صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 129

موضوع: ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اما وقتی هر كدام در مقابل ملتی ضعيف قرار گرفت ، ديگر اين كار دليل ندارد . در اين صورت اعتراض راسل به آمريكا كه مثلا چرا شما در ويتنام می‏جنگيد و اين كار ، غير انسانی است ، حرف نامعقولی‏ است . زيرا غير انسانی يعنی چه ؟ آمريكا چه الزامی دارد كه نجنگد ؟ بهر حال اين يك مكتب است كه مسلم مكتب بسيار سخيفی است يعنی اساسا تجويز می‏كند و به زورمند اجازه می‏دهد كه زور بگويد . اين ، حرف درستی است ولی‏ ديگر اخلاق نيست . زيرا به قوی نمی‏تواند فرمان دهد كه با آنكه مطمئن هستی‏ ضعيف نمی‏تواند نسبت به تو كاری انجام دهد ، [ اين كار را ] نكن ، دليل‏ ندارد چرا نكند ؟ اين كار برای قوی در چنين مكتبی قطعا مجاز است . پس‏ بايد بدنبال چيز ديگری رفت

    2 - الغای مالكيت فردی
    ممكن است يك مكتب بر اساس همان هدفهای مشترك مادی بنا شود ، ولی‏ برای جلوگيری از مفاسد ياد شده راه ديگری پيشنهاد كند و بگويد : ما بايد علل تجاوز افراد به يكديگر را بررسی كنيم ، بعد آن علل را از بين ببريم و لزومی ندارد كه آن علل ، علل وجدانی و روانی و تربيتی باشد . اگر از پيروان اين مكتب بپرسيد در صورت تجاوز قوی به ضعيف چه مانع و رادعی‏ می‏تواند در برابرش باشد می‏گويند ، از اول جامعه را طوری بسازيم كه اصلا قوی و ضعيف در آن وجود نداشته باشد زيرا ريشه قوی و ضعيف بودن افراد در چيست ؟ وقتی ما اين ريشه را زديم همه افراد جامعه در يك سطح قرار می‏گيرند و آنوقت طبعا حقوق يكديگر را به دليل هم توانی محترم می‏شمرند .

    92


    امضاء


  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #82

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آن ريشه‏ اصل مالكيت است ، چون همه قدرتهای سياسی و اجتماعی و . . . از اينجا پيدا می‏شود . مالكيت را از بين ببريد تا همه افراد در يك سطح قرار بگيرند و هم توان شوند و طبعا نتوانند به يكديگر تجاوز كنند . در اين‏ صورت افراد هدف مشترك خواهند داشت كه همان زندگی ماديشان است . همه‏ جامعه بصورت يك شركت واقعی در می‏آيد ، بدون آنكه هيچيك از شركا بتوانند به افراد ديگر زور بگويند . چون ابزاری كه سبب زور و اين بدبختی‏ است مالكيت است و آنرا از بين برده‏ايم

    مكتب ماركسيسم تقريبا چنين مكتبی است . در اين مكتب روی مسائل معنوی‏ هيچ تكيه نمی‏شود و سخنی از وجدان ، وجدان اخلاقی و . . . نيست . تكيه فقط روی چيزی است كه به عقيده آنها سبب شرارتها و شقاوتها و ظلمها و تعديهاست و آن مالكيت است . وقتی مالكيت را از بين برديم آلت جرم يا موجب جرم و جنايت را از بين برده‏ايم . وقتی مالكيت فردی رفت و مالكيت اجتماعی آمد ، يعنی هر فردی به اندازه استعداد خودكار كرد و به‏ اندازه نياز خود از اجتماع گرفت طبعا در اجتماع صلح ، صفا ، عدالت و اخلاق خوب برقرار می‏شود و ريشه كينه‏ها ، عداوتها ، دشمنيها ، نفرتها و عقده‏ها از ميان می‏رود و مردم برادروار و برابر با يكديگر زندگی می‏كنند

    93


    امضاء


  5. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  6. Top | #83

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    رد اين نظريه


    در اين مكتب هم هيچ معنويتی مطرح نيست و می‏خواهد جامعه را بدون دخالت دادن ارزشهای معنوی اداره كند . اين مطلب هم ناقص‏ و نادرست است زيرا عمل نشان داد كه جامعه‏هائی هم كه مالكيت را الغا كردند در عين حال ظلم و تعدی و انحراف در آنها از بين نرفت . اگر حرف‏ آنها درست بود بايد جامعه همينقدر كه به زندگی اشتراكی می‏رسيد ديگر محال‏ بود كه در آن فسادی رخ دهد ، و حال اينكه ما می‏بينيم در جامعه‏های‏ كمونيستی هر چند يكبار به بهانه تصفيه و انحراف و . . . به جان يكديگر می‏افتند . علتش هم اين است كه تنها عامل بدست آوردن امتيازات مالكيت‏ فردی نيست زيرا اولا امتيازات ، همه ، امتيازات پولی و خريد و فروشی‏ نيست . بشر يك سلسله امتيازات ديگر دارد كه برای آنها ارزش قائل است‏ . فرضا در ميان زنها زنی كه زيباتر باشد ، دارای امتيازی است در زندگی‏ در صورتی كه اين ، مربوط به مسئله مالكيت نيست ، يعنی اگر مالكيت ، اشتراكی هم باشد اين امتياز سر جای خودش هست

    و از آن مهمتر و بالاتر پستها و مقامات است . ارزش پست و مقام برای‏ بشر از ارزش پول خيلی بيشتر و بالاتر است . را كفلر هميشه می‏خواهد در انتخابات رياست جمهوری آمريكا شركت كند . او ثروتمندترين مرد دنيا يا جزء چند نفری است كه بيشترين ثروت دنيا را دارند ، ولی در عين حال داغ‏ رياست جمهوری در دلش هست و اين آرزو را فوق العاده دارد . انسانها پول‏ و ثروتشان را غالبا فدا می‏كنند برای اينكه به شهرت و افتخار و رياست و قدرت و . . . برسند . آدمی كه ديگران يا از روی ترس يا محبوبيت يا علاقه و ايمان و ارادت در مقابلش خضوع می‏كنند برای بشر ارزشی فوق العاده‏ دارد

    مثلا آيا افراد آرزو نمی‏كنند مانند مرحوم آقای بروجردی باشند كه افراد آرزوی ديدنش را داشتند كه با كمال خضوع و خشوع دستش را ببوسند و با التماس به او پول بدهند و از جواب سلامش هم مفتخر باشند .

    94


    امضاء


  7. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  8. Top | #84

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اين ، ارزش‏ است برای بشر . مگر همه ارزشها پول است ؟ يا در مقابل ، مثلا مانند شاه‏ مملكت باشند كه ولو از ترس ، صدها هزار سرباز و افسر در مقابلش‏ پيشفنگ و پافنگ كنند و احترام بگزارند ؟ بالاخره اينها برای بشر ارزش‏ دارد . اگر نداشت هرگز بخاطر چنين مقامی از همه چيز ديگر نمی‏گذشتند ، و اينها مسائل كوچكی نيست

    بنابراين ريشه تجاوز به حقوق يكديگر و مايه امتياز تنها مال و ثروت‏ نيست و آن چيزهای ديگر هم قابل اشتراك نيست كه آنها را اشتراكی كنند

    ثانيا - وقتی به وسائل ديگر امتيازات ديگر بدست آوردند ، در همان‏ جامعه‏هائی هم كه اشتراكی است ، باز بهره از مال و ثروت ، برای آن‏ صاحبان امتياز ، مسلم بيشتر است . آيا در شوروی بهره مال و ثروت‏ خروشچف با بهره مثلا يك دهقان برابر است ؟ ولو اينكه او نماينده طبقه‏ دهقان باشد . بالاخره برای دهقان در عمرش يك بار هم اتفاق نمی‏افتد كه‏ هواپيما سوار شود و از اين شهر به آن شهر برود . ولی او بهترين هواپيما را در اختيار دارد و به مسافرت و اين سو و آن سو می‏رود

    پس اينطور نيست كه تنها امتياز ، مال و ثروت باشد كه با اشتراكيت‏ ثروت ، مشكل حل شود و نيز با فرض اشتراك ثروت اينطور نيست كه افراد در هر مقامی كه باشند از ثروت اشتراكی به يك حد استفاده كنند .

    95


    امضاء


  9. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  10. Top | #85

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    هرگز چنين نيست . تازه مانند كارمند دولت خودمان است‏ كه با آنكه مال دولت مال عموم است و مال فرد نيست اما آيا از اين مال‏ عموم كه هيچ عنوان مالكيت فردی و اختصاصی هم ندارد ، افراد يك جور استفاده می‏كنند ؟ [ نه ، ] كسی كه در يك پست عاليتری است ، مدير كل‏ است يا با مقامات عاليتری ارتباط دارد ، با عناوين مختلف مانند مسافرتها از اين بودجه عمومی استفاده می‏كند ، و حال اينكه بودجه عمومی‏ است

    به علاوه اين مطلب خالی از اهميت نيست و بلكه مهمتر است كه در همان‏ جامعه‏های اشتراكی نياز به گذشتها و فداكاريها و صرف نظر كردن از مواهب‏ مادی در كارها وجود دارد . فی المثل كسی كه سرباز است و بايد به ميدان‏ جنگ برود و كشته شود ، ديگر نمی‏شود بر اساس منافع مشترك كشته شود ، زيرا معنا ندارد . حتما بايد ايده يا احساسات و . . . بر وجود او حاكم‏ باشد تا حاضر شود خود را برای آن ايده به كشتن دهد . اينجاست كه حتی‏ مادی‏ترين مكتبها هم خود را بی‏نياز از نوعی ارزش و معنويت نمی‏داند ولو به عنوان اينكه خود مسلك را به صورت يك معبود در آورند ، به صورت يك‏ شيئی با ارزش در آورند و اين خود يك معنويت است

    بدون شك مكتبی كه همه چيزش بر اساس اشتراك در منافع مادی و حفظ آن‏ باشد ، نمی‏تواند يك مكتب جامع باشد ، اصلا نمی‏تواند يك مكتب عملی باشد . و لهذا خود همينها پای يك سلسله معنويتها را به ميان می‏آورند . مثلا رفتار رهبران مادی كمونيستی نسبت به مسلك يا آرمها ، شعارها و علائمی كه‏ مربوط به مسلك است چگونه است ؟ و چگونه تظاهر می‏كنند ؟ هميشه طوری عمل می‏كنند كه مسلك مافوق همه‏ چيز جلوه می‏كند .

    96



    امضاء


  11. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  12. Top | #86

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و حال آنكه طبق اين مكتب ، مسلك چيزی نيست ، وسيله‏ای‏ است برای رسيدن به منافع زندگی . بر اساس مكتب مادی ، مسلك حكم‏ نقشه‏ای را دارد كه مهندس برای ساختمان می‏كشد . نقشه خودش در مقابل‏ ساختمان تقدسی ندارد بلكه وسيله‏ای است برای ساختمان . بهترين نقشه‏ها در مقابل ساختمانی كه بر اساس آن ساخته می‏شود ، فرع است و ساختمان ، اصل‏ . ساختمان هرگز نبايد فدای نقشه شود بلكه نقشه برای ساختمان است

    حداكثر اين است كه مسلك بهترين طرح و نقشه برای ساختمان اجتماع است‏ ولی چرا ديگر خود اين نقشه برای من حكم يك بت را پيدا كند و معبود من‏ قرار گيرد ؟ نقشه برای ساختمان است و ساختمان برای من ، بعد من فدای‏ نقشه بشوم ؟ ! اين حرف اساسا معنا ندارد . ولی در عين حال به مسلك به‏ عنوان وسيله برای ساختمان اجتماع و وسيله برای زندگی افراد نگاه نمی‏شود ، بلكه به عنوان يك امر دارای نوعی قد است و بزرگی كه افتخار يك انسان‏ اين است كه خود را فدای آن بكند نگاه می‏شود ، گو اينكه اين را بی‏مبنا و بی اساس هم بگويند ولی بالاخره چاره‏ای ندارد و حتی به صورت تلقين هم كه‏ شده به خود و ديگران تلقين می‏كنند

    97



    امضاء


  13. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  14. Top | #87

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جامعه نيازمند ارزشهای معنوی است


    بنابراين هيچ اجتماعی از يك سلسله " هدفهای معنوی " يا بقول‏ امروزيها " ارزشهای معنوی " بی‏نياز نيست . حالا بايد ديد اين ارزشهای‏ معنوی چيست ؟ آيا حقيقت دارد يا يك تلقينات و گول زدنهای افراد ساده‏ لوح است ؟ مثل حرفهائی كه راجع به وطن و ملت و . . . می‏زنند كه برای‏ گول زدن ساده لوحان است . بايد ديد از نظر يك مكتب ارزشهای معنوی يعنی‏ چه كه انسان برای اموری معنوی آنقدر ارج و ارزش قائل باشد كه منافع مادی‏ در مقابل آنها چيزی شمرده نشود ؟ اينجاست كه اين سخن به ميان می‏آيد كه‏ " ارزش " اساسا يعنی چه ؟

    مفهوم ارزش


    هر كار اختياری انسان به خاطر يك هدف است . انسان برای هدفی كه آن‏ را دنبال می‏كند اهميت و ارج قائل است حال می‏خواهد مادی باشد يا معنوی

    يعنی آن هدف جاذبه‏ای برای طبيعت انسان دارد ، والا محال است كه چيزی‏ برای انسان جاذبه نداشته باشد و انسان دنبال آن برود و تلاش كند كه به آن‏ برسد ، چنين چيزی امكان ندارد و محال است . گفته‏اند عبث مطلق و لغو و بيهوده مطلق محال است كه از انسان سربزند . هر كاری كه ما عبث می‏ناميم‏ ، از نظر مبدا فكری و عقلانی عبث است والا از نظر مبدا ديگری كه فعل از آن ناحيه صادر می‏شود عبث نيست و به واسطه آن مثلا قوه خيال كه محرك‏ است ، به هدفی می‏رسد . قوه خيال به هدف خود می‏رسد ولی قوه عاقله به‏ هدفی نمی‏رسد

    در امور مادی ( 1 ) جای بحث نيست كه چيزی كه برای من ادامه حيات من مفيد است چون من بالذات به حيات خود علاقمند هستم و اين علاقه‏ ، غريزی من است ، طبعا به سوی آن كشيده می‏شوم و برای من ارزش دارد ( اگر چه اصطلاح ارزش را در ماديات نمی‏آورند ، ولی ارزش به معنای اعم در ماديات هم هست ) پس يك طبيب برای من ارزش دارد ، چون بيماريها را از من دور می‏كند .

    پاورقی : 1 - امور مادی يعنی آنچه جسمانی است و به كار جسم می‏خورد ، يا از باب‏ اينكه خودش جسم است مانند غذا و يا خودش جسم نيست ولی اصلاح >


    98



    امضاء


  15. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  16. Top | #88

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دوا برای ما ارزش دارد ، غذا كه بدل ما يتحلل بدن ما خواهد بود ارزش دارد
    بعد می‏رسيم به امور معنوی كه ما بازاء مادی ندارد و مشت پر كن نيست
    مثلا خير رساندن به ديگران كه منفعت مادی برای انسان ندارد و در مفهوم‏ كلی خدمت به جامعه و نسل آينده و . . . چگونه است ؟ انسان در يك مؤسسه‏ فرهنگی تلاش فوق العاده و پر نشاطی می‏كند به حساب اينكه به نسل آينده‏ اين مردم خدمت می‏كند ، ولی به حال شخص خودش فايده‏ای ندارد بلكه ضرر دارد زيرا وقت و كارش را می‏گيرد و نمی‏تواند برای خود در آمد بيشتری‏ كسب كند . اينها چگونه بررسی می‏شوند ؟

    رابطه ارزشهای معنوی و ايمان به خدا


    مسئله معنويات در زندگی بشر مسئله مهمی است و اين سؤال مطرح است كه‏ آيا ايمان به امور معنوی منحصرا وابستگی به ايمان به خدا دارد ؟ يعنی‏ ايمان به خدا سر سلسله ايمان به معنويات است ؟

    پاورقی : > جسم ما وابسته به آن است مانند ورزش . انسان به سلامت تنش اهميت‏ می‏دهد ، ورزش هم چون موجب سلامتی آن است برايش ارزش دارد

    99



    امضاء


  17. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  18. Top | #89

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و يا اينكه مانعی نيست‏ كه ايمان به خدا در كار نباشد ، و در عين حال يك سلسله ارزشهای معنوی بر زندگی بشر حكمفرما باشد ؟ ! يك جمله در كتاب " اصالت بشر " سارتر از داستايوسكی نويسنده‏ معروف روسی است كه می‏گويد : " اگر واجب الوجود نباشد همه چيز مجاز است " يعنی اينكه كارها را به خوب و بد تقسيم می‏كنيم و می‏گوئيم فلان‏ كار را بايد كرد و فلان كار را نبايد كرد ( البته روی جنبه‏های معنوی ) مثلا بايد راست گفت و نبايد دروغ گفت ، نبايد به جامعه خيانت كرد و بايد خدمت كرد ، تابع اين است كه ما اعتقاد به خدا و واجب الوجود داشته‏ باشيم . اگر واجب الوجود در عالم نباشد همه چيز مجاز است . يعنی همه‏ چيز مباح است و ديگر منع وردع و بايد و نبايد همه به كلی از ميان می‏رود . آيا اينجور است يا نه ؟

    مسؤوليت به عنوان يك ارزش معنوی در مكتب انسانيت

    ماركسيستها يك خوبی در كارشان هست كه چون ماترياليست هستند چندان‏ دنبال مسائل معنوی نمی‏روند و دم هم از آن نمی‏زنند ، دم از انسانيت‏ نمی‏زنند ، اگر انسانيت سالم هم بگويند مقصودشان همان جامعه بی طبقه است‏ ، چون انسان از نظر آنها يا سالم است يا معيوب ، و انسانها به خاطر مالكيت و تفاوتهای طبقاتی فاسد می‏شوند ، وقتی آنرا برداريم به حالت‏ اوليه باقی می‏ماند . ديگر كمال ديگری برای انسان قائل نيستند ، برای او ترقی و تكامل ديگری كه در معنويات پيدا بكند ، نمی‏شناسند . به عقيده‏ آنها انسان همينقدر كه به واسطه مالكيت فاسد نشود ، كافی است ، پول‏ پرست و پول زده نشود ، كافی است .

    100


    امضاء


  19. تشكرها 2

    مدير اجرايي (19-04-2012), عهد آسمانى (20-04-2012)

  20. Top | #90

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ولی اين مكاتبی كه اخيرا پيدا شده ، بانيان آن ( مانند سارتر ) از طرفی مادی مسلكند و از طرف ديگر مكتب خود را مكتب انسانيت می‏نامند و آن را بر روی ارزشهای معنوی استوار می‏كنند و روی مسئله " مسئوليت " تكيه می‏نمايند ، معتقدند كه بشر آزاد است ، يعنی هيچگونه جبری نه الهی و نه طبيعی بر بشر حكومت نمی‏كند و انسان تصميمش به هيچ شكل وابسته به‏ گذشته نيست . پس اين خود انسان است كه خود را می‏سازد نه محيط و سرنوشت و خدا و . . . بنابراين خودش مسؤول خودش است . و چون هر كاری‏ را كه انسان انجام می‏دهد به عنوان كار خوب انجام می‏دهد ( كه حرف درستی‏ هم هست يعنی حتی وقتی آدم كار بد را هم انجام می‏دهد تا به آن در وجدان‏ خود تيتر خوب ندهد انجام نمی‏دهد اگر چه از يك لحاظ باشد ، و در وجدان‏ خود برای آن " بايدی " درست می‏كند ) پس هر كاری را كه انسان اختيار و انتخاب می‏كند ، به قول طلاب به دلالت التزامی به ديگران می‏فهماند كه اين‏ ، كار خوبی است . وقتی من كاری را انجام می‏دهم ، به زبان بی زبانی به‏ جامعه می‏گويم كار من خوب است و بايد اينچنين كار كرد ، شما هم چنين‏ بكنيد . می‏گويد هر كار جزئی در بطن خود يك كليتی دارد ، يعنی هر كاری كه‏ انسان به طور فردی انجام می‏دهد ، گويی می‏خواهد به جامعه بگويد اينچنين‏ بايد كار كرد و طبعا جامعه وادار می‏شود كه اينچنين كار بكند . يعنی هر كس در كار خود ، خودش را سرمشق ديگران قرار می‏دهد . پس انسان ، هم‏ مسوول خود است و هم مسؤول ديگران ، زيرا به كار خود ارزش می‏دهد و آنرا خوب می‏داند و از اين رو ديگران را هم به انجام آن دعوت می‏كند . از اينجا مسئله مسؤوليت را طرح می‏كنند كه هر فردی در جهان مسؤول خود و ديگران است

    101



    امضاء


صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi