صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 63

موضوع: ویژه نامه شهادت جانسوز امام حسن عسکری علیه السلام{ آجرک الله یا صاحب الزمان}

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,501
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    رسانده زهر جفا تا به چرخ آه مرا
    گرفته است زکف معتمد رفاه مرا

    به زندگانی من نیز زهر خاتمه داد
    به دست و پیکر لرزان ببین گواه مرا

    رسیده بر لب بام آفتاب زندگیم
    بخوان غلام من از پشت پرده ماه مرا

    بیا امید دلم مهدیم دگر مگذار
    تو بیش از این به رهت منتظر نگاه مرا

    بیا و آب بنوشان تو بر پدر دم مرگ
    که نیست تاب و توان جسم همچو کاه مرا

    تو در برم بنشین تا مگر که بنشانی
    ز اشک دم به دم خود شرار آه مرا

    به غربت تو و مظلومی تو می سوزم
    چو گیرد اتش بیداد جایگاه مرا

    سید رضا مؤید






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    پدر روزهای انتظار


    هر شب که دلم برای تو تنگ می‏شود، ابرها در فراق،
    با من گریه می‏کنند. کاش به جای خاک، از کلمه آفریده
    می‏شدم تا سراپا شعر می‏شدم در ستایش تو!

    تو، پدر غم‏های شیرین روزهای انتظاری. گاهی نوشتن دشوار است
    و از تو نوشتن دشوارتر. اشک‏هایم، مرغان دریایی‏اند که ساحل
    چشمانم را به بوی غربت حرم تو جست ‏وجو می‏کنند.


    اشک‏هایم، کبوترانی ‏اند که آرزو دارند گره دخیل‏هایی شوند که به
    ضریحت بسته شده است. بیست و ششمین بهار که پرپر شد
    بالش شب‏هایم خیس می‏شود از خیال 26 بهاری که کوتاه‏تر از
    همه پروازها، گذشت.

    عمری گذشته است و هنوز جهان نتوانسته از 6 سال
    امامت مهربانی‏هایت بگوید.


    هنوز تنگنای روزهای زندان‏های پی در پی تو، گلوی جهان را می‏فشارد.
    جهان مسموم، هنوز سرفه می‏کند.

    از روزی که تو مسموم شدی، بادها هر ثانیه سرفه می‏کنند.
    بوی رفتنت، خبر شهادت داشت.

    پرنده ‏تر از همه ابرها رفتی. رفتی، تا طلوع تو، در آغاز
    چهاردهمین خورشید بشکند و عطر عدالت، مثل
    باران‏های بهاری، جهان را فرابگیرد.



    امضاء

  4. Top | #53

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سوگنامه

    آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود،
    که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می کرد.

    او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود
    که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می گرایید.


    در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای
    سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است

    تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش
    حضرت ولی عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود.


    شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان
    امام زمان (عج)، و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.







    امضاء

  5. Top | #54

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    حضور آسمانی

    گویا واقعه ای رخ داده است که بادها این گونه پریشانند
    که رودها این قدر بی تابانه می خروشند، که ابرها ناله کنان
    می گریند که زمین این قدر احساس غریبی می کند!

    گویا واقعه ای رخ داده است که صدای بی تابی و ضجه فرشتگان
    در آسمان ها پیچیده، که اندوه و غم، بر در و دیوارها سایه انداخته
    که سامرا سر در گریبان حزن فرو برده!


    شاید مصیبتی بزرگ، دامن گیر خاک شده است.
    آه، ای یازدهمین ستاره درخشان عشق!

    روشنان حضورت را از آسمان سامرا مگیر؛
    تاریکی، افق های پس از تو را تاب نمی آورد.


    سایه مهربانی ات را از سر دنیا نگیر؛
    دست های یتیمی خاک، تا ابد به جست وجوی
    وجود بهارانه ات، در به در خواهد شد.

    اگرچه سخت می گذرد برایت، اگرچه لحظه هایت سرخند
    و دلگیر، اگرچه دورت حصاری کشیدند تا فاصله ای
    باشد بین تو و دنیا، اگرچه دست های «معتمد»ها
    تو را پنهان کردند از چشم ها؛


    تنها از ترس حقیقت محضی که از خانه تو برخواهد
    خاست تا عدالت را در زمین فراگیر کند، کسی که پاره تن تو
    بود و وارث بعد از تو! سایه ات را از سرِ زمین مگیر!

    هر چند دیوارهای فاصله «بنی عباس» بلندتر می شد،
    عطر حضور آسمانی تو بیشتر منتشر می شد.


    هر چه دایره محاصره «معتمد»ها تنگ تر می شد، میدان
    جاذبه عشق و محبت تو گسترده تر می شد.

    تو در احاطه کینه ها و نفرت ها، در حصار جهل و دشمنی گرفتار
    بودی و آن گاه، با سرانگشت معجزه و غیب، بند
    از پای گرفتاران می گشودی.


    آه، مولا! ماجرای تو و کودک دلبندت، آتشی انداخته بود به جان
    کوردلان که می پنداشتند می توانند حقیقت محتوم جهان را عوض کنند.

    چه زیبا جان ها را به عطر حضور یگانه فرزندت آشنا کردی!
    چه زیبا فلسفه غیبت و ظهور موعود را بیان کردی؛
    جان ها هنوز در آتش انتظار موعود شعله ورند.


    و امروز، روز توست؛ روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ها
    روز رهایی تو از حصار «معتمد»ها.

    خدیجه پنجی


    امضاء

  6. Top | #55

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    مرثیه سرای تو و چشم انتظار فرزند توایم


    از کودکی ات، سجود و سیر و سلوک، به سیمایت نور می افشاند
    و عرفان، رخ آرای تو گشته بود.

    وقتی بر شانه های تو، جامه فاخر امامت امت نشست
    به حبس کج نهادان، آرزده شدی.


    پرنده روح تو اما به هیچ میله و قفلی تن نداد؛
    که اوج زندان و کنج آن حبس، رخصت خلوت تو بود
    با معبود؛ «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد».

    روزها با تشنگی کام تو، با روزه و شب ها با ناله و نوای
    مناجات تو پیوسته، رنگ خدا می گرفت.


    آن رنج ها و عسرت ها را به صبر و سکوت، به شیوه نیای
    بزرگت علی علیه السلام از سر گذراندی و با حضور گسترده
    کلامت بر سرزمین های شیعیان، دل آرامشان شدی.

    این حضور گرم، از آنِ ارشادگری های تو بود.
    سیره و سریرت تو، به سان کهکشانی از نور و منظومه ای
    از ستارگان شب، مرز پیدا کردن راه بود از بیراهه، و بدعت ها
    و کژی ها، با انگشت اشارات تو به سمت صراط، راه می نمود.

    آهسته آهسته، روی در پرده می کشاندی تا دلدادگان کوی تشیع
    را به شیوه مهدی ات مأنوس کنی که:آفتاب می خواهد روی
    در نقاب ابر کشد و تا زمانی دور، این گونه بتابد.

    مرثیه سرای هجرت توییم و همچنان چشم انتظار رونمایی آفتاب.
    «ما در انتظار رویت خورشیدیم»


    مصطفی پورنجاتی




    امضاء

  7. Top | #56

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
    جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن

    عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
    کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن

    در عزای عسگری آید زنای اهل دل
    صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن

    آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
    خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن

    در جوانی رفت از دنیا امام عسگری
    شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

    این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه
    تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن

    گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع
    گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن

    دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من
    با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن



    امضاء

  8. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شهـادت جـانگـداز يـازدهميـن پيشواي شيعيـان جهـان

    خورشیدآسمان امامت، سکاندار کشتی هدایت،
    حضـرت امـام حسن عسكری عليه السـلام را
    به پيشگاه فـرزنـدغـائبشان حضرت مهدي صاحب الزمان
    عجل الله تعالي ظهوره وشيعيـان آن امـام همـام
    تسلیت عرض مي كنيم





    امضاء

  9. Top | #58

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    گویا واقعه‏ ای رخ داده است
    که بادها این‏گونه پریشانند
    که رودها این‏قدر بی‏تابانه می‏خروشند،
    که ابرها ناله‏ کنان می‏گریند
    که زمین این‏قدر احساس غریبی می‏کند!

    گویا واقعه ‏ای رخ داده است
    که صدای بی‏تابی و ضجه فرشتگان، در آسمان‏ها پیچیده،
    که اندوه و غم، بر در و دیوارها سایه انداخته،
    که سامرا سر در گریبان حزن فرو برده!
    شاید مصیبتی بزرگ، دامن‏گیر خاک شده است.

    آه، ای یازدهمین ستاره درخشان عشق!
    روشنان حضورت را از آسمان سامرا مگیر؛
    تاریکی، افق‏های پس از تو را تاب نمی‏آورد.

    سایه مهربانی‏ات را از سر دنیا نگیر؛
    دست‏های یتیمی خاک،
    تا ابد به جست‏جوی وجود بهارانه‏ات،
    در به در خواهد شد.

    اگرچه سخت می‏گذرد برایت،
    اگرچه لحظه ‏هایت سرخند و دلگیر،
    اگرچه دورت حصاری کشیدند
    تا فاصله‏ای باشد بین تو و دنیا،

    اگرچه دست‏های «معتمد»ها،
    تو را پنهان کردند از چشم‏ها؛
    تنها از ترس حقیقت محضی
    که از خانه تو برخواهد خاست
    تا عدالت را در زمین فراگیر کند،
    کسی که پاره تن تو بود و وارث بعد از تو!

    سایه ‏ات را از سرِ زمین مگیر!
    هر چند دیوارهای فاصله «بنی‏ عباس» بلندتر می‏شد،
    عطر حضور آسمانی تو بیشتر منتشر می‏شد.

    هر چه دایره محاصره «معتمد»ها تنگ‏ تر می‏شد،
    میدان جاذبه عشق و محبت تو گسترده ‏تر می‏شد.

    تو در احاطه کینه ‏ها و نفرت‏ها،
    در حصار جهل و دشمنی گرفتار بودی
    و آن‏گاه، با سرانگشت معجزه و غیب،
    بند از پای گرفتاران می‏گشودی.

    آه، مولا! ماجرای تو و کودک دلبندت،
    آتشی انداخته بود به جان کوردلان که می‏پنداشتند
    می‏توانند حقیقت محتوم جهان را عوض کنند.

    چه زیبا جان‏ها را به عطر حضور یگانه فرزندت آشنا کردی!
    چه زیبا فلسفه غیبت و ظهور موعود را بیان کردی؛
    جان‏ها هنوز در آتش انتظار موعود شعله‏ ورند.

    و امروز، روز توست؛
    روز تشییع غریبانه تو بر بال فرشته ‏ها،
    روز رهایی تو از حصار «معتمد»ها.











    امضاء



  10. Top | #59

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دریا به دریا، موج غم از سینه خالی می‏کنم
    صحرا به صحرا با غمت، آشفته حالی می‏کنم

    با نغمه های نوحه ‏گر، هم‏رنگ باران می‏شوم
    یاد از نگاه عاشقت، یاد از زلالی می‏کنم!

    تا بشنوم یک پاسخی، از داغ بی‏پایان تو
    هر جمله از بغض گلویم را، سئوالی می‏کنم

    آه، ای تمام تنهایی! ای تمام غربت!
    آیا کسی از ژرفای غریبی‏ات آگاه شد؟
    آیا کسی غریبانه‏ های اندوهت را شناخت؟

    آیا کسی پی به راز نگاهت برد؛
    آن گاه که عطر حضورت را فوج فوج دشمن،
    در میان گرفته بود و چون گل،
    در احاطه چشمانی خوارتر از خار،
    درس مهر و عاطفه، به آسمان و زمین می‏ آموختی؟

    انگار، آستان کبریایی خانه ‏ات،
    دانشگاه احساس فرشتگان بود؛
    فرشتگانی که عاشق شدن را از تو آموختند
    و با تو، عشق الهی را تجربه کردند؛
    عشقی که تو را در حصار تنهایی
    دور از وطن و تحت نظر قرار داده بود،

    عشقی که تمام موجودات را وادار می‏کرد،
    تا به ارتفاع نگاهت سجده،
    و ژرفای شکوهت را در عرش، جستجو کنند.

    مولای من! اگر آفتاب می‏درخشد، به نام توست!
    اگر ماه می‏دمد، به احترام توست!

    اگر گل می‏خندد، اگر آبشار می‏رقصد
    و اگر پرنده می‏خواند،
    به خاطر تو و عشق آسمانی توست
    که جلوه جاودانی حیات را به تماشا گذاشته است!

    ... آن روز، تن رنجوری که داغ غربت بر دل،
    خستگی‏هایش را پشت سر می‏گذاشت،
    در بهار جوانی، به تجربه خزان نشست
    و همسایگی عرش را برگزید؛
    مردی که کوردلان «بنی عباس»،
    به آفتاب جمالش رشک می‏بردند؛
    کوردلانی که با چهره‏ه ای سیاه،
    اندیشه‏ های سیاه، دست‏های سیاه
    و جامه ‏های سیاه، جهل مجسّم تاریخ بودند؛
    جهلی که حتی «بوجهل و بولهب» را شگفت‏ زده می‏کرد!

    آن روز، نگاه تاریخ، شاهد غربت امامی بود،
    که هم‏چون جدش، امام موسی کاظم علیه‏ السلام ، تشییع می‏شد؛
    امام غریبی که تنهایی‏اش را آسمان،
    هیچ‏گاه فراموش نخواهد کرد!

    امام غریبی که تنها فرشتگان الهی،
    پرستارانِ خلوت رنجوریش بودند!

    اَلسَّلامُ عَلیْکَ یا وَلیَّ النِّعَم؛
    السلام علیکَ یا هادیَ الْاُمَمْ؛
    السلام عَلیک یا سَفینَةُ الْحِلْم؛
    السلام علیک یا اَبَا الاِمامِ الْمُنْتَظَر؛
    سید علی اصغر موسوی




    امضاء



  11. Top | #60

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    حلقه محاصره، تنگ‏تر و تنگ‏تر می‏شد.
    حتی دیوارهای خانه‏ات،
    چشم و گوش دشمنانت شده بود.

    در جایی که سربازان دشمن،
    حلقه شده بودند در و دیوار خانه‏ات را؛
    جایی که نفس‏هایت را می‏شمردند،
    ذکرهایت را، پلک زدن‏هایت را،
    نمازهای طولانی‏ات را،
    آیات خیس قرآنی که می‏خواندی.
    بیشتر از هر کس و هر پرنده‏ای،
    حال پرنده‏های گرفتار را می‏فهمیدی.

    دنیایت را تنگ‏تر از قفس کرده بودند؛
    حتی حرف زدن را با اطرافیانت برایت دشوار کرده بودند.

    دور تا دورت، سپاه بود و سرباز
    و تو همچون سرداری،
    در محاصره این همه سرباز بودی؛

    سرداری بی‏سپاه
    که با هیچ‏کس سر جنگ نداشت،
    سرداری که هیچ خونی نریخت
    و هیچ قلعه‏ای را فتح نکرد،

    با سربازانی که اطرافش بودند.
    اگر فتحی هم داشت
    دل‏های عاشقانی بود که بوی حقیقت را
    از نفس‏هایش فهمیده بودند.

    سردار فاتح جان‏های بی‏قرار بود؛
    سرداری بی‏سپاه،
    سردار عاشق،
    سردار بی‏شمشیر،
    آشنای پرنده‏های در قفس.

    رودها، مسافر دریای چشم‏هایت شدند،
    ابرها، شانه‏هایت را می‏پرسیدند.
    بهارها، رد پایت را می‏جستند تا سبز شوند.

    نسیم‏ها، آرزوی بوسیدن لب‏هایت را داشتند.
    ستاره‏ها،
    در آرزوی مردن بر سقف خانه‏ات،
    به خواب می‏رفتند
    و ماه، از آه‏هایت زنده می‏شد.

    هنوز خاک‏های باران خورده،
    بوی روزهای دلتنگی
    ابرهای بی‏قرار دیدنت را می‏دهند.

    روزهاست که تنهایی،
    بر تن ورم کرده زمین عرق می‏کند؛
    اما تو نیستی تا غربت در سایه بلندت
    ساعتی تلخی‏ها را فراموش کند.











    امضاء



صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

11th shia`s imam, imam hasan askari, samera, فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام, مقالات پیرامون امام حسن عسکری, مداحی های ویژه شهادت امام عسکری, معصوم سیزدهم, نگاهی به زندگانی یازدهمین پیشوای شیعیان جهان, ویژه نامه شهادت امام حسن عسکری, ویژه نامه شهادت امام عسکری سال 89, ویژه نامه شهادت امام عسکری سال 90, ویژه نامه شهادت امام عسگری سال 89, یازدهمین امام شیعیان جهان, کرامات امام عسکری علیه السلام, گزیده ای از احادیث امام حسن عسکریعلیه السلام, گزیده ای ازاحادیث امام حسن عسکری (ع), پیامک های تسلیت شهادت امام عسکری, پدر امام زمان (عج), آشنایی با یازدهمین خورشید آسمان امامت, امام مظلوم, امام حسن عسگری محبوب قلوب شیعیان, امام حسن عسگری(ع) زمینه ساز غیبت امام زمان عج, امام عسکری, امامان عسکریین, انوار تابناک امام حسن عسکری(ع) در آفاق جهان, انتظارات امام حسن عسکری(ع) از شیعیان, ابوالامام الزمان, ابعاد هفتگانه فعاليتهای امام حسن عسكرى(ع), احادیث امام عسکری, اس ام اس تسلیت شهادت امام عسکری, اشعار شهادت امام حسن عسکری, تنها امام حج نرفته, تصویر زیبا, تصاویر, تصاویر ویژه شهادت امام عسکری, تصاویر زیبا, تصاویر شهادت امام حسن عسکری, خورشید سامرا ویژه نامه شهادت امام عسکری, خزان گلشن امامت, دانلود مداحی شهادت امام عسکری, روضیه خوانی در سوک امام حسن عسکری, زهد و پارسایی امام عسکری, سرّ من رآه, شمه ای ازفضايل وسيره فردى امام حسن عسکری(ع), شهید سامراء, شهادت امام حسن عسکری, شعر شهادت امام حسن عسگری, عکس های زیبا, غریب سامرا ویژه نامه شهادت امام عسکری, غریب سامراء

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi