صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 70

موضوع: ويژه نامه شهادت مظلومانه امام هادی علیه السلام {خورشید هدايت }

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مولا!
    ای آیینه هدایت الهی!

    درود خداوند بر تو باد در چنین روزی که عرش،
    به یادمان شهادتت، به سوگ نشسته است!


    درود خداوند بر تو باد، در چنین روزی که «مدینه»
    به یاد فراقت، گیسو به خاک بقیع می ساید!

    درود خداوند بر تو باد، در روزی که قدم به عالم
    خاک نهادی و قدم از عالم خاک برداشتی!

    درود خداوند بر تو باد و چلچراغ هدایتت،که هنوز هم
    روشن و نورانی، فراراه حقیقت پویان پرتوافشانی می کند!

    مولا! ما را به برکت نامت شفیع باش؛
    یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله!

    سید علی اصغر موسوی






    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی
    بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

    یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»

    در آینۀ صبح و مسا حضرت هـادی

    دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها
    خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

    بردند همان شب که سوی بـزم شرابت

    چون از تو نکردند حیا؟ حضرت هادی

    افسوس که کشتند تـو را از ره بیـداد

    بی جرم و گنه، قوم دغا حضرت هادی

    افسوس، به جور از حرم مادر و جدت

    گشتی تو غریبانه جدا حضرت هادی

    کس از غم ناگفته‌ات ای یوسف زهرا

    آگاه نشد غیر خـدا حضرت هـادی

    کشتند تو را در دل غربت، به چه جرمی؟

    ای جان جهانت بـه فدا! حضرت هادی

    بزم می و خون دل و حبسِ ستم و زهر
    حق تو عجب گشت ادا حضرت هادی

    در ماتـم تـو ای خلف پـاک پیمبـر

    شد سامره چون کرب و بلا حضرت هادی

    "میثم" به تو و غربت تو اشک فشاند

    ای کشتۀ بی‌جرم و خطا حضرت هادی

    شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار




    امضاء

  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    اندوه، چون خونی فشرده، در شقیقه های زمان می دود.
    تاریخ، ملتهب و پریشان می تپد.

    باد، خاکسترنشین حادثه، می وزد. بوی شیون، هوای ناهنگام
    این حوالی را شکافته است.
    نفسی نیست؛ زهر در شریان های خورشید قد می کشد.


    چهل و دومین بهار عمرش، پر پر می شود.
    سامرا، در جذر و مد حادثه، ناآرام بر سر می کوبد؛ چهل و دومین بهار،
    پشت پلک های خورشید، به پایان نمی رسد و در خزان می پیچد.

    حنجره ام را گشوده ام تا فریادهایم را بشنوند، حنجره ام را گشوده ام
    تا با صدای فرو ریخته ام، خواب حادثه را بیاشوبم.


    حرامیان، چه گستاخانه شانه های پرصلابتت را در خاک های سامرا
    ته نشین کردند؛صدای سرشارت را؛ اما نه! هنوز پنجره ای هست؛
    هنوز بال های خورشید، گسترده است.

    زهر، در یاخته های روز رویده است.
    توانی در زانوانش نمی یابد.


    بر سجاده خویش فرو ریخته، با حالی غریب و
    اندوه خویش را بر شانه های خاک فرو گذاشته است.

    ایستاده است و منتظر، تا با طنین بال ملایک، سفر خویش را به ملکوت
    آغاز کند. ایستاده است و کوچه های نامردی، آتش گرفته است.


    ایستاده است تا زنجیره های رسوا را از هم بگسلد.
    ایستاده است تا شهادت، چون بهاری پیش رو، با بوی
    گل هایسوخته، رو به رویش آغوش بگشاید.

    زهر، در رگ هایش می دود و خورشید، رفته رفته خاموش می شود.
    بوی شیون، بر شاخه های رها شده شهر می پیچد.






    امضاء

  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    سامرا، شهر خفته در خفقان

    سامرا، معکوس نام خود را بر او عرضه داشته است:
    اندوه عالم جمع شد در کسی که دید... و او آن را دید.

    متوکل، امام را در سامرا سکونت داده است؛
    اما کدام سامرا و چه سکونتی!

    امام دید و تحمل کرد. او این شهر خفته در
    خفقان را تماشا کرد و تاب آورد؛


    آن چنان که صالح بن سعید چون به دیدارش آمد و او
    را در آن خانه محقر دید، با بغضی اندوهناک زمزمه کرد:

    «این ستمکاران، همه تلاش خود را برای خاموش کردن
    نور شما به کار گرفته اند و برای پنهان داشتن مقام
    تو، به هر حیله ای متوسل می شوند.


    چگونه باور کنم شما را در چنین جای حقیری منزل داشته باشند؟!
    جایی که محل آمد و شد گدایان و غریبان بی نام و نشان است!»

    امام علیه السلام اشک های دل و دیده را فرومی خورد.
    پاسخ می دهد: (پسر سعید! آیا هنوز قدر و
    منزلت ما را در این حد گمان داری؟!

    آیا گمان می کنی این با رفعت شأن ما منافات دارد؟
    مگر نمی دانی کسی را که خداوند، بلند و عظیم بدارد،
    به اینها پست و حقیر نمی شود؟!)


    آن گاه پرده های دنیا را با اشاره ای به مقابل کنار
    می زند و ابن سعید را به تماشا می خواند.

    بستان هایی از سبزه زار و باغ هایی از انواع میوه
    نهرهایی روان و... آن گاه آرام و متین در میان بهشت
    و شگفت صالح می فرماید:

    (ما هرجا که باشیم، این طبیعت و این کائنات از برای ما مهیاست).

    محبوبه زارع





    امضاء

  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    «خدا را پیوسته برای هدایت مردم، حجت‌هاست.
    امام هادى(علیه السلام)، هادى امت و هدایت‌یافته غیب بود.



    فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار
    و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان
    افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی
    می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛


    نه با سلاح، که با فلاح؛ نه با قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى.
    سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش
    حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند.

    او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند
    و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل
    عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند.


    آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر
    خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی
    به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.

    سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش
    و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه
    یک عمر تهجد و شب‌زنده‌داری‌اش بود».






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض









    در سکوت سینه ام، دستی دانه تشویش می کارد.
    آتش کبود دیدگان تو، تار و پود نگاهم را می سوزاند.
    نگاه تب آلودت، نشانه سفر رفتن است.


    دو چشم روشن و گریانت در پی چیست؟ می دانم که منتظری
    تا کسی از در برسد و تو را با خود ببرد
    ولی بعد از تو چه می شود؟


    ای چراغ هدایت و ای هادی امت!
    بعد از تو، چگونه در تاریکی، راه را پیدا کنیم؟
    مرا هم با خودت ببر؛ قول می دهم بار گرانی نباشم.




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    یك نفر از اهل ‏بیت فاطمه
    یك نفر زین چارده تن قائمه

    در امامان هدى رعناترین
    در نگاه شاعران زهراترین


    شعله موروثى شده در دامنش
    عشق مى‏سوزد ز گرماى تنش

    مى ‏خورد بر هم لب و دندان او
    بس كه مى‏سوزد تن طوفانى ‏اش


    بستر خورشید شد پیشانى ‏اش
    گرگ ها خون خدا را خورده ‏اند

    جاى پیراهن، تنش را برده ‏اند
    مه میان حجره زندانى شده


    شه گرفتار پریشانى شده
    ضعف را با ناتوانى مى ‏كشد

    بار پیرى در جوانى مى‏ كشد
    خلسه‏اى دارد كه از عرفان پر است

    در سماعش پیچش یك چادر است
    اى غرور ناله هَل مِن مُعین

    اى بلور، این سنگباران را ببین
    پشت این در سایه ‏ها كف مى ‏زنند

    در غم ابن الرضا كف مى ‏زنند
    پس سیادت را حسادت كرده ‏اند

    كینه توزى با سعادت كرده ‏اند
    تو شهید دستِ بازِ خود شدى

    عطر عید جا نمازِ خود شدى
    آب گر چه رهن ایوان شماست

    تشنگى شش دانگش از آن شماست
    حیف از آن رنگ كبودین لبت

    حیف از آن گل هاى یا رب یا ربت
    حیف از آن چشم سیاه بسته ‏ات

    حیف از آن لب هاى خشك و خسته‏ ات
    آفتاب من لب بام آمده


    صاحب منصب، چه بى نام آمده
    گر چه بى نام آمدى بر روى بام

    از كبوترها ببینى احترام
    پیكرت اقلیم باغ دردهاست

    عطر جسمت رهبر شبگردهاست
    باغ ما از بام افتاده به خاك

    اى بهارِ عاطفه روحى فداك
    استخوانت گر شكست از این فرود

    بر تو و جدّ غریبِ تو درود
    گفت «اُسقونى» ولى سنگش زدند

    گفت هر چه یا على سنگش زدند
    بر تنش دعوا، كه تاراجش كنند

    عاقبت از هیبت چشمان او
    از قفا قاتل گرفته جان او


    شاعر : محمد سهرابی




    امضاء

  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,406
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    فراتر از ادراکی




    تو در ذهن این مردم نمی گنجی. تو بزرگی؛
    خیلی بزرگ تر از آنچه مردم می گویند، خیلی بزرگ تر از بزرگ.

    تو زودتر از زمان خودت آمدی.
    تو را نمی شناسند و نخواهند شناخت.


    شهادت، بهانه خوبی بود تا تو را از این مردم بگیرد؛
    از مردمی که همیشه پشت به خورشید می کنند و جلوتر از او راه می روند.

    لباس شهادت، برازنده قامت آسمانی ات بود.
    تو فراتر از ادراکی و این مردم تو را درک نمی کنند و نمی فهمند.

    تو عرشی هستی و این مردم فرشی اند.
    تو را نمی شود فهمید؛ نمی شود فهمید!

    مرگ پایان کبوتر نیست:
    تو را نمی شود با این کلمات و واژه های سربی بی روح، نوشت؛
    اما می شود عطش دل را فرونشاند و کمی نوشت.


    تو با مرگ سرخ، پایان نمی گیری، بلکه تازه تر می شوی؛
    تازه تر از پیش. «مرگ که پایان کبوتر نیست».

    مگر غیر از هدایت این مردم، حُرم دیگری هم داشتی؟!
    نه؛ هرگز! هرگز!

    رسم این قوم فقط این است که پاکی آسمان را متهم کنند.
    تو درختی بودی که سایه از سر تبرها هم برنمی داشتی.

    اما افسوس، تبرها زبان درخت را نمی دانند!
    قانون تاریکی ها این است که نور را بمکند.


    تو هیچ وقت پایان نمی گیری.




    امضاء

  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سامرا، شهر خفته در خفقان

    سامرا، معکوس نام خود را بر او عرضه داشته است:
    اندوه عالم جمع شد در کسی که دید... و او آن را دید.


    متوکل، امام را در سامرا سکونت داده است؛
    اما کدام سامرا و چه سکونتی!

    امام دید و تحمل کرد. او این شهر خفته در
    خفقان را تماشا کرد و تاب آورد؛


    آن چنان که صالح بن سعید چون به دیدارش آمد و او
    را در آن خانه محقر دید، با بغضی اندوهناک زمزمه کرد:

    «این ستمکاران، همه تلاش خود را برای خاموش کردن
    نور شما به کار گرفته اند و برای پنهان داشتن مقام
    تو، به هر حیله ای متوسل می شوند.


    چگونه باور کنم شما را در چنین جای حقیری منزل داشته باشند؟!
    جایی که محل آمد و شد گدایان و غریبان بی نام و نشان است!»

    امام علیه السلام اشک های دل و دیده را فرومی خورد.
    پاسخ می دهد: (پسر سعید! آیا هنوز قدر و
    منزلت ما را در این حد گمان داری؟!


    آیا گمان می کنی این با رفعت شأن ما منافات دارد؟
    مگر نمی دانی کسی را که خداوند، بلند و عظیم بدارد،
    به اینها پست و حقیر نمی شود؟!)

    آن گاه پرده های دنیا را با اشاره ای به مقابل کنار
    می زند و ابن سعید را به تماشا می خواند.


    بستان هایی از سبزه زار و باغ هایی از انواع میوه
    نهرهایی روان و... آن گاه آرام و متین در میان بهشت
    و شگفت صالح می فرماید:

    (ما هرجا که باشیم، این طبیعت و این کائنات از برای ما مهیاست).

    محبوبه زارع




    امضاء



  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    11,721
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,496
    مورد تشکر
    2,442 در 1,368
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    انگار که پاره های آتش، بر جگر سامرا گذاشته باشند!
    انگار که شهر، یکباره غرق در دریای اندوه شود!


    خبر سهمگین، اینگونه اثر می گذارد.
    سامرا را امروز باید نشناخت که از این داغ ناگهان، شکسته شده است.

    سامرا، همه جانبه، وقف اشک ریزی است و در کوچه هایش
    آهنگ دلگیر کوچ موج می زند.


    سامرا، مونسی جز غم ندارد. همدمی جز بغض های مانده در گلو ندارد.
    شهر، با معصومیت از دست رفته، در خویش فرومی ریزد.

    امروز، هیچ شاعری نیست که همراه شعرش، از حسّ غربت سامرا
    سرشار نباشد.تنها حرکتی که از سامرا، با رفتن دهمین رهنمای
    روشنگر، زاده سخی ترین مردمان، هادیِ دوران سر می زند،
    بر سر زدن است و گریستن




    امضاء



صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 34567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فلش های ویژه شهادت امام هادی, فروغی از دانش امام هادی, فضائل علی النقی الهادی, مداحی و مراثی ویژه شهادت امام هادی, مشعلدار هدایت, چهل حدیث برگزیده ازپیشوای دهم, چگونگی شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی, ویژه نامه شهادت امام هادی سالهای قبل, ویژگی های اخلاقی امام هادی, کاغذ دیواری شهادت دهمین پیشوا, کرامات دهمین پیشوا, گالری تصاویر شهادت امام هادی, گزیده ای از احادیت امام هادی, پیامک های تسلیت هادی الامم, امام هادی و فرهنگ دعا و زیارت, امام هادی و حوزه حدیثی قم, امام هادی و زنان پاکدامن, اس ام اس های شهادت امام هادی, اشعار شهادت امام هادی, اعلام انزجار از شاهین نجفی و هتاکین به امام هادی, به روزگار نباید ناسزا گفت, بسوی دوست, تصاویر ویژه شهادت امام هادی, حرکت امام هادی ع به سامراء و بعضی از ستمها به ایشان, دهمین لاله بوستان امامت, دهه بزرگداشت امام هادی, دانستنی های امام هادی, در سوگ خورشید, روشهای تربیت از نگاه امام هادی, راه سبک سازی مصیبت ازنگاه امام هادی, سیری در زندگی امام هادی, شناخت مختصری از امام هادی, غریب سامرا؛ خور شید غریب

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi