صفحه 8 از 12 نخستنخست ... 456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 115

موضوع: اسرار موفقیت( جلد اول)

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نفس خود را درمان کنید

    نفس، موجود عجیبی است؛ زیرا می‌تواند انسان را به بالاترین درجات انسانیّت بالا برد، همچنان که قدرت دارد او را در اعماق درّه‌های خوفناک رذالت رها کند.
    بر انسان ضروری است که نفس خود را رها نسازد و در تمایلات و خواسته‌ها او را آزاد نگذارد.
    حضرت امام صادق‌علیه السلام می‌فرمایند:
    لاتَدَعِ النَّفْسَ وَهَواها.(127)
    نفس و خواسته‌های او را، به خود وامگذار.
    زیرا نفس دارای نیروئی است عظیم؛ ولی سرکش، بدخو و نافرمان! ما باید به مداوای آن بپردازیم؛ تا بتوانیم از قدرت آن استفاده کنیم.
    امام صادق‌علیه السلام در پایان روایت، راه درمان نفس را بیان کرده‌اند. آن حضرت می‌فرمایند:
    وَکَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوی دَواها.(128)
    بازداشتن نفس از آنچه را که هوس می‌کند، دوای اوست.
    با معالجه و درمان نفس، می‌توانید آن را به یک قدرت سالم و رحمانی تبدیل کنید، و از انرژی پرتوان روحی که در وجود شماست، بهره‌مند شوید.
    با مخالفت نفس، قدرت و نیروی عظیمی که در نفس - بالقوة - وجود دارد، به فعلیّت می‌رسد و امکان استفاده از آن برای شما ایجاد می‌شود.
    کسانی می‌توانند آینده خود را درخشان سازند و از انوار تابناک ولایت معصومین‌علیهم السلام نورانی شوند که حالات نفسانی خود را دگرگون سازند و در آن تحوّل ایجاد کنند.
    در صورتی که انسان حالات نفسانی خود را تغییر دهد، حالات معنوی او نیز تغییر می‌پذیرد. خداوند می‌فرماید:
    »اِنَّ اللَّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ «.(129)
    براستی که خداوند تغییر نمی‌دهد آنچه را که بر هر قومی می‌گذرد، تا آنچه را که در نفس آنان است تغییر دهند.
    بنابراین سرنوشت جامعه‌ها و نیکبختیها و بدبختیهایی که مردم را فرا می‌گیرد، بر رفتار و خواسته‌های نفسانی آنان بنیان گذاری شده است.



    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #72

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    دعا برای تهذیب نفس

    برای نجات از هواها و خواسته‌های نفسانی، دعا و نیایش به درگاه خداوند و توسّل به اهل بیت عصمت‌علیهم السلام اثری بسزا دارد. به این جهت ائمه اطهارعلیهم السلام در دعاهای بسیاری، ما را راهنمائی فرموده‌اند که برای برطرف شدن هواهای نفسانی دعا کنیم.
    به عنوان نمونه در دعائی که در شبهای چهارشنبه خوانده می‌شود، آمده است:
    اَللَّهُمَّ ... اَصْلِحْ ما بَیْنی وَبَیْنَکَ وَاجْعَلْ هَوایَ فی تَقْویکَ.(130)
    خداوندا میان من و خودت را اصلاح فرما و هوی و خواسته مرا در پرهیز از مخالفت با خودت قرار ده.
    در صورتی خواسته‌های انسان چیزی جز تقوای الهی نیست که دارای نفس مهذّب و ساخته‌شده باشد. بنابراین اگر بخواهیم از هواها و خواسته‌های پست نفسانی دور باشیم، باید برای تهذیب نفس و خودسازی دعا کنیم.




    امضاء



  4. Top | #73

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    خود را به مخالفت با نفس عادت دهید


    هر عملی که برای خاطر نفس انجام شود، اگرچه کاری کوچک باشد، اندکی از قدرت روحی را از بین می‌برد! مخالفت با نفس، این قوا را در انسان متمرکز می‌سازد و ایجاد نیرو و نورانیّت می‌کند. مخالفت با نفس هر چه بیشتر شود، قوای روحی بیشتر می‌شوند و از توان و قدرت بیشتری برخوردار می‌شوند.
    مخالفت با نفس، همراه با سختیها و مشکلاتی است که بسیاری از مردم به خاطر همین سختیها از آن دست برمی‌دارند و گروهی دیگر که با هواهای نفسانی به مبارزه می‌پردازند، به دلیل عدم ثبات و استقامت، پس از مدّتی راه خود را رها می‌کنند و به دنبال خواهش نفس روان می‌شوند.
    توجّه به یک نکته می‌تواند این گونه افراد را از نظر روحی تقویت نماید و آنان را به ادامه راهی که رفته‌اند امیدوار نماید.
    آن نکته عبارت است از اهمیّت مسئله اعتیاد به کارهای نیک. سختی و زحمتی که در مخالفت با نفس وجود دارد بر اثر خو گرفتن و اعتیاد به کارهای خوب از میان می‌رود؛ به گونه‌ای که ترک مخالفت نفس مشکل می‌شود. به این جهت حضرت امام باقرعلیه السلام می‌فرمایند:
    عَوِّدُوا اَنْفُسَکُمُ اَلْخَیْرَ.(131)





    امضاء



  5. Top | #74

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نفسهای خودتان را به کار خیر عادت دهید.

    زیرا بر اساس معتاد شدن به کارهای خیر، نه تنها انسان از کارهای زشت دست برمی‌دارد، بلکه به کارهای نیک - گرچه سنگین و پرزحمت باشد - معتاد شده و خو می‌گیرد. اعتیاد به هر چیزی، آن را جزء خلق و خوی انسان قرار می‌دهد، بطوری که نه تنها انجام آن، مشکل چندانی ندارد؛ بلکه ترک آن رنج‌آور می‌شود.
    بنابراین با انجام کارهای نیک و معتاد شدن به آن، نه تنها مخالفت با نفس را برای خود آسان می‌کنید، بلکه به آن خو گرفته، بگونه‌ای که ترک آن برای شما رنج آور می‌شود.
    وقتی که یک فرد خیانتکار، برای اولین بار دست به سرقت یا خیانتی دیگر می‌زند، در باطن احساس شرم و گناه می‌کند. او قلباً می‌پذیرد که خود را به کار زشت و ناپسند آلوده ساخته است؛ ولی کم‌کم با تکرار گناه، احساس شرمندگی در او کاسته می‌شود؛ تا آنجا که نه تنها با ارتکاب گناه احساس شرم و گناه نمی‌کند، بلکه به آن معتاد شده و توانایی ترک آن برای او وجود ندارد.
    همان گونه که مرور زمان و تکرار گناه برای عده‌ای اعتیاد آور است و ترک آن بر ایشان مشکل می‌شود، به همین صورت انجام برنامه‌های سختِ عبادی با مرور زمان برای اولیاء خدا و آنان که در راه تقرّب به اهل بیت‌علیهم السلام تلاش می‌کنند، نه تنها زحمت ندارد، بلکه به آنها خو می‌گیرند؛ به گونه‌ای که به هیچ وجه حاضر به ترک آن نیستند، مخصوصاً با توجّه به آثار مهمّی که از اعمال و برنامه‌های خود می‌بینند. در این هنگام همان گونه که مخالفت با نفس برای عده‌ای مشکل است، برای آنان موافقت با نفس رنج آور می‌شود.
    بعضی از افراد برای خوگرفتن به مخالفت با نفس و از بین بردن هواهای آن، احتیاج به مرور زمان ندارند و با یک تغییر ناگهانی تحوّلی عظیم در نفس خود به وجود می‌آورند و از شخصیّتی جدید برخوردار می‌شوند. »پوریای ولی« یکی از این افراد است.
    »پوریا« پهلوانی بود که در شهر خودش هیچ کس با او قدرت مقابله نداشت. او به بلاد دیگر رفت و همه جا پهلوانان را مغلوب نمود. آن گاه به قصد پایتخت حرکت کرد تا پهلوان آنجا را نیز مغلوب سازد و خود به جای او بنشیند.
    آوازه قدرت او به اطراف رسیده بود و به این سبب، وقتی بسوی پایتخت حرکت کرد، در دل پهلوان آنجا رعبِ بسیار پدید آمد و مهموم و متفکّر شد. مادرش آثار غصّه و حزن را در او دید و از ناراحتی او سئوال کرد. وی علّت ناراحتی خود را بیان نمود.
    مادرش که زنی صالحه و بااعتقاد بود، متوسّل شد و هر روز نذری می‌کرد. روزها حلوا می‌پخت و بر دروازه شهر، فقرا و ضعفای از راه رسیده را اطعام می‌کرد؛ تا روزی که پوریا به دروازه شهر رسید؛ دید زنی آنجا نشسته است و طبقی از حلوا پیش رو دارد. نزدیک آمده از قیمت آن پرسید. زن گفت: فروشی نیست، بلکه نذر است. پوریا پرسید: برای چه نذر کرده‌ای؟
    زن گفت: فرزندم، پهلوان پایتخت است و اکنون پهلوانی تصمیم دارد به این جا آید تا او را مغلوب کند؛ اگر چنین شود، مال و اعتبار ما هر دو بر باد می‌رود. پوریا دید که زن متوسّل به حضرت حق شده است. اینجا بود که آیه »یا اَیُّها الَّذینَ امَنُوا کُونُوا اَنْصارَ اللَّهِ «(132) به خاطرش آمد.
    با خود اندیشید که اگر این جوان را به زمین زنم، پهلوان پایتخت سلطان خواهم شد، و اگر نفس را به زمین زنم، پهلوان پایتخت خدا می‌شوم؛ پس با خود گفت: برای رضای خدا این پیرزن را ناامید نمی‌کنم.
    آن گاه روی به زن کرد و گفت: مادر نذرت قبول است. چهل دست پرورده همراه داشت، حلوا را میان آنان تقسیم کرد و سپس به شهر وارد شد.
    در روز موعود، پهلوان پایتخت با رنگی پریده برای کشتی گرفتن با پوریا حاضر شد.
    دست پرورده‌های پوریا به او گفتند: ما به میدان او می‌رویم و کار او را می‌سازیم و بسیار اصرار کردند؛ امّا پوریا نپذیرفت و گفت: این کار خود من است و کار دیگری نیست.
    پوریا چون به میدان رفت، همّت به زمین زدن نفس خویش گماشت. پهلوان پایتخت با او به نبرد برخاست، پوریا خود را سست نمود و حریف او را بیازمود و دید که بسیار سست است. دوباره آزمایش را تکرار کرد و چون قوی دل شد، یک باره پوریا را بلند کرد و به زمین کوبیده و روی سینه‌اش نشست. به محض آن که پشت پوریا به خاک رسید، رازهایی برای او منکشف شد.(133)
    افتادگی آموز اگر قابل فیضی
    هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
    گرچه آن جوان، پوریا را به خاک انداخت؛ امّا خداوند او را از اولیاء پاک قرار داد.
    این شعر از سروده‌های پوریای ولی است:
    گر بر سر نفس خود امیری مردی
    ور بر دگری نکته نگیری مردی
    مردی نبود فتاده را پای زدن
    گر دست فتاده‌ای بگیری مردی
    شما نیز می‌توانید همچون پوریا با تصمیم مردانه و استمداد از خداوند مهربان به مخالفت با نفس پرداخته و در مدّتی کوتاه آن را مهار کنید.






    امضاء



  6. Top | #75

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    با تهذیب نفس از قدرتهای روحی استفاده کنید

    بحث در پیرامون نفس، بسیار مهمّ و جالب توجّه است که تفصیل آن به کتابی مستقلّ نیاز دارد؛ ولی اینک به صورت خلاصه می‌گوئیم: همان گونه که نفس می‌تواند ما را از مقام فطری خویش به درجه حیوانیّت سقوط دهد، می‌تواند ما را در اوج مقام ملکوتیِ ملائک و دارای حالت نورانیِ »تروّح« قرار دهد.
    حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    مَنْ اَصْلَحَ نَفْسَهُ مَلَکَها.(134)
    کسی که نفس خود را اصلاح کند، مالک آن می‌شود.
    و کسی مالک نفس خویشتن است که از قدرتهای آن بهره‌مند باشد؛ زیرا در صورت اصلاح و تهذیب، نفس در تحت سیطره نیروی عقل درمی‌آید. در این هنگام هواهای پست نفسانی کنترل می‌شود و حتّی خطورات نفسانی نیز به آسانی نمی‌تواند صفحه ذهن را تیره و آلوده سازد.
    در این هنگام خواسته‌های نفسانی نیز، گرایش رحمانی می‌یابد و کم‌کم نفس همراه و همگام با عقل می‌شود و نه تنها از مبارزه و معارضه با عقل دست برمی‌دارد، بلکه پشتیبان نیروی عقلی می‌شود.
    در صورتی که قدرتهای نفسانی شما کاملاً در تحت سیطره قوای عقلی درآید و پشتیبان آن شود، حالت »تروّح« ایجاد می‌شود. در این موقع می‌توانید آثار مادیّت را از جسم خود برگیرید و اثرات مادّه را از او جدا کنید؛ در این هنگام زیباترین و جذّاب‌ترین حالات روحی رخ می‌دهد...






    امضاء



  7. Top | #76

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    قدرت نفس، اگر آن را کنترل کنید

    یکی از بزرگان، قدرت نفس را این گونه بیان کرده است:
    »نفس در مقام خود خالی از خلاّقیت نیست؛ زیرا که انشاءِ صور می‌کند و از این جهت نیز مظهرِ صفت خلاّقیت حق است. ای عزیز! تو هم دارای این مظهریّت هستی، ولی اثر مطلوب تو ضعیف است؛ چون وجود تو ضعیف است. دریای آتش خلق می‌کنی و حال آن که حقیقت ندارد؛ زیرا که صور خیالیّه اگر قوّت گیرد، اثر پیدا می‌کند.
    یکی از معجزات انبیاء، قوّت نفس بود که به محض اراده، خلق می‌نمودند. امّا چون نفس ما ضیق است، قوّت بیش از این ندارد. از این جهت است که در بهشت، نفوسِ سعدا قوّت می‌گیرد و خلق می‌کند. پس کاری کن که این نفس در همین دنیا کامل شود.
    زیرا در صورتی که نفس انسان بر اثر تهذیب و تکمیل از قدرتهای خلاّقه برخوردار شد، به محض فکر و خطور می‌تواند آنچه را که می‌خواهد اراده کند و او را در خارج محقّق سازد«.
    آری همان گونه که حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام فرموده‌اند:
    مَنْ قَوِیَ عَلی نَفْسِهِ تَناهی فی الْقُدْرَةِ.(135)
    کسی که بر نفس خود قوی باشد، از نظر قدرت به نهایت می‌رسد.
    شما نیز می‌توانید با یک تصمیم جدّی و اراده قوی از خداوند بزرگ استمداد نموده و با رفتار و کردار نیک در آینده خویش تحوّلی عظیم بوجود آورید و دارای شخصیّتی جدید و قدرتی ممتاز شوید.






    امضاء



  8. Top | #77

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    نتیجه بحث

    خداوند انسان را به گونه‌ای آفریده است که می‌تواند از قدرتهای عظیم روحی که در او وجود دارد استفاده کند؛ ولی نفس انسان در تکاپو و تلاش برای نابود کردن و از میان بردن آن نیروها است.
    مخالفت با نفس از عوامل بسیار اساسی و از شرایط مهمِّ خودسازی است. نفس خود را کنترل کنید تا نیروهای عقلی رشد و پرورش پیدا کنند.
    شما می‌توانید با مخالفت نفس، عقل خود را نیرومند سازید و نه تنها آن نیروها را از خطر نابودی حفظ کنید، بلکه می‌توانید آنها را فعّال نموده و خلّاقیت ببخشید.
    اگر می‌خواهید از نظر قدرتهای روحی پیشرفت نموده و به تکامل برسید، باید کاملاً مهار نفس را در دست بگیرید و آن را با مخالفت هوی و هوس اصلاح و تهذیب نموده، و مالک نفس خویشتن شوید؛ تا قدرتهای عجیب و فوق العاده‌ای که در نهاد شما قرار دارد فعّال شده و بتوانید از آنها استفاده کنید و همچون مردان بزرگ با به کارگیری نیروهای بزرگ روحی، بهترین خدمات ارزنده را به دین و مکتب اهل بیت‌علیهم السلام بنمائید.
    زد سحر طایر قدسم ز سر صدره صفیرکه در این دامگه حادثه آرام مگیربال بگشا و صفیر از شجر طوبی زنحیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی




    امضاء



  9. Top | #78

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    10صبر، کلید گنجینه اسرار است

    در تلخیهائی که صبر در بردارد، شیرینیهائی نهفته است که تلخیها را بدست فراموشی می‌سپارد و سختیها را برای انسان آسان می‌نماید.
    مردان بزرگ الهی، برای رسیدن به نتیجه‌های شیرین و گوارائی که در انتظار آن هستند، همواره صبر را پیشه خود می‌کنند و آن را کلید گنجینه اسرار می‌دانند. آنان معتقدند برای دستیابی به گنجینه اسرار، باید کلید آن را - که صبر است - در اختیار داشته باشند.
    حضرت امام حسن‌علیه السلام در یکی از خطبه‌های خود می‌فرمایند:
    فَلَسْتُمْ اَیُّها النَّاسُ نائِلینَ ما تُحِبُّونَ اِلاَّ بِالصَّبْرِ عَلی ما تُکْرِهُونَ...(136)
    ای انسانها آنچه را که دوست دارید به آن نخواهید رسید، مگر آن که صبر کنید بر آنچه از آن کراهت دارید.
    در این گفتار، امام حسن مجتبی‌علیه السلام صبر را همچون راهی مستقیم برای رسیدن به هدفهائی که مورد علاقه انسان است می‌دانند و شرط رسیدن به اهداف مورد علاقه را، صبر و شکیبائی در برابر مشکلات و موانعی که وجود دارد می‌دانند؛ زیرا صبر نیرو بخش، قدرت آفرین و اراده پرور است.
    صبر و استقامت، اراده را قوی می‌کند
    در بحث اراده، ثمرات مثبت آن را یادآور شدیم و لزوم وجود آن را در همه کسانی که جویای اهداف بلند هستند متذکّر شدیم و راههایی را برای ایجاد اراده و تقویت آن ذکر کردیم. اینک به مناسبت بحثی که در آن هستیم می‌افزائیم:
    صبر یکی از راههای مؤثّر برای تقویت اراده است. بر اثر آن، قدرت اراده در افرادی که صبر را پیشه خود ساخته‌اند، قوی می‌شود و با قوی شدن قدرت اراده، مشکلات و سختیها به راحتی حلّ می‌شوند. خداوند می‌فرماید:
    »وَاصْبِرْ عَلی ما اَصابَکَ اِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْاُمُورِ «.(137)
    صبر کن بر آنچه به تو اصابت می‌کند، بدرستی که این، از امور عزیمه است.
    اگر ز سهم حوادث مصیبتی رسدت
    درین نشیمن حرمان که موطن خطر است
    مکن به دست جزع دامن صبوری چاک
    که آه و ناله در اینجا مصیبت دگر است
    کسانی که در برابر سختیها و مصیبتهائی که به آنان هجوم آورده، استقامت می‌ورزند، بر اثر تحمّل سختیها و مصیبتها و صبر در برابر مشکلات، اراده و عزم آنان قوی و راسخ می‌شود؛ زیرا تحمّل مشکلات، گرفتاریها و مصیبتهائی که بر انسان صابر وارد می‌شود، نیروی اراده و مقاومت را در او تقویت می‌کند و آمادگی او را برای استقامت در برابر موانع دیگر می‌افزاید.
    افزایش نیروی مقاومت، گاهی آنچنان زیاد می‌شود که قلب او را همچون قطعه‌ای از آهن می‌سازد؛ به طوری که دارای آمادگی برای مقاومت و پایداری در برابر همه گونه وسوسه‌های شیطانی و هواهای پست نفسانی می‌شود و انسانی این چنین، می‌تواند تا حدّ توان خویش پذیرای امر ولایت آل‌اللَّه شود و عقاید و معارف خاندان وحی را از جان و دل پذیرا شود و در امتحان صعب الهی از عهده برآید.






    امضاء



  10. Top | #79

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    صبر حضرت ایّوب

    حضرت ایّوب از کسانی است که در برابر بلاها و مصیبتهای فراوان، صبر نمود و از امتحان سخت الهی به خوبی از عهده برآمد. پیش از آن که گرفتاریهای گوناگون او را فرا گیرد، چهل سال در نعمتهای مختلف خداوند به سر برد.
    روزی هزار نفر از خوانِ نعمت او استفاده می‌کردند و زمینهای زراعتی او به حدّی بود که امر کرده بود هر انسان یا حیوان، هر چه می‌خواهد از زراعت او استفاده کند. چهارصد غلام، ساربان شتران او بودند.
    روزی جبرئیل بر او نازل شد و گفت: ایّوب، زمان نعمتها به سر آمد و نوبت گرفتاریها فرا رسیده است؛ آماده باش!
    حضرت ایّوب منتظر فرا رسیدن سختیها و مصیبتها بود. روزی پس از اقامه نماز صبح به ناگاه صدای فریادی توجه او را به خود جلب کرد. فریاد، فریاد شبان او بود که از دل دردمندش برمی‌خواست.
    ایّوب پرسید: شبان چه اتّفاقی افتاده است؟ شبان گفت: سیلی از دامن کوهسار برآمد و تمام گلّه را به دریا راند. در همان میان ساربان با جامه چاک‌زده از راه رسید و گفت: صاعقه‌ای وزید و همه شتران را هلاک کرد و در این هنگام، باغبان هراسان آمد و گفت: سمومی برخاست و درختان را به تمامی سوزاند!
    حضرت ایّوب می‌شنید و به ذکر خداوند مشغول بود؛ ناگهان معلّم پسرانش با آه و فغان رسید و گفت: دوازده پسرت مهمان برادر بزرگتر بودند که ناگهان سقف خانه بر سرشان فرود آمد و همه از دنیا رفتند!
    در این زمان حال حضرت ایّوب قدری تغییر کرد؛ ولی زود متوجّه شد و به سجده افتاد و گفت: خدایا تو را دارم همه چیز دارم. پس از آن که مال و فرزندانش از میان رفتند، انواع بیماریها به او روی آورد و او را هدف تیر بلا ساخت. او سالها در بدترین وضع به سر برد، ولی همچنان صبر و استقامت ورزید؛ تا سرانجام زمان امتحان به پایان رسید.
    او پس از سالهای طولانی به درگاه خداوند عرضه داشت: »... اَنّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ «(138) آن گاه دعای او به هدف اجابت رسید و از گرفتاریها نجات یافت.(139)
    ترسم به عجز حمل نماید و گرنه من
    شرمنده می‌کنم به تحمّل زمانه را
    نفس خود را برای صبر و استقامت آماده کنید
    عدّه‌ای از مردم در برابر مشکلات و مصائب صبور و بردبار هستند؛ بر خلاف گروه دیگری که در برابر سختیهای زندگی دارای صبر و استقامت نیستند و طاقت تحمّل امور دشوار را ندارند.
    این گونه افراد، ممکن است به خاطر وارد شدن مشکلاتی که با صبر و استقامت می‌توان آنها را از میان برداشت، به جای آن که مشکلات خود را از میان بردارند، زندگی خود را بر باد می‌دهند و مشکل دیگری را بر مشکل خود می‌افزایند. حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام می‌فرمایند:
    وَعَوِّدْ نَفْسَکَ بِالتَّصَبُّرِ.(140)
    نفس خود را، به صبر ورزیدن عادت ده.
    زیرا نفس، راحت طلب است و از سختیها و تلخیها می‌گریزد. کسی که تاب تحمّل سختیها و مرارتها را نداشته باشد، به مقامات بلند دست نمی‌یابد.
    از این جهت برای آن که نفس بتواند مشکلات و دشواریها را تحمّل کند، باید به او درس صبر و شکیبائی بیاموزید؛ بلکه باید او را به صبر ورزیدن معتاد کنید، تا بتوانید به هدفهای بزرگ دست یابید؛ زیرا اکراه و اجبار در کارها سودی ندارد؛ بلکه در بسیاری از موارد دارای اثرات منفی خواهد بود؛ حتی صبر و استقامت در صورتی نافع است که نفس، آمادگی قبولی آن را داشته باشد.
    به این جهت حضرت خضر به حضرت موسی سفارش فرمود:
    وَطِّنْ نَفْسَکَ عَلَی الصَّبْرِ.(141)




    امضاء



  11. Top | #80

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نفس خود را برای صبر، آماده کن

    در صورتی که انسان دارای صبر و استقامت باشد، سرانجام به مقصود خویش می‌رسد و شاهد پیروزی و موفقیّت خود می‌شود.
    صبر و ظفر هر دو از دوستان قدیمند
    بر اثر صبر، نوبت ظفر آید
    همچنین از سفارشات اوست:
    رَضِّ نَفْسَکَ عَلَی الصَّبْرِ تُخَلِّصْ مِنَ الْاِثْمِ.(142)
    نفس خود را راضی بر صبر کن، تا از گناه رهایی یابی.
    زیرا در صورتی که نفس خود را آماده و راضی بر صبر نکرده باشید، اکراه باطنی و بی‌میلی نفس، موجب اثرات سوء می‌گردد و با طغیان نفس وسیله شکست شما فراهم می‌شود.
    آری انگیزه مهمّی که اهل بیت اطهارعلیهم السلام ما را به صبر و شکیبائی امر فرموده‌اند، این است که صبر، وسیله قبولی در امتحانات الهی است. به وسیله صبر، انسان می‌تواند در برابر مشکلات و گرفتاریهائی که به عنوان آزمایش برای او پیش می‌آید، ایمان و اعتقاد خود را اثبات کند. اولیاء خدا همه در این امتحان شرکت کرده‌اند و توانسته‌اند در نابسامانیهای شدید، خود را تسلیم مشیّت خداوند قرار دهند.
    مرحوم کنی و نتیجه صبر و استقامت او
    از کسانی که در برابر مشکلات صبر ورزید و عزم راسخ و ایمان خود را ثابت نمود، مرحوم ملاّ علی کنی است.
    او در نجف اشرف در نهایت فقر و احتیاج زندگی می‌کرد. در هر هفته یک شب به مسجد سهله می‌رفت و از گوشه و کنارِ مسجد بدون توجّه دیگران، نانهای خشکی را که در اطراف ریخته شده بود، جمع می‌کرد و به مدرسه می‌برد و یک هفته با آن گذران می‌کرد.
    او مدّتها این گونه زندگی کرد و صبر و استقامت را پیشه خود ساخت؛ تا آن که از نجف اشرف عازم کربلا شد و در آنجا رحل اقامت افکند.
    او در کربلا نیز در کمال سختی و تنگدستی می‌گذراند؛ ولی هیچ گاه دست از صبر برنداشت و همچنان استقامت ورزید؛ تا سرانجام برای رفع احتیاج خود متوسّل به جناب حرّ شهید گردید.
    مرسوم بود افرادی که تنگدست بودند چند شب چهارشنبه به زیارت حرّ می‌رفتند و به ایشان متوسّل می‌شدند و با توسّل به جناب حرّ، مشکلات مادّی آنان حلّ می‌شد. مرحوم کنی شبهای چهارشنبه به زیارت حرّ می‌رفت و برای رفع تنگدستی، آن جناب را وسیله قرار می‌داد.
    شبی در خواب جناب حرّ به وی فرمود: »آقای من تو را آقایِ تهران قرار داد«. فردای همان روز مؤمنی پیدا شد، قنات آبی را به ایشان بخشید. شخص دیگری آن قنات را از او به مدّت یکسال به بیست و پنج تومان اجاره کرد. مرحوم کنی با همان پول خود را به تهران رساند. سال دیگر قنات را چهارصد تومان اجاره داد. کم‌کم امرش بالا گرفت؛ به حدّی که ناصرالدین شاه از او خائف بود.
    گویند خیابانی به امر شاه در تهران ایجاد کردند که مسجد کوچکی به خاطر آن تخریب می‌شد. چون دستور شاه بود، علمای تهران نتوانستند با او مخالفت کنند. به این جهت، تصمیم گرفتند در عوض آن مسجد، مسجد بزرگتری در محلّ دیگر بنا کنند. مرحوم کنی از جریان آگاهی یافت، نامه‌ای به شاه فرستاد که در صدر آن نوشته بود:
    »بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ × اَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِاَصْحابِ الْفیل «.(143)
    شاه از خراب کردن مسجد صرف نظر کرد و مسیر خیابان را عوض نمود.(144)
    روزی ناصرالدین شاه با خدم و حشم به قصد شکار از دروازه شهر بیرون رفت. پس از خروج از شهر نگاهی به منظره تهران نمود و کمی در فکر فرو رفت. او فوراً از تصمیم خود پشیمان شد و به شهر بازگشت. بعضی از نزدیکان وی، سرّ این کار را از او جویا شدند.
    شاه محرمانه چنین پاسخ داد: چون از دروازه شهر خارج شدم و نگاهم به دروازه شهر افتاد، این فکر به ذهنم وارد شد که اگر حاجی ملاّ علی کنی امر کند در دروازه را به روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد؟ از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت. گفتم: بهتر اینست که به شهر بازگردم.
    دستگاه و تجمّلات مرحوم آخوند کنی، چنان بود که مورد توجّه شاهزادگان بود!
    گویند دختر ناصرالدین شاه به عراق رفت و در نجف اشرف به زیارت مرحوم شیخ انصاری شرفیاب شد. آثار زهد عیسوی و علائم ورع یحیوی را در ساحت مقدّس شیخ یافت! فرش اطاق شیخ، یک بوریا بود که نصف اطاق را گرفته بود، یک سفره حصیری به دیوار آویزان و یک پیه سوز سفالی در کنار منقل گلی، اطاق را نیمه روشن کرده بود. شاهزاده وقتی وضع اطاق شیخ را دید، نتوانست خودداری کند و گفت: اگر ملاّ و مجتهد این است، پس حاجی ملاّ علی کنی چه می‌گوید؟
    هنوز سخن وی تمام نشده بود که مرحوم شیخ انصاری به حدّی بر او پرخاش نمود تا شاهزاده به گریه افتاد و گفت: آقا توبه کردم نفهمیدم، مرا عفو کنید. شیخ از تقصیر او گذشت و فرمود: جناب آقای کنی حق دارد آن طور زندگانی کند؛ زیرا او در مقابل پدر تو همان گونه باید زندگانی کند؛ ولی من در میان طلاّب هستم، باید امور زندگانیم مانند طلاّب باشد!(145)
    اگر مرحوم کنی در برابر مشکلات صبر و شکیبائی نمی‌داشت، این همه محبوبیّت، قدرت و عظمت را چگونه بدست می‌آورد؟




    امضاء


صفحه 8 از 12 نخستنخست ... 456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi