و از این نمونهها چه بسیارم که به یاد است!
و هنوزم در یاد که:
روزی پیامبر- ص-،
پس از پایان نماز،
نماز عصر،
در محراب بنشست،
روی به مردم،
در همان حال بیامد،
پیری از اعراب مهاجر،
جامهاش کهنه،
و تا آنجا فرتوت بود و ضعیف،
که بر پای نمیتوانست ایستاد!
پیامبر- ص-،
به «تفقد» احوالش را جویا شد،
و آن پیر گفتش،
ای پیامبر خدای!
گرسنهام،
برهنهام،
و تهیدست!
سیرم کنید!
[ صفحه 115]
و بپوشانید!
و نیز مرحمتی!




