السلام علیک یا اهل بیت نبوة و معدن رسالة
از بدرود اشکبار کاروان، چهل غروب گذشته است
و
قصه هاى سوخته، به چشم هاى فرات مى ریزد.
بابی انت و امی یا ابا عبدالله الحسین



| ❤ |
السلام علیک یا اهل بیت نبوة و معدن رسالة
از بدرود اشکبار کاروان، چهل غروب گذشته است
و
قصه هاى سوخته، به چشم هاى فرات مى ریزد.
بابی انت و امی یا ابا عبدالله الحسین
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 27-10-2018 در ساعت 11:27
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥






| ❤ |
![]()
پریده ام به هوایت پریدنی که مپرس
پریده ام به هوایت پریدنی که مپرس
رسیده ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس
اگرچه خم شدم اما کشید شانه من
به دوش بار غمت را کشیدنی که مپرس
نفس بریده بریدم امان دشمن را
به ذوالفقار حجابم، بریدنی که مپرس
به طعم کعب نی و سنگ و تازیانه شان
چشیده ام غم غربت چشیدنی که مپرس
غروب بود و رمیدند بچه آهوها
ز چنگ گله گرگان، رمیدنی که مپرس
مپرس از چه نماز نشسته می خوانم
شکسته خسته دویدم دویدنی که مپرس
نه اینکه دیده فقط دید، آنچه کس نشنید
شنیدم آنچه نباید، شنیدنی که مپرس
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
ال یاسین (21-11-2016)






| ❤ |
نزدیکِ اربعین، دلِ جا مانده ها گرفت...
یک بینوا برای خودش ربنا گرفت...
هرکس رسید؛ سوال کرد: زائری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت...
آقا مگر "بَدان" به حریمت نمیرسند؟
پس "حُر" که بود که جام بلا گرفت...؟
باشد؛ محل نده... نبرم اربعین حرم...
اما بدان؛ که قلبم از این ماجرا گرفت...
آنقدر گریه میکنم که بگویند عاقبت:
نوکر ز اشکِ خود سفرِ کربلا گرفت...
اما ز راهِ دور؛ سلام حضرت حسین...
بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت...
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
ال یاسین (21-11-2016)



| ❤ |
کاروانی که سر قبر شما آورده ام
نیمه جان هایی است تا کرب و بلا آورده ام
من نیابت دارم از مادر زیارت آمدم
من وصیت های مادر را به جا آورده ام
کی رود از یاد، وقتی آمدم در قتلگاه
نیزه بیرون از تن تو باره آورده ام
روی نی ما را تو می دیدی کجاها می برند؟
دخترانت را ز بازار جفا آورده ام
بارها شد، حرمله خندید بر اشک رباب
مادری پاره جگر در نینوا آورده ام
پشت خیمه روی خاکستر به دنبال علی
بر سر قبر پسر صاحب عزا آورده ام
دخترت لطمه به پهلو خورده، زیر خاک رفت
بس حکایت زان شب پرماجرا آورده ام
شد رقیه پیش مرگ حضرت زین العباد
تربتی از قبر او بهر شما آورده ام
ناله اش چون ناله مادر میان کوچه بود
خاطره از قدرت آن با وفا آورده ام
تا که دیگر تازیانه ور بیفتد، جان سپرد
گفت با خود همّت خیرالنساء آورده ام
تا که با چشم کنیزی بر سکینه ننگرند
گفت جان خویش را بهر فدا آورده ام
غیرتش آئینه میر و علمدار تو بود
من از او شرمندگی خویش را آورده ام
پاسبان حرمت شیر خدا در شام شد
داد پیغامی به من تا کربلا آورده ام
گفت: ای بابا شبیه ات بی کفن تدفین شدم
رسم عشق و عاشقی را من به جا آورده ام
جواد حیدری
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 16-10-2019 در ساعت 17:22
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (09-11-2017)






| ❤ |
سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم
برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (27-10-2018)






| ❤ |
![]()
اربعین تو رسیده است و ز راه آمده است
خواهرت با قد خم گشته و آه آمده است
زینب از وادی شام آمده چشمت روشن
از کجا تا به کجا آمده ؟ چشمت روشن
آه ای یوسف صد تکه ی بی پیراهن
پیرهن بافته ات را بگرفت از دشمن
به لبش ناله ی محزون اخ العطشان است
روضه خوان حرم و آن بدن عریان است
مو پریشان شده و سینه زن و نالان است
به دلش سوز نهان ، دیده ی او گریان است
زینبی که سر بازار معطل شده است
بهر او چشم حرامی است که معضل شده است
ازدحام هلهله ها خنده ی مردم دیده
ناسزا در همه ی راه چقدر بشنیده
سایه ی بر سر خود را به روی نی دیده
در کنار سر نورانی او می دیده
کوفه با خطبه ی خود ، شام چه غوغا می کرد
خواهرت در همه جا محشری برپا می کرد
خطبه اش تیغ شد و یک تنه یک لشگر شد
گاه چون فاطمه و گاه خود حیدر شد
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (27-10-2018)






| ❤ |
![]()
قلبم قلمرو همۀ عاشقانههاست
من، اربعین، حرم، سفر بیکرانههاست
لبهای خادمان تو گرم «تفضَّل» است
«شُکراً» جواب زائر تو بر نشانههاست
خانه به خانه، شور شما، طعم عاشقی
مسجد چراغ دارد و نوری به خانههاست
دل میزند به وسعت دریا و میرود
آن زائری که در دل تنگش بهانههاست
دیدیم طفل در بغل و کودک و جوان
فصلی پر از شکفتن شوق جوانههاست
با یاد شاعران به لبم آمده غزل
با یاد دوستان نفسم از ترانههاست
اینجا ستون به آخر خط میرسد ولی...
اینجا جنون جاری آن جاودانههاست
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
مثه جاده با حس خوب سفر
دارم عاشقيو قدم ميزنم
عجب حس و حالى عجب شوريه
عجب خاطراتى رقم مي زنم
جنون من از لطف چشم توئه
خودت خواستى بيقرارت بشم
تو اين سيل آشفته آروم شدم
پريشونيه رمز آرامشم
تو آغوش باده نسيم بهشت
پر از آسمونه هواى زمين
شبيه يه رؤياس حال و هوام
دوباره شدم زائر اربعين
مسير عموداى نورانيه
ستون تا ستونه اميد فرج
با يه كوله غرق گناه اومدم
به منزل رسيدم با يه بار كج
سلامٌ على ساكن كربلا
سلام اى سر زخمى تشنهكام
حالا روبروى ضريحت حسين
نشستم بگيرم جواب سلام
توى اوج روياى شيرين من
تو قاب چشام صحن ارباب بود
پريدم ديدم كربلا نيستم
چقد حيف اين منظره خواب بود
دل شب توى خلوت بيكسى
با اشكام فقط زار زدم عشقتو
اگه كه نشد كربلايى بشم
توى روضهها جار زدم عشقتو
تب نااميدىِ پرحسرتى
توى بارون چشم مأيوسمه
كه بغض نفسهاى جاموندهها
مثه سردىِ آه افسوسمه
درسته واسه بيكسى دلم
هواى حرم سرپناهه حسين
درسته نخواستى بيام كربلا
آقا باشه هرطور صلاحه حسين
اگه كه شكسته دلم راضيم
دلم روشنه كه منو ميخرى
خوشم دير يا زود آقاى من
منو يه سفر كربلا ميبرى
به حق سهساله به حق رباب
به آلالههاى شهيد حسين
ايشالا كه سال ديگه اربعين
ميام كربلا به اميد حسين
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************


من فقط یک آرزو دارم که آن هم اربعینسجده ی شکری کنم پای ستون آخرین[ صلوات یادت نره ]
من فقط یک آرزو دارم که آن هم اربعینسجده ی شکری کنم پای ستون آخرین
[ صلوات یادت نره ]
زیارت حرم از راه دور میخوانم
به گریه های پیاپی به شور میخوانم
زیارت تو نصیبم نشد ببین ارباب
برای صبر دلم یا صبور میخوانم






| ❤ |
بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درسْ بهر مسلمین است
دلا کوی حسین عرش زمین است
مطاف و کعبه دل ها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند
حسین بن علی، آن را نگین است
دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)