نزديكتر آمد و آخر كار، نشست پاى امام را جويد.
    اين‏جا بود كه نهيب قهر الهى او را رد كرد و بين زمين و آسمان ندا بلند شد: أنت زين العابدين! (66).
    مع‏الوصف همين آقا عرض مى‏كند: خدايا! تو مرا پناه ده اى صاحبخانه! اين سگ به من حمله مى‏كند (67).


    امضاء




  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    آگاه كردن مردم از دامهاى شيطان‏


    اين حال حضرت سجاد (عليه السلام) بود؛ اما من و توى جاهل چطور؟ اسير جهل و بى‏خبرى خود هستيم كه به واسطه همين جهل، شيطان صفتها ما را از راه به در مى‏برند.

    اى اهل عقل! دامهاى شيطانى را به مردم برسانيد. اين اسباب فساد اخلاق، چشم شيطان را روشن كرده است، شما ديگر كار شيطان را امضا نكنيد. نهى از منكر بر هر فردى واجب است و آن مرتبه‏اى كه هيچ شرطى ندارد، انكار قلبى است. شما بايد از اين وضع بدتان بيايد. هركس منكرى را ببيند و به آن خشنود گردد، با گناه آن شخص شريك است.
    گاه مى‏شود شخص به واسطه جهات شخصى، از آبرو و وضع اجتماعى نمى‏تواند سينما و تئاتر يا ساير مراكز فسق و فجور برود ليكن انكار قلبى نيز ندارد، در گناه آنان نيز سهيم است.


    امضاء




  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    از مو باريكتر و از شمشير تيزتر


    نكند زير پرده ما هم رفيق شيطان باشيم و او در دل و رگ و پوست ما باشد. به خيال خود كارهاى خيرى هم انجام مى‏دهيم. نكند اينها همه به امر شيطان باشد. به قدرى دقيق است كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر همين است. به يك نقطه محرم، مجرم شود.
    به فرمايش حاجى نورى: شيطان بعضى را مغرور مى‏كند كه حب على (عليه السلام) داريم ما را بس است‏ (68). بيچاره! اصل ايمانت در خطر است. اگر ساعت مرگ، تو را به وسوسه انداخت چه مى‏كنى؟ به خيالت حب على (عليه السلام) دارى.
    اين‏كه زبان است، دلت براى كى خاشع است. دلت كجا مى‏رود و از كى اطاعت مى‏نمايد. همان محبوب تو است ان شاءالله كه حب على (عليه السلام) نيز هست؛ اما مبادا مغلوب باشد. شهوات را بيشتر دوست مى‏دارى يا على (عليه السلام) را؟ دينت را بيشتر مى‏خواهى يا دنيايت را؟ اگر دنيايت مرتب شد، آيا ديگر فكر آخرت دارى؟

    امضاء




  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    امور آخرتى با نيت دنيوى!


    دلها را شياطين صيد كرده‏اند. چيزى كه نيست غصه آخرت است. وقتى كه به قصد مجلس روضه براى توسل به حضرت اباالفضل (عليه السلام) مى‏رود كه فلان حاجت دنيوى درست شود، پس تو براى درست شدن حاجت دنيوى كارى مى‏كنى، بهانه‏اش را توسل مى‏گذارى كه اگر بدون توسل هم انجام مى‏گرفت، كارى به حضرت عباس (عليه السلام) نداشتى.

    آيا گاهى شد كه به اين قصد متوسل شوى كه با حب على (عليه السلام) بميرم، مبادا همين مختصر دوستى نيز ساعت مرگ، مورد دستبرد شياطين شود.

    در روايات چنين رسيده كه: بعضى سيصدهزار سال بر آنان مى‏گذرد تا به على (عليه السلام) برسند.
    اين مطلب عين حقيقت است. يك هزارم دلش على (عليه السلام) بوده است. اين حجابها بايد بر طرف گردد. اين دوستيهاى غير، بايد زدوده شود تا به على (عليه السلام) برسد. يا اميرالمؤمنين (عليه السلام)! خودت نظر لطفى بفرما. چه خوب سروده:
    جز مهر حسين هر آنچه باشد به دلم *** خون ساز وز راه ديده‏ام بيرون كن
    اميد است كه ساعت مرگ، با دوستى اهل‏بيت (عليه السلام) بميريم. بمنه و كرمه.


    امضاء




  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    جلسه هشتم: تقوا؛ نخستين ركن استعاذه‏


    ان الذين اتقوا اذا مسهم طئف من الشيطن تذكروا فاذا هم مبصرون‏ (69).
    خلاصه بحث اين شد كه نخستين ركن استعاذه تقواست. اول بايد ستون درست شود، بعد ساختمان روى آن قرار گيرد.
    تقوا از وقايه به معناى نگهدارى و خوددارى است. تقوا؛ يعنى پرهيز از امر و نهى خدا؛ البته بايد به مرتبه ملكه و عادت برسد، تا جايى كه گناه در كامش تلخ شود. اگر همه جمع شوند و بخواهند او را وادارند كه غيبت كند، نتوانند؛ يعنى حالتى در نفس پيدا شود كه بر طرف كردنش محال يا خيلى به سختى صورت گيرد. در اثر مداومت و تكرار، قدرت بر نفس و شيطان پيدا مى‏كند. اين را ملكه تقوا گويند.


    امضاء




  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض

    ترك مكروهات براى ترك محرمات‏


    آنگاه براى رسيدن به اين مقام بايد مكروهات را ترك كند تا ترك حرام برايش آسان و با تكرار و استمرار، ملكه و عادتش شود. اگر مكروه را كه انجام دادنش عقاب ندارد، ترك كرد، ديگر ترك حرام برايش خيلى آسان مى‏گردد و به تدريج عادتش مى‏شود.

    يا تا بتواند مستحبات را ترك نمى‏كند، به بركت انجام مستحبات، ديگر محال است واجبى را ترك كند؛ كسى‏كه نماز نافله را ترك نمى‏كند، آيا نماز واجب از او فوت مى‏شود؟!

    امضاء




  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض


    صحراى پر از خار و پاى برهنه‏

    يكى از علما براى تقوا معناى لطيفى كرده و مثال جالبى مى‏زند، مى‏فرمايد:
    هرگاه با پاى برهنه در بيابان پر از خار و خاشاك باشى، چطور راه مى‏روى؟ آيا همين‏طور سر بالا مى‏كنى و مى‏دوى؟ يا اين‏كه كاملا مواظبت مى‏كنى و جلوت را مى‏نگرى تا هركجا خار نباشد، آهسته پا را در آن‏جا مى‏گذارى تا صدمه نبينى؛ يعنى احتياط مى‏كنى كه خار به پايت نرود و ناراحتت نكند!؟.
    تقوا؛ يعنى مواظب خار و خاشاك دامهاى شيطان بودن و از آن كناره گرفتن.

    امضاء




  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    دانه و دام ابليس‏

    به قدرى دامهاى شيطان مهم است كه امام سجاد (عليه السلام) در دعاى صحيفه‏اش عرض مى‏كند:
    پروردگارا! من به تو از مصايد (دامهاى) ابليس پناه مى‏برم‏ (70).
    ديده‏ايد شكارچى، دام را پنهان مى‏كند و رويش دانه مى‏ريزد، شكار دانه را مى‏بيند ولى از دام بى‏خبر است، به طمع دانه مى‏آيد ولى هنوز آن را نگرفته به دام مى‏افتد.
    ابليس دامهاى فراوان دارد. گودالهاى فراوانى حفر كرده كه رويش را پوشيده است. دانه‏هايى روى اين تله‏ها افكنده كه بيچاره انسان به هوس ظاهر فريبنده و دلربايش به دام افتد.

    امضاء




  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    7,273
    صلوات
    80300
    دلنوشته
    56
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    45,212
    مورد تشکر
    29,850 در 7,887
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    تقوا، ديدن دام است‏

    تقوا؛ يعنى چشمت را باز كن. نگاه به ظاهر و زرق و برق فريبنده‏اش نكن. دام را ببين. مرد آخر بين مبارك بنده‏اى است. اين است كه در دعا عرض مى‏كنى: و بصيرة فى دينى؛ خداوند! يك روشنايى در دينم به من عطا بفرما!؛ يعنى دامهاى ابليس را ببينم، نه اين‏كه كوركورانه به طمع دانه در آن بيفتم.
    ناچارم مثالهايى بزنم:
    از رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم) مروى است كه بازار، ميدان ابليس است‏ (71).
    از همين جهت است كه توقف زياد در بازار مكروه است (سوق جايى است كه محل معاملات است و اختصاص به بازار سرپوشيده ندارد).
    و نيز پيش از همه بازار رفتن و آخر از همه بيرون شدن، مكروه است، چنين كسى شيطان با اوست؛ چنانچه در روايت است:

    على (عليه السلام) روز هيجدهم ماه مبارك رمضان در بازار كوفه ابن ملجم را ديد گردش مى‏كند، به او فرمود: اين‏جا چه مى‏كنى؟.
    عرض كرد: مى‏گردم.
    حضرت فرمود: بازار محل شياطين است‏ (72).
    يعنى ماندن در بازار بدون ضرورت، خواهى نخواهى سرگرميهايى دارد آن هم در بازار اين روزها با اين وضعى كه مى‏دانيد. اگر مى‏خواهى تقوا پيدا كنى، بايد احتياط كنى همان طورى كه در زمين پر از خار با احتياط پا را مى‏گذارى.

    امضاء




صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi