صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 91

موضوع: یک گام تا خدا

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سخت ترین امتحان

    امتحان دوم او بسیار سخت تر بود. واقعاً به حضرت موسی هم باید حق داد. یعنی علم حضرت موسی در مسائلی محدود و ظاهری بود. علم حضرت خضر ماورائی بود. علومی بود که خدا به او داده بود. ما
    ص:86

    1- همان، آیه 72.
    2- همان، آیه 73.
    هم اگر بودیم حتماً اعتراض می کردیم.
    آمدند رد بشوند، دیدند یک پسر بچّه ای دارد بازی می کند. حضرت خضر به امر الهی پسر بچّه را خواباند و سر او را برید. روشن فکرهایی که نمی خواهند تسلیم خدا بشوند، روی این آیه خیلی مانور داده و اشکال کردهاند. اگر آیه قرآن نبود، خیلی ها قبول نمی کردند.
    حکمت های الهی
    حضرت خضر به چه مجوّزی بچّه مردم را کشته است؟ به امر خدا. چرا این کار را کرده است؟ خدا مالک ماست. یک زلزله می فرستد میلیون ها نفر زیر آوار می مانند. اختیار در دست اوست.
    خدا به حضرت ابراهیم می گوید: پسر خود را برای من قربانی کن. اختیار دست خود اوست. هزارها حکمت دارد. ما باید تسلیم خدا باشیم. خدا مالک ماست، اختیاردار ماست. من حق ندارم به کسی تلنگر هم بزنم، ولی خدا مالک من است. امام حسین، عزیز خود را در راه خود قربانی می کند. خدا اذن داده است.
    إِنَّ اللهَ قَد شَاءَ أَن یَرَاکَ قَتِیلا؛
    (1) خداوند می خواهد تو را کشته بیند!


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اعتراض موسی علیه السلام

    حضرت خضر غلام را گرفت و کشت. حضرت موسی همان لحظه اوّل عصبانی شد و گفت:
    ص:87

    1- اللهوف، ص 65؛ بحار الأنوار ص44، ص364.
    « أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُکْرًا »؛
    (1) آیا شخص بی گناهی را بدون این که کسی را به قتل رسانده باشد کشتی؟ واقعة کار ناپسندی مرتکب شدی. کودکی را که نه آدم کشته، نه خیانت کرده است، به چه مجوزی کشتی؟ حضرت موسی علیه لسلام هم حق داشت. وقتی اعتراض کرد، حضرت خضر فرمود:
    أَلَم أَقُل لَکَ إِنَکَ لَن تَستَطیعَ مَعِیَ صَبراً؛
    (2) آیا به تو نگفتم که هرگز نمی توانی همپای من صبر کنی؟ به تو نگفتم تو برای شاگردی من مناسب نیستی، تو توان شاگردی من را نداری؟! خیلی او را خورد کرده است. تازه خدا به موسی علیه السلام گفته است که این استاد است، باید تسلیم باشی و الا موسی علیه السلام برخوردهای تندتری می کرد. اینجا هم رفوزه شد. این دفعه خود حضرت موسی شرط کرد و گفت:
    إِن سَأَلتُکَ عَن شَئءِبَعدَها فَلاتُصاحِبنی قَد بَلَغتَ مِن لَدُنَّی عُذراً؛
    (3) اگر از این پس چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من همراهی مکن و از جانب من قطعاً معذور خواهی بود با انصاف حرف زد. گفت: یک بار دیگر هم به من مهلت بده. اگر این دفعه سؤال کردم، اعتراض کردم، دیگر از من جدا شو. خود من می روم. تا
    ص:88

    1- سوره کهف، آیه 74.
    2- همان، آیه 75.
    3- همان، آیه 76.
    به حال دوبار زمین خورده ام. بار سوم اگر زمین خوردم، معلوم می شود من برای شاگردی تو مناسب نیستم. حق با توست.

    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 26-09-2025 در ساعت 18:35
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سومین امتحان و فراق

    بار سوم به یک قریه و شهری رسیدند. خسته و گرسنه بودند. یک نفر در این شهر نگفت که ما از این غریبه ها پذیرایی کنیم. چیزی به آنها ندادند. به آخر شهر آمدند. یک دیوار خرابی در آنجا بود. با این که خسته بودند، حضرت خضر فرمود: بیا آب و گل درست کنیم و این دیوار را بسازیم.
    موسی علیه السلام حضرت خضرت گفت: اینها یک غذا به ما ندادند، دیوار آنها را هم درست کنیم؟! این چه کاری است که تو داری می کنی؟! گفت: اگر می خواستی این کار را بکنی باید مزد می گرفتی. در اینجا بود که حضرت خضر گفت:
    هذا فِراقُ بَینی وَ بَینِکَ سَأنَئبُکَ بِتَأویلِ ما لَم تَستَطِع عَلَیهِ صَبراً؛
    (1)این بار، دیگر وقت جدایی میان من و توست. به زودی تو را از تأویل آنچه که نتوانستی بر آن صبر کنی آگاه خواهم ساخت.

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    رمزگشایی حضرت خضر علیه السلام

    من الآن رمز کارهایی را که کردم برای تو می گویم که تو هم آرام شوی. بعد حضرت خضر شروع کرد
    ص:89

    1- همان، آیه 78.
    «أَمَّا السَّفینَهُ»؛ اما این کشتی مال مساکین و افراد فقیر و درمانده ای بود. غاصبی بود که کشتی های خوب را می گرفت. امر دایر بود که کلّ سرمایه آنها از بین برود، یا سرمایه آنها آسیب ببیند، ولی محفوظ بماند.
    غاصب نگاه کرد، دید این کشتی سوراخ شده و خوب نیست. گفت: این را رها کنید. اگر کشتی سالم بود، کلّ آن از بین می رفت. من به امر خدا این کار را کردم.
    «وَ اَمَّ الغُلامُ»؛ امّا این بچه بچه ای بود که خیلی نفس قوی و شروری داشت. اگر زنده می ماند، پدر و مادر خود را هم گمراه می کرد.
    بعضی ها پدر و مادر خود را هم گمراه کرده اند؟ مثل عبدالله زبیر. حضرت امیر علیه السلام می فرماید:
    مَا زَالَ الزُّبیرُ رَجُلاً مِنَّا أَهلَ البَیتِ حَتَّی نَشَأَ ابنُهُ المَشئُومُ عَبدُ الله:
    (1) همواره زبیر از ما اهل بیت بود تا وقتی که پسر شوم او عبدالله پدید آمد. این عبدالله پدر خود را هم گمراه کرد. جنگ جمل را به پا کرد و هجده هزار نفر را به کشتن داد. ای کاش این فرزند او اصلاً به دنیا نمی آمد، یا از دنیا می رفت!
    حضرت خضر گفت: این کودک اگر بزرگ می شد، پدر و مادر خود را گمراه می کرد. امر خدا بود، خدایی که مالک و صاحب اختیار است. فرمود:
    ص:90

    1- نهج البلاغه، حکمت 453.
    او را بکشم. در عوض این فرزند، خدا یک دختری به اینها داد که هفتاد پیغمبر از نسل آن دختر متولد شد. کدام بهتر است؟
    «وَ اَمَّ الجِدارُ»؛ و اما آن دیواری هم که درست کردیم، یک گنجی در زیر دیوار پنهان بود که مال عدهای یتیم بود. پدر آنها مرد صالحی بود. این گنج داشت نمایان می شد و به دست بیگانه می افتاد. خدا به من امر کرد که من این دیوار را درست بکنم که این گنج برای آنها محفوظ بماند و به
    اهلش برسد.
    «وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی»
    (1) و من از پیش خود این کار را نکردم. من این کارهایی که کردم امر مستقیم خدا بود. خدا اراده کرد این کار را بکنم. پشت پرده یک چیزهایی بود که تو خبر نداشتی اینجا بود که حضرت موسی علیه السلام دید که حق با حضرت خضر است و از اشتباه خود عذرخواهی کرد.
    آنچه موسی را به اینجا کشاند
    نکته اوّلیه داستان خیلی مهم است که چرا این داستان پیش آمد؟ به خاطر این که حضرت موسی یک لحظه به ذهنش خطور کرد که خدا عالم تر از من خلق نکرده است. خدا این طور این داستان را پیش آورد که حضرت موسی این اندازه هم منیّت نشان ندهد.
    در روایت آمده است: اگر حضرت موسی تحمل می کرد، خدا تا هزار
    ص:91

    1- سوره کهف، آیه 82
    مورد صحنه های پشت پرده را به او نشان میداد. ولی دیگر توان او از دست رفت و خدا هم البته می خواست او را تربیت کند که حواس او جمع باشد. بداند که «وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ»
    (1)و برتر از هر صاحب علمی عالمی است.» دست بالای دست بسیار است. این است که انسان باید همیشه خود را پایین بگیرد تا رشد کند.


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 14-10-2025 در ساعت 15:33
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اعتقاد به حکمت و مصلحت الهی

    باید در زندگی خود به این نمونه ها توجه داشته باشیم و بدانیم که پشت پرده بیماری ها، گرفتاری ها، پیشامدها، حکمتها و مصلحت هایی است. این خیلی به انسان آرامش می دهد. امام حسن عسکری ؟ فرمودند:
    ماَ مِن بَلِیَّةٍ إِلَّا وَللهِ فِیهَا نِعمَةُ تُحیطُ بِهَا؛2
    (2)هیچ بلایی نیست جز این که برای خداوند در آن بلا نعمتی است که آن را احاطه کرده است. یعنی نعمت ها در لفافهای از بلا پیچیده شده است. هیچ بلایی، کمبود در مال، جان، بدن و پیشامدی نمی شود، جز این که در آن بلا و گرفتاری خدا نعمتی را نهاده است که آن نعمت و لطف و حکمت الهی به آن احاطه دارد. اینها خیلی مهم است. باید بدانیم که در تمام بلاها و گرفتاری ها و سختی ها لطف خدا همراه ماست.
    خدا گر ز حکمت ببندد دری
    زرحمت گشاید در دیگری
    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 31-10-2025 در ساعت 20:01
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ابراهیم، فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله سه ساله بود که از دنیا رفت. یعنی
    ص:92

    1- سوره یوسف، آیه 76
    2- تحف العقول، ص 489؛ بحارالانوار، ج 75، ص 374.
    همیشه هم این طور نیست که اگر فرزند از دنیا می رود، به خاطر این است که مثلا اگر می ماند یاغی میشد، طغیان می کرد. نه این یک نمونه از حکمت های خدا بود. هزاران حکمت دیگر هست که ما خبر نداریم. ما فقط باید تسلیم باشیم، راضی به رضای خدا باشیم. اگر راضی و تسلیم بودیم، خدای متعال هم پاداش میدهد و چه بسا آن پرده ها را هم کنار بزند و آن حکمت ها را هم به ما نشان دهد و آرامش ما بیشتر شود.


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 27-11-2025 در ساعت 12:00
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بهترین گزینه ها از آن خداست

    گاهی حوادث و اتفاق های تلخی که برای ما می افتد، گرفتاری هایی که به وجود می آید، همین که به خود بقبولانیم و باور کنیم که حکمتی در آن بوده است، خود این ما را آرام می کند.
    امام صادق علیه السلام می فرماید:
    لَا یَفعَلُ بِعِبَادِهِ إِلَّا الأَصَلَحَ لَهُم؛
    (1) خداوند کاری نمی کند، جز آنچه به صلاح بندگان است. ما الآن برای حوادث و پیشامدهایی که می شود، هزار گزینه پیش رو داریم. باید بدانیم که آن گزینه های خدا برای ما بهترین هاست. ما فقط باید هرچه می توانیم اصلاح کنیم. گناه نکنیم، معصیّت نکنیم. جلوی ضررها را بگیریم. ولی جایی که نتوانستیم و اّتفاقی افتاد تسلیم و راضی باشیم. بدانیم بهترین ها را خدا برای ما بُریده است.
    ص:93

    1- علل الشرایع، ج 1، ص 16، بحار الأنوار، ج 12، ص 349.
    سرنوشت ما به دست دیگری است
    خوش نویس است و نخواهد بد نوشت
    این آیه خیلی آرامش دهنده است:
    «قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »
    (1)بگو: جز آنچه خدا برای ما مقرر داشته، هرگز به ما نمی رسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. «قنا» یعنی به نفع ما نوشته است. حتّی آن گنهکاری که گناه می کند، پای او به سنگ می خورد، در چاله می رود، خدا خیر او را می خواهد. می خواهد جلوی او را بگیرد تا بیراهه نرود. خطر بزرگ تر را از او دفع می کند.
    هر چیزی که خداوند برای ما نوشته است زیباست. او مولای ماست، او نقاش ماست، او سرپرست ماست، او ولی نعمت ماست. از طرف او هرچه پیش می آید، برای ما خیر و مصلحت است.
    خداوند آقای راشد یزدی را حفظ کند! می گفتند: پیرمردی در یزد ما بود که آقا کاظم به او می گفتند. این جمله را همیشه تکرار می کرد: «هرچه پیش می آید خوب است و هر چه خوب است پیش می آید.»
    باید این دید را به خدا داشته باشیم و تقدیراتی که به دست ما نیست و خدا برای ما مقدر می کند را بگوییم خیر است و ما بهره خوب از آن داشته باشیم. نیت خوب خیلی به رشد ما کمک می کند.
    ص:94

    1- سوره توبه، آیه 51.
    5- برتری خواهی

    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نزدیک ترین مردم به خدا

    عرض کردیم ریشه تمام بداخلاقی ها به غضب و عصبانیّت برمی گردد. ریشه و منشاء غضب هم خودمحوری و خودخواهی و تکبر و تحقیر دیگران است. در حدیثی قدسی، خدای مهربان به حضرت داوود علیه السلام فرمود:
    یَا داوُدُ، کَمَا أَنَّ أَقرَبَ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتوَاضِعُونَ، کَذلِکَ أَبعَدُ النَّاسِ مِنَ اللهِ المُتکَبَّرُونَ؛
    (1) ای داوود، همان طور که نزدیکترین مردم به خداوند اهل تواضع هستند، دورترین مردم به خدا متکبران اند. چه کسانی در عالم از همه به خدا نزدیک تر هستند؟ فرمود: متواضعان و افراد فروتن. افرادی که در مقابل خدا، در مقابل حق، و در مقابل بندگان خدا خودشکنی می کنند، از همه به خدا نزدیک تر هستند. همانطوری که دورترین افراد از خدای بزرگ متکبران هستند. افرادی که دنبال تعیّن و منیت هستند. هفتاد سال است دارند منیت خود را بزرگ می کنند.
    ص:95

    1- الکافی، ج 2، ص 133، وسائل الشیعة، ج 15، ص 1373، بحارالانوار، ج 72، ص 132
    بت تراشی و بت شکنی
    استاد بزرگوار ما در کلام زیبایی که چندین سال است آویزه گوش بنده است می فرمودند: بعضی ها هفتاد سال جِدّ و جهد می کنند، اما برای رضای خدا نیست. دنبال بزرگ کردن خود هستند. دور خود می چرخند. مثل شیطان که چند هزار سال عبادت کرد.
    هفتاد سال عنوان و تعین و اسم و رسم و شهرت و من ومای خود را بزرگ کرده و بتی برای خود ساخته است. لذا خیلی جاها ناراحت می شود و انتقاد پذیر نیست.
    می فرمودند: بعضی ها برعکس، دقیقاً از روزی که خود را شناختند، تبر برداشتند و منیت و خودت خود را خرد کردند. بعضی ها هفتاد سال دور خود چرخیدند. بعضی ها هم با هر قدم به سوی یک نیستی پیش رفتند و به هستی رسیدند و به خدا نزدیک شدند.
    خدا می گوید: من متواضعان را خیلی دوست دارم و نزدیک ترین افراد به من، افراد فروتن و افتاده حال هستند و دورترین افراد کسانی هستند که منیت دارند، با زبان و دل و نیت به دنبال منِ خود هستند.




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خراباتیان

    می فرمودند: این که در لسان شعرا آمده است که آدم باید خراباتی شود، به این معناست که باید خود را بشکند و خراب کند. عنوانها و تعینها و بتهای خود را در هم بکوبد و کنار بگذارد.
    ص:96
    مرحوم آیت الله سیّد احمد کربلایی رحمةالله از عرفای بسیار بزرگ و از شاگردان ملاّ حسین قلی همدانی و استاد مرحوم آقای سید علی قاضی بوده است. در حالات ایشان نوشته اند که در قنوت نماز شب خود تضرّع می کرد و این شعر زیبای حافظ را می خواند:
    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    ما را ز جام باده گلگون خراب کن
    انصافاً حافظ خیلی زیبا گفته است. عالم دنیا فانی و از بین رفتنی است.


    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 03-12-2025 در ساعت 13:53
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,207
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ»
    (1)؛هرکس روی زمین است فانی است. می گوید: ای خدا، این عالم فانی یک روزی خراب می شود. هم خود عالم، هم همه موجودات از بین می روند. با این من ما و خودیّتِ ما را قبل از این که ما از بین برویم، خراب کن، تا به تو برسیم.
    ملاقات خداوند
    موقع مردن همه خدا را ملاقات می کنند، چون منِ آنها گرفته می شود. تمام محبتها، تعلّق ها، همة عنوانها از بین می رود. اما آن ملاقات اضطراری است. آن موقع فرعون و نمرود هم خدا را ملاقات می کنند، ولی آنجا به دردشان نمی خورد.
    کسی که قبل از مشاهده مرگ ایمان نیاورده باشد، آن مشاهده اضطراری برای او فایده ای ندارد. اما اگر ما پیش از آن خودیّت های خود را کنار
    ص:97

    1- سورة الرحمن، آیه 26.
    بگذاریم و خدا و حق را قبول کنیم، برای ما بسیار مفید است.
    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    ما را ز جام باده گلگون خراب کن


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 7 از 10 نخستنخست ... 345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi