خودكشى به خاطر مال دنيا
وقتى بيچارهاى در معاملهاى، جنسى را به دويست هزار تومان تفاوت قيمت؛ يعنى صدهزار تومان مىفروشد و سه روز بعد دست دوم به سيصدهزار تومان فروختند، اين بيچاره در فكر و اندوه اين بود كه چرا نفع نبرده است. آشنايانش آنچه كردند آرام نگرفت. همهاش گريه و ناله. نه خواب داشت نه خوراك و نه راحتى كه چرا من شتاب كردم و دويست هزار تومان را از كف دادم. بالأخره آهك و زرنيخ خورد و رفت آنجايى كه شيطان است.
چرا؟ چون دوستى مال در دل است. مركز و محل اوست، تا خفهاش نكند رهايش نمىسازد.
همه ما بايد بيدار گرديم. حب الدنيا رأس كل خطيئة (80).
ريشه هر گناهى، دوستى دنياست.



نقل قول
