صفحه 9 از 33 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 324

موضوع: نزول قرآن و رؤياى هفت حرف

  1. Top | #81

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    10 . تين، آيه‏2: وَ التِّينِ وَ الزَّيتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ‏

    عمر بن الخطاب، آيه مذكور را <طور سيناء» قرائت مى‏نموده است. حسام الدين هندى مى‏گويد: <عمروبن ميمون گفت: با عمر بن خطاب نماز مغرب را مى‏خواندم كه او چنين قرائت نمود: و التين و الزيتون و طور سيناء».(38) طبرسى هم مى‏گويد: <عمربن خطاب قرائت <طورسيناء» به جاى طور سينين مى‏خوانده است.»(39)
    ديگر تفردات عمر

    عمربن خطاب خليفه دوم، در دوره نسبتاً طولانى خلافت خود براى اداره حكومت اسلامى، در همه موارد، خود را نيازمند سنت پيامبر(ص) نمى‏دانست و معتقد بود كه براى اداره حكومت و مردم، قرآن و اجتهادات او كافى است. او نخستين بار، در هنگام ارتحال پيامبر(ص) و درخواست كتاب و دوات از طرف حضرت رسول‏اكرم(ص) و نوشتن مطالبى كه آنها را از گمراهى حفظ نمايد، نشان داد كه ضرورتى در حديث پيامبر(ص) نمى‏بيند. او خود را در فهم قرآن از همه، حتى پيامبر(ص)بى‏نياز مى‏ديد وگفت: <حسبنا كتاب اللَّه؛ يعنى كتاب خدا براى ما كافى است.» بخارى‏مى‏گويد:

    لما اشتد بالنبى وجعه قال: ائتونى بكتاب أكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعده قال عمر: أن النبى غلبه الوجع و عندنا كتابُ اللَّه حسبنا؛

    هنگامى كه بيمارى حضرت شدت يافت، فرمود: كاغذى را بياوريد تا براى شما مطالبى را بنويسم، تا پس از آن گمراه نشويد. عمر گفت: بيمارى بر پيامبر(ص) غالب شده و [ما نيازمند توصيه او نيستم‏] نزد ما كتاب خدا هست و ما را بس است.(40)

    بر همين اساس از نظر خليفه دوم، نقل و روايت و تدوين روايات پيامبر(ص)ضرورتى نداشت، و به همين جهت و جهاتى ديگر، با تدوين آنها مخالفت ورزيد. از اين رو در هنگامى كه از او در خواست حديث پيامبر(ص) مى‏شود، به بهانه امكان اضافه‏شدن و يا كاستن در حديث پيامبر(ص) سر سختانه مخالفت كرده مى‏گويد:

    مى‏ترسم تا چيزى بر آن اضافه يا از آن كاسته شود.(41)



    امضاء





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #82

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    البته پذيرفتن چنين تعليلى از او مشكل است. زيرا او نه تنها خود از پيامبر(ص) كمتر روايت مى‏نمود، بلكه ديگران را نيز منع مى‏كرد. در حالى كه تداوم منع‏ها و عدم روايت حديث پيامبر(ص)، موجب مى‏شد كه احاديث پيامبر(ص) به‏تدريج روبه فراموشى گذارد و كسانى كه با تأخير زمانى، بخواهند آنها را نقل و روايت كنند، دچار كاستن يا افزودن يا نقل به معنا و يا جابه جايى كلمات، بشوند. از طرفى خود او اقرار مى‏دهد كه ممكن است در احاديث پيامبر(ص) كم يا زياد نمايد. لذا روايات عمر بن خطاب از پيامبر(ص) ممكن است دچار تغييراتى شده باشد همان طور كه در مورد نسبت حديث سبعة احرف به پيامبر، چنين امرى بسيار محتمل است. لذا از عمر، احاديثى نقل شده است كه در نسبت آنها به پيامبر(ص)، تنهاست و حديث مفرد به شمار مى‏آيد و چه بسا در آنها ناسازگارى‏هايى با يكديگر وجود دارد.

    از جمله آنها، مى‏توان به موضوع حديث نزول قرآن اشاره داشت كه او بر اساس نسبت حديث سبعة احرف به پيامبر(ص) معتقد است كه قرآن داراى نزول‏هاى هفت‏گانه است. از طرفى ديگر به پيامبر(ص)، نسبت مى‏دهد كه فرمود: تنها قرائت نازل شده، قرائت عبداللَّه بن مسعود است كه بر آن اساس، قرآن داراى يك حرف و يك نزول خواهد بود. زيرا عبداللَّه بن مسعود يك قرائت و يك حرف را بيشتر روايت ننموده است. در المسند الجامع آمده است:

    عن عبداللَّه بن مسعود: إن أبابكر و عمر بشراه: إنّ رسول‏اللَّه قال: مَن أحبَّ أنْ يقرأَ القرآنَ غضّاً كما أُنزل فلْيقرَأ على قراءةِ ابنِ أمّ عبد؛

    ابابكر و عمر، عبداللَّه بن مسعود را بشارت دادند كه پيامبر(ص) در مورد وى فرموده است كه هر كس مى‏خواهد قرآن را به طور كامل آن‏چنان كه نازل‏شده است، قرائت نمايد، قرائت عبداللَّه بن مسعود را بخواند(42).




    امضاء




  4. Top | #83

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    بر اساس اين روايت، عمر قرائت ابن مسعود را قرائت صحيح مى‏داند، پيامبر(ص)آن را تأييد نموده و يك قرائت هم بيش نبوده است. از طرف ديگر در مواردى رأى ابىّ‏بن‏كعب را در قراآت، رأى صحيح و قرائت نازل شده مى‏داند. در مورد تفرّد او در احاديثى كه به نظر مى ‏رسد نسبت آنها به پيامبر(ص) نيازمند ادّله و قراين ديگرى است، مى‏توان به چند مورد ديگر اشاره داشت:





    امضاء




  5. Top | #84

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    1 . روايت غفران ظالمين قريش


    ذهبى از عثمان نهدى نقل مى‏كند كه او مى ‏گويد:

    شنيدم عمر در تفسير آيه: فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ...» به نقل از پيامبر(ص) مى‏گفت: سابقنا سابق و مقتصدنا ناج و ظالمنا مغفورٌ له؛ متقدمين ما مقدّم هستند (در بهشت و ثواب نزد خدا) و طبقه ميانه‏رو ما نجات يافته و طبقه ظالم ما (قريش) نيز مورد مغفرت واقع مى‏شوند.(43)

    فخر رازى در تفسير خود مى‏نويسد:

    عمر از پيامبر(ص) روايت نموده است كه: ظالمنا مغفورلنا؛

    ظالمين ما مورد مغفرت واقع مى‏شوند.(44)

    سيوطى هم مى‏گويد:

    ازعمربن خطاب روايت شده كه مى‏گويد: شنيدم پيامبر(ص) فرمود: سابقنا سابقُ مقتصدنا ناجٍ، و ظالمنا لنفسه مغفورٌلنا؛(45)

    سابقين ما پيشگام و مقتصد ما نجات يافته و ظالمين ما(قريش) مورد مغفرت هستند.

    عمر براى تكريم قريش، حتى براى ظالمين آنها، اِفراداً حديثى را به پيامبر(ص)نسبت مى‏دهد، مبنى بر اين كه ظالمين قريش نيز در بهشت هستند و مورد مغفرت واقع شده‏اند و سخن خود را در ضمن تفسير آيه ذيل بيان مى‏دارد: ثُمَّ اَوْرَثَنا الكِتابَ الّذينَ اصْطَفْيَنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالخَيْراتِ‏(46).

    نسبت چنين حديثى به پيامبر(ص) را برخى انكار كرده‏اند. لذا ذهبى، روايت يادشده را تضعيف مى‏نمايد(47). در تفاسير شيعه چنين روايتى از پيامبر(ص) در ذيل آيه مذكور نقل نشده است، و ظالم را منحصر به قريش ندانسته و براى مغفرت ايشان روايتى ذكر نكرده‏اند. بر طبق برخى از روايات شيعه، مقصود از ظالم در آيه شريفه كسى است كه معرفت و شناخت پيشواى الهى خود را نداشته باشد. اساساً چگونه ممكن است كه پيامبر(ص) ظالمين، آن هم ظالمين قريش، را بخشوده قلمداد فرمايد؟!




    امضاء




  6. Top | #85

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    2 . نزول آيه رجم


    از ديگر تفردات عمر كه آن را به پيامبر(ص) نسبت مى‏دهد، نزول آيه رجم است. وى مى‏گويد: <آيه رجم بر پيامبر(ص) نازل شد و من از او درخواست كتابت آن را نمودم.» در مسند احمد حنبل آمده است:

    كثير بن صلت به نقل از زيدبن ثابت مى‏گويد: زيد گفت: شنيدم كه پيامبر(ص)فرمود: <الشيخ و الشيخة إذا زنيا فارجموهما ألبتة.» عمر گفت: هنگامى كه اين آيه نازل شد، نزد حضرت رفتم و گفتم: آن را براى من كتابت نما.(48)

    در حالى كه چنين آيه‏اى در قرآن وجود نداشته و ندارد و خداوند بر پيامبر(ص)چنين آيه را نازل نكرده است و الّا در قرآن موجود، كه مورد اتفاق شيعه و سنى است، مى‏بايد چنين آيه‏اى وجود داشته باشد. اساساً نسبت نزول آن به پيامبر(ص)، صحيح به نظر نمى‏رسد؛ گرچه حكم رجم در روايات پيامبر(ص) وجود دارد.




    امضاء




  7. Top | #86

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    3 . گريه بر ميّت مجاز نيست


    عمر، گريه بر ميّت را مجاز نمى‏داند و نهى آن را به پيامبر(ص) نسبت داده چنين حديثى را از ايشان نقل مى‏نمايد: <ميّت در صورتى كه اهلش بر او گريه نمايند، معذّب مى‏شود.» در مسند احمد آمده است:

    سعيد بن مسيّب مى ‏گويد: عمر چنين گفت: پيامبر(ص) فرمود: أن الميّت يُعذبّ ببكاء أهله عليه؛(49)

    مرده به‏خاطر گريه اهلش بر او، مورد عذاب واقع مى‏شود.

    چنين نسبتى به پيامبر(ص) قطعى نيست. زيرا خود پيامبر(ص) بارها بر مردگان گريست؛ از جمله برجنازه حمزه سيدالشهدا در جنگ احد و ... گريه بر ميّت نه تنها حرام نيست و در روايات از آن منع نشده است، بلكه امرى مباح است كه با فطرت انسانى سازگار است. لذا فقهاى شيعه و اهل سنت، گريستن بر مردگان را تحريم نكرده‏اند.




    امضاء




  8. Top | #87

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    4 . جبرگرايى و بى ارزشى عمل


    از عمر در ذيل آيه شريفه <وَ اِذا أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِربِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا»،(50) نقل شده كه پيامبر(ص) فرمود: خداوند، جمعى را از روز نخست بر فطرت ناپاكى آفريد. در حالى كه آيه شريفه اشاره به توحيد فطرى در همه انسان‏ها دارد. احمد در مسندش مى‏گويد:

    مسلم بن يسار گفت: از عمر بن خطاب در مورد اين آيه، سؤال شد. عمر گفت: شنيدم كه از پيامبر(ص) در مورد همين آيه سؤال شد و حضرت چنين فرمود:

    إنّ اللَّه خَلَقَ آدمَ ثم مسح ظهرَه بيمينه فاخرج مِنه ذُرّية فقالَ: خلقتُ هولاء لِلْجنّة و بعمل أهل الجنّةِ يعملون ثم مسح ظهره فاستخرجَ منه ذُرية فقال: خلقتُ هؤلاءِ للنّارِ و بعمل أهلِ النار يعملون فقال رجلٌ: يا رسولَ اللَّه، ففيم العملُ؟ قال: فقال رسول‏اللَّه(ص) إنّ اللَّهَ إذا خلقَ العبدَ لِلجنةِ استعملهُ بعملِ أهلِ الجنةِ حتى يمُوتُ على عملٍ مِن أعمالِ أهلِ الجنةِ فيدخلُه الجنّةَ و إذا خلق العبدَ للنّار استعملهُ بعملِ أهلِ النار حتى يمُوت على‏ عملٍ مِنْ أعمالِ النارِ فيُدخلهُ اللَّهُ النار؛

    خدا آدم را خلق كرد و سپس پشت آدم را با دستش مسح كرد و از آن ذريه‏اى را آفريد و گفت: آنان را براى بهشت آفريدم و به عمل اهل بهشت، عمل مى‏كنند. سپس پشت آدم را دوباره مسح كرد و از آن ذريه ديگرى را خارج نمود و گفت: اين گروه را نيز براى جهنم خلق كردم و به عمل اهل جهنم، رفتار مى‏كنند. مردى براى حضرت رسول(ص) فرمود: يا رسول‏اللَّه(ص) پس نقش عمل چه مى‏شود؟ عمر گفت: پيامبر(ص) فرمود: خداوند، وقتى بنده‏اى را براى بهشت آفريد، او را به اعمال بهشتيان ملزم مى‏نمايد تا آن بر اعمال بهشتيان بميرد و سپس او را داخل بهشت مى‏نمايد. و هنگامى كه بنده‏اى را براى جهنم خلق مى‏نمايد، او را به اعمال جهنميان، وامى‏دارد تا آن كه بر اعمال جهنميان بميرد و سپس او را به جهنم مى‏برد.(51)




    امضاء




  9. Top | #88

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    بر اساس حديث بالا -كه عمر آن را به پيامبر(ص) نسبت مى‏دهد- عمل انسان، جايگاهى را در سرنوشت او ندارد و اساساً انسان از خود اختيارى نداشته و مجبور است. زيرا از روز نخست عده‏اى براى بهشت آفريده شده و عده‏اى براى جهنم خلق شده‏اند. البته اگر موضوع روايت <علم خداوند» بود، راهى براى توجيه آن بود، ليكن آن‏چه را عمر به پيامبر(ص) نسبت مى‏دهد، بى‏ارزش بودن عمل است كه با آيات فراوانى درتعارض است؛ مانند: <فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّةٍ خَيراً يَرَهُ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرّةٍ شَرّاً يَرَهُ؛(52) هر كس كه به اندازه ذره‏اى كار خير انجام دهد، پاداش آن را مى‏بيند و هر كس به‏اندازه ذره‏اى كار زشت انجام بدهد، به سزاى عمل خويش مى‏رسد.»

    چگونه خليفه دوم با آن كه حديث مذكور، معناى روشنى ندارد، آن را افراداً به پيامبر(ص) نسبت داده است؟






    امضاء




  10. Top | #89

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    مبحث سوم: پيامدهاى حديث سبعة احرف

    جمع‏ آورى قرآن توسط عثمان


    از جمله پيامدهاى حديث سبعة احرف، جمع‏آورى قرآن در زمان عثمان است. زيرا مسلّماً در زمان عثمان حديث سبعة احرف مطرح و مورد استناد بوده است و مصاحف متعددى بر اساس قراآت متعدد، مبنى بر سبعة احرف رواج مى‏يافت. ازطرفى در زمان عثمان، مصحف معين و الگوى مشخصى در سرزمين‏هاى مسلمين وجود نداشت و باگذشت زمان، مصاحف متعددى فراهم مى‏شد و زمينه اختلاف قراآت مجدداً رو به رشد بود.

    مصاحف تهيه شده هر كدام بر اساس قرائت خاصى بود و قراآت قرّائى چون ابيّ‏بن كعب و عبداللَّه بن مسعود و ... با يكديگر متفاوت بود و اختلاف قراآت تا آن‏جا روبه گسترش نمود كه ممكن بود قراآت، دستخوش پريشانى واقع شده و گاه كلمات هم‏معنى جايگزين يكديگر شود و هر كدام از قرا، قرائت خويش را به استناد حديث سبعة احرف، قرآن مى‏دانست. در هر بلادى، قرائت خاصى مورد نظر بود و برخى افراد كه قرائت متفاوتى را ياد مى‏گرفتند با يكديگر در ستيز بودند و در مواردى به تكفير يكديگر مى‏پرداختند.

    لذا عثمان فردى را نزد حفصه دختر عمر فرستاد و مصاحفى كه با تصدّى ابوبكر تهيه شده و نزد وى بود، به امانت گرفت و گروهى را به سرپرستى زيدبن ثابت، معين‏نمود تا از بين آن مصاحف، مصحف الگو را بر اساس قرائت واحد، استنساخ نمايد. ازآن مصحف الگو، نسخه‏هايى تهيه و به شهرهاى مختلف فرستاده شد و دستور داده‏شد كه هر گونه مصحف ديگرى را بسوزانند.(1) جمع‏آورى قرآن در زمان عثمان، در واقع، جمع و تدوين اصل قرآن نبود، بلكه توحيد مصاحف در جهت قراآت بود. سيوطى به نقل از حارث محاسبى مى‏گويد:






    امضاء




  11. Top | #90

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    7751
    نوشته
    3,437
    صلوات
    358
    دلنوشته
    4
    صلوات بر محمد وآل محمد و اقا امام زمان (عج)
    تشکر
    917
    مورد تشکر
    1,522 در 565
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض










    گرچه مشهور است كه گردآورنده قرآن عثمان بوده است؛ ليكن چنين نبوده است و تنها كار عثمان اين بود كه مردم را بر قرائت واحد كه مورد توافق او و مهاجران شاهد قراآت بود، ملزم نمود. اما قبل از عثمان مصاحف داراى وجوهى از قراآت بودند كه بر اساس حروف سبعه، شكل گرفته بود و قرآن بر آن حروف سبعه، نازل شده بود.(2)

    عثمان هر مصحفى را همراه قارى معينى به بلاد فرستاد تا قرائت قرآن‏ها، يك‏سان باشد. زيرا گرچه مصحف او بر اساس واحدى بود، ليكن اِعراب و نقطه نداشت. درمورد اعتبار مصحف عثمان، نقل شده كه، مورد تأييد اكثر صحابه و حتى حضرت على(ع) بوده است. سيد بن طاووس در مورد مصحف عثمان مى‏گويد: عثمان قرآن را به رأى على(ع) جمع‏آورى نمود و با نظارت و تصويب آن حضرت، صورت گرفت.(3) سيوطى هم از حارث محاسبى نقل مى‏كند كه على(ع) فرموده است: <لو ولّيْتُ لعملتُ بالمصاحفِ التى عَمِلَ بها عثمان؛(4) اگر من نيز عهده‏دار اين كار بودم، همان كارى را مى‏كردم كه عثمان انجام داد.»

    لذا ترتيب آيات قرآن در مصحف عثمان -كه همان ترتيب موجود است- از همان ترتيب زمان پيامبر(ص) ناشى شده است. و نيز موافقت حضرت على(ع) با عمل عثمان در جمع‏آورى و توحيد مصاحف، منشأ موافقت شيعه با مصاحف عثمانى مى‏باشد؛ كه از زمان وى تا كنون به همان صورت مورد استفاده تمام مسلمين از شيعه و سنى بوده است.





    امضاء




صفحه 9 از 33 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi