صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 88

موضوع: پیامک هاو اشعار تسلیت شهادت امام صادق علیه السلام

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    گفتیم با خجالت دل بعد بوتراب
    معصوم دیگری نشود بسته در طناب

    دیدیم دست هرچه امام است بسته شد
    شیعه چرا نمیرد از این شرم بی حساب



    شهادت مطلومانه حضرت امام صادق علیه السلام تسلیت باد



    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند
    اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

    اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من
    جز با دواي زهر مداوا نمي‌كند

    اين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيع
    يك جاي امن بهر تو پيدا نمي‌كند

    اينجا اگر كسي به سوي خانه‌ات رود
    در را به غير ضرب لگد وا نمي‌كند

    اين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاست
    با آل فاطمه به جز اين تا نمي‌كند

    ابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟
    شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نمي‌كند

    بالاي اسب در پيِ خود مي‌كشاندت
    رحمي به قامتِ خَمَت امّا نمي‌كند

    تا مي‌خوري زمين به تو لبخند مي‌زند
    اصلاً رعايت رَمَقت را نمي‌كند

    زخم زبانش از لب شمشير بدتر است
    يك ذرّه احترام به زهرا نمي‌كند





    امضاء

  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت
    یک بار مگوئید که صد بار مرا کشت

    گه روز مرا برد پیاده سوی مقتل
    گه تیغ کشید و به شب تار مرا کشت


    بردند به مقتل به برم آل علی را
    داغ غم صد لالۀ بی خار مرا کشت

    هر روز به یک شعله زد آتش جگرم را
    هر لحظه به یک محنت و آزار مرا کشت


    من نجل علی بودم و دشمن به همین جرم
    با دشمنی حیدر کرار مرا کشت

    آن روز که زد خصم به کاشانه ام آتش
    فریاد میان در و دیوار مرا کشت

    آن شب که عدو از ره کین دست مرا بست
    زنجیر و تن عابد بیمار مرا کشت

    (میثم) ز سرشک غم و خون جگر خود
    بنویس که منصور جفا کار مرا کشت


    شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




    امضاء

  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,424
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    تو را بدون عبا دست بسته می‌بردند
    میان راه ندانم چه با شما کردند


    چه بی ملاحظه بودند آن سیه دل‌ها
    مگر رعایت قد خم تو را کردند؟


    شهادت جانگداز امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد




    امضاء

  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,742
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    از كار غربتت گره‌اي وا نمي‌كند
    اين شهر ، با دل تو مدارا نمي‌كند

    اين شهر ، زخم بي‌كسي‌ات را...عزيز من
    جز با دواي زهر مداوا نمي‌كند

    اين شهر ، در ميان خودش جز همين بقيع
    يك جاي امن بهر تو پيدا نمي‌كند

    اينجا اگر كسي به سوي خانه‌ات رود
    در را به غير ضرب لگد وا نمي‌كند

    اين شهر ، شهرِ شعله و هيزم به دستهاست
    با آل فاطمه به جز اين تا نمي‌كند

    ابن ِربيع ِ پست چه آورده بر سرت؟
    شرم و حيا ز سِنّ تو گويا نمي‌كند

    بالاي اسب در پيِ خود مي‌كشاندت
    رحمي به قامتِ خَمَت امّا نمي‌كند

    تا مي‌خوري زمين به تو لبخند مي‌زند
    اصلاً رعايت رَمَقت را نمي‌كند

    زخم زبانش از لب شمشير بدتر است
    يك ذرّه احترام به زهرا نمي‌كند







    امضاء



  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,742
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دلم هواى بقیع دارد و غم صادق
    عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

    دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم
    زنم به سینه که آمد محرم صادق




    امضاء



  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,527
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    کاش می شد بگذارند مهیا گردد
    شب او صبح به محراب مصلا گردد

    شب او صبح نشد،نیمه شب او را بردند
    تا که با زخم زبان آن شبش احیا گردد


    شعله بر خانه اش انداخت حرامی تا زود
    در این خانه به یک ضربه ی پا وا گردد

    در آتش زده کم بود بیافتد رویش
    باز کم بود که میخی به تنی جا گردد

    پیش طفلان پی مرکب پدر پیری رفت
    تا که این کوچه پر از ناله ی بابا گردد

    دو قدم راه نرفته به زمین می افتاد
    تا که تکرار زمین خوردن زهرا گردد

    فرصتی هیچ ندادند و کشیدند تنش
    قبل از آنی که نفس تازه کند پا گردد

    گرچه می خورد زمین گرچه کشیدند زخاک
    روضه ای خواند غمش باز مداوا گردد


    روضه ی غربت پیری که به زانو آمد
    به امیدی که گل گمشده پیدا گردد

    پیر مردی به سر نعش جوانش آمد
    شاهد کم شدنش وقت تقلا گردد


    ارباً اربا بدنی دید به دستش فهمید
    هرچه کردند نشد تیغ دگر جا گردد

    دشنه و تیغ و تبر دست به دست هم داد
    بدنی باز شود مثل معما گردد

    دست و پا زد پسری تا پدری جان بدهد
    دست و پازد پسری تا کمری تا گردد

    دست انداخت به دور بدنش ریخت زمین
    دست انداخت دهانش نفسش وا گردد

    چشم را نیزه گرفته است اگر چشمی بود
    کاش می شد نظرش خدمت بابا گردد

    چند عضو از بدن اکبرش آنجا کم بود
    خواهرش بود ولی حلقه ی نا محرم بود



    شاعر : حسن لطفی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,527
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است
    برای صادق زهرا مدینه محزون است

    دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت
    که داغ غربت لیلی حدیث مجنون است


    شهادت مظلومانه شیخ الائمه آقا امام جعفر
    صادق بر شیعیان تسلیت باد




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,527
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    کاش می شد بگذارند مهیا گردد
    شب او صبح به محراب مصلا گردد

    شب او صبح نشد،نیمه شب او را بردند
    تا که با زخم زبان آن شبش احیا گردد


    شعله بر خانه اش انداخت حرامی تا زود
    در این خانه به یک ضربه ی پا وا گردد

    در آتش زده کم بود بیافتد رویش
    باز کم بود که میخی به تنی جا گردد

    پیش طفلان پی مرکب پدر پیری رفت
    تا که این کوچه پر از ناله ی بابا گردد

    دو قدم راه نرفته به زمین می افتاد
    تا که تکرار زمین خوردن زهرا گردد

    فرصتی هیچ ندادند و کشیدند تنش
    قبل از آنی که نفس تازه کند پا گردد

    گرچه می خورد زمین گرچه کشیدند زخاک
    روضه ای خواند غمش باز مداوا گردد


    روضه ی غربت پیری که به زانو آمد
    به امیدی که گل گمشده پیدا گردد

    پیر مردی به سر نعش جوانش آمد
    شاهد کم شدنش وقت تقلا گردد


    ارباً اربا بدنی دید به دستش فهمید
    هرچه کردند نشد تیغ دگر جا گردد

    دشنه و تیغ و تبر دست به دست هم داد
    بدنی باز شود مثل معما گردد

    دست و پا زد پسری تا پدری جان بدهد
    دست و پازد پسری تا کمری تا گردد

    دست انداخت به دور بدنش ریخت زمین
    دست انداخت دهانش نفسش وا گردد

    چشم را نیزه گرفته است اگر چشمی بود
    کاش می شد نظرش خدمت بابا گردد

    چند عضو از بدن اکبرش آنجا کم بود
    خواهرش بود ولی حلقه ی نا محرم بود



    شاعر : حسن لطفی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,527
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    نه عمامه به سر و نه که ردا در بر داشت
    در دلش حال و هوایی ز غم حیدر داشت

    نیمه شب تا که به صورت به زمین خورد آقا

    با لب غرق به خون زمزمه ی مادر داشت


    شهادت مظلومانه شیخ الائمه آقا امام جعفر
    صادق بر شیعیان تسلیت باد


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخیبه شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 7 از 9 نخستنخست ... 3456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi