صفحه 66 از 67 نخستنخست ... 1656626364656667 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 651 تا 660 , از مجموع 665

موضوع: دانشنامه امام جواد علیه السلام

  1. Top | #651

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و نیز گفته است:
    از عمرو بن سعید نقل شده که گفت: برادر «رومی بن عمر» وصیت کرد که تمام دارایی اش، به امام جواد علیه السلام برسد؛ عمروبن سعید گفت: رومی به من خبر داد که وصیت برادرش را، پیش امام جواد علیه السلام نهاده و عرض کرده است: این، وصیت برادرم به شماست و شروع به خواندن آن کرده که امام جواد علیه السلام به او فرمود: دست نگهدار؛ سپس فرمود: این مقدار، را به من بیاور و فلان مقدار به تو بخشیدم.
    رومی گفت: وقتی به وصیت نامه مراجعه کردم دیدم حضرت ثلث ما ترک را تصرف فرموده است؛ رومی گفت: به حضرت عرض کردم: دستور فرمودی که ثلث را، برایتان بیاورم و دو سوم را به من بخشیدی؟
    فرمود: آری؛ عرض کردم: ثلث را می فروشم و بهایش را تقدیم می کنم؟
    حضرت فرمود: نه،تا می توانی چیزی نفروش و هر اندازه می توانی، برایم بیاور. [4] .
    شیخ طوسی گفته است:
    از عباس بن معروف روایت شده که گفت: محمد بن حسن بن ابی خالد، غلامی داشت که در سلامت و اهل معرفت بود و به او، (میمون) می گفتند؛ پس مرگش فرا رسید و مرا (ابوالفضل عباس بن معروف)، وصی خود قرار داد تا تمام دارایی و ما ترکش را، تبدیل به پول نقد کنم و خدمت امام جواد علیه السلام بفرستم؛ این در حالی بود که همسر حامله اش و برادرانش که همه مسلمان بودند و مادر مجوسی اش، زنده بودند. وصی میمون گفت: به وصیت او، عمل کردم و پولها را گردآوری نموده، به محمد بن حسن (صاحب غلام) پرداختم و تصمیم گرفتم، شرح وصیت میمون و نیز وارثانی که باقی گذاشته را، خدمت حضرت بنویسم؛ اما محمد بن بشیر و تنی چند از شیعیان، از من خواستند که شرح وصیت را برای حضرت ننگارم؛ چه اینکه حضرت نیازی به بدان ندارد و بدون نوشتن هم از آن مطلع است؛ ولی من مصمم بودم که آن را به راستی و درستی، برای حضرت بنویسم؛ لذا نوشتم و همراه پولها، خدمت حضرت فرستادم.
    سپس حضرت به حامل نامه و پولها، دستور داد تاک سوم آن را جدا کرده، تحویل حضرت دهد و دو سوم باقی مانده را، به وصی برگرداند تا به ورثه میمون تسلیم نماید. [5] .


    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #652

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و نیز گفته است:
    از عباس بن معروف روایت شده که گفت: غلام محمد بن حسن، از دنیا رفت و در حالی که خواهری از خود باقی گذاشت، تمام دارایی اش را برای امام جواد علیه السلام وصیت کرد.
    راوی گفت: اموال او را فروختم که بالغ بر هزار درهم شد و خدمت امام جواد علیه السلام گسیل گردید؛ راوی گفت: در نامه ای که خدمت حضرت نوشتم، اطلاع دادم که متوفی، تمام دارایی خود را برای حضرت وصیت نموده است.
    امام جواد علیه السلامک سوم آنچه خدمتشان فرستاده بودم را، گرفتند و باقی آن را بر گردانیده، دستور دادند که به وارث متوفی تحویل دهم. [6] .


    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 22-06-2024 در ساعت 15:45
    امضاء


  4. Top | #653

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و نیز آورده است:
    از عباس بن معروف با واسطه روایت شده که گفت: در نامه ای، خدمت امام جواد علیه السلام نوشتم: فدایت شوم! همانا زنی که همسر و فرزند دارد، زن دیگری را وصی خود قرار داد و پانصد درهم، در اختیارش گذاشت و به او سفارش کرد، قسمتی از آن را به بعض دخترانش بدهد و باقی آن را، تسلیم امام علیه السلام نماید.
    حضرت در جوابم نوشت:ک سوم آن را، برای من بفرستد و باقی مانده را، همانگونه که خدای متعال سهم ورثه را تعیین فرموده، میان آنها قسمت نماید. [7] .



    امضاء


  5. Top | #654

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کلینی گفته است:
    از علی بن مهزیار اهوازی روایت شده که گفت: امام جواد علیه السلام به «جعفر» و «موسی» نوشتند: و در آنچه به شما دستور دادم که به فلان امر شهادت و گواه بگیرید، موجبات نجات شما در آخرتتان و اجرای وصیت پدرانتان و احسان و خیراتی از جانب شما برای آنان، وجود دارد و بپرهیزید از اینکه در وصیت آنان، تبدیل و تغییری ایجاد کنید که دست آن دو نفر، از دنیا کوتاه است - خدای متعال از آن دو، راضی و خشنود باشد -؛ در حالی که وصیت آن دو، بر گردن شما است.
    خدای متعال در کتاب خود قرآن، راجع به وصیت فرموده است: (فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علی الذینبدلونه ان الله سمیع علیم) [8] «پس کسانی که بعد از شنیدنش، آن را تغییر دهند؛ گناه آن، تنها بر کسانی است که وصیت را تغییر می دهند؛ خداوند شنوا و دانا است.» [9] .
    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 03-07-2024 در ساعت 20:13
    امضاء


  6. Top | #655

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    طوسی آورده است:
    از ابراهیم بن محمد همدانی روایت شده که گفت: در نامه ای خدمت حضرت نوشتم: کسی وصیتهای خود را، بر ورقی نگاشته است؛ آیا واجب است وارث او، آنچه را به خط خود نوشته است، انجام دهد؛ در حالی که دستوری هم نداده است؟
    حضرت در پاسخ نوشت: اگر فرزندانش تمام آنچه در نوشته پدرشان میابند تأیید و تنفیذ و عمل کنند (واجب است ولی اگر تمام آن را تأیید و تنفیذ و عمل نکنند واجب نیست به آن عمل کنند).
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] ر. ک: الحدائق الناظره، ج 22: ص 640.
    [2] ر. ک: مراه العقول، و پاورقی کافی.
    [3] ر. ک: من لاحضره الفقیه، ج 4، ص 239.
    [4] همان: 7 ح 4.
    [5] تهذیب الاحکام 9: 198 ح 790.
    [6] همان: 242 ح 937.
    [7] همان: ح 938.
    [8] بقره: 2 181.
    [9] کافی 7: 14 ح 3.
    منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.



    امضاء


  7. Top | #656

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هنگام وداع پدر در مکه


    امیة بن علی حکایت می‌کند:
    هنگامی که مأمورین حکومت بنی العباس خواستند امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام را از مدینه به خراسان منتقل نمایند، حضرت جهت وداع با کعبه‌ی الهی به مکه‌ی معظمه آمده بود و من نیز همراه حضرت بودم.
    وقتی حضرت طواف وداع را انجام داد، نماز طواف را کنار مقام حضرت ابراهیم علیه‌السلام به جای آورد.
    در این میان، فرزند نوجوانش، حضرت ابوجعفر، امام محمد جواد سلام الله علیه - که او نیز همراه پدر بزرگوارش بود - پس از آن که طواف خود را به پایان رسانید، وارد حجر اسماعیل شد؛ و در همان جا نشست.
    چون جلوس حضرت جواد علیه‌السلام به طول انجامید، موفق - خادم حضرت، که او نیز از همراهان بود - جلو آمد و گفت: فدایت گردم، برخیز تا حرکت کنیم و برویم.
    حضرت فرمود: مایل نیستم حرکت کنم؛ و تا زمانی که خدا بخواهد، می‌خواهم همین جا بنشینم، و تمام وجود حضرت را غم و اندوه فراگرفته بود.
    موفق نزد پدرش، امام رضا علیه‌السلام آمد و اظهار داشت: فدایت گردم، فرزندت، حضرت ابوجعفر، محمد جواد علیه‌السلام در حجر اسماعیل نشسته است و حرکت نمی‌کند تا برویم.
    امام رضا علیه‌السلام شخصا نزد فرزندش حضرت جواد آمد و فرمود: ای عزیزم! برخیز تا برویم.
    آن نور دیده اظهار داشت: من از جای خود بلند نمی‌شوم.
    پدر فرمود: عزیزم! باید حرکت کنیم و از این جا برویم.
    حضرت جواد علیه‌السلام اظهار نمود: ای پدر! چگونه برخیزم؟!.
    و حال آن که دیدم چگونه با خانه‌ی خدا وداع و خداحافظی می‌کردی، که گویا دیگر به آن بازنخواهی گشت.
    و در نهایت، امام رضا علیه‌السلام فرزند و نور دیده‌اش را بلند نمود؛ و حرکت کردند و رفتند. [1] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] أعیان الشیعة: ج 2، ص 18، اثبات الهداة: ج 3، ص 341، ح 35.
    منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 28-07-2024 در ساعت 17:09
    امضاء


  8. Top | #657

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    هدایت افراد و توصیه‌ی خوردن غذا در صحرا یا منزل


    شخصی به نام محمد بن ولید گوید:
    من نسبت به امامت حضرت جواد علیه‌السلام در شک و شبهه بودم، تا آن که روزی به منزل آن حضرت آمدم و جمعیتی انبوه نیز در آن جا حضور داشتند.
    من در گوشه‌ای نشستم تا زوال ظهر شد؛ پس نماز ظهر و عصر و نافله‌های آن‌ها را خواندم، پس از سلام نماز متوجه شدم که شخصی پشت من حرکت می‌نماید، چون نگاه کردم، حضرت ابوجعفر - امام جواد علیه‌السلام - را دیدم.
    لذا به احترام آن حضرت از جای برخاستم و سلام کردم و دست مبارک آن بزرگوار را بوسیدم و روی پاهایش افتادم.
    پس از آن، حضرت نشست و فرمود: برای چه این جا آمده‌ای؟
    و بعد از آن اظهار داشت: تسلیم امر خداوند سبحان باش و ایمان خود را تقویت کن.
    عرض کردم: ای سرورم! من تسلیم شدم.
    حضرت اظهار نمود: وای بر تو، و سپس با حالت تبسم تکرار فرمود: تسلیم شو.
    عرضه داشتم: یا ابن رسول الله! تسلیم شدم، و من شما را به عنوان امام و خلیفه‌ی رسول الله علیهم‌السلام پذیرفتم و به یقین کامل رسیدم؛ خداوند متعال آنچه از شک و تردید در قلبم بود، همه را نابود ساخت و از جهت ایمان و عقیده تقویت شدم.
    چون فردای آن روز فرا رسید، صبح زود به سمت منزل حضرت حرکت کردم و تنها آرزویم این بود که بتوانم دو مرتبه به حضور آن بزرگوار شرفیاب شوم؛ پس مدتی جلوی منزل حضرت منتظر ماندم تا جائی که گرسنه شدم.
    ناگهان متوجه شدم که شخصی چند نوع غذا آورد و به همراه او شخصی دیگری با لگن و آفتابه آمد و آن‌ها را جلوی من نهادند و گفتند: مولایت دستور داده است که اول دست‌هایت را بشوی و سپس این غذا را تناول نما.
    راوی گوید: همین که دست‌هایم را شستم و مشغول خوردن غذا شدم، متوجه شدم که حضرت جواد علیه‌السلام به طرف من می‌آمد، پس به احترام از جای برخاستم، فرمود: بنشین، و غذایت را تناول نما، لذا نشستم و چون غذا را خوردم و سیر گشتم، حضرت به غلام خود دستور داد تا باقی‌مانده‌ی غذاها را بردارد.
    سپس آن امام همام، حضرت جواد الأئمه علیه‌السلام به صورت نصیحت و موعظه، مرا مخاطب قرار داد و فرمود:
    ای محمد! هرگاه در صحرا و بیابان هستی، غذا را فقط از داخل ظرف غذا و سفره بخور و آنچه که اطراف آن ریخته می‌شود رها کن، گرچه ران گوسفندی باشد.
    ولی چنانچه در منزل خواستی غذا میل کنی، سعی نما غذاهائی که اطراف سفره و ظرف غذا ریخته می‌شود، جمع کن و بخور، که همانا در آن رضایت و خوشنودی خداوند متعال می‌باشد؛ و نیز سبب توسعه‌ی روزی می‌گردد؛ با توجه بر این که در آن درمان و شفاء دردها خواهد بود.
    همچنین مجددا بعد از آن به من خطاب نمود و فرمود: اکنون آنچه می‌خواهی سؤال کن؟
    عرضه داشتم: ای مولای من! نظر شما در رابطه با مشک و عنبر چیست؟
    حضرت در پاسخ فرمود: پدرم و سرورم، حضرت ابوالحسن، امام رضا علیه‌السلام از آن استفاده می‌نمود؛ و چون فضل بن سهل به این موضوع اعتراض کرد، به وی فرمود:
    حضرت یوسف علیه‌السلام از تمام تجملات و زیورآلات دنیوی استفاده می‌نمود؛ و از مقام والای نبوت و معنویت آن بزرگوار چیزی کاسته نگردید.
    همچنین حضرت سلیمان بن داوود علیه‌السلام با آن تاج و تختی که داشت و نیز دارای آن همه امکانات و تجملات پادشاهی، پیامبر الهی بود و با این که تمام حیوانات و جن و انس و دیگر موجودات و امکانات در اختیارش بود و با این حال نقصی و ضربه‌ای بر نبوتش وارد نیامد.
    و در ادامه‌ی فرمایش خود افزود: خداوند متعال در آیات شریفه‌ی قران حکیم خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سلم فرموده است: (قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا...). [1] .
    یعنی؛ ای پیامبر! - به مردمان - بگو: چه کسی زینت‌های الهی را حرام گردانده است، بگو ای محمد!: چیزهای خوب را برای بندگان مؤمن و مخلص خود قرار داده است تا در زندگی دنیا از آن‌ها استفاده نمایند و بهره‌مند شوند. [2] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] سوره‌ی اعراف: آیه‌ی 32.
    [2] هدایة الکبری حضینی، ص 308، س 2، مدینة المعاجز: ج 7، ص 412، ح 2419. ضمنا داستان بسیار طولانی و مفصل بود که به همین مقدار اکتفاء گردید.
    منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد جواد؛ مؤلف: عبدالله صالحی؛ نشر مهدی یار.


    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 11-08-2024 در ساعت 16:05
    امضاء


  9. Top | #658

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هوای نفس


    من أطاع هواه أعطی عدوه مناه. [1] .
    کسی که فرمان هوای نفس خویش را برد، آرزوی دشمنش را برآورد.
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت:
    [1] مسند الامام الجواد ، ص 243.
    منبع: سیره و سخن پیشوایان؛ محمد علی کوشا؛ حلم چاپ اول 1384.


    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 21-08-2024 در ساعت 17:12
    امضاء


  10. Top | #659

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همسایگی اهل بیت

    کلینی روایت کرده است:
    از محمد بن فرج که گفت: امام جواد علیه السلام، در نامه ای به من نوشتند که هر گاه خدای متعال بر آفریدگان خود خشم گیرد، ما را از امان دادن به ایشان، باز می دارد. [1] .
    شیخ صدوق آورده است:
    از مروان انباری روایت شده که گفت: از امام جواد علیه السلام چنین نقل شده است: که هر گاه خدای متعال همسایگی ما را با گروهی از مردم نپسندد، ما را از میان آنها خارج می سازد.[2] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] کافی 1: 343 ح 31.
    [2] علل الشرایع: 244 ح 2.
    منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.


    امضاء


  11. Top | #660

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,212
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,195
    مورد تشکر
    11,289 در 3,037
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    هم طراز بودن در زناشوئی

    کلینی گفته است:
    از علی بن مهزیار، روایت شده که گفت: علی بن اسباط در نامه ای خدمت امام جواد علیه السلام، راجع به دخترانش و این که کسی مانند خود را (در نسب و...) نمیابد، نوشت.
    امام جواد علیه السلام در جواب او مرقوم فرمود: آنچه راجع به دخترانت و این که همانند خود را پیدا نمی کنی نوشته بودی، خواندم و متوجه شدم؛ خدا تو را رحمت کند! در اینگونه امور (نسب و..) نباید نگاه کنی چه اینکه رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: هرگاه کسی که اخلاق و رفتار و دیانت و ایمانش را می پسندید؟ به خواستگاری دخترتان آمد، به دامادی قبولش کنید که: (الا تفعلوه تکن فتنه فی الأرض و فساد کبیر) [1] «اگر (این دستور را) انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می دهد.» [2] .
    و نیز آورده است:
    از حسین بن بشار واسطی روایت شده که گفت: در نامه ای از امام جواد علیه السلام، راجع، ازدواج پرسیدم؟ در جوابم نوشت: هر کس به خواستگاری آمد و از دیانت و امانت داری اش راضی بودید، به دامادی قبولش کنید که: «اگر این دستور را انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می دهد.» [3] .
    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    پی نوشت ها:
    [1] انفال: 8 73.
    [2] کافی 5: 347 ح 2.
    [3] همان: ح 1.
    منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.

    امضاء


صفحه 66 از 67 نخستنخست ... 1656626364656667 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi